Las primeras 200 líneas.
قلدر، من به خاطر تو زندان نمیرم، به خاطر هیچ کس زندان نمیرم
هیچوقت نمیتونی بفهمی که چقدر ازت متنفرم!
تو؟
هیچوقت با کسی در نیفت .که هیچی واسه از دست دادن نداره
گنده شون، اون هم هرگز نمیتونه دندونامو بشکنه
من پول در میارم آره، این و میدونی
نور و پرواز، آره منطورم و میفهمی. آره
هر سیاهپوستی میخواد از تیم تنفر باشه، گورباباشون
اون ها توی اولین محل با ما نبودن
بیشتر سیاهپوستا این و میدونن اگه من یه تلفن بزنم
دستور حمله صادر شده (کسب مجوز حمله از مافوق)
من می تونم ضربه بزنم، من میتونم خسارت بزنم
،اما این کارها رو نمیکنم پسرای فات اینطوری مثل ما عمل میکنند
،اون مرد من فریشکی بود میریم که انرژی بالامون و نگه داریم
!برای ریستون پیل
امیدوارم توجه تو جلب کنم
من احساس تنهایی میکنم در این مورد میتونی به من کمک کنی؟
دیوارها من و احاطه کردن نمیتونم بدون مرز زندگی کنم
عزیزم، باید دوباره فکر کنم قبل از اینکه به خیابان برم
،مردم میگم که من بی قرارم ساختمان های بلند خیلی استرس آورن
و من نمیخوام بی حساب وارد این بازی بشم
مشتاق به رهایی این شروع به احساس کردن ناخوشی ست
تنها حس شادی و خواهش من اینه که سرزنش نشم
من نمیتونم مسئولیت تمام کارام و به عهده بگیرم تو میبینی
من میخوام به جایی که من و پایین کشید غلبه کنم
و به همدیگه دروغ میگیم وهرچیزی که اتفاق افتاده رو انکار میکنیم
چون ما تنها کسایی نیستیم که اون و انجام دادیم، اوه، همه
من نمیتونم مسئولیت تمام کارام و به عهده بگیرم، تو میبینی
من میخوام به جایی که من و پایین کشید غلبه کنم
و به همدیگه دروغ میگیم وهرچیزی که اتفاق افتاده رو انکار میکنیم
...من نمیتونم
اسمش و یادت میاد؟
...نمیتونم. فکر میکنم همین بود
اسمش موک هست
میکشمش
این که اینجاست کیه؟
.اوه، این پسره
تسلیم، تسلیم
باشه. باشه. باشه
- مامان کجاست؟ -نمیدونم
باشه ، شو، برو دیگه، تکرار نکن-
.میام میگیرمت
چیکار میکنی؟
قبل از این که بری یکم ازین پیشی میخوام
ادبت کجا رفته؟
میتونستم کارم و تموم کنم و با شما زودتر برگردم اگر برای آماده شدن بچه ها کمک داشتم
سر کار بودم
رفته بودی آموزش ببینی؟
- کاری بوده که واسه بچه هام انجام ندادم؟ - دادی
پس مشکل چیه؟
.مشکل اینه که بچه ها به پدرشون احتیاج دارن
نه اینکه تمام روز کار کنی و بهشون پول بدی
ببرشون پارک یا یه همچین چیزی
خب، این کاریه که تو انجام میدی، من چهار تار شغل دارم
!!!خاطره ها مهمن
تو میدونی من دوست ندارم این اطراف بچرخم تعداد زیادی افراد و شغل ها تغییر میکنن
مثل همیشه
رییس از من خوشش نمیومد، مجبور شدم کارمو ترک "کنم"
،ببین، من دارم تو این اداره کار میکنم اگه اونا از من خوششون بیاد میتونه شغل دائمی بشه
میدونی که کار من امنیت رو برای این .خانواده فراهم میکنه و این کاریه که من انجامش میدم
تو چطور از ما محافظت میکنی وقتی هیچوقت پیشمون نیستی؟
من یه مردم، من باید پول در بیارم
میدونی قانون پول خوبی میده
و وقتی میمی تمام وقت به مهدکودک بره من سرکارم برمیگردم
اینکه با بچه ها باشی از مردی تو چیزی کم نمیکنه
نه، من مراقب خودمونم، این کاریه که من میکنم
چرا تو همه رو دور میکنی؟
اگه من وقت خیلی زیادی رو با اون ها بگذرونم در نهایت بیشتر از من خوششون میاد؟
افتخار میکنم
میدونی عاشق چی ام؟
هر صبح یکشنبه بچه ها رو به مرکز خرید میبرم
یه جای کوچیکی هست که میتونیم .اونجا صبحونه بخوریم
هر هفته من منتظر میشینم و فقط امیدم به اینه که تو میای و ما رو سورپرایز میکنی
فقط بشینیم اون جا. مثل یه خانواده
خیلی خوب میشه
میتونم دکمه هامو خودم ببندم
- به بابا بغل بده -بیا اینجا میمی
خیلی ممنون، خیلی خوب بود
!مرد بزرگ
...من میخوام که
- این برای منه؟ آره؟ - آره
- سلام - تو چطوری انقدر سریع بزرگ شدی؟
نمیدونم
مامان، سم اینجاست
بیا تو
بشین. الان مامان و میارم
- نوشیدنی میخوای؟ - نه، ممنونم
باشه. من باید برم. باید برم مدرسه
- بسیار خوب - باشه، بدجنس
این چیز خوبیه که من بخاطر کار زود بیدار میشم. سلام
- احوالت چطوره؟ - من خوبم. تو چطوری؟
مرد، اون داره زود بزرگ میشه
.میدونی. دارم پیر میشم خط موهام سه اینچ عقب تر رفته
اما تو اصلا نشون نمیدی که داری سن دار میشی
من حس خوبی دارم که دارم پیر میشم
کوچولوهات چطورن؟ - ...اره. خوبن. اره .ما -
ما رو به راهیم
خوبه
بعدش اسلحه شلیک شد و اینجا بیدار شدم
باشه.
