Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

Grimsburg S02E05 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏سرقت در حال وقوعه‏

‏کارآگاه فلوت رسیدگی می‌کنه‏

‏کارآگاه... میچل فلوت‏

‏هی مرکز، چه صدای شیرینی داری‏

‏- تازه‌کاری؟‏ ‏- زحمت نکش، فلوت‏

‏هشدارم دادن خیلی زن‌بازی‏

‏نمی‌دونم کی این رو گفته‏

‏ولی چشم‌هات صدای خیلی قشنگی دارن‏

‏تلاش خوبی بود، ولی... صبر کن‏ ‏چرا لختم؟‏

‏سر صبحانه برات می‌گم‏

‏حالا اگه اجازه بدی، باید روی کاپوت سُر بخورم‏

‏و یه مرد رو با یه مشت بیهوش کنم‏

‏آخ!‏

‏آفرین‏

‏کاری با من داشتید؟‏

‏به آدمی مثل تو نیاز دارم‏

‏توی سازمان مخفی مبارزه با جرمم‏

‏کجای کار می‌لنگه؟‏

‏باید خانواده‌ات رو ترک کنی‏

‏حالا می‌دونم که...‏

‏اوه، رفتی‏

‏بابات یه فرصت محشر گیرش اومده‏

‏شهر به شهر با شلوار تنگ با جرم بجنگه‏

‏باید قبولش کنم، ماروین‏

‏یعنی من و جونیور رو همین‌جوری ول می‌کنی؟‏

‏بی‌خیال، من که هیولا نیستم‏

‏جونیور باهام میاد‏

‏می‌دونستم‏ ‏همیشه اون رو بیشتر از من دوست داشتی‏

‏هی، این‌طور نیست‏

‏اگه اون در دسترس نبود، تو انتخاب اولم بودی‏

‏اوه، ممنون بابا‏

‏زود برمی‌گردم، ورزشکارکو‏

‏و وقتی برگشتم یادت می‌دم توپ‌بازی کنی‏

‏- بزن بریم، جونیور‏ ‏- چشم، بابا‏

‏دیگه نمی‌تونم منتظرش بمونم‏

‏اگه یه مرد پیر غریبه اومد خبرم کن‏

‏اَه، چطور از قتل رسیدم‏

‏به جمع‌کردن یه سرقت بانکی کسل‌کننده؟‏

‏بعدش چیه، حل‌کردن کپچا؟‏ ‏خدایا، امیدوارم نه‏

‏واقعاً تا حالا حتی یکی رو درست نزدم‏

‏راننده هم جزو موتورسیکلته؟‏

‏از روی این ردها‏

‏با ماشین‌آلات سنگین وارد خزانه شدن‏

‏ببخشید، «سنگین» توهین‌آمیزه‏

‏منظورم ماشین‌آلات بزرگ و زیبا بود‏

‏مسئول این تحقیقات کیه؟‏

‏منم‏ ‏تو کی هستی‏

‏مردی که بی‌دلیل وسط روز روشن توی سایه‌ای؟‏

‏من ۸۶ کیلو گوشتِ خشک‌رسیده و علف‌خورده‌ام‏

‏با هیکل درجه‌یکِ تأییدشده‏

‏ولی می‌تونی صدام کنی میچل‏

‏بابایی‏ ‏هی‌هی!‏

‏ببخشید، شما...؟‏

‏- ها! خوب اومدی بابا‏ ‏- اوه، ورزشکارکو!‏

‏نشناختمت چون خیلی گنده شدی‏

‏دکترم می‌گه همهٔ عددهای آزمایش‌هام بالاست‏

‏چی، برای من بغل نداری داداش کوچولو؟‏

‏جونیور‏

‏دلم برات تنگ شده بود، داداش‌جون‏

‏بیا، داداشت رو بغل کن‏

‏می‌بینم هنوز احمقی‏

‏بو می‌کشم هنوز بدبویی‏

‏بس کن! عوضی احمق! ولم کن! بابا!‏

‏اوه، چون دلش برام تنگ شده گریه می‌کنه‏

‏صبر کن‏

‏- داداشت یه ماشینه؟‏ ‏- نه هر ماشینی‏

‏این جونیوره‏

‏پُر از باحال‌ترین فناوری‌های سال ۱۹۸۵ه‏

‏سقف تی‌تاپ، شش فندک‏

‏و صندلی عقبی که جا داره برای یه مرد خوش‌قیافه‏

