His Dark Materials

His Dark Materials

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

His Dark Materials S01E04 Armour 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
His Dark Materials S01E04 Armour 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
His Dark Materials S01E04 Armour 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
His Dark Materials S01E04 Armour 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
His Dark Materials S01E04 iNTERNAL 720p WEB H264-AMRAP
His Dark Materials S01E04 iNTERNAL 1080p WEB H264-AMRAP
His Dark Materials S01E04 WEBRip x264-ION10
His Dark Materials S01E04 Armour 1080p HDTV H264-BRISK
His Dark Materials S01E04 Armour 720p HDTV H264-BRISK
His Dark Materials S01E04 INTERNAL 1080p HDTV x264-FaiLED
Comentario por EILIA
💢 EILIA ایـلیـا 💢 DibaMoviez.com

Etiquetas

web
720p
720
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
webrip
BRip
x265
HEVC
2CH
x264
Publicado el: 2019-11-25
Descargas: 57
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫خانم کولتر یه گابلره

‫رئیس گابلرها

‫بگو دختره کجاست

‫وگرنه اینجا رو نابود می‌کنم

‫من لایرا رو به تو سپردم

‫بهت اعتماد کردم ‫که ازش مراقبت کنی

‫ما تو رو می‌شناسیم لایرا

‫همیشه برای ما مهم بودی

‫به خاطر پدرمه؟ لرد ازریل؟

‫کی اینو بهت گفت؟

‫اون یه مرد شکست خورده ‫و یه پدر شکست خورده‌ست!

‫همه‌اش... دروغ بود

‫اون مادرته لایرا!

‫چیزی که هیچکس بهت نمیگه اینه

‫این یه حقیقت‌یابه

‫حقیقت رو بهت میگه

‫کار کرد

‫یه ساعت شنی که یه اسکلت بالاشه

‫اون می‌تونه حقیقت‌یاب رو بخونه

‫- فاردر کورام! ‫- بدون هیچ کتابی

‫ولی اگه بتونه به این کار ادامه بده،

‫از هر سربازی که داریم ‫ارزش بیشتری برامون خواهد داشت

‫تنها راه اینه که باهاش مبارزه کنین

‫خودتون رو برای سفر به شمال آماده کنین

‫خودتون رو آماده کنین ‫که بچه‌هامون رو برگردونیم خونه

‫- کولی‌ها! ‫- کولی‌ها!

‫یه حشره جاسوس

‫پیداش کردیم

‫بخون هستر

‫خیلی هیجانزده‌ای

‫معلومه که هستم

‫بالاخره یه سرنخ از یورک پیدا کردم

‫ممکنه همون خرس نباشه،

‫یورکی که من می‌شناختم...

‫یه شکارچی فُک دیوونه، مستش کرد،

‫زره‌اش رو درآورد

‫یه خرس زره‌پوش، بدون زره‌اش هیچی نیست

‫هستر!

‫بغل دستتم

‫چی می‌بینی؟

‫انگار ما تنها کسایی نیستیم ‫که به سمت ترالساند می‌رن

‫لی، مطمئنی یورک ازمون می‌خواد ‫اینهمه دردسر به جون بخریم؟

‫اون خرس زندگیمون رو نجات داد هستر ‫این دردسر رو بهش مدیونیم

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه دیباموویز

‫ترجمه از ایـلیـا

‫هی!