چیز دیگه ای هست که بخواید به ما بگید؟
من هیچی نمیدونم
شما میدونین که این قضیه میتونه به هرکسی که میشناسین ربطی داشته باشه؟
نه. من سرم تو لاک خودمه
بسیار خوب
،فی کارش و خوب انجام میده اون زبان انگلیسی کار میکنه، هنر،فیلم
...اون واقعا خلاقه، اون باید
خب، اون اینا رو از من نگرفته
- بگیر - قطعا نه
تو شش ماه پیش اینجا بودی، نه
,لطفا بی خیال دوباره این کارو نکن
تو مجبور نیستی این کارو بکنی. من کار میکنم
- ما بهش نیازی نداریم - من نیاز دارم
و من میدونم این کمک میکنه
،تولد 16 سالگیش داره میرسه فقط یه چیز خوب براش بگیر
مرسی
-میبینمت -بعد میبینمت
سم
میدونی که یه روز اون همه چیز و باید بدونه. درسته؟
ازت خیلی ممنونم
اه
- من خیلی متاسفم. خیلی متاسفم - چیزی نیست. چیزی نیست
- ببخشید، ببخشید - بله
شما میدونین من چطوری میتونم به چرخ و فلک لندن برم؟
فقط یه تاکسی بگیر یا با مترو برو. آسونه
میخوام. میخوام راه برم
- راه بری؟ - میشه نشونم بدی؟
ممنون
یک ساعت و 27 دقیقه از اینجا
میشه مسیرها رو به گوشیم بفرستی؟
- بله - ممنون
...اه . لعنتی. من
من باید تلفنم و توی هتل اون طرف .جا گذاشته باشم
میتونی بامن بیای و اون رو توی نقشه م بذاری؟
نه. عزیزم. من باید جایی برم
چرا فقط از پذیرش هتل یا کس دیگه ای نمیخوای که اونا رو برات بذاره؟
...خواهش میکنم. و من
من میتونم سریعا لباست رو تمیز کنم از اونجایی که من گند زدم
این چجور هتلیه؟
هتل
سرویس آپارتمان.یا یه همچین چیزی
پدرم پولداره
من فقط مسافرت میرم
خودم و پیدا میکنم
- چند سالته؟ - من 28. تو؟
- پیرتر -
- اسمت چیه؟ - دومینیکا. مال تو؟
میک
میک
اره. چرخ و فلک لندن
لباست لطفا
خیلی سریع برات تمیزش میکنم
ممنون.میک
- چیکار میکنی؟ - شاید قبل از اینکه بری یه مقدار بخوای
نه. نه. من تو خونه برام هست
نه. نه. این و نداری
این ویژه ست
فقط لباس لعنتی مو تمیز کن یا اون و بهم برگردون
.اون نمیخواد از اینجا بره
نه
.عزیزم. مامانت تو راهه
من بهش نگفتم چه اتفاقی افتاده
اوه. باشه. ممنون
هوی، سولومون نورثاپ (هنرمند سیاهپوست آمریکایی) هنوز داری برادرم و میگیری؟
گوش کن. این طفلک دیگه باید بس کنه. میدونی؟
به هر حال اون جواب نمیده. بهتره یه کم این تلفن رو بذارم کنار
بسیار خوب. باحاله. باحاله
گوش کن. من میخوام در مورد دیروز باهات حرف بزنم
چرا. درموردش انقدر زیاد اهمیت میدی؟
- خواشه میکنم. تو عقلتو از دست دادی؟ - چرا. چطور انقدر گریه میکردی؟
بهت گفته بودم چطور برام گریه میکردی؟
"اه. ریستون"
حالا هر چی در مورد چی میخوای حرف بزنی. مرد؟
من هیچوقت مثل اون مرد گریه نکردم. تو دیوونه ای؟
اوی، چیکار داری میکنی؟- این شبیه چیه؟ توپاک؟ -
تو تیر خوردی یا من تیر خوردم؟
من دارم هنوز سعی میکنم بیاد بیارم - تو یادت میاد -
آپارتاید. آره؟
تو یادت میاد. تو یادت میاد من میدونم تو از چی خوشت میاد داداش
- برو دیگه مرد - تو یه نفهمی
الو؟
چی؟
اون کجاست؟ چرا من الان دارم اینو میشنوم؟
- ریستون کجاست؟ - اتاق سه
یو
من کی نوه هامو میبینم. پسر؟
چند هفته پیش
میدونم. مامان. معذرت میخوام سرم شلوغ بود. میدونی که
پس تیراندازی آره؟ چه اتفاقی افتاد؟
من صد بار گفتم.یه اسلحه تو کلوب شلیک شد من زخمی شدم. حالم خوبه
.منو هدف نگرفته بودن مامان
مطمئنی؟
مطمئنم؟
از وقتی 17 سالم بود مشکلی درست نکردم
من با هابرید رانندگی میکنم
برای شرکت پی آر کار میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.