‏و پیشخدمت خوش‌شانسی که اون شب تورش کرده‏

‏بابا داخل من کلی سکس کرده‏

‏روی کاپوتت هم کردم‏ ‏هِ‌هِ!‏

‏و چون ماشینه اشکالی نداره؟‏

‏پس فقط برای دیدن من برگشتی؟‏

‏معلومه که برگشتم‏

‏دارم رشته‌ای از سرقت‌های بانکی رو بررسی می‌کنم‏

‏در سراسر کشور‏

‏ولی عمدتاً اومدم تو رو ببینم‏

‏و عمدتاً هم این پرونده رو حل کنم‏

‏اگه بخوای می‌تونی بیای اداره‏

‏و مثلاً سرنخ‌هامون رو با هم شریک شیم‏

‏و مثلاً دوست‌هام رو ببینی و این چیزها‏

‏یا هرچی‏

‏عالیه، رئیسکو‏

‏اوه هی، زیپت بازه‏

‏- جدی؟‏ ‏- بَم!‏

‏درِ باک توی خایه‌ها!‏

‏خانواده‌های سفیدپوست عجیبن‏

‏اوه خدا، دارم می‌میرم‏

‏و هیچ‌وقت دست لینا دانم رو نگرفتم‏

‏و بابت اون دورهٔ کوتاه شجاعتش تشکر نکردم‏

‏کی به تو اهمیت می‌ده؟‏

‏اگه بمیری سر من چی میاد؟‏ ‏زنده می‌شم؟‏

‏تبدیل به تو می‌شم؟‏ ‏آخ، چه کابوسی!‏

‏توهین نباشه‏ ‏باید با مامانت حرف بزنیم‏

‏نه! زیادی مراقبمه‏

‏پس بهتره عجله کنیم و بابات رو پیدا کنیم‏

‏تا هنوز توی بازهٔ شیرین بین صبحانه و آبجو‏

‏و ناهار و باز هم آبجو هستیم‏ ‏بیا‏

‏ببین بابا، این جایزه‌ام‏

‏برای بیشترین خسارت مالی وسط تعقیب‌وگریز‏

‏آهان‏ ‏می‌دونی، یه بار تام سلک‏

‏توی فرودگاه از موهای سینه‌ام تعریف کرد‏

‏حق هم داشت‏ ‏خیلی پُرپشته‏

‏و اون موقع بود که یه تکه گه کامل‏

‏از پاچهٔ شلوار فلوت افتاد بیرون‏

‏وسط آزمون آمادگی جسمانی ریاست‌جمهوری‏

‏چه «گهبازنده»‌ی تمام‌عیاری‏ ‏یعنی...‏

‏گه به‌علاوهٔ بازنده! خیلی بامزه‌ست‏

‏- ممنون‏ ‏- چطور...‏

‏روی میز منی، جونیور!‏

‏اوه، ببخشید‏ ‏میزکوچولوت رو له کردم؟‏

‏- میچل فلوت‏ ‏- این یارو‏

‏- شما دوتا همدیگه رو می‌شناسید؟‏ ‏- با هم کار می‌کردیم‏

‏من صداش می‌کردم کِموسابه و اون می‌گفت بس کنم‏

‏بارها‏ ‏کجا بودی؟‏

‏من رو که می‌شناسی‏

‏حل پرونده، بوسیدن صورت‌ها و پریدن با ماشین‏

‏از روی پل‌های متحرکی که تقریباً بازن، ولی نه کاملاً‏

‏و فاصله‌شون برای ردشدن زیادیه‏

‏میچل زیادی متواضعه، پس این رو ساختم‏

‏ به دنیای خطرناک قهرمانی خوش اومدید ‏

‏ که هیچ‌وقت حضور نداشت ‏

‏ میچل فلوت، مردی تنها با مشت‌های سنگی ‏

‏ و موهای یک منشیِ روبه‌پیری ‏

‏ بالاخره آزاد از دست پسری ‏

‏ که تکه‌های کامل گه رو از پاچه‌اش می‌تکونه ‏

‏ میچل قسم خورد به بی‌پناهان کمک کنه ‏

‏ توی مسیر، مکانیک جذابش اَشلی کمکش می‌کنه ‏

‏ تا وقتی بیست‌وشش‌ساله شد و مجبور شدن عوضش کنن ‏

‏ این هم یه عکس دیگه از فلوت که گه از پاچه‌اش می‌تکونه ‏

‏ ساختهٔ هوش مصنوعی به سبک وس اندرسن ‏

‏چرا این توی ویدیوئه؟‏

‏هِ! شما پسرها‏

‏هی، باید شیرِ آب‌دهانِ شیپور گوشتی‌ام رو خالی کنم‏