‫اینجا یه بندر نفتیه ‫روی اسکله سیگار کشیدن ممنوعه

‫پس نزدیک بود اشتباه وحشتناکی بکنم

‫لی اسکورزبی، خلبان اجاره‌ای

‫بگو ببینم این آدما که اومدن کی‌ان؟

‫سوال منم همینه

‫ورود‌های تازه، باعث ایجاد سوءظن میشه

‫یه شایعه‌ای شنیدم که برام جالب بود

‫شایعاتی در مورد یه خرس

‫حقیقت داره؟

‫آره منم یه شایعه‌ای شنیدم

‫در مورد یه خلبان که هرجا میره ‫آشوب به پا می‌کنه

‫حقیقت داره؟

‫روز از نو روزی از نو

‫- جای خوبیه ‫- عمراً

‫نه نیست

‫میشه خودمونو به دردسر نندازیم؟

‫کولی‌ها

‫هیچوقت ندیده بودم ‫اینقدر تا شمال بیان

‫اون حشره جاسوس باید تاحالا ‫خبر رو به خانم کولتر داده باشه

‫ما باید کارمونو به سرعت انجام بدیم

‫منم از اینجا خوشم نمیاد

‫برو کنسول جادوگرها رو ببین ‫هرچقدر می‌تونی ازش کمک بگیر

‫و در سریع‌ترین زمان ممکن از اینجا می‌ریم

‫از آخرین باری که سرافینا رو دیدم ‫40 سال گذشته

‫ممکنه از چیزی که می‌بینه خوشش نیاد

‫من جوونیاتو یادمه کورام

‫همون موقع هم چندان خوش قیافه نبودی

‫مطمئنی لازمه دختره رو ببری؟

‫یه حسی میگه بهش احتیاج پیدا می‌کنم

‫عجب جاییه اینجا

‫تمام زندگیم می‌خواستم بیام اینجا،

‫و حالا که اینجام ‫زیاد مطمئن نیستم بخوام اینجا باشم

‫لایرا

‫لایرا

‫میشه حرف بزنیم لطفاً

‫باید مطمئن بشم که می‌تونم در موردِ ‫خوندن حقیقت‌یاب بهت اعتماد کنم یا نه

‫چطور اونو کشف‌رمز می‌کنی؟

‫یه جورایی حسشون می‌کنم یا می‌بینمشون

‫مثل... مثل این که توی شب ‫از یه نردبون پایین بری

‫پاتو می‌بری پایین و یه پله زیر پات هست

‫منم ذهنمو می‌برم پایین

‫و معنی اون نمادها پیداشون میشه

‫یه جورایی، معنی‌شون رو حس می‌کنم

‫یه ترفندی توش هست

‫یه جوری باید چشماتو متمرکز کنی

‫آها

‫خب مثلاً بگیم می‌خوای از حقیقت‌یاب سوال کنی

‫که الان پدر و مادرت چیکار می‌کنن؟

‫خب، مریم مقدس به جای خانم کولتر،

‫اوه

‫خیلی هم مریم مقدسه، نه؟

‫و برای ازریل، کره زمین رو انتخاب می‌کنیم

‫وقتی عقربه رو تنظیم می‌کنم ‫به پدر و مادرم فکر می‌کنم

‫و...

‫بعد میرم روی مورچه ‫که یعنی اونا سرشون خیلی شلوغه

‫ولی از کجا می‌دونی معنی اینا چیه؟

‫ها؟

‫افراد کلیسای اعظم

‫قایمش کن لایرا

‫می‌دونی که

‫مردی که قراره بریم ببینیم، شخص مهمیه

‫آره

‫کنسول جادوگرها رابطیه

‫بین دنیای انسان‌ها و جادوگرها

‫اون تصمیم می‌گیره ‫پیام‌های ما رو منتقل کنه یا نه

‫و ما جادوگرها رو لازم داریم

‫آره، ولی اون می‌خواد همه چی رو بدونه

‫کنسول تنها راهیه که میشه ‫با جادوگرها ارتباط برقرار کرد،

‫ولی اول باید بهمون اعتماد کنه ‫ولی وقتی اعتماد کرد،

‫یه جادوگر به اسم سرافینا پکلا ‫برای کمکمون میاد

‫با کمک اون، بچه‌ها رو پیدا می‌کنیم

‫- یعنی ما رو می‌بره پیش راجر؟ ‫- آره

‫فقط حرفامو گوش کن

‫اون وسیله رو مخفی نگه دار، باشه؟

‫چطور می‌تونم کمکت کنم فاردر کورام؟

‫چندین سال پیش یه جادوگر رو ‫توی فن کانتری توی انگلیا شرقی ملاقات کردم

‫اسمش سرافینا پکلا بود

‫می‌خوام یه پیام بهش بفرستم

‫من از رابطه‌ات با سرافینا پکلا باخبرم، فاردر کورام

‫من نماینده تعدادی خانواده کولی هستم ‫که بچه‌هاشون رو گم کردن

‫ما معتقدیم یه سازمان هست ‫که این بچه‌ها رو می‌گیره

‫بچه‌های ما و بقیه رو ‫و اونا رو به شمال میاره

‫به کمک سرافینا نیاز داریم ‫که اونا رو آزاد کنیم

‫خب...

