Las primeras 200 líneas.
برج لندن
با شرکت :بازیل راتبون
بوریس کارلوف - باربارا اونیل وینسنت پرایس - ایان هانتر
فیلمنامه : رابرت ان. لی
موسیقی : چارلز پره وین
تهیه کننده وکارگردان : رولند وی لی
هیچ عصری بدون بیرحمی وجود ندارد که از طریق تلاش برای قدرت
که لکه هائی تاریک بر تارک تاریخ نگذاشته باشد
درقرون وسطی تصرف برج لندن معادل تصرف تاج وتخت بود
درسال1471این کارتوسط ادوارد چهارم صورت گرفت که باخشونت خلع شد
هنری ششم را ضعیف ودرزندان نگه داشت
در سایه دیوارهای تاریک برج ساکنان یک شهر کوچک زندگی میکنند
برخی در سلولهای تاریک وبرخی در اتاقهای شکنجه به سر میبرند
دیگران درقصر هستند اما هیچکس در آرامش زندگی نمیکند
شبکه ای از توطئه گران زندگی کسانی که خوب میفهمند را به جهنم تبدیل کرده اند
دوست امروز میتواند دشمن فردا باشد
ببین اعلیحضرت
درست مثل یه قورباغه کوچک
عاشق آبه
بهتر از بعضی از افرادی که می شناسم.
برادر کوچک شما الگوی خوبی برای شما میسازه
اینقدر تکون نخور
غرغروی کوچولو
اگه خدا منو شاهزاده خانم خلق کرده
چرا کمی بیشتر وقت نگذاشت
که موهام رو صافتر خلق کنه تا اینهمه وز وز نباشه؟
تمام شد ، شاهزاده کوچولو
اجرا به همراه.
میتونی بری برا عروسکت بلوز ببافی
ادوارد، شما نفر بعدی هستید.
گیبی، کاملاً خشکش کن
ترجمه وزیرنویس - م. تاج الدینی فروردین1402
سریعتر بچرخون
باید خیلی تیز باشه ،استاد
اون گردنش مثل چرم ضخیمه
ضخیمتر از مال تو ،خروس من؟
فقط می خواستم بگم که شما
بایه حرکت درستش میکنید، قربان
ادامه بده
کافیه دیگه
آب
خواهش میکنم ،آب
زنگ
کسی مرده؟
لرد دوری در حال مرگه، اعلیحضرت
اعلیحضرت، روی تپه برج.
اعدام در برج؟
اما من که قدغن کردم
منعش کن
جلوشو بگیر
بهشون بگو پادشاه منع میکنه
شاه ادوارد، پادشاه
بله میدونم ،شما
آه بله.
بله یادم هست
من یه روزی پادشاه بودم،
اما حالا یه شاه یورکی بر تخت سلطنت نشسته
اما پسر من، پسر من نه
اون یه روز پادشاه میشه
پسرم، شاهزاده اصیل ولز
ازتبعید در فرانسه بازخواهد گشت
با ارتشی بزرگتر از سزار
واین غاصبان را به دریا خواهد ریخت
حتماً، اعلیحضرت
شنیدم که میگن هر لحظه ممکنه برگرده
بعد ببینیم کی پادشاهه
خواهیم دید.
علیاحضرت، نمیخواستم مزاحم بشم
اما منتظر شما هستند
در برج دیولین؟
می ترسم دیر بشه
کاش میشد فراموش کنم
آه، آلیس، ملکه عجب وظایف عجیبی داره
قراره فراموش کنم
که همسر و مادر هم هستم
چرا باید منظره ای که همیشه
ازش متنفرم را مشاهده کنم؟
اعلیحضرت کجاست؟
در اسلحه خانه، لرد هستینگز
در حال مبارزه با دوک گلاستر.
آه، وقتی درحال این بازیهای خطرناکه
همه چی رو فراموش میکنه
اگه آن ضربه اصابت کرده بود
یه برادر از دست رفته بود
و انگلستان یه پادشاه را
فقط یه برادر از دست خواهد رفت
آفرین.
اینطور که مبارزه میکنند
هیچکس فکر نمیکنه اونا برادرن
بگیر ریچارد، همینه
تا اون کمر کجت راست بشه
اینم بگیر
مواظب باش ریچارد
فکر کردم میخواستی منو بزنی
ببخشید از دستم در رفت
این فقط دلتنگ دوک کلارنس بود
اعلیحضرت،
استدعا میکنم اعلیحضرت
دیر کردی.
