Las primeras 200 líneas.
تعطیلات قراره خیلی خاص باشه
چون با کسایی که دوستشون داری وقت میگذرونی
ولی اگه از من بپرسی
همینجوریش هم خونوادهم بیش از حد با هم وقت میگذرونن
مانی! اوه
اگه بخوای حقیقت رو بشنوی
معنی واقعی این فصل به با هم بودن نیست
یا بقیهی اون حرفای لوس و تکراری
واسه من، کریسمس همهش یعنی کادو
و اگه بچه باشی
تنها هدفت اینه که تا میتونی اون روزِ بزرگ کادوی بیشتری گیرت بیاد
مشکل اینجاست که اگه کادوی زیاد میخوای
باید کلِ ماهِ قبل از کریسمس رو بچهی خوبی باشی
و تو این وقت از سال، خیلی سخته که آدم همیشه مودب و سربهراه باشه
گرگ
چون کلی راه وجود داره که
یه بچه گند بزنه
مامان
یعنی واقعاً خیلی زیاده
دقیقاً شیطونی نیست، ولی قطعاً چندشآوره
موضوع اینه. دارم نگران میشم که فرصتم
برای گرفتن کادوهای خفن تو کریسمس داره از دست میره
چون متوجه شدم هر چی بزرگتر میشی، کادوهایی که میگیری بدتر میشن
شورت؟
پس اگه این واقعاً آخرین شانسمه که چیزی که میخوام رو گیر بیارم
باید مطمئن شم که بچهی خوبیام تا بتونم با یه حرکتِ خفن تمومش کنم
بوم
اوه
ووهو! ها! من اربابِ چراغهام
اوه
اسمشو چی بذاریم؟ آیسی آزبورن
اوه، لعنتی
بوپ! مامان
میشه لطفاً یه چیزِ جدیدتر ببینیم؟
این برنامه انگار واسه صد سال پیشه
اوه رودریک، همهی جذابیتش به همینه
این برنامههای ویژه بخش بزرگی از رسم و رسومِ تعطیلاتِ بچگیهام بودن
زندان
خب مامان
اِم، میتونیم الان دربارهی این کنسولِ بازی حرف بزنیم؟
تراشهی پلاتینیوم اُمگا داره. اوه
و گرافیکش هم انگار از واقعیت هم واقعیتره
بله گرگ، فکر کنم قبلاً اینو گفتی
احتمالش چقدره که گیرم بیاد؟ مثلاً ۸۰ درصد؟
شصت و پنج؟
اوممم، خب تو طول سالِ گذشته بچهی خوبی بودی؟
کلِ سالِ گذشته؟
آخه فکر میکردم فقط از "روز شکرگزاری" تا کریسمس ملاکه
بابانوئل مرخصی نمیره، گرگ
پس باید همیشه به بهترین شکل رفتار کنی
آره خب، اون قضیهی ذغال گذاشتن تو جوراب همهش افسانهست
به من اعتماد کن، من خوب میدونم
ممنون رودریک. سلام
میشه لطفاً حواسمون رو جمع کنیم؟
نمیدونم گرگ. مگه همین الانش یه کنسولِ بازی نداری؟
اونی که دارم دیگه کاملاً فسیل شده
و اگه این جدیده رو نگیرم
نمیتونم با دوستام بازی کنم
تو که دلت میخواد من دوست داشته باشم، نه مامان؟
اوه گرگ. میشه این بحث رو فعلاً واسه امشب تموم کنیم
و از این لحظهی تعطیلات لذت ببریم؟
خداحافظ صبحانه. آه، خودِ خودشه
آی! هی، هی! اوه
خب، سه مدل ریسهی مختلف گرفتم
هر چی رو قفسه بود رو برداشتم
فرانک، این جعبه رو از کجا پیدا کردی؟
اوه، اون عقب بود، زیر کیسه زبالههایی که حلقههای گل توشون بود
خوب انجامش دادم؟
سالها بود اینو ندیده بودم
فکر میکردم گم شده
آخی
اوه
اون دیگه چیه؟
این عروسک بخش خیلی مهمی از رسم و رسومِ تعطیلاتِ خونوادهی من بود
مادربزرگم خودش "اِلفِرِندو" رو با یکم جادوی کریسمس بافت
الفرندو؟
درسته. اون یکی از مهمترین جاسوسهای بابانوئله
اون مستقیماً به خودِ رئیس گزارش میده
پس اگه میخوای اون کادویی رو که خیلی دلت میخواد بگیری
اونوقت شاید بهتر باشه حواست باشه پات رو کج نذاری
چون بابانوئل خبردار میشه
خب، یه جای خوب واسه نشستنِ دوست کوچولومون کجاست؟
اوه، اینجا خوبه
صبر کن. ما... ما میخوایم اون موجود رو اینجا نگه داریم؟
البته که آره، گرگ
الفرندو قراره مطمئن شه که تو دو هفتهی آینده
همه به بهترین شکل رفتار میکنن
میشه الان برگردیم تو؟
چون اینجا خیلی سرده
شاید بتونیم از مامانت بخوایم واسهمون هاتچاکلت درست کنه
از اونایی که توش مارشمالوهای کوچولو داره
