Las primeras 200 líneas.
از ایستگاه «پیبیاس» منطقه خود حمایت کنید
آنها صدها مایل راه میپیمایند
در مسیرهایی که نیاکانشان هموار کردهاند
آنها دانشی جایگزینناپذیر با خود دارند
و تجسم دنیایی از تضادها هستند
قدرتی نفسگیر و حساسیتی شگفتانگیز
با عاجهایی که وزن هر کدام بیش از صد پوند است
این نرهای خاص، همواره
در آستانهی نابودی توسط آز و طمع انسان بودهاند
کمتر از ۳۰ رأس از این «عاجداران برتر» در سراسر کنیا باقی مانده است
سه عاجدار باشکوه، هر یک در مسیر خود
ما را به دنیایی میبرند که کمتر کسی به آن چشم دوخته است
بسیار اجتماعی
و حتی مهربان
پیوندهای آنها بسیار عمیق است
این یک برادریِ واقعی است
این عاجها حاصل ۳۴ میلیون سال تکامل هستند
و عمری طولانی بر آنها نقش بسته است
بیش از نیم قرن است که
این فیل که «کریگ» نام دارد
رد پای نیاکانش را دنبال کرده است
عاجهایی که به زمین برسند، بسیار کمیاباند
اما ارزش کریگ، بسیار فراتر از عاجهایی است که به دوش میکشد
او نگهبان دانش است
او مسیرهای مهاجرتی را که نسلها از آن گذشتهاند، میشناسد
او میداند در زمان خشکیِ زمین، کجا آب و غذا پیدا کند
عاجدارانی چون کریگ، پاسدارانِ یک دودمان باستانی هستند
این عاجدارِ پیر و دانا، بهتازگی از خشکسالی مرگباری جان سالم به در برده است
و حالا کنیا دوباره سبز شده است
فیلها از مایلها دورتر سرازیر میشوند
خانوادهها در دشتهای پهناور «آمبوسلی» گرد هم میآیند
در این روزگارِ فراوانی
فیلها میتوانند دوباره به هم بپیوندند و پیوندهای اجتماعی خود را تازه کنند
علفزارها مملو از حیات هستند
و یادگارهایی پراکنده از کسانی که
نتوانستند تا رسیدن باران دوام بیاورند
هیچ گونهای در امان نماند
مادران، فرزندانشان را از دست دادند
و خانوادهها، بزرگترهای خود را
برای کسانی که زنده ماندند
این لحظهی جشن، نویدبخشِ زندگیِ دوباره است
چشمهها و آبشخورها پر شدهاند
برای این گردهمایی عظیمِ مادرسالاران
زمانِ شادیِ خالص است
در جوامع مادرسالار، خواهران، دختران
و پسران جوان، ارکان جامعهی فیلها هستند
اما آنها تنها بخشی از داستاناند
بقیه، مایلها دورتر و کاملاً آگاه از این گردهمایی هستند
غرش فیلها در هوا و زمین طنینانداز میشود
و پیامها را از دوردستها میرساند
«ایساو» تمام شب را در راه بوده است
این عاجدارِ باشکوه با ۳۳ سال سن، هنوز کاملاً بالغ نشده است
اما عاجهایش همین حالا هم تقریباً به زمین میرسند
اینها هدیهای ژنتیکی از والدینش هستند
او در همینجا، در «آمبوسلی» به دنیا آمده است
اما اکنون تنها به یک دلیل اینجاست
او آمادهی جفتگیری است
«ایساو» تازه در آستانهی دوران اوج باروری است
و هورمونهایش در حال طغیاناند
او در وضعیت «مستی» قرار دارد؛ یک حالت جنسیِ تشدید شده
تستوسترون در بدنش فوران میکند
فرومونها از غدد متورم او ترشح میشوند
و او ردی از بوی تند ادرار از خود به جای میگذارد
با تمام ابهتی که دارد
هنوز سالها مانده تا به اوج توانایی خود
به عنوان یک فیلِ نرِ بارور برسد
در حالی که «ایساو» وضعیت خود را اعلام میکند، گوش به زنگِ دیگران است
از طریق صدا و بو
او از حضور نری بسیار بزرگتر در سمت غرب باخبر میشود
در دورترین مرزِ پارک
عاجدارِ دیگری در حالت مستی است
«پاسکال» با ۴۴ سال سن، در اوج دوران باروری است
او عظیمالجثه است
مانند یک تانک، با شانههایی ستبر و عاجهایی استوار
گوش راست او در نبردی قدیمی آسیب دیده است
یا دستکم اینطور تصور میشود
او در یک ماه گذشته در «آمبوسلی» بوده است
در جستجوی مادههای آماده برای جفتگیری
او نری بسیار موفق و محبوب در میان مادههاست
کمتر نری جرأت میکند پاسکال را در زمان مستی به مبارزه بطلبد
پاسکال در اوج قدرت است
مایلها دورتر، «ایساو» به پایشِ او ادامه میدهد
و فاصلهی ایمن را با پاسکال حفظ میکند
رمز بقای «ایساو» در شناختِ توانِ خویش است
او باید مبارزاتش را با دقت انتخاب کند
چرا که در این میدان بازی
