Las primeras 200 líneas.
خوانندههای باوفا
روز گذشته ۳۴۹
ساعت و ۲۳ دقیقه و ۷ ثانیه ۱۱
از وقتی که به عشق زندگیم "بله" رو گفتم
یعنی به ریچارد بوان چارلتون
پادشاه آلدوویا
اما کیه که بشمره؟
به جز من و میلیونها نفر دیگه در سرتاسر جهان
لازم به گفتن نیست که سال پر از اتفاق و هیجانی بود
تو این مدت کلی بین نیویورک و آلدوویا رفت و آمد داشتم
دوران نامزدی از راه دور همیشه هم آسون نبوده
ولی همیشه جالب بوده
بیایید به امبر مور خوشآمد بگیم
ملکهی آیندهی آلدوویا
خودشه! امبر موره
امبر! امبر! میتونم ازت امضا بگیرم؟
خیلی دوست دارم! تا حالا ملکه ندیده بودم
یه جوری، با وجود تمام این دیوونهبازیها
من هنوز همون خودِ همیشگیام
با اینکه قراره ملکهی یه کشور کوچیک بشم
ممنون از تمام عشق و حمایتهاتون تو این یک سال
در میون گذاشتن نوشتههام با شما، بیشتر از اونی که فکرشو بکنید برام ارزشمنده
قول میدم شما رو در جریان تمام ماجراجوییهای بعدیم بذارم
مخصوصاً عروسیمون
توی روز کریسمس، اون هم در آلدوویا
این عینک آفتابی چیه دیگه؟ - نمیخوام کسی منو بشناسه
آره، من که نیازی به تغییر چهره ندارم
حس میکنم یه آدم دیگهای شدم
حتماً به خاطر هوای تازه کوهستان توی آلدوویاست
بابا، اسمش آلدوویاست! - آره، ولی آلدوونیا باکلاستره
تو که ملکه شدی، نمیتونی اسمشو عوض کنی؟
مطمئن نیستم که چقدر از تغییر استقبال کنن
امبر؟
بازم بدجوری گیر کردم، خب؟ نمونهها خوب نبودن
هی، داری سعی میکنی تاکسی ما رو بزنی؟
سعی میکنم؟
نه عزیزم، ساحیل تاکسی رو گرفته
خیلی خب، خداحافظ
اگه دخترم همراهم نبود، من... بابا؟
هان؟
مثل اینکه اصلاً نیازی به تاکسی نداریم
انگار لیموزینهای سلطنتی رو فرستادن
خودشه
اوه، نقشهم برای اینکه بیسروصدا جیم بشم نقش بر آب شد
نگاه کنید، این همون ملکهی آیندهست! خودشه
بیا، عجله کن تا... نظری دربارهی طرح جدید پادشاه ندارید؟
روی عروسی تأثیر میذاره؟ امبر، لطفاً اینطرف رو نگاه کن
خیلی خوشحالم که به آلدوویا برگشتم
و برای عروسی و کریسمس کلی هیجان دارم
و دارم تو رویا زندگی میکنم
دوشیزه، قربان، به آلدوویا خوش آمدید. حالا اگه زحمتی نیست، سریع تشریف ببرید سوار ماشین بشید
ممنونم. امبر، امبر، یه سوال دیگه
نظرت دربارهی عروسی چیه؟
قصر اصرار داشت که من به استقبال شما بیام
و از آنجا که شما اکنون عضوی از خانوادهی سلطنتی هستید
آداب و رسوم باید رعایت شود
نام من آقای لوئیس زابالاست
و من ملازم شخصی شما هستم
و اجازه دهید بگویم دوشیزه، خدمت به شما برای من افتخار خواهد بود
و همینطور شما، آقای مور
امبر
خیلی خب
امبر، لطفاً به عقب نگاه کن
امبر، یه دونه دیگه! امبر، یه عکس دیگه لطفاً
خب، از اتوبان "کراس برانکس" که خیلی بهتره
صد در صد
هنوز باورم نمیشه که اینجا قراره خونهم بشه
من هم همینطور
هی، لویی! - بله قربان؟
همهی اینا مجانیه؟
البته قربان. بفرمایید، از خودتان پذیرایی کنید
وقتی همهی وسایلت رو فرستادی اینجا، یه بحث بود
اما حالا... بابا
من قراره مدام بیام نیویورک بهت سر بزنم
تو هم هر وقت دلت خواست میتونی بیای اینجا
فکرشو بکن اگه مادرت میتونست پرنسس کوچولوش رو ببینه
یه ملکه
حتماً از خوشحالی بال درمیآورد
قطعاً همینطور میشد
شوخی میکنی دیگه؟
بد نیست، نه؟
امبر
امیلی! خیلی خوشحالم که دوباره میبینمت
کلی حرف دارم که برات تعریف کنم
اول اینکه همهی نمرههام عالی شده
عجب غافلگیریای! و از همه بهتر
نمایش کریسمس مدرسهمون نزدیکه
نقش اول رو به من دادن
چقدر عالی
اوه، خانم اوریل، آقای لیتل
دوشیزه مور، به خانه خوش آمدید
خودشه؟
پرنسس امیلی؟
از دیدنت خوشبختم... کلی تعریف ازت شنیدم وروجک
شایسته نیست پرنسس را "وروجک" خطاب کنید
شرط میبندم شما همون خانم اوریل معروف هستید
رودی مور هستم، افتخار بدید دست بدیم
خودش با عکسش فرق داره
