Las primeras 164 líneas.
ترجمان:
DiArY & Bloodrose
موتسوکی کون، صمیمانه ازت سپاسگزارم.
اوگایی که رهبریشون رو به عهده داشتی،
برای تبدیل کردن کانکی به همچین چیزی ساخته شده بودن.
ازت ممنونم که همونجوری که ازت میخواستم کانکی رو پیدا کردی.
عشق واقعاً فوقالعادهست.
خب؟
تبدیل کردن استادت به یه هیولا اونم با دستهای خودت چه حسی داره؟
هیولا کیه؟ من که نیستم، ولی کانکی مطمئناً هست.
هوی...هوی...این دیگه چـ...
فوری خبر
خبر فوری.
هیولای بزرگی که در چندین شهر ظاهر شده،
به تهدید خانهها و شهروندان ادامه میده و باعث آسیب دیدگی اونها میشه.
تجدید خاطره
شوکه شدم که تونستی پیدام کنی.
امیدوارم یه ملاقات آروم داشته باشیم.
ظاهراً فوروتا کارش روکرده.
اطلاعات غولهایی که واشو اونارو پنهان میکرده حالا داره آشکار میشه.
تحقیقات روی غولها داره پیشرفت میکنه.
انسانها بالاخره متوجه میشن که اونا چقدر در زمینههای پزشکی میتونن کمک کنن.
آرامگاه خانوادگی کانو
فکر کن به همین بسنده کنم.
باید با مرگت تاوانش رو پس بدی.
هیچ علاقهای برای دادن تاوان هیچ چیزی ندارم،
چون از هیچکدوم از کارهام پشیمون نیستم.
بهت حسودیم میشه.
اونقدرا مهربون نیستم تا از کسی متنفر بشم.
کورونا.
متأسفم.
پس مرگ اینجوریه...
چه عجیب.
جنازهی کانو...
پیدا شده.
به این معنی که خبر چین ما هم مرده.
حالا که کانو مرده، سر و کلهی بیمه هم پیدا میشه.
منظورتون چیه؟
چه بدونم، از ناگاچیکا بپرس.
تو...
من دستیار کانو آکیهیرو، نیشینو هستم.
خب، همین کار میکنه.
میتونی حرف بزنی؟
آره، به لطف چیگیو سان.
چرا اینطوری لباس پوشیدی؟
تلاش میکردم آدمهایی،
که قصد نجات کانکی رو داشتن، پیدا کنم.
اگه کارم رو بهتر انجام میدادم، آخر و عاقبت کار کانکی به اینجا نمیکشید.
برای همینه که ایندفعه شکست نمیخورم.
ولی یه چیزی هستش که کاملاً به اتفاق افتادنش احتیاج دارم.
برای همینم مارو به اینجا احضار کردی.
درسته.
گمونم میتونم بفهمم هدفت چیه ولی...
واقعاً که. بابام اون دنیا قراره حسابی سرم غر بزنه.
میبینم که مثل همیشه تیزی.
ناگاچیکا...
چرا این همه کار رو برای کانکی انجام میدی؟
چرا؟
خب...
چون دوستش دارم.
دلیل دیگهای نیاز دارم؟
نه، بزن بریم.
بچهت سردش میشه.
خوشبختانه به زودی باران قطع میشه.
توکا چان!
ایتوری سان.
الان یه بیشتر به خانمها شبیه هستی.
اوتا و بقیه میخوان چیکار کنن؟
طبق معمول، مثل دلقکها عمل کنن.
برای اون عزیز دوردونهمون میخواین چیکار کنین؟
به نظرم فرار کردن اشکالی نداره.
خب...
میبینم که تردید دارین...
پس چرا فقط تماشاچی نمیمونین؟
تماشاچی باشیم؟
منظورم اینه که کانکی بخاطر نجات شما کارش به اینجا کشیده.
کلی آدم مردن...
گوش نده.
یه بهتره بگم اون کشتشون.
