Las primeras 200 líneas.
آرومتر دخترا
من میخوام برم بابا نوئل رو ببینم
یکم دیگه میریم پیش بابا نوئل
ولی مامان و خاله آنا میخوان برای بابا دنبال یه چیزی بگردن
و اگه دخترای خوبی باشین
شاید خاله آنا بعداً براتون شکلات داغ بخره
نباید اینقدر لوسشون کنی
پس خاله واسه چیه؟
ایناهاش. این چطوره؟
یه پیراهن
آره، سایزش دقیقاً خودشه
و فکر کنم خیلی بهش بیاد
مم-هم
اوه اوه. چی شده؟
هیچی. فقط داشتم با خودم فکر میکردم
به عنوان کادو، این چه پیامی داره؟
"بیرون سرده. منو بپوش."
میدونی که، داریم درباره شوهرت حرف میزنیم
و به نظرم این کادو هر چی که هست
باید کلی حرف برای گفتن داشته باشه
یعنی نمیتونه فقط بگه "من یه پیرهن قشنگم"؟
خیلی خب بیا، یه فکری دارم
بریم
هر کسی میتونه یه پیرهن و کراوات بخره
ولی برای فرانکی باید یه چیز
خاص پیدا کنیم
ادویههای وارداتی ایتالیایی
یادته واسه ماه عسل رفتین ایتالیا؟
و اون تو رو برد به اون همه رستورانهای دنج؟
یادمه؟ ۱۳ سال گذشته
و من هنوز دارم سعی میکنم اون اضافهوزن رو کم کنم
امسال
تو داری ماه عسل رو براش تداعی میکنی
اوه
تو واقعاً توی این کار استعداد داری
ممنون. کاش ازش پولی هم درمیاومد
اونوقت میتونستم اجارهخونهای که بهت بدهکارم رو بدم
من میتونم بهت پول قرض بدم. ۳ دلار و ۴۶ سنت جمع کردم
خاله آنا به پولِ آدمبزرگی نیاز داره
مثلاً
حداقل ۴۰ دلار
خب خانمها، ممنون که سعی کردین کمک کنین
فقط یادت نره ما رو هم تحویل بگیری
وقتی که بالاخره یکی از نقاشیهات رو فروختی
آره
حالا که حرفش شد
ای وای. ساعت چنده؟
یک و نیمه. دیرم میشه. بیا اینو بگیر
خیلی معذرت میخوام. باید برم. خودت یه کاریش بکن
خونه میبینمت. باشه؟
قول میدم دفعه بعد، شکلات داغِ بیشتر
خداحافظ
بسیار خب، بریم پیش بابا نوئل
ببخشید. دنبال جولیا میگردم
بله
من آنا پاریسی هستم
وقت قبلی داشتم
اوه، بله، همون نقاش جدید
چه کمکی از دستم برمیآد؟
در واقع، دنبال اینم که اولین نمایشگاه گالریم رو راه بندازم
آهان، و چه تجربهای دارین؟
من فوقلیسانس از دانشکده هنرهای تجسمی دارم
سه سال تجربه به عنوان دستیار آتلیه دارم
دو سال هم... مدیر برنامهتون کیه؟
خب، راستش، اوم
فعلاً مدیر برنامه ندارم
ولی تعدادی از کارهام رو آوردم
تخصص اصلیم توی رئالیسم معاصره
ببینید، گالری "هوپ" جایی برای هنرمندهای جدیه
اوه، ولی من هستم
اینجا جای آدمهای سرشناس دنیای هنره
هنرمندهای معتبر، نه کسایی که تازه اول راهن
البته اگه این جهتی باشه که دارین میرین
قصدم توهین نیست
اصلاً مگه میشه به این حرف توهینآمیز برخورد کرد؟
قهوه
فکر خوبیه
نه به این زودی. اوه
فقط به "دان" بگو که میخوای یه جلسه هماهنگ کنی
و من با کمال میل براش کمپین رو توضیح میدم
آنا، چطور پیش رفت؟ اه
اوه، پس اینقدر عالی بود، نه؟ آره
یه چیزی میخوای حالت رو جا بیاره؟
همون همیشگی؟ بله، لطفاً
خب، یه قهوه با رستِ متوسط
و یه مافین موز و گردو بیرونبر
هی، یه لحظه صبر کن. تماسی دارم
بفرما، اینم از این
و ممنونم
یه چیزِ کوچک و خاص هم
برای خواهرزادههات گذاشتم، مهمون من
ممنونم. خیلی لطف کردی. حتماً خوششون میآد
خواهش میکنم
قربان؟
هی، بذار پنج دقیقه دیگه باهات تماس میگیرم
همه کیکهاتون برشخورده هستن؟
برای تعطیلات دنبال چیزی میگردین؟
راستش، یه جورایی تولد دستیارم رو فراموش کردم
و مطمئن نیستم چی دوست داره
خب، بذارین یه پیشنهادی بدم. اگه براتون مشکلی نیست
شما یه نگاهی به ویترین بندازین
