Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

Grimsburg S02E13 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏دارم می‌گم یه جای کار می‌لنگه‏

‏همه‌چی خوبه، داداش‏

‏می‌دونم. مشکل همینه‏

‏ما دوتا مرد ضعیف و ناله‌ایم‏

‏که شب، توی یه پارک متروک و مه‌آلود راه می‌ریم‏

‏تا الان باید تیکه‌تیکه شده بودیم‏

‏دارم فکر می‌کنم شاید،‏

‏شاید اصلاً قتل‌پذیر نیستیم‏

‏هی! این حرف رو نزن، مرد‏

‏هر روانی‌ای خوش‌شانس می‌شه اگه تو‏

‏توی چاه سیاهچالش از سطل غذا بخوری‏

‏ـ جدی می‌گی؟‏ ‏ـ صددرصد‏

‏مشکل ما نیستیم. این شهر شُل شده، داداش‏

‏اگه ده سال پیش بود، تا الان بدن‌هامون رو‏

‏عین قاچ پرتقال بریده بودن‏

‏و جلوی یه تیم فوتبال گذاشته بودن،‏

‏ولی نه، این روزها همه باید‏ ‏این‌قدر لعنتی ووک باشن‏

‏حق با توئه. ممنون، مرد. می‌رم خونه‏

‏برام بدشانسی آرزو کن!‏

‏آره. دیگه هیچ اتفاق عجیبی اینجا نمی‌افته‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏اوف!‏

