Las primeras 200 líneas.
هنوز داره خونریزی میکنه
علائم حیاتی؟
اصلاً خوب نیست. فشار خونش خیلی پایینه
میشه لطفاً دکتر گیتیکا سِن رو صدا کنین؟ فوریه
همه پرسنل به اورژانس. کد آبی، کد آبی
کیت، من دارم میرم. - باشه خانم
همه پرستارها برن ایستگاه پرستاری
کد آبی، کد آبی
خانم. خانم. خانم. - بله؟
توی جراحی دکتر کوپر وضعیت اضطراری پیش اومده. چی شده؟
زایمان سزارین. خونریزی شدید
خونریزی پس از زایمان
باشه. باشه، آروم باش
بهت نیاز داریم. بهت نیاز داریم. باشه
اومدم، اومدم. دارم میآم
دارم میآم
قیچی
دکتر، مریض سابقه اختلال خونریزی داره
دفعه قبلم همین اتفاق افتاد
بسه. همینجوریاش هم گند زدی به همه چی
گاز استریل
بفرمایید. چقدر عالی
واقعاً جادویی بود
سلامتی همگی
سلام. سلامتی. سلامتی
میآد
میآد
دیگه تا حالا باید میرسید
دکتره دیگه. چند دقیقه تأخیر براش طبیعیه
اشکالی نداره
چند دقیقه؟
خواهرت دو ساعت تأخیر داره. میرا هم دکتره دیگه
آره، ولی
ولی اون موقعها که با هم قرار میذاشتیم، دو ساعت زودتر میاومد
تو خودت هم همیشه دیر میرسیدی. هنوزم میرسی
خب که چی؟ سلام
بعد ازدواج آدم چاره دیگهای نداره. خداروشکر که اومدی
خیلی خوشگل شدی. ممنون
این کیه؟ حتماً یکی از دوستاشه
خسته نباشید خانم دکتر
دکتر
ممنون
همه چی رو زیر نظر داشتم. واقعاً که
یه سری چیزا هست که میدونم احتمالاً باید
اشکالی نداره
میشه بگین پرونده مریض رو بفرستن به اتاقم؟
بذار از اینجا به بعد رو من دست بگیرم
مسئله شخصی نیست دکتر کوپر. فکر میکنم اینطوری برای مریض بهتره
حتماً. ممنون
به رنگش نگاه نکن. تند نیست
هندی بلدی؟ بله
آنگاد، ایشون سوفیه
آشپزخونه «سوفیانا اسپایس» که توی خیابون مرکزیه مال اونه
مطمئنم حتماً دیدیش
راستش رو بخوای، ندیدمش
ولی اینو میدونم که کبابهای آنگارایِ «سوفیانا اسپایس» تند نیستن
درسته
میبینمت
تمام این هفته داشتی با یه سورپرایز تهدیدم میکردی
بالاخره نمیخوای بگی اون سورپرایز چیه؟
این همه روز صبر کردی. یه کم دیگه هم صبر کن
گیتیکا دیگه باید همین الان برسه
سلام. کجا بودی؟
اومد
گیتو
سلام، سلام. سلام
ببخشید. خیلی ببخشید بچهها. دیر رسیدم
در واقع خاله آنجو که از منچستر اومده بود هم زودتر از من رسید
اما حالا که بالاخره رسیدم، بذارین یه چیزی به همهتون بگم
این آخرین مهمونی توی این خونهست
خونه جدید؟
شهر جدید، دیشا
وای خدای من. آره
منتقل شدم به شعبهی چسترِ
بیمارستان عمومی چپلستون
فقط یه انتقال ساده نیست. ترفیع گرفته
دارن گیتیکا رو به عنوان رئیس بیمارستان منصوب میکنن
قبلاً هم گفته بودم. ژنِ برتره. ممنون
آره، آره. درسته
خب، اینم از خبر خوب
من یه جور دیگه «خبر خوب» رو تصور کرده بودم
راستش خاله آنجو، ما از اون مدل «خبر خوبِ» شما هم داریم
چون
من و میرا
داریم یه بچه رو به سرپرستی میگیریم
عالیه! تبریک میگم
ایول! وای
وای خدای من! تبریک میگم
وای خدای من، خیلی عالیه! چه خوب
اینم از خونه جدید. قشنگه. خیلی خوبه
عالیه. اینم از بچه
وای خدای من، چه بچه نازیه
میرا، تو مامان فوقالعادهای میشی
ببین، اون سوفی نیست؟
گیتیکا چرا اونو دعوت کرده؟
پراتیک، این مسئله به تو ربطی نداره
درباره کدوم سوفی حرف میزنین؟
نمیدونی؟
اوه
این همون سوفیه؟