نه، نه، نه. بیرون باشیم خیلی بهتره
تو این یه مورد به من اعتماد کن
ولی من اصلاً نمیفهمم اینجا داریم چیکار میکنیم
داریم آدمبرفی درست میکنیم راولی، و سعی میکنیم تو دردسر نیفتیم
ولی گرگ، این اصلاً شبیه آدمبرفی نیست
خب، این فقط پایهشه
وقتی قدش رو به مثلاً سه متر رسوندیم، طبقهی بعدی رو میذاریم روش
ولی چطوری میخوایم یه گلولهبرفی بذاریم بالای این؟
نمیدونم. شاید بتونیم یه جرثقیل کرایه کنیم
وقتی به اونجا رسیدیم یه فکری براش میکنیم
یالا دیگه
همینجوری واینستا و بیا کمک کن
خب، بالاخره اون کنسولی رو که میخواستی میگیری؟
نمیدونم
مامانم که هیچی بروز نمیده، منم همهجا رو گشتم
دنبال کادوها میگردی؟
ولی مگه این کار بدی نیست؟
ببین، اگه اونا کادوهام رو جایی میذارن که من بتونم پیداشون کنم
پس اشکالی نداره
تو دنبال کادوهات نمیگردی؟
همهی کادوهای من از طرف بابانوئله
و اون هم تا وقتی شب کریسمس خوابم نبره، اونا رو نمیاره
آره دیگه
اصلاً نظرت دربارهی این شخصیتِ بابانوئل چیه؟
منظورت چیه؟
ظاهراً
وقتی خوابی میپادت
یعنی، یکم ترسناکه. نه؟
یعنی آدم حق نداره یکم حریم خصوصی داشته باشه؟
گرگ، اون صدات رو میشنوه
راستی دستشویی چی؟
یعنی اونجا نباید یه منطقهی حفاظتشده باشه؟
قوانین اینجا چیه؟
بابانوئل، اون نمیفهمه چی داره میگه
من
فقط خوشم نمیاد که واسه رسیدن به چیزی که میخوام مجبور باشم بچهی خوبی باشم
خیلی زحمت داره
ولی آدم باید خوب باشه، فقط چون خوب بودن کارِ درستییه
آره، این حرف هیچوقت واسه من منطقی نبوده
هی، مگه نگفتم اونجا الکی واینستا؟
یالا. بیا اینجا کمکم کن
اوه
هی تایلر عزیزم. چی لازم داری؟
یالا. بریم! تندتر
باقیموندهی مرغ تو یخچاله، طبقهی وسط
باشه عزیزم
مامان باید فقط یه خیابونِ دیگه رو تموم کنه. فعلاً خداحافظ
این چه وضعیه؟
اِ، هی بچه، چرا یکم... اِم، تکون نمیخوری؟
ای بابا
آره، هر سال از این بچهها داریم
گرگ، فکر کنم به یه چیزی گیر کرده
تو فقط به اندازهی کافی تلاش نمیکنی
بیا، برو اونور
باید اینجوری انجامش بدی
دیدی؟ راه افتاد
اِم، گرگ؟
اوه نه. ای وای
چمنها رو داغون کردیم
چیکار کنیم گرگ؟
بیا، بیا. کمک کن قبل اینکه کسی ببینه بپوشونیمش
اِم، باشه. زود باش، زود باش
ببین، اگه تکون نخوری
نمیتونم خیابون رو باز کنم تا فردا بتونید برید مدرسه
الو؟ کسی اونجا نیست؟
اوه، این اصلاً خوب نیست
اوه آره
کمین کردن
بگیریدش
خب، تموم شد. مثل روز اولش شد
میدونی، فکر کنم واسه شروعِ این آدمبرفی خیلی خوب پیش رفتیم
ما هیچوقت نمیریم مدرسه
بس کنید، بس کنید، تمومش کنید
هی، نظرت چیه بریم خونهی شما؟ میتونیم هاتچاکلت بخوریم
آره
همین کار تیمییه که باعث میشه پیش بابانوئل کلی امتیاز بگیریم
راولی! اِ، یه کاری بکن
حواسم هست
گرگ
راولی
اوه، نه
ای وای
هو هو
خیلی خب، گوش کنید
یه گلولهبرفی دیگه پرت کنید زنگ میزنم پلیس
چی؟ هان؟
اون چیه؟
ووه! ای وای
هو هو هو
نه! نه، نه. نه، نه، نه، نه، نه، نه
هو هو... هو-هو-هو... هو
هو-هو-هو. هو
اوه نه
نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
معلومه که این اتفاق باید واسه من بیفته
یالا
یالا دیگه، لعنتی
اوه، داری شوخی میکنی دیگه؟
هی، تو! تو! آره میبینمت، آقای کلاه قرمزِ شالگردن قرمز
همونجایی که هستی بمون
زود باش راولی. باید از اینجا جیم شیم
هی گرگ! فکر کنم گمِش کردیم
اوه، شما وروجکهای فسقلی فکر کردید میتونید از دست من در برید؟
راولی، زود باش
هنوز داریم میدویم
هی، هی! شما دوتا، همونجا وایستید
هی
واه... واه
چپ، چپ! نه، برو راست
No comments yet. Be the first to leave one.