‏خب، اینم از‏

‏شماره‌یکِ پیداکنندهٔ قاتل من‏

‏هاها! پس...‏

‏اون دیگه چه کوفتیه؟‏

‏خب، ظاهراً... زیپ آسمون باز مونده‏

‏لعنتی، فلوت! چند روز بیشتر تا انتخابات نمونده،‏

‏و دارم به غاز می‌بازم!‏

‏نمی‌تونم برگردم کلاه‌بردار تیندر بشم‏

‏رمزم رو یادم رفته، پس این رو حل کن‏

‏حالا باید برم. چند رأی‌دهندهٔ مردد دیدم‏

‏سلام بچه‌ها. می‌شه لطفاً بگوزین؟‏

‏گوز، پی‌پی، گوز. به من رأی بدین. گوز!‏

‏می‌دونم سن رأی‌دادن توی‏ ‏گریمزبرگ هجده سال و پایینه،‏

‏ولی بهش اعتماد دارم‏

‏حالا وقت حل‌کردن پرونده‌ست‏

‏ـ فلوت!‏ ‏ـ اَه‏

‏این قتل همه‌اش تقصیر توئه‏

‏ـ چی؟ من اصلاً اینجا نبودم‏ ‏ـ نه این قتل‏

‏اون یکی دیشب، توی المپیک کارمندان دولت‏

‏تو نیومدی، پس من گیر افتادم‏

‏با وینونا توی اتاق فرار، بعد هم‏

‏آتش‌نشانی، رفتگرها‏

‏و کتابدارها سلاخی‌مون کردن!‏

‏کتابدارها، فلوت!‏

‏حرفش رو باور نکن، فلوت‏

‏اون بود که به حرفم گوش نمی‌داد‏

‏و هی اصرار می‌کرد کلید توی قفله‏

‏کلید چطور می‌تونه داخل قفل باشه؟‏

‏برای همینه که معماست!‏

‏ذهن جنایی، من رو با خودت ببر‏

‏ـ فلوت!‏ ‏ـ اَه‏

‏فهمیدی؟‏

‏دارم سعی می‌کنم پرونده رو حل کنم،‏

‏ولی همه هی مزاحمم می‌شن‏

‏نه، خنگول. فهمیدی‏

‏امشب توی کارائوکه چه دونوازی‌ای می‌خونیم؟‏

‏با کمال میل نقش دالی رو‏ ‏توی «جزیره‌ها در جریـ...»‏

‏با من حرف نزن!‏

‏دیگه هیچ‌کس برای جنایت ارزش قائل نیست؟‏

‏من هستم، و این یکی از‏ ‏ناراحت‌کننده‌ترین جرم‌هاییه‏

‏که تا حالا دیدم‏

‏ـ این گروه پیام اداره‌ست‏ ‏ـ دقیقاً،‏

‏و به میمی که فرستادم جواب ندادی‏

‏خیلی خنده‌داره‏

‏ـ اوم، نمی‌فهممش‏ ‏ـ جدی؟‏

‏سر نداره، و یکی داره می‌پرسه‏

‏شیر داره یا نه‏

‏هی‌هی‌هی! خیلی خنده‌داره‏

‏آخ!‏

‏دیگه بسه! نمی‌تونم ادامه بدم‏

‏ـ ادامهٔ چی؟‏ ‏ـ این!‏

‏میانجیگری مشکلات کاری، شب کارائوکه،‏

‏بلدبودن اسم‌هاتون‏

‏فقط چون با هم کار می‌کنیم معنی‌اش این نیست‏

‏که باید از هم خوشمون بیاد‏

‏من یه گرگ تنهام‏

‏باید بیرون باشم و رو به ماه زوزه بکشم،‏

‏یا... خب، فقط همین رو از گرگ‌های تنها می‌دونم،‏

‏که منطقیه چون تنهان،‏

‏پس کسی دوروبرشون نیست که برگرده‏

‏و شاخص‌ترین ویژگی‌هاشون رو گزارش بده‏

‏می‌خوام برگردم به همون آدم قبلی‏

‏یه کم وقتِ خودم رو می‌خوام‏

‏ـ منم می‌تونم بیام؟‏ ‏ـ حتماً‏

‏می‌تونیم یه چیزی بخوریم... نه! تنهام بذار!‏

‏یادداشت بردار، وینونا‏

‏این‌طوری از یه اتاق فرار می‌کنن‏

‏سامرز، می‌شه دستت رو توی خلأ ببری‏

‏و گوشیم رو برداری؟‏

‏حتماً‏

‏اوه! اوه! آخ!‏

‏بعد از اون‌همه، فقط توی پذیرایی هارمونی‌ایم؟‏

‏کی خندید؟‏

‏اوم، بچه‌ها، پله‌ها معمولاً‏

‏اون طرف خونه نیستن؟‏

‏هارم، شورت شیکم رو ندیدی؟‏

‏یا همکارهای من رو،‏

‏که برای شام بزرگمون زود اومدن؟‏

‏ «فلوت» در حضور ‏

‏ تماشاگران زندهٔ استودیو ضبط شده است ‏

‏اوه، خدای من. از سال‌هایی که تلویزیون‏

‏بهترین و تنها دوستم بود، می‌دونم‏

‏ظاهراً افتادیم توی نسخهٔ سیت‌کامی جهان خودمون‏

‏وارد مولتی‌کم‌ورس شدیم‏

‏اوه!‏

‏خب، قبل از اینکه این سیت‌کام‏

‏کابوس شه، بریم بیرون‏

‏نمی‌خوام ماجرای اتاق فرار تکرار شه‏

‏اگه می‌خوایم برگردیم خونه، فقط باید‏

‏از همون راهی که اومدیم برگردیم‏

‏مثل آبِ...‏

‏خوردن؟‏