آره. دوستدختر سابق گیتیکا
من یه دقیقه دیگه برمیگردم
چرا مجبور بودی اون حرف رو بزنی؟ درست روبرومون بود
سلام مامان
کجا بودی میرا؟ دو روزه با هم حرف نزدیم
مامان، همین دیروز باهات حرف زدم
«سلام مامان، الان سرم شلوغه» که اسمش حرف زدن نیست
اون پشت چه سر و صدایی میآد؟ مهمونی گرفتیم
چرا؟ گیتیکا ترفیع گرفته
اوه، واو. از طرف من بهش تبریک بگو
حالا که ترفیع گرفته بهش بگو بره واسه خودش خونه بخره
مامان، این خونهی خودِ گیتیکاست
خب پس چرا تو واسه خودت یکی نمیخری؟
اگه بخوای میتونیم توی لندن دنبال یه شوهر برات بگردیم
سه سال شد که توی لندنی
مامان میشه فردا باهات حرف بزنم؟
اگه مهمونی گرفتی باید روهیت رو هم صدا میکردی
میتونستین همدیگه رو ببینین
برادرت هم یه حالی عوض میکرد
مامان، من فردا دارم با روهیت ملاقات میکنم
باشه. بعداً باهات حرف میزنم، باشه؟ فعلاً
گیتو
چرا سیمران امروز اینقدر زود صدات کرده؟
مطمئن نیستم. پشت تلفن چیزی نگفت
شاید موضوع جدی باشه
اتفاقاً امروز عصره که قراره جدی بشه
وقتی روهیت باهات ملاقات کنه
استرس داری؟
نه
یه ذره؟
نه. تو چی؟
یه کم
بیخیال
هیچوقت بهم نگفته بودی
چی رو؟ دیشب توی مهمونی
اون همون سوفیه، مگه نه؟
دوستدختر سابقت
نمیخواستم توی مهمونی حالت رو بگیرم
چرا باید حالم گرفته بشه؟
از بین این همه رستوران هندی توی شهر
باید میرفتم و سوفی رو استخدام میکردم
کار خوبی کردی. همه از غذاهاش خوششون اومد، مگه نه؟
آره
انگار رستورانش خیلی معروفه
هزار تا فالوور. واو ۲۷
فالوش داری؟
نه
داری
فقط هیچوقت آنفالوِش نکردم
سیمران؟
بله. آره، فهمیدم. دارم میآم. باشه
باشه عزیزم. فعلاً
فعلاً. عصر میبینمت. خداحافظ
سلام. صبح بخیر
صبح بخیر
صبح بخیر دکتر لوگان. دکتر سن
روز طولانیای داری؟ هر روز همینطوره
سلام امیلی. سلام
ممنون
صبح بخیر. صبح بخیر
دوربین ۲۴ آ
غیرفعال شد
ب؟ انجام شد ۲۴
میدونم چی میخوای بگی
«ممنون بابت جراحی، ولی نمیتونم پرونده مریض رو برات بفرستم.» درسته؟
کوپر شکایت کرده؟
قهوه میخوری؟
نه، ممنون
چه خبر شده؟
اجازه ندارم اینو باهات در میون بذارم
ولی فکر کنم باید اینو ببینی
این چه اراجیفیه؟
سلام. سلام. میزِ سه نفرهتون آمادهست
ممنون
اینجا بشینین
میز سه نفره؟
میخوام تو رو با یکی آشنا کنم
ولی باید بهم یه قولی بدی
اینکه با دیدِ باز برخورد کنی. باشه؟
تو اولین کسی از «میروت» هستی که دارم اینو بهش میگم
که اینطور
ببخشید بچهها. یه کم دیر رسیدم. سلام
چطوری؟ خوبم
سلام. سلام
خب، این آنگاده
و ایشون هم... ایشون هم پسرخاله محبوبت، روهیته
و اولین نفر از اهالی میروت که درباره شما دو نفر میدونه
نه دیوونه. ما توی یه کلینیک با هم همکاریم
اینکه راز نیست
ببخشید. راستش فکر کردم
نگران نباش. اولش منم همین فکر رو کردم
هیئتمدیره از الان تحقیقات رو شروع میکنه. خودت روال بیمارستان رو میدونی
ولی تو نباید هیچ کاری بکنی، گیتیکا
تو هیچی درباره این موضوع نمیدونی. باشه؟
خب؟ این دو هفته اخیر چطور بود؟
امتحانات نیروی دریایی هفته آیندهست
متوجهم. بعدش هم هند؟
آره، برمیگردم به همون میروتِ همیشگی
حالت خوبه؟؟
اون وقت فقط منتظر میمونم تا نتایج انتخابها اعلام بشه
No comments yet. Be the first to leave one.