Las primeras 200 líneas.
تنظیم و هماهنگی مجدد توسط g0dsend313(mlm1102003)
اسم من دايانا هنريکز هست
به عنوان يه خبرنگار تحقيق براي نيويورک تايمز کار ميکنم
من رسوايي برني مادوف رو از روزي که شروع شده بود
پوشش داده بودم
بعد از ماه ها درخواست و مکاتبات
من در نهايت موفق شده بودم تا با برني مادوف مصاحبه کنم
در 24 اوت 2010
تا امروز
به حز وکلا اين تنها ملاقاتيش بود
فقط همسرش اومده بود
اون به هر سوال مستقلي درباره جرمش
پاسخ نداد
جز وقتي که توي دادگاه مي ايسته
به قاضي جواب ميده
در چنين مواقعي
اون محکم به نظر مي ر سيد تقريبا تمرين کرده بود
اما توي گفتگوي ما
اون آروم به نظر مي رسيد
و استوار بود
جدي و قابل اعتماد
که اين يه موهبت و نفريني براش بود
اين چيزي که اونو توانا ميکنه
تا بزرگترين طرحشو اجرا کنه
شصت و پنج ميليارد دلار
... برنارد ال مادوف
زنداني شماره 61727054
در معاملات خارج از کشور امروز
سهام نيکي بيش از 8 درصد کاهش يافت
که با معيارهاي استراليا فاصله زيادي نداره
بحران تا وقتي تموم نشه هيچ نشونه اي نداره
سهام شرکت دي او دابليو صبح امروز در وال استريت کاهش پيدا کرد
و مين استريت که در تيررس بزرگ ترين بحران هستش
به پيدا کردن راه خودش ادامه ميده لعنتي
از زمان رکود بزرگ
سرمايه گذارها و بانک ها پول نقد خودشون رو نگه ميدارن
تا وقتي که بشه اعتماد بيشتري به بازارهاي مالي کرد
حالا بريم پيش باب سامرز
با داستاني از يکي از شهرستان ها
گرفتار شدن در بحران وام مسکن
... من توي کاليفرنيا هستم که اگه به اطراف نگاه کني
بسپرينش به من
اين لعنتي کلا ديوونه شده
نميتونيم از اين پا پس بکشيم اندي
ما پا پس نميکشيم شرکت رو سرپا نگه ميداريم
چي، بدون هيچ سلامي و صبح بخيري؟
پدر؟
چه خبره؟
تو 175 ميليون پاداش ميدي؟
اره توي دسامبر؟
ما سال خيلي خوبي داشتيم
سال تموم نشده. نميدونيم بعدش چي ميشه
من ميخوام به کارمندام پاداش بدم
ميخوام که احساس خوبي از کار کردن در اينجا داشته باشن
يه دليل بگو که بشه توي فوريه پاداش هارو داد
به خصوص توي اين وضعيت
تو گوش نميدي چي ميگم
اين مهمه که کارمندا بتونن از خونواده هاشون مراقبت کنن
بهتر نيست بيشتر حواسمون باشه؟
فقط توي اين مورد يادآوري کنيم؟
من حالا پاداش هارو پرداخت ميکنم
اما اين ديوونگيه هيچ معنايي نداره
پيتر برني، بيخيال
جاي بحثي نداره
من حالا پاداش هارو پرداخت ميکنم
اين از همه مراقبت ميکنه
پدر، حالت خوبه؟
تو چت شده؟
من خوبم
باشه، مطمئني؟
برني فقط بهشون بگو
چي بگم؟
اين چيه، پدر؟ چه خبره؟
اين چيه، پدر؟
من بايد باهات صحبت کنم
تو ميتوني، ميدوني تو ميتوني
ميدونم
تنگ ماهي لعنتي اينجاست
تنگ ماهي لعنتي
همه ميتونن اينجا هر چيزي رو ببينن
چطوره که ما اينجا يه پرده نداريم؟
الو؟ سلام روث
سلام من و پسرا در حال رفتن به خونه ايم
چرا؟
بايد با همتون صحبت کنم
اوه، باشه
بزودي خونه ايم بسيارخب
درباره سلامتيته؟
نه
بريم پايين کتابخونه
هيچ راهي نيست که بگمش
هيشکدوم از اينا واقعي نيست
همش يه دروغ بزرگ لعنتيه
چيه؟ مشورت
يه تقلبه
هيچ سرمايه گذاري اي وجود نداره
درباره چي حرف ميزني؟ البته که سرمايه ها هستن
من کارشونو ساختم اونا توي هر بيانيه اي هستن
من کارشونو ساختم من معاملات رو ديدم
اونا جعلي ان
همش جعليه
درواثع، فقط يه نقشه پونزي بزرگه " اين طرح به جاي آن که سودي که از فعاليت اقتصادي واقعي بدست آمده باشد، را به سرمايه گذاران پرداخت کند، از پول خودشان يا از پول ديگر سرمايه گذاران به آنها سود پرداخت مي کند"