‫می‌دونی که رابطه بین جادوگرها

‫و مقامات

‫کاملاً قوی و دوستانه است

‫و شغل من اینه که این رابطه رو ‫همینطور نگه دارم

‫منظورتون کلیسای اعظمه

‫این نزاع، ربطی به ما نداره

‫اونا دارن بچه‌ها رو می‌دزدن

‫این جنگ همه ماست

‫و می‌دونم که سرافینا می‌خواد ‫نقشی توش داشته باشه

‫بچه‌ها زیاد اینجا نمی‌مونن

‫اونا رو به یه جای خیلی دور می‌برن

‫می‌دونین اونجا چه اتفاقی براشون می‌افته؟

‫چیزای مختلفی در مورد فرایند می‌استات شنیدم

‫یا جداسازی تجلی از شخص

‫این کار در خفا انجام میشه ‫ولی شایعاتی که هست خیلی زیاده

‫دلیلی داره که نمی‌تونین هیچ بچه‌ای رو

‫توی خیابونای ترالساند ببینین

‫ما هم متوجه اثرات گم شدن بچه‌ها شدیم

‫پس رفع زحمت می‌کنم

‫تا شما به سرافینا بگین چی ازش می‌خوایم

‫بیا بریم

‫خبردار شدم که تو

‫یه حقیقت‌یاب داری

‫من همه‌جای ترالساند خبرچین دارم

‫آره

‫میشه یه نگاهی بهش بندازم؟

‫چقدر خوش‌ساخته

‫کتاب‌های تفسیرش رو همراهت داری؟

‫راستش...

‫خودم می‌تونم بخونمش

‫خیلی عاقلی که همچین حرفی می‌زنی

‫چطور؟

‫فقط می‌تونم

‫خب... ازت می‌خوام نشون بدی چطور این کارو می‌کنی

‫اینجا

‫کلی شاخه درخت کاج‌جادویی هست

‫کدومشون مال سرافینا پکلائه؟

‫می‌تونم جادوگرها رو از طریق ‫کاج‌جادویی فرا بخونم

‫هر شاخه کاج‌جادویی ‫مختص یه جادوگره

‫نشونمون بده کدومش مال سرافینا پکلائه

‫مارمولک

‫و ماه

‫این مال اونه

‫دوست دارم یه چیزی بهت بدم ‫که با خودت ببری

‫این اسپری رو همراه خودت داشته باش

‫و هروقت که واقعاً به سرافینا نیاز داشتی...

‫اون میاد

‫دکتر لانسلیوس، میشه یه چیزی ازتون بپرسم؟

‫البته

‫چه سوالی باید ازتون می‌پرسیدیم که نپرسیدیم؟

‫شما ضعیفین

‫شاید شما دل و جرأت داشته باشین ‫ولی کلیسای اعظم قدرت داره

‫اگه من بودم می‌پرسیدم از کجا می‌تونم

‫یه خرس زره‌پوش رو استخدام کنم

‫من اینجوری می‌دونم که خرس‌های زره‌پوش ‫تحت امر هیچکس درنمیان

‫یکیشون هست که این کارو می‌کنه

‫یه تبعیدی

‫اون مردم خودشو سرافکنده کرده ‫ولی بدونید،

‫مهارتش توی کار با فلز ‫برای شهر خیلی مفیده

‫دوست ندارن غریبه‌ها در موردش بدونن

‫یا وسوسه‌اش کنن

‫اطراف بار آینرسن پیداش می‌کنین

‫ولی برای داشتنش...

‫باید یه کارایی بکنین

More Farsi Persian subtitles for His Dark Materials

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left