دیور در راه سیاستگاه است
این بهترین مسابقه ای بود
که در طول روز داشتیم
ریچارد، تو با اون سلاح یه جادوگری
اگه من نبودم، این دفعه چیکار میکردی؟
سه برد برای من،
و دوتا برای تو،ریچارد
نه، نه، سه تا برای من.
خیلی خب، مساوی
نگاه کن، اعلیحضرت مجروح شده
اوه، یه خراشه، هستینگز فقط یه خراش
اعلیحضرت زیاد ریسک میکنند
شما بازی مرگ انجام میدید و اسمشو میذارید ورزش
لرد چمبرلین عزیز،
تنها راه یادگیری جنگیدن، جنگیدن است.
من و ریچارد میتونیم از خود مراقبت کنیم.
ادوارد، دیدی ریچارد میخواست منو بزنه؟
نه
یه اینچ بیشتر نمانده بود
کلارنس، اون قصدی نداشت
نمیخواست بهت آسیب برسونه
اما اگه سعی کرده بود...
اعلیحضرت باید عجله کنند.
همه منتظر شما هستند
مردم از شما انتظار دارند
بله بله، فهمیدم ، مزاحم
دوک گلاستر به دوری خیانت کرد
اما نمیتونم ببینم که به تنهایی به سمت مرگ بره
...یادت باشه ریچارد گلاستر
...برادر مورد علاقه پادشاهه
جان، خواهش میکنم با او دشمنی نکن.
شما باید به فکر خودت و آلیس باشید
من از ملکه اجازه خواهم گرفت.
علیاحضرت، ممکنه حضورتان استدعائی بکنم
چیه جان؟
اگه علیاحضرت اراده کرده بودند
هیچکدام ازدوستان لرد دی ور جرأت ظاهر شدن نداشتند
خواسته اونه که من
در سیاستگاه باشم
میدونم اون پسر عموی شماست
باهاش برو.
...اما ممکنه شاه
من اجازه دادم
...عزیزم، جان، به نظرت عاقلانه است
که با دشمن شاه همدردی کنیم؟
آرزو میکردم سر من به جای او
با تبر قطع میشد
آلیس؟
بله، علیاحضرت.
من تا حالا20تا30تا اعدام دیدم.
مادربزرگ پیرم فقط 95 تادیده
برو پایین
خواهش میکنم آقای کلینک
میخوام سر را که در سبد میفته ببینم
آه، جسد نباید شمارو
با این صورت کثیف مشاهده کنه
مردم فکر می کنند
جاروی من همه جارو سیاه کرده
به جای سیاهی که همه جا سایه افکنده
من پاک کننده سیاهی ها هستم
دلیل نمیشه سرگرمی رو از دست بدم
میگم نمیتونی ببینی
بهتره چهره ات سیاه باشه
تا اینکه نگران کارهای سیاه باشی
ببخشید دیر اومدم
میدونم
میدونم
اعلیحضرتا ، علیاحضرتا
آه، خائن ما یه دوست داره
جان وایات با دی ور جوان چیکار داره؟
من بهش اجازه دادم.
اون پسر عموی دی ور است.
و همچنین به نوعی پسر عموی شما.
این مانع از کمک او یا پدرش
برای بریدن سر پدرم نشد.
من فکر کنم دمش به وایات چسبیده
طبق معمول، به محکوم
اجازه داده خواهد شد
تا قبل از اجرای حکم
چند کلامی من باب خداحافظی به زبان بیاورد
...کوتاهش کن، دعا میکنم
که شاه را خسته نکنی.
شما اینجا جمع شده اید
برای دیدن مردی توبه کار
که جان خود را به جرم خیانت تسلیم می کند.
اما متأسفم که شما را ناامید میکنم
من اصلاً توبه نکردم
من خیانتکار نیستم
جرم من ایستادگی در برابر یک غاصب است
در حمایت ازپادشاه برحق انگلستان
هنری لنکستر، که اکنون در برج زندانیست
کافیه دیگه
نمیتونی ادامه بدی
به دوستت که اینجاست فکر کن
متأسفم جان
فراموش کردم ممکنه تو دردسر بیفتی
منو ببخش.
بگیر
اینارو به عنوان یادگاری پیش خودت نگه دار
خداحافظ.
به اصول خودت پایبند باش
No comments yet. Be the first to leave one.