نابودشون کرد. مهم نبود که آدمای خوبی بودن یا بد.
اون آدمایی که غولها رو کوچیک میدیدن و اونا رو آزار و اذیت میکردن.
بخاطر شما انجامش داد.
شاه بخاطر ما اینکارو کرد؟
اون انسانها رو کشت؟
فاختهها خانواده منو کشتن.
بچه منو هم کشتن.
این انتقامه!
انتقام ما...
بخاطر ما بود.
درسته! باید تماشاچی اعمال شاه باشیم!
شاه ما! شاه ما! شاه ما!
خفه شین!
اون...همیشه به انسانها اهمیت میداد...
اینقدر به آدمها و غولها اهمیت میداد که احمق بود.
تماشاچی باشیم؟
واقعاً اینجوریه؟
فقط من این حس رو دارم؟
کی میخواد اون خوشحال باشه؟
کتاب خوندن رو دوست داشت و حتی دیگه اونم نمیتونه انجام بده.
دیگه حتی نمیتونه قهوه داغ بخوره...
یا با دوستانش حرف بزنه.
حتی نمیتونه عشقش رو به آغوش بگیره.... یا حتی بچهی خودش رو!
هنوز خیلی کارا هست که میخوام با کانکی انجام بدم.
میخوام مراقبش باشم و...
اگه فقط بتونم یه گاز ازش بگیرم!
مجموعه خانوادگی!
هی!
منم یقیناً چیزی برای گفتن بهش دارم.
آرزو دارم بیشتر روی ما حساب کنه.
میخوام به درستی ازش تشکر کنم.
هنوز به فکر کردن به اسم احتیاج داره...
هیچوقت تو رشته ادبیات خوب نبودم.
کیریشیما سان!
منم به یه اسم فکر میکنم!
هروقت خواستی میتونی روی من حساب کنی!
نیازت ندارم.
خب، میخوای چیکار کنی؟
کنجی کانکی چطوره؟
اوه توکا چان.
شاهزاده کانکی چطوره؟
شایدم کانکی کانکی...
تو...
اگه دوباره فعال بشه و حرکت کنه،
احتمالاً سعی میکنه با پرخوری، انرژی بدست بیاره.
پس چیکار کنیم؟
بدن اصلی باید یه جایی اون داخل باشه.
وقتی که خارجش کنیم، کاگونه شروع به فرو ریختن میکنه.
مثل پیدا کردن سوزن تو انبار کاه میمونه...
راه دیگهای نیست؟
امکان فرو ریختگی طبیعی هم وجود داره.
چقدر طول میکشه؟
فقط یه تخمینه...
ولی ۲۰۰ سال...
پس گمونم باید بریم و پیداش کنیم.
ماروده سان!
چه خبره؟
ناگاچیکا!
و همینطور مادو آکیرا و آمون کوتارو!
فکر میکنین دارین چه غلطی میکنین؟
چند نفری که قصد کمک داشتن رو آوردم.
چی؟
باید اونو بِکشیش بیرون، درسته؟
ولی مهارت انسانها محدوده.
به تحرک بیشتری نیاز داری.
تحرک؟
نگو که داری پیشنهاد همکاری با غولها رو میدی.
درسته.
جـــــانم؟!
اونی که اونجائه کانکی کن هستش.
این افراد مایلن بهش کمک کنن.
کانکی کن؟
شاه تک چشم؟
اون هیولا؟
چه خبره؟
مامان؟
یکی توضیح میده چه خبره؟
رئیس کجاست... تو همچین زمانی رئیس کجاست؟
رئیس استعفا داده.
هدف رئیس به وجود آوردن اون چیز بود.
کاملاً مارو احمق گیر آورد.
هی تو.
بنظرت محققها با غولها همکاری میکنن؟
به قیافههاشون نگاه کن.
.حتی نیازی نیست جوابشون رو بشنوی
No comments yet. Be the first to leave one.