Las primeras 200 líneas.
این صدای پر تب و تاب رو میشنوی؟
چشمات رو ببند و با تمام وجود حسش کن
موجی از گرماست که به سمتت سرازیر شده
با تمامِ قلب بهش پاسخ بده
فکر کردی دیدار امروزمون
یه تصادف ساده بوده؟
ببین که چطور خاطراتت زنده میشن
همهش رو فریاد بزن
بریز بیرون، همهش رو بریز بیرون
به سمت آینده پرواز کن
برو به سمت آبیِ بینهایت
ببین که حالا نبضت با چه قدرتی میزنه
الان دیگه مطمئنم
میتونم به نوری که داره چشمک میزنه، برسم
آره، سرنوشت بیپروای منه
Pary & HodaArian
.این خسیس بازیا از شما بعیده، سنپای
!یکم پول بده بیاد
!دارم خواهش میکنم دیگه
...آخه
!آخه میدونی، اوضاع حسابی فِتاله
...یـ...یکی
.خودت به زبونِ خوش بده
!چه خبره! چه خبره! چه خبره
این دیگه خرِ کیه؟ از طبقه سوم پرید؟
آقا کی باشن؟
!تاچیبانا عمرا بذاره لات و لوتا تو مدرسه جولون بِدَن
!ایول! ترکوندم
.اووووف، قیافههاشون خفن خلافه
!ولی تا یه شَمّه از اوبوهتمُ دیدن، وا دادن
گفتی این پسره کیه؟
.رییس شورای دانش آموزیـه
همونی که همیشه دنبالِ دعواست؟
!خب، بیاین جلو
!نه، ما خاک پاتونیم، غلط کردیم
چـــی!؟
!از اون قیافههای خلافتون خجالت بکشین
،آخه میدونین
.خوش نداریم از مدرسه بندازنمون بیرون
.با اجازه مرخص میشیم
.دلیلشون که منطقی بود
!شتر در خواب بیند پنبهدانه
فکر کردی به همین راحتی وا میدیم؟
!عـ...عجب سرعتی
! عجب قدرتی
ما رو گرفتین؟
!نون نخوردین؟ سرعتتون هم که قدِ لاکپشته
اگه میخواین با من دعوا کنین !این پشمک بازیا رو بذارین کنار
!پدرسوخته پاشو میخوری
!آخ! آخ! آخ
!خیلی ممنونم
!نمیخواد تشکر کنی
،تا وقتی سایهی من بالا سرِ این مدرسهست
!نمیذارم هیچ لات و لوتی تو مدرسه جولون بده
.هوتارو
...صبـ
.بالاخره پیدات کردم
.دیگه اونجوری منُ قال نذار
...نکن همچین
ای بابا! باز سوتین نبستی؟
.بسه دیگه کانائه
اگه سوتین نبندی !اون ممه قشنگا از ریخت میوفته
سینههای من اصلا ریخت نداره .که بخواد بیوفته یا نیوفته! تو نمیخواد نگران بشی
متلک خوبی بود ولی اینو که دیگه من نگفتم !نمیخواد بزنی زیرِ گریه
!جمع کن بینم
!زودباش، زودباش امروز میخوام دامن پات کنم
!بـ...بسه
....مگه رییس شورای دانش آموزی دخـ
درسته که هوتارو شلوار میپوشه .ولی از اون دختر جیگرای دبیرستانیـه
!کانائه، سنگینی ها
Let's Start This Deathless Death Match «بیاید این بازیِ مرگِ آسای بدونِ مرگ رو شروع کنیم»
.از امروز، من تنها زندگی میکنم
،پدر و مادرم که کشور رو ترک کردن .حسابی نگرانم بودن
.ولی من دیگه بزرگ شدم
.خودم گلیمم رو از آب میکشم بیرون
مستاجر پذیرفته می شود مجتمع سوکیشیرو
.پس مجتمع سوکیشیرو اینه
خیلی دوست دارم ببینم .همسایههام چجورین
.آره
.آره
.قیافهش که جیگره
ممه؟ جدی؟
!مــ...ممه
!نه! محاله! حتما اشتباه شنیدم
.همچین کلمهای رو که نمیاد توی جای عمومی جار بزنه
.آره، میدونم دیگه
.آره، لابد اشتباه شنیدم
.جان دادا؟ ایول بابا
.در زبان عامیانه به همین معنای نگاشته شده است tit واژه ی .اما در اینجا هوتارو دچار کج فهمی شده
!پس ممه گنده ها تو چنگته
!اشتباه نشنیده بودم
اتاق 202، سوئیتم همین بود دیگه، نه؟