فکر میکردم ریش پروفسوری داره. - به خاطر عروسی زدهش
اوه اوه، چه پنجهای
خب، بریم؟
آقای مور، آیا تا به حال داخل یک قصر بودهاید؟
یه بار رفته بودم هتل "سیزار پلاس"
خب میدونم، هر اتفاقی تو وگاس میافته باید همونجا بمونه
اما بذارید براتون بگم، یه بار یه اتفاقی افتاد
بابا، بابا، اون داستان رو بعداً هم میشه تعریف کرد. بیا بریم
نه، خیلی روشنه
خیلی... خیلی گرمسیریه
نه
خیلی عجیبه
باید باشه
باشکوه
مدرن، اما سنتی
جوانپسند، اما کلاسیک
خرزهره هندی گل قشنگیه
امبر، از دیدنت خیلی خوشحالم
امشب یک مراسم استقبال به افتخار شما ترتیب دادهایم
و شما هم باید
رودی مور هستم، خیلی خوشحالم که بالاخره میبینمتون
اوه
دیگه داریم با هم فامیل میشیم
این یک دنیای جدید و شجاعانه است
هی، تا چشم به هم بزنی
من و شما با هم مشغول وظایف پدربزرگ و مادربزرگی میشیم
آقای مور، آقای مور
حتماً از سفر خسته شدهاید، همانطور که ما از آمدنتان... هیجانزده شدیم
بهتر است اجازه دهیم کمی استراحت کنید و خستگی در کنید، موافقید؟
در مهمانی میبینمتان، آقای مور
میخوایم اینجا رو بترکونیم وروجک
منظورش این نیست که واقعاً میخواد جایی رو آتیش بزنه
امیدواریم که همینطور باشد
ریچارد کجاست؟
اوه، مـ... من فکر کردم اینجا باشه
ایشان این اواخر به شدت مشغول بودهاند
وظایف پادشاه هرگز پایانی ندارد
آقای زابالا، لطفاً امبر را به طبقه بالا راهنمایی کنید
تا روز عروسی، یک سوئیت مخصوص عروس در اختیار شما خواهد بود
سوئیت؟
سوئیت شما
عالیه
"به عشقم، با تمام وجودم"
"از امروز به بعد دیگر از هم جدا نمیشویم"
"شاعری میتواند هنر چالشبرانگیزی باشد"
"اگر هنوز استاد نشدهای، این تازه شروع است."
یه جور شعر فکاهیه. تقریباً
سلام
متأسفم که موقع استقبال اونجا نبودم
باید تزئینات رو تموم میکردم
خب، تزئیناتت که فوقالعادهست
باورم نمیشه که واقعاً داره اتفاق میافته. واقعیه
اوه، خیلی هم واقعیه. "از امروز به بعد دیگه از هم جدا نمیشیم."
شعرت... اونقدرها هم فوقالعاده نیست
معذرت میخواهم اعلیحضرت. یک تماس فوری از طرف وزیر امور اقتصادی دارید
و همینطور نخستوزیر
آنها اصرار دارند
باید جواب بدم. شب توی مهمونی با هم وقت میگذرونیم
لردها، بانوها و آقایان
پادشاه ریچارد
و مهمان افتخاری ما، ملکهی آینده
دوشیزه امبر مور
میتونم دعوتتون کنم به یه جلسه؟ میشه؟
ریچارد؟
اوم، خودم پیدات میکنم
سلام! چطوری؟
با این کار، کنترل را بازگردانید
دوشیزه امبر مور
سلام. و سفیر وانگ و خانم وانگ
و پرزیدنت آدینا، ایشان دوشیزه امبر مور هستند
سلام، از آشنایی با همهتون خیلی خوشحالم
باید برم ریچاردِ بیچاره رو نجات بدم
فکر میکنم بهتر باشد ایشان را به حال خودشان بگذارید
در ضمن، من و شما باید برای مراسم عروسی برنامهریزی کنیم
مراسم خودم را طوری به یاد دارم که انگار همین دیروز بود
و میخواهم روز شما هم به همان اندازه خاص باشد
میخواهم همهچیز بینقص باشد
و به همین منظور، بهترین طراح عروسی دنیا را استخدام کردهام
طراح عروسی، عُلیاحضرت
ساحیل طراحی میکند
او برنامهریزی نمیکند
و طراحی یک مراسم عروسی برای این موجود دلربا
این
ونوس
این هلن ترویِ زمانه
این
این بزرگترین دستاورد ساحیل خواهد بود
آخی
ساحیل ماتو
ساحیل مفتخر است که برای شما خلق کند
عروسیِ قرن را
فوقالعادهست. خب، من چند تا ایده داشتم... - اومهوم
که فکر کردم میتونیم دربارش حرف بزنیم... اوه، بارونسِ فرانکفورت
یووهوو
ساحیل مراسم عروسی او را در سال گذشته طراحی کرد
اوم، ساحیل هر شش مراسم عروسی او را طراحی کرده است
ساحیل یک کودک نابغه بود... ببخشید رفیق، من تو رو جایی ندیدم؟
خوشتیپ شدی، فسقلی
شاید نام ساحیل را شنیده باشید
اما به شما اطمینان میدهم که خودِ ساحیل را نمیشناسید
این فردِ مداخلهگر را نادیده بگیرید
اون... تو
No comments yet. Be the first to leave one.