و منم سفارش این خانم جوان رو بگیرم
فقط یه دقیقه طول میکشه
یکی از اون مخصوصها، لطفاً. باشه
سلام. دنبال یه چیزِ خاص برای تولد میگردین؟
اوم، سلام، و
بله
پکیجِ مزه "خارج از منو" رو بخواین
ببخشید؟ "ایوا" تبلیغش نمیکنه
ولی هر روز چندتا طعم فوقالعاده برای کاپکیکهاش داره
و همیشه هم سریع تموم میشن، ولی
بد نیست
فقط میخواستم کمکی کرده باشم، پس
ممنون ایوا! روز خوبی داشته باشی
صبح بخیر، ایوا
بفرما. ممنون
اوم
من یه پکیجِ مزه "خارج از منو" میخوام
خب، بسیار خب پس
این همه تجربه دارم، ولی انگار اصلاً براش مهم نبود
حتی به کارهام نگاه هم نکرد
خب، شاید داری کارهای اشتباهی رو نشون میدی
تا حالا به فکرت رسیده که نشون بدی
بعضی دیگه از کارهایی که انجام دادی رو؟
کارهای کریسمسی رو؟
اونا خوبن. ولی هنر به حساب نمیآن
اونا فقط نقاشیهایی هستن که برای دلِ خودم میکشم
اونا تصویرسازیان
خب که چی؟ وقتی قلبت اونجاست
من میخوام به عنوان یه هنرمند جدی گرفته بشم
و هیچ گالریای نقاشیهایی رو به دیوار نمیزنه
که موضوعشون بابا نوئل یا درخت کریسمسه
من با کمال میل همین الان توی رستوران میزدمشون
اگه تو اجازه میدادی
من به موفقیت نزدیکم. میدونم که هستم
خیلی سخت تلاش کردم که بخوام الان جا بزنم
فقط از این زورم میآد که همیشه اجارهم دیر میشه
همونطور که گفتی، همیشه میتونی یه شغل توی خرید کردن پیدا کنی
جدی میگم
میشه اینقدر نگران نباشی؟
تو خانواده منی
تازه اینجوری کمتر احساس گناه میکنم
وقتی که مدام ازت میخوام مراقب بچهها باشی
درسته
مثلاً مثل امشب؟
واقعاً باید یه سری به رستوران بزنم
خیلی سرمون شلوغ بوده
و علاوه بر همه اینها
حالا قرار شده رستوران تدارکاتِ
مهمونی سالانه کریسمس شهردار رو به عهده بگیره
شوخی میکنی! این عالیه
پراسترسه
اصلاً نگران نگهداری از بچهها نباش
حتی لازم نیست بپرسی
بیا اینجا
دوام بیار
فقط کافیه یه نفر متوجه استعدادت بشه، مگه نه؟
محصول شما یه جاروبرقیه
نمیدونم چقدر میتونیم این رویکرد رو جوانپسند کنیم، سیلیا
تو من و تیمم رو میشناسی
یه طرح فوقالعاده برات ردیف میکنیم
این چیه؟ رِد وِلوِته؟ فکر کنم آره
مارک بهترینه. واقعاً کارش درسته
وقتی میگم باور کن که
هدف ما موفقیت شما و محصولتونه
دفتر مارک رِنکوئیست
البته آقای مکسوِل. بهشون خبر میدم
عالیه
باشه، خداحافظ. چی شده؟
از دفتر "ادوارد" زنگ زدن. داره میآد پایین اینجا
انگار موضوع مهمیه
اوه، و مادرتون هم دوباره تماس گرفتن
وقتی کارمون تموم شد باهاش تماس میگیرم
باشه
سلام قربان. ادوارد
مارک، یه مشکل بزرگ داریم
چی شده؟ نینا کالینز تماس گرفت
درباره کمپین "سرولیَن دیجیتال" مردد شده
همونی که واسه کریسمس آینده ارائه دادیم
مردد شده؟
ما صدها ساعت روی طراحی اون کمپین وقت گذاشتیم
و اون فکر میکنه خیلی شبیه به کمپین امساله
نه، مشکل اینجاست که اون از هیچ کدوم از طرحهای ما خوشش نمیآد
اون خیلی سختگیره. دودله
سهشنبه میآد اینجا. میخواد ببینه چی آماده کردیم
شش روز دیگه؟
نظرت چیه، مارک؟
پایه یه معجزه کریسمسی هستی؟
هنوز میخواین با مادرتون تماس بگیرم؟
تمام جلسات فردای منو لغو کن
و اتاق کنفرانس رو برای کلِ صبح رزرو کن
باشه
نه
"خریدکننده شخصی."
عجب
این همون دختر کاپکیکیه است
اوه، این همون آقاییه که تولد دستیارش رو فراموش کرده بود
چطور بودن؟
نمیدونم. من قند نمیخورم
آهان. خب، نمیدونی چه لذتی رو از دست میدی
No comments yet. Be the first to leave one.