چطور به خودش اجازه داده همچین حرفای خاک بر سریای رو جلو در اتاقِ نازنینم بزنه؟
نکنه یه مدل جدیدِ مردم آزاریـه؟
گنده ش هم دردسریه واسه خودش شونه ت درد نمیگیره؟
از طرفت یه پیام بهش بدم؟
پَ اگه قراره من پیام برسونم .دیگه کم و زیادش با خودمه
!شورشو در آوردی
!شرمنده، دست خودم نبود
.ولی تو هم مقصری
،اینجا خونواده نشسته
و...باید بگم از امروز ،میخوام یه زندگیِ جدید، توی این سوئیت شروع کنم
...ولی تو هی ممه ممه راه انداختی
!وای خاک عالم
...اوضاع خطری شد
...میگم
.بیا بریم عشق و حال
جـ....جانم؟
!گمشو ایکبیری
!چای نخورده پسر خاله شدی
!آخ راست میگی، هنوز خودمُ معرفی نکردم
!گوش کن ببین چی میگم
،ماتسوئوکا ماسامونه هستم .همسایهی بغلیـت، اتاق 203
.حالا نوبت توئه
.تاچیبانا هوتارو
.به به هوتارو
.عجب اسم قشنگی
....مطمئنم که همسایههای خوبـ
...آخ ریسا، شرمنده به خدا
خدایا مارو گیر کی انداختی؟
.امشب منتظرتم
یارو حسابی دختربازه؟
.پس میبینمت، دوست دارم
.بیا دیگه منو تنها نذار
.حس ششمم میگه باید فاصلهم رو با این آدم حفظ کنم
.ها؟ راست میگم به خدا
.باید اثاثیه م رو بچینم
.با اجازه
نه واقعا فازش چیه؟
...بخشکی شانس، قرار نبود
ها؟ چــــی؟
تفنگ؟ یعنی چی؟
.مالِ منه
چــی!؟
هستی؟ کی تو
...تفنگه که
واقعی نیست؟
...چی
این دیگه چه حرکتی بود؟
چی شده باز؟ .تو که تازه زندگی جدیدت رو شروع کردی
چیزی شده؟
ها؟
.از اولِ صبحی مَنگ میزنی
.نه، چیزِ خاصی نیست
راستش این همسایه بغلیم ...همش میگه «مـ
همش حرفای خاک بر سری .رو توی راهروی عمومی ساختمون میزنه
چه غلطا؟
حالشُ که جا آوردی؟
...راستش
.یکم جوگیر شدم و شکوندمش
شکوندیش؟ نکنه کشتیش؟
.درب رو میگم
اون تفنگه واسه چی بود؟
.خب، الان دیگه تابلوئه حالت خوش نیست
.باور کن حالم خوبه
خب، پس میشه برام یه کاری بکنی؟
!ناهار مهمونم کن
.باشه، رو چشمم
.واقعا؟ عاشقتم، مرسی
کیف پولتُ جا گذاشتی؟
.اوخ
آخه از تو بعیده کانائه
.آه...آره یه چیزی تو همین مایهها
چیزی شده؟
بهت که دست درازی نکردن، یا دزدی چیزی؟
اون روزی .یه مردِ خیلی جیگری اومد باهام صحبت کرد
مرد جیگر؟
.نه، نه، نه
!اون دختربازه
.یه میزبان بود
میزبان!؟
...آره، و
همون پولاتو گرفت؟
...چی؟ آره خب
از راه بدرت کرد؟
تَلَکهت که نکرد؟
خب، منظورم اینه که، تا آخر ماه .یکم از نظر مالی اوضاعم خراب میشه
.امیدوار بودم تا اون موقع تو ناهار مهمونِ تو باشم
کجا کار میکنه؟
ها؟
گفتم کجا کار میکنه؟
.به معنی صورت فلکی شکارچیست :Orion
...به گمونم گفت «شکارچی»، توی نیشیکی-چو
با قلب یه دختر خانوم بازی کردن و تلکهش کردن !اندِ نامردیه
ها؟ چیزه، هوتارو؟
...فقط یه ناهار خواستم
!پسرهی الوات
!نمیذارم لات و لوتا هرجوری دلشون خواست جولان بدن
!حساب این جنابِ میزبانُ میذارم کفِ دستش
!خوش اومدید
.به کلوب میزبان شکارچی خوش آمدید
.ساچیکو ساما، منتظرتون بودیم
.ریوسِیسان، یکی کارتون داره
.شانسو میبینی، یکی کارم داره
.آخ، ولی خیلی خوش گذشت
.وقتی برگردم، بیشتر هم خوش میگذره
.باش تا بیام
...ماسامونه، شماره 16
.در جریانم
.واسه شماره 21 هم یه کمکی بفرست
No comments yet. Be the first to leave one.