طرح پونزي چيه؟
من از چند نفر پول گرفتم
و دادمش به بقيه و
هيچي نمونده
يه 50 ميلياردي بايد باشه
مطلقا هيچي وجود نداره
همش رفت با پيتر صحبت کرده بودم
به پيتر گفته بودم که ميخوام هفته بعد اين کارو بکنم
چطور اين کار رو کردي؟
... من فقط نتونستم جلوي مزخرفه
هي بزرگ و بزرگتر شد و نشد جلوش رو بگيرم
مزخرفه
نميگم اين کارو کنين نه نه نه نه
نميتوني اين کارو بکني من پسرتم
پدر، پدر چطور تونستي اين کارو بکني؟
من شماهارو راه انداختم
... آره، اين همه چي درست ميشه
هنوز يه چند صد ميليوني مونده
... من ميخوام ميخوام مطمئن بشم
که شما بچه ها از بقيه خونواده
و بعضي از کارمنداي وفادار مراقبت مي کنين
همه چي درست ميشه فقط يه هفته وقت ميخوام
تو مارو با چي راه انداختي؟
با پول هاي دزديده شده؟
اون يه جنايتکاره
اون بقيه عمرشو توي زندان ميگذرونه
پدر، چطور تونستي اين کارو بکني؟ تو پدرم نيستي
بهشون توضيح داده بودم که اين بد نبود
... که وقتي اين مشکل
... يا اين جنايت شروع شد
اين چيزي بود که من فکر ميکردم
که ميتونم خودمو ازش بکشم بيرون
اما اين غير ممکن شد
هرچي بيشتر دست و پا زدم بيشتر فرو رفتم
اما اين به يه چيز اشاره داره
من از پذيرفتن حقيقت سر باز زدم
نميشه اين حقيقت رو پذيرفت
که من براي يک بار توي زندگيم شکست خوردم
نميتونم ... نميتونم به شکست اعتراف کنم
و اون شکست چي بود؟
... کمي بعد، من
فکر ميکنم برگشته بودم دفتر
و اونجا بود اندي رو ديدم
باهم حرف زدين؟
... اون اشاره کرد که
... که اون
اون و مارک با يه وکيل مشورت مي کنن
خب، همونطور که معلوم شد؛ اون رفت به ديدن مارتين لندن
وکيل پر افتخاري که بازنشسته بود
اون ناپدري نارکه اره
اون مقدار قابل توجهي پول پيشتون سرمايه گذاري کرد، درسته؟
خب، بيشتراز يکم، کمتر از بقيه
يا امام راحل
پنجاه ميليون؟
پنجاه ميليارد
يا اما راحل
بسيارخب، من توي هارتفوردم
ساعت سه بعد از ظهر اونجام
شما بايد درک کنين که کسب و کار مديريت پول
از يه دفتر کوچيک کار ميکرد
اره، دفتر توي طبقه جداگانست طبقه هفدهم
اين هميشه به نظر موفقيت آميزه مشتري هاي زيادي ان، فکر ميکنم
صندوق هاي تاميني ميدونم که اون مردم رو بعضي وقتا دگرگون ميکنه
... اما همه معاملات آره، همه معامله ها از طريق پيمانکاران اروپايي انجام ميشه
واسه همينه که دفترش توي لندنه
و بعدش اون بالا طبقه نوزدهم ساختمان بازار هستش
جايي که ما کار ميکنيم اينا نگراني من نيستن
اما اکه اون نقشه داره که در طول هفته
سودهاي نامشروع خودشو
بين فاميلاش
کارکنانش، دوستاش توزيع کنه
پس اين تموم نشده
اين يه جنايت در حال انجامه
خب حالا نظرت چيه؟ ما بايد دورش بزنيم؟
تو دور نميزنيش تو يه همدستي
بله؟
باشه، همه چي خوبه
اره
کيه؟
اف بي آي اينجاست
ميدونم چرا اينجايين
خب، واسه فهميدن اينجاييم
اگه توضيحي براي بيگناهي است
دليل بي گناهي اي وجود نداره
جايي هست که بتونيم خصوصي حرف بزنيم؟
اونجا
اون گفته بود که از دهه 70 ميلادي
يه طرح پونزي رو اجرا کرده
واقعيت براش خيلي مهم بود
اون عصبي نبود نميترسيد
او فقط گاه به گاه بسيار بود.
خب، قربانريال اون ادعا ميکنه که تنها بوده
بله، قربان
ميارمش
سلام، روث هستم
پسرا اونجان؟
اونا اونجا نيستن
اون امروز نميتونه بياد
No comments yet. Be the first to leave one.