Las primeras 200 líneas.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
سرقت در حال وقوعه
کارآگاه فلوت رسیدگی میکنه
کارآگاه... میچل فلوت
هی مرکز، چه صدای شیرینی داری
- تازهکاری؟ - زحمت نکش، فلوت
هشدارم دادن خیلی زنبازی
نمیدونم کی این رو گفته
ولی چشمهات صدای خیلی قشنگی دارن
تلاش خوبی بود، ولی... صبر کن چرا لختم؟
سر صبحانه برات میگم
حالا اگه اجازه بدی، باید روی کاپوت سُر بخورم
و یه مرد رو با یه مشت بیهوش کنم
آخ!
آفرین
کاری با من داشتید؟
به آدمی مثل تو نیاز دارم
توی سازمان مخفی مبارزه با جرمم
کجای کار میلنگه؟
باید خانوادهات رو ترک کنی
حالا میدونم که...
اوه، رفتی
بابات یه فرصت محشر گیرش اومده
شهر به شهر با شلوار تنگ با جرم بجنگه
باید قبولش کنم، ماروین
یعنی من و جونیور رو همینجوری ول میکنی؟
بیخیال، من که هیولا نیستم
جونیور باهام میاد
میدونستم همیشه اون رو بیشتر از من دوست داشتی
هی، اینطور نیست
اگه اون در دسترس نبود، تو انتخاب اولم بودی
اوه، ممنون بابا
زود برمیگردم، ورزشکارکو
و وقتی برگشتم یادت میدم توپبازی کنی
- بزن بریم، جونیور - چشم، بابا
دیگه نمیتونم منتظرش بمونم
اگه یه مرد پیر غریبه اومد خبرم کن
اَه، چطور از قتل رسیدم
به جمعکردن یه سرقت بانکی کسلکننده؟
بعدش چیه، حلکردن کپچا؟ خدایا، امیدوارم نه
واقعاً تا حالا حتی یکی رو درست نزدم
راننده هم جزو موتورسیکلته؟
از روی این ردها
با ماشینآلات سنگین وارد خزانه شدن
ببخشید، «سنگین» توهینآمیزه
منظورم ماشینآلات بزرگ و زیبا بود
مسئول این تحقیقات کیه؟
منم تو کی هستی
مردی که بیدلیل وسط روز روشن توی سایهای؟
من ۸۶ کیلو گوشتِ خشکرسیده و علفخوردهام
با هیکل درجهیکِ تأییدشده
ولی میتونی صدام کنی میچل
بابایی هیهی!
ببخشید، شما...؟
- ها! خوب اومدی بابا - اوه، ورزشکارکو!
نشناختمت چون خیلی گنده شدی
دکترم میگه همهٔ عددهای آزمایشهام بالاست
چی، برای من بغل نداری داداش کوچولو؟
جونیور
دلم برات تنگ شده بود، داداشجون
بیا، داداشت رو بغل کن
میبینم هنوز احمقی
بو میکشم هنوز بدبویی
بس کن! عوضی احمق! ولم کن! بابا!
اوه، چون دلش برام تنگ شده گریه میکنه
صبر کن
- داداشت یه ماشینه؟ - نه هر ماشینی
این جونیوره
پُر از باحالترین فناوریهای سال ۱۹۸۵ه
سقف تیتاپ، شش فندک
و صندلی عقبی که جا داره برای یه مرد خوشقیافه
و پیشخدمت خوششانسی که اون شب تورش کرده
بابا داخل من کلی سکس کرده
روی کاپوتت هم کردم هِهِ!
و چون ماشینه اشکالی نداره؟
پس فقط برای دیدن من برگشتی؟
معلومه که برگشتم
دارم رشتهای از سرقتهای بانکی رو بررسی میکنم
در سراسر کشور
ولی عمدتاً اومدم تو رو ببینم
و عمدتاً هم این پرونده رو حل کنم
اگه بخوای میتونی بیای اداره
و مثلاً سرنخهامون رو با هم شریک شیم
و مثلاً دوستهام رو ببینی و این چیزها
یا هرچی
عالیه، رئیسکو
اوه هی، زیپت بازه
- جدی؟ - بَم!
درِ باک توی خایهها!
خانوادههای سفیدپوست عجیبن
اوه خدا، دارم میمیرم
و هیچوقت دست لینا دانم رو نگرفتم
و بابت اون دورهٔ کوتاه شجاعتش تشکر نکردم
کی به تو اهمیت میده؟
اگه بمیری سر من چی میاد؟ زنده میشم؟
تبدیل به تو میشم؟ آخ، چه کابوسی!
توهین نباشه باید با مامانت حرف بزنیم
نه! زیادی مراقبمه
پس بهتره عجله کنیم و بابات رو پیدا کنیم
تا هنوز توی بازهٔ شیرین بین صبحانه و آبجو
و ناهار و باز هم آبجو هستیم بیا
ببین بابا، این جایزهام
برای بیشترین خسارت مالی وسط تعقیبوگریز
آهان میدونی، یه بار تام سلک
توی فرودگاه از موهای سینهام تعریف کرد
حق هم داشت خیلی پُرپشته
و اون موقع بود که یه تکه گه کامل
از پاچهٔ شلوار فلوت افتاد بیرون
وسط آزمون آمادگی جسمانی ریاستجمهوری
چه «گهبازنده»ی تمامعیاری یعنی...