‏ولی وقتی برگشتم یادم بنداز تعریف کنم‏

‏چطور با خانم آمریکا خوابیدم‏

‏بعد از اینکه سه تروریست رو با یه پونز‏

‏و یه قوطی لوون‌بروی خراب‏

‏ببین، می‌دونم چی می‌خوای بگی‏

‏بابام چه هیکل خفنی داره، نه؟‏

‏اِ، نباید پدر یا مادر رو این‌جوری توصیف کنی‏

‏تازه مگه ترکت نکرد؟‏

‏چی؟ نه، حواست رو جمع کن‏

‏بابام مشکل نبود‏ ‏جونیور بود‏

‏اون بود که بابام رو ازم دور کرد‏

‏هم واقعاً با ماشین، هم به اون یکی معنی‏

‏فکر کن یه پسر توی اون سن پدرش کنارش نباشه‏

‏بابا، می‌شه دربارهٔ یه چیزی حرف بزنم؟‏

‏یک‌کم مهمه‏

‏مهم‌ترین چیز زندگی اینه که‏

‏پدر در سطح عمیقی با پسرش ارتباط بگیره‏

‏پس لطفاً تنهام بذار تا با پدرم ارتباط بگیرم‏

‏پسرم‏

‏خوبی استن؟ از نظر عاطفی کاملاً له‌شده به نظر میای‏

‏به‌عنوان شریک بابات، این قیافه رو خیلی خوب می‌شناسم‏

‏یه چیزی هست که واقعاً باید با بابام دربارش حرف بزنم‏

‏ولی خصوصیه‏

‏اینجا می‌تونی راحت حرف بزنی‏

‏بابات اون‌قدر باهامون بدرفتاری می‌کنه‏ ‏که عملاً خانواده‌ایم‏

‏خب، دیشب یه خواب عجیب دیدم‏

‏که همهٔ آدم‌هایی که می‌شناختم مرده بودن‏

‏فقط کابوس دیدی‏

‏ولی وقتی بیدار شدم‏

‏جلوی شلوار خوابم یه کثیفی بود‏

‏- برگردید‏ ‏- فلوت!‏

‏- صبر کنید!‏ ‏- چه پدر افتضاحی!‏

‏امیدوارم از دزدیدن بابا از من لذت برده باشی‏

‏چون وقتی ببینه چقدر توی کارآگاهی خوبم‏

‏تو رو توی کاروانا پیاده می‌کنه و پیش من می‌مونه‏

‏اگه جای تو بودم امتحان نمی‌کردم‏

‏از پس بابا برنمیای‏

‏اوه، شرط می‌بندی؟‏ ‏پاهام رو شرط می‌بندم‏

‏نه ممنون‏ ‏با چهار چرخ و یه بابام راضیم‏

‏باشه‏ ‏پس این چطور؟‏

‏اوه، تزئین کاپوت من! می‌دونستم تو دزدیدیش‏

‏پرونده رو حل کن تا پسش بدم‏

‏ولی اگه من حلش کنم...‏

‏از شهر می‌رم و بابا مال تو‏

‏- قبوله. جینکس!‏ ‏- جینکس! یه کوک بهم بدهکاری‏

‏جینکس، یه بوس بهم بدهکاری‏

‏و این می‌شه وقتی جینکس رو می‌بازی‏

‏اگه ببری چی؟‏

‏اوه، نمی‌دونم چرا تو رو دزدیدم‏

‏باشه جونیور، چی داری؟‏

‏کسب‌وکارهایی با ماشین‌آلات سنگین رو فهرست کردم‏

‏- که می‌تونن دیوار بانک رو بکنن...‏ ‏- نه، نه، نه، نه‏

‏برای امشب چی داری؟‏ ‏بابایی دنبال عشقه‏

‏من کلی عشق برای بخشیدن دارم‏

‏بابایی دنبال سکسه، خنگول‏

‏خب، چون پیشخدمت دوست داری‏

‏رستوران نودل خیس رو امتحان کن‏

‏زیباترین نیستن، ولی زیباترین هم نیستن‏

‏هِ، پسرم من رو می‌شناسه‏

‏- ببرمون اونجا، جونیور‏ ‏- عالیه‏

‏تعریف کردم چطور‏

‏با خانم آمریکا خوابیدم‏

‏بعد از کشتن سه تروریست با یه پونز‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left