‏خب، ظاهراً از اتاق فرار فارغ‌التحصیل شدیم‏

‏و رسیدیم به جهان فرار‏

‏فکر کردی اون سبیل قلابی من رو گول می‌زنه؟‏

‏ـ آخ!‏ ‏ـ آخ!‏

‏فکر کردی با عوض‌کردن لباس‏

‏یادم می‌ره چی گفتی؟‏

‏فکر کردی کمدی حتماً سه‌تاییه؟‏

‏آخ!‏

‏ببخشید اینجا آبروت رو بردم‏

‏چه کوفتی؟‏

‏تو عین منی‏

‏یعنی اگه سبیلم رو می‌زدم، خط فک داشتم‏

‏و توی لیگ برتر بازی می‌کردم،‏

‏ولی غیر از... اون، همه‌چی‌ات‏

‏دقیقاً هم‌اندازهٔ منه، نه بزرگ‌تر‏

‏هه‌هه‌هه. فکر کردیم شاید اینجا پیدات کنیم‏

‏«ما»؟‏

‏همه‌تون منین!‏

‏اوه، خدای من. افتادیم توی قسمت جهان‌های موازی؟‏

‏یکی گفت جهان موازی؟‏

‏این نشونهٔ منه که خیلی راحت ظاهر شم‏

‏و با عجله قوانینی رو توضیح بدم که ساخته شدن‏

‏تا همهٔ حفره‌های داستانی جور دربیان‏

‏چقدر وقت دارم؟‏

‏اوم، حدود ده ثانیه‏

‏ـ این یه کارتون نیم‌ساعته‌ست‏ ‏ـ چی؟!‏

‏حداقل دو ساعت‌ونیم لازم داری تا بتونم‏

‏اون نیم‌ساعت اضافه رو هم تلف کنم و نشون بدم...‏

‏وقت تمومه‏

‏صبر کن. یعنی همه‌مون نسخه‌های همدیگه‌ایم‏

‏از بُعدهای مختلف؟‏

‏نه. همه‌تون نسخه‌های ضعیف‌تر منین‏

‏من مارتین فلوتم؛ مجردی بی‌بچه‏

‏که مهارت‌های باورنکردنی کارآگاهی‌اش‏

‏فقط زیر سایهٔ ظاهر حتی‏ ‏باورنکردنی‌ترش قرار می‌گیره‏

‏اوه!‏

‏واو!‏

‏اسم من «اف»ـه، نه اینکه اهمیتی داشته باشه‏

‏هیچی اهمیت نداره. زندگی کار موقته،‏

‏و مرگ حقوق آخر ماه‏

‏من فلوت‌منم!‏

‏یه کارآگاه عادی و معمولی بودم‏

‏تا اینکه یه الکلی رادیواکتیو گازم گرفت،‏

‏و بهم قدرت‌های فراوانی داد‏

‏که فقط با خوردن مشروب فعال می‌شن‏

‏هیچی حس نمی‌کنم‏

‏یه دور دیگه می‌گیرم‏

‏هان؟‏

‏ـ ماروین، تو کی هستی؟‏ ‏ـ ماروینا‏

‏چه کار قشنگی با موهام کردی‏

‏هه‌هه‏

‏خب، اگه چشم‌چرونی به انعکاس خودتون تموم شده،‏

‏با فلوت پنجم آشنا شین‏

‏ها! این فلوت واقعاً یه فلوت موسیقیه‏

‏واو، واو، واو! رفیق، آروم باش‏

‏این‌جور حرف‌ها نه توی این جهان جا داره‏

‏نه توی هیچ جهان دیگه‌ای‏

‏شما عین یه ابرگروه از «من»ها هستین‏

‏همهٔ «ما»ها اینجا چی کار می‌کنیم؟‏

‏ما «مولتی‌فلوت‌ها»ییم؛ گروه نخبه‌ای‏

‏از کارآگاه‌هایی که از جهان‌های مختلف جمع شدن‏

‏تا با جرایم مربوط به چندجهانی بجنگن‏

‏و اومدین من رو استخدام کنین؟‏

‏نه، اعضامون کامله، ولی چون فلوت محلی‌ای،‏

‏برای گشتن توی دنیات کمک لازم داریم‏

‏تا بفهمیم چه کسی شکاف رو باز کرده و چرا‏

‏اوه، حتماً. من خودم هم روی همین پرونده‌ام‏

‏امروز صبح حلش کرده بودم،‏

‏ولی همکارهای احمقم این‌قدر رفتن توی...‏

‏مشکلات شخصی تو برای ما مهم نیست‏

‏آره! دقیقاً داشتم همین رو‏

‏ـ برای اون‌ها توضیح می‌دادم...‏ ‏ـ هنوز داری ادامه می‌دی‏

‏درسته. الان ساکت می‌شم‏

‏ببینین، داشتم فکر می‌کردم‏

‏چطور از اینجا بریم بیرون‏

‏چون سیت‌کام‌ها طوری ساخته‏ ‏شدن که سال‌ها ادامه پیدا کنن،‏

‏آخر هر قسمت هیچ‌چیز واقعاً نمی‌تونه تغییر کنه‏

‏قهرمان به خواسته‌اش می‌رسه،‏

‏یه درس کوچولو می‌گیره، ولی بعد همه‌چی‏

‏برای قسمت بعد برمی‌گرده‏

‏به وضعیت اول داستان‏

‏خب، ممنون که کار تلویزیون‏ ‏رو توضیح دادی، راجر ای‌بات‏

‏این چطور کمکمون می‌کنه، سامرز؟‏

‏اگه به کسی غیر از خودت گوش می‌دادی،‏

‏می‌فهمیدی ایدهٔ نابیه‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left