گه بهعلاوهٔ بازنده! خیلی بامزهست
- ممنون - چطور...
روی میز منی، جونیور!
اوه، ببخشید میزکوچولوت رو له کردم؟
- میچل فلوت - این یارو
- شما دوتا همدیگه رو میشناسید؟ - با هم کار میکردیم
من صداش میکردم کِموسابه و اون میگفت بس کنم
بارها کجا بودی؟
من رو که میشناسی
حل پرونده، بوسیدن صورتها و پریدن با ماشین
از روی پلهای متحرکی که تقریباً بازن، ولی نه کاملاً
و فاصلهشون برای ردشدن زیادیه
میچل زیادی متواضعه، پس این رو ساختم
به دنیای خطرناک قهرمانی خوش اومدید
که هیچوقت حضور نداشت
میچل فلوت، مردی تنها با مشتهای سنگی
و موهای یک منشیِ روبهپیری
بالاخره آزاد از دست پسری
که تکههای کامل گه رو از پاچهاش میتکونه
میچل قسم خورد به بیپناهان کمک کنه
توی مسیر، مکانیک جذابش اَشلی کمکش میکنه
تا وقتی بیستوششساله شد و مجبور شدن عوضش کنن
این هم یه عکس دیگه از فلوت که گه از پاچهاش میتکونه
ساختهٔ هوش مصنوعی به سبک وس اندرسن
چرا این توی ویدیوئه؟
هِ! شما پسرها
هی، باید شیرِ آبدهانِ شیپور گوشتیام رو خالی کنم
ولی وقتی برگشتم یادم بنداز تعریف کنم
چطور با خانم آمریکا خوابیدم
بعد از اینکه سه تروریست رو با یه پونز
و یه قوطی لوونبروی خراب
ببین، میدونم چی میخوای بگی
بابام چه هیکل خفنی داره، نه؟
اِ، نباید پدر یا مادر رو اینجوری توصیف کنی
تازه مگه ترکت نکرد؟
چی؟ نه، حواست رو جمع کن
بابام مشکل نبود جونیور بود
اون بود که بابام رو ازم دور کرد
هم واقعاً با ماشین، هم به اون یکی معنی
فکر کن یه پسر توی اون سن پدرش کنارش نباشه
بابا، میشه دربارهٔ یه چیزی حرف بزنم؟
یککم مهمه
مهمترین چیز زندگی اینه که
پدر در سطح عمیقی با پسرش ارتباط بگیره
پس لطفاً تنهام بذار تا با پدرم ارتباط بگیرم
پسرم
خوبی استن؟ از نظر عاطفی کاملاً لهشده به نظر میای
بهعنوان شریک بابات، این قیافه رو خیلی خوب میشناسم
یه چیزی هست که واقعاً باید با بابام دربارش حرف بزنم
ولی خصوصیه
اینجا میتونی راحت حرف بزنی
بابات اونقدر باهامون بدرفتاری میکنه که عملاً خانوادهایم
خب، دیشب یه خواب عجیب دیدم
که همهٔ آدمهایی که میشناختم مرده بودن
فقط کابوس دیدی
ولی وقتی بیدار شدم
جلوی شلوار خوابم یه کثیفی بود
- برگردید - فلوت!
- صبر کنید! - چه پدر افتضاحی!
امیدوارم از دزدیدن بابا از من لذت برده باشی
چون وقتی ببینه چقدر توی کارآگاهی خوبم
تو رو توی کاروانا پیاده میکنه و پیش من میمونه
اگه جای تو بودم امتحان نمیکردم
از پس بابا برنمیای
اوه، شرط میبندی؟ پاهام رو شرط میبندم
نه ممنون با چهار چرخ و یه بابام راضیم
باشه پس این چطور؟
اوه، تزئین کاپوت من! میدونستم تو دزدیدیش
پرونده رو حل کن تا پسش بدم
ولی اگه من حلش کنم...
از شهر میرم و بابا مال تو
- قبوله. جینکس! - جینکس! یه کوک بهم بدهکاری
جینکس، یه بوس بهم بدهکاری
و این میشه وقتی جینکس رو میبازی
اگه ببری چی؟
اوه، نمیدونم چرا تو رو دزدیدم
باشه جونیور، چی داری؟
کسبوکارهایی با ماشینآلات سنگین رو فهرست کردم
- که میتونن دیوار بانک رو بکنن... - نه، نه، نه، نه
برای امشب چی داری؟ بابایی دنبال عشقه
من کلی عشق برای بخشیدن دارم
بابایی دنبال سکسه، خنگول
خب، چون پیشخدمت دوست داری
رستوران نودل خیس رو امتحان کن
زیباترین نیستن، ولی زیباترین هم نیستن
هِ، پسرم من رو میشناسه
- ببرمون اونجا، جونیور - عالیه
تعریف کردم چطور
با خانم آمریکا خوابیدم
بعد از کشتن سه تروریست با یه پونز
No comments yet. Be the first to leave one.