Las primeras 200 líneas.
،خیلی کوچیکه پس خونه گربه نیست
.واسه جالباسی هم خیلی بزرگه
.پس واسه من نیست
مال منم نیست، من همهی بستههامو .از فرودگاه برداشتم
ـ چی؟ فرودگاه؟ .ـ اره
تو فرودگاه چیکار میکنی؟
.گفتم که، بستههامو تحویل میگرفتم
تمام راه رو تا فرودگاه رانندگی کردی؟
ـ اره .ـ خب مال منم نیست، من فقط خرید حضوری میکنم
... البته بجز، لباس و دارو و
.ـ آب و ادویهجات و گوشت .ـ شاید مال سیسیـه
ـ مگه وسایل خونهـش رو بسته بندی نمیکنه؟ .ـ مال سیسی نیست
همین الان داره جمع جور میکنه و بعدش ... جس میخواد بره اونجا تا
پیکِ خدافظی رو بخورند چونکه خیلی دوستداشتنیـند
ـ ما رو هم دوستداشتنی در نظر بگیری؟ ـ نــه
.ما مردهای بالغـیم دیگه
ما بانمکـیم
!اوه، هـِـی
.بسته من اینجاست
ـ کمک لازم داری؟ ... ـ اوه
،اره، میخواستم همین الان بزارمش زمین
.ـ ایول ... ـ جس، من اینطور فکر میکنم
یا اینکه واقعا شغلت رو مُخــی شده؟ ...
،نه مشکلی نیست. بخاطر رئیس جدیده .بکی کوتپی
جای فاستر رو گرفت وقتی اون بازنشست شد ... تمام کاراشو من انجام میدم
،و تنها کاری که اون میکنه !تنظیم فاصلهی ممه هاشه
اما بودجه بندی وظیفه توئه، بکی
.اه ... جنابِ مدیرِ، کوتپی
:همونطور که همیشه گفتم
منو "بکی" صدا نکیند مگر اینکه سوارمی مثل یه اسب داری باهام سکس میکنی
.ما توی راهنمایی کار میکنیم
.واقعا
این بودجهبندیـه یا همون هفته آینده زندگیم
... میدونید اونا چی گفتند
زندگی تو همین هفتهـهاست و .بعدش میمیری
... اوه، جس
ـ مطمئنی حالت خوبه؟ ـ اره
.فقط اینو گرفتم که یه کم استرس رو کم کنه
اوه، اشمیت
... میشه یه لطفی بکنی و به سیسی پیام بدی
بهش بگی تقریبا 10 دقیقه دیرتر میام؟
ـ اره، البته .ـ مرسی
!اه
!بـکــی، بــکــی
!ازت متنفرم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد » تــرجــمــه از: امــــيــن و ستــايــش MaMaLoM & Amin03
!سلام
ـ سلام .ـ ببین کیو آوردم، فرانوسوی
[روز خوش [به فرانوسوی .اوه انگاری پروسکوئه، ایتالیایی
[میدونم خودم، مرسی [ایتالیایی
.اوه، پروسکوئه لهستانیـه
.واسه اینه که از فروشگاه یه پمپِ گاز خریدمش
.یه هفتهی کاریِ طولانی در انتظارمه
!ـ اما منتظرِ یه شب باحالم ... ـ باشه جس، باید
!قبل ازاینکه ... بهت بگم
،میدونم بهت گفتم بسته بندیم تموم شده .اما تمومش نکردم
.و دلیل اینکه تموم نکردم اینکه اصلا هیچکاری انجام ندادم
،و باید تا فردا از اینجا برم بیرون
.وگرنه پول رهنو از دست میدم
!اوه، سیسی
،ـ میدونم ... ـ سیسی ، سیسی ، سیسی
!سیسی ، سیسی ، سیسی
ـ سلام بچهها .ـ سلام وینستون
.انجامش دادم، به الی گفتم همکار جدید میخوام
.ـ چی؟ فکر میکردم که تو نخـشی .ـ اره
،بله دقیقا، اما مشکل اینجاست
... الی دائما درباره دوست پسرش و
!کونش که دلت میخواد حتی کریسمس هم باز باشه" حرف میزنه"
!ـ چــــی؟ .ـ اما مشکلی نیست
،میدونید
.از اون چیزی که فکر میکردم بهتر باهاش کنار اومد
!گور بابات
:اینم آشغالات
!الماسِ شانس، جاسوئیچیِ برندهی بیشترین گوز زننده
،بیشتر از صدتا کارت تخفیف یوگر تاپ
،کلکسیونِ سکههای صاف شدهـت
،یه کپی از بیوگرافیِ امضا شدهیِ پل رایزر
،فلش مموری، با طرح کودکانهیِ هویجی
،یه عکس با دیو کولیر
!!سَر مدادی ،شماره همراه مامانم
.یه ته بلیط واسهی یورینتاون
اصلا اونو کِی دیدی؟
چرا؟ چرا؟ ... ـ اوه مگه
تا حالا امتحانش کردی؟
.و سیدیِ پیر مودـت
!این یکی باعث میشه دلم بخواد خودمو بندازم لایِ موتورِ، قایق موتوری
... اوه
همکار جدید رسید
،همونطور که گفتم بچهها ،وقتی فصلی به پایان میرسه
،پلی پدیدار میشه و سپس شما از اون پل عبور میکنید
!و بیرون از لونهـتون لیموناد میسازید
.باشه
سلوم، همکار
!"تو کاراته "سلام" میشه: "سلوم
باحاله
ناراحت نمیشی یه خرده آهنگ بترکون توی ماشین گوش کنیم، میشی؟
.خب رفیق، بیا درست بریم سراغ ترک شماه هفت
خوش گذرونی
!اوه
ـ من خوبم، اره ـ خوبی؟
.واسه این دوتا پایان خوبی نمیبینم
!واسه نگهداری از یه استخر توپ هم به اون یارو اعتماد نمیکنم
میشه یه لیموناد بهم بدید؟
.داداش، جفتمون میدونیم که میخوای چکار کنی
.نکن، اصلا باحال نیست
.چیه؟ ما یه فلشر داریم
... میدونی شاید اگه مست کنیم، همه چیز یهو
.بطور جادویی اتفاق بیوفته
.نه ، نه
.تا وقتی بسته بندی کنی مشروب نداریم
،ببین ... میدونم
،بخاطر اسبابکشی وحشتزده شدی
... ولی ما از پسش بر میایم. فقط باید
.دور ریختنیها و نگهداشتنیها رو جدا کنیم
،تا کردن یا تلنبار کردن
اخ
،سلام بکی .ببخشید جناب مدیر کوتپی
جس، اون پوشه رو یادته؟
.اره، درست همین جاست
... تا آخر هفته
.تمومش میکنم
.من تاریخ پرداخت بدهی رو اشتباه کردم
،لنزمو درآوردم
.چون خیلی زشتـند
.پس یه جورایی نمیتونم چیزی بخونم
.فردا میخوامش
،اوه ... اوه اره
،اما این کار یه هفتهـس
.تمومش کن وگرنه اخراجی
.که یه هفتهای رو باید یه شبه تموم کنم
.پس باید خیلی سریع باشیم
نگه داشتن یا دور انداختن
،سیسی ، اون سویشرت یه لکه مشروب روشه
.و یه کارکترِ احمق که برند هم نیست
جورج خرگوشـه؟ چه خریه؟
.حق باتوئه، نگه میداریم
!ـ دور میریزیم !ـ نه، نگه میداریم
دارم زنگ میزنم پلیس،اینجا یه نفر داریم که حریم شخصیش رو
!ـ تو بار ما میکشه پاییین ـ با صدای بلندتر
.باید شدیدتر و فعل و انفعالاتی تر باشه
ـ یعنی چی فعل و انفعالاتی؟ .ـ فعل و انفعالاتی
!ـ با دست هم نشونش دادی؟ ،ـ نه، بیشتر شبیه تنیس بازی بود
... اینجوری
.ضربه
... بعدیش چیه
... الان فقط
... بعدش من
یه یه مشکلـه وینستون؟
همکار جدید عالی از آب درامده، رفیق
میدونی، ما نقاط مشترک زیادی داریم
... جفتمون گربه داریم، جفتمون کم بینا
... من کور رنگی دارم ، اون شب کوری
،خب بنظر خطرناک میاد وینستون گوش کن چی میگم
ما اینجا یه شرایطِ پلیسیِ وخیم داریم
،داخل بار یه فلشر اومده ... یه فرد خطرناک
!که مرتب به نیک سوپ استخونِ بو گندو خودشو نشون میده
مطمئنم اصلا براش مهم نیست
،خیلی هم اهمیت میدم نیک .الان میام اونجا
،ـ اوه همکار ،ـ اوه، اوه
... ـ اوه خدای من، ندیدمت ـ صندلی پر شده
. . .،ـ من قبلا اینجا نشسته بودم وینستون ... ـ اره، من معمولا شوفر میشینم
.چون افراد به من بعنوان "تصمیم گیرنده" اشره میکنند
،اره خب اما دستای من بدون هیچ دلیلی
... یهو قدرت خودشونو از دست دادن، پس
.لعنتی
... شرمنده، دیگه سریعتر میگم
... امم
مممم
.وقت تمومه، باید دور ریخته بشه
.نه، راستش اون یه جایزه بوده
... ـ بعدی ... ـ جسیکا
،خب اون کلاه یه خاطره خیلی مهم همراهشه
هــی
.ببخشید، تو پوزیشن سگی خیلی ضعیفم
واقعا دلت میخاد اقای "دلم خیلی تنگه" رو بیاد بیاری؟
.این مهم ترین چیز از زندگی مجردیـمه
.گموم دوباره باید خرت پرتهارو بگردم
،میدونی حق باتوئه .بزار دوباره همه چیزی زیر و رو کنیم
،میتونی با من بیای تو راهرو
و یه نگاه به وسایلی بندازی که گذاشتم پشت در؟
باشه، اره
ـ واقعا خیلی سپاسگذارم ـ اوهوم
.میدونم خودت خیلی کار داری
... اره، خب
!باید بسته بندی رو تموم کنم تا بتونم برم سراغ بودجهبندی
!خودت مجبورم کردی، دارم این در کوچولو رو میبندم
!ـ جس، درو باز کن !ـ تو یه بسته بندی کنِ افتضاحی
!جس، درو باز کن
.تیم مورد علاقهـت گرینبی هستش ... نه پکرز "گرینبی پکرز" نام تیم فوتبال امریکاییـه اما "پکرز"] که در انتهای نام این تیم هست به معنایِ فردی که بستهبندی [.میکند هم هست
... بزار بیام تو باشه، چونکه
،اگه زیاد این بیرون بمونم
،سلام همسایه لاکپشت دوست داری؟
،مسئله مهمی نیست
،تقریبا توسط هفت هشت نفر از زمان کالج
!فلشد شدم
ـ چی؟ ـ شما هم فلشد شدید دیگه؟
ـ نه ـ هرگز
،همه فلشد شدن
بیشمار بار، درسته؟ ـ نـــــــه
یعنی فقط من 300 بار فلشد شدم؟
No comments yet. Be the first to leave one.