نرهای دیگری نیز در حالت مستی، به دنبال جفت هستند
آنها گوش میدهند
آنها به دنبال بو میگردند
و سرشار از تستوسترون هستند
در هر لحظه
داستانهایی در سراسر دشتهای «آمبوسلی» در حال رقم خوردن است
این هزارتوی باتلاقها و ساوانا، پناهگاهی برای حیات وحش است
باتلاقهای «آمبوسلی» از آبهای
کوه کلیمانجارو تغذیه میشوند
بلندترین قلهی آفریقا که درست در آن سوی مرز، در تانزانیا قرار دارد
این اکوسیستمِ وسیع، پارک ملی آمبوسلی را
در قلب خود جای داده است، اما وسعت آن به بیش از ۳۰۰۰ مایل مربع میرسد
و از مرز کنیا نیز فراتر میرود
فیلها به کل این اکوسیستم وابستهاند
علفزارها به تنهایی برای بقای نرهایی چون «ایساو» کافی نیستند
آنها برای حمایت از بدنهای عظیمشان به جنگلها نیاز دارند
برای یافتن آنها، مسیرهایی قدیمی را طی میکنند
که اغلب به خارج از مناطق حفاظتشده منتهی میشوند
و گاهی این مسیرها از مرزهای نامرئی عبور میکنند
درست در آن سوی مرز در تانزانیا
شکار برای تفریح قانونی است
«ایساو» با حس بویاییِ فوقالعادهاش
ردِ بوی یک خانواده را دنبال میکند
که چندین ماده دارد
او بررسی میکند تا ببیند آیا هیچکدام از مادهها در دورهی پذیرش هستند یا خیر
زمانی که برای جفتگیری آمادگی دارند
این یکی، فرزندی به همراه دارد
«کیبو» ۴ ساله است
او تکتک حرکات «ایساو» را زیر نظر میگیرد
مادهها تنها دو روز برای اوج باروری فرصت دارند
او اجازه میدهد ایساوا شرایطش را بسنجد
و «کیبو» جلو میآید تا بو را حس کند
«ایساو» اجازه میدهد کیبو حتی نزدیکتر بیاید
اینگونه است که نرهای جوان یاد میگیرند
اینگونه بود که «ایساو» یاد گرفت
با وجود جثهاش
«ایساو» در برابر کوچکترها بسیار صبور است
اما نسبت به نری که در نزدیکی است، چندان مدارا نمیکند
این مرامِ دوران مستی است: حفظ برتری
نمایشِ «ایساو»، الهامبخشِ پسرها شده است
آنها حتی در این سن، نرهایی غریزی هستند
سرشار از غرور و هیاهو
این پسرها در حال شکل دادن به اتحادهایی هستند
که در سفر پیش رو به کارشان خواهد آمد
آنها هم مانند «ایساو» با آزمونهای دشواری روبرو خواهند شد
جستجو برای مادهها در حین دفعِ نرهای رقیب
حفظ جایگاه خود در سلسلهمراتب
و همهی اینها، در کنارِ تلاش برای بقا
مایلها دورتر، «پاسکال» نیز در جستجوی مادههای پذیرا است
اما در این چشمانداز وسیع، یافتن آنها دشوار است
او وقتش را برای بررسی این مادرِ جوان تلف نمیکند
او تا یک یا دو سال دیگر آمادهی باروری نخواهد بود
البته اگر بچهاش زنده بماند
شرایط برای نرهای کمسن دشوار است
از هر ده تا، یکی سال اول زندگیاش را به پایان نمیرساند
نرها سریعتر رشد میکنند و به شیر بیشتری نیاز دارند
در زمان کمبود، بسیاری از آنها زنده نمیمانند
نرهایی که به ۴۴ سالگی میرسند، مانند پاسکال، کمیاب و ارزشمندند
نه فقط به خاطر ژنهایشان
حضور یک نرِ مسنتر
هرچند کوتاه، بسیار گرانبهاست
پاسکال میتواند چیزهایی به این پسرها بیاموزد که مادرانشان نمیتوانند
کشتی گرفتنِ تمرینی، کلید رشدِ نرهاست
این پسرها در حال تشکیل گروه همسالانِ آیندهی خود هستند
زمانِ معاشرت و پیوند است
آنها قدرت خود را به چالش میکشند و میآزمایند
با سنجیدن حریفانشان
مهارتهای خود را برای نبردهای پیش رو صیقل میدهند
اما فیلهای ماده متفاوتاند
حتی در دوران نوزادی
او در بازی شرکت میکند
اما فقط برای لحظهای
سپس به نزد مادر باز میگردد
سالها طول خواهد کشید تا این نوجوانان
اولین دوران مستی خود را تجربه کنند
فعلاً، همهچیز فقط یک بازی است
در مرز شرقیِ پارک
«کریگ»، یکی از پیرترین و محترمترین نرهای آمبوسلی
در حال بهره بردن از علفزارهاست
او هنوز از خشکسالیِ اخیر لاغر است
اما از زمان شروع بارانها، در حال وزن گرفتن است
کریگ یک «عاجدارِ برتر» محسوب میشود
غولِ کمیابی که هر کدام از عاجهایش بیش از ۱۰۰ پوند وزن دارد
او یکی از کمتر از ۳۰ رأس موجود در کل کنیا است
مانند دیگر عاجداران
کریگ از عاج خود برای محافظت و دسترسی به غذا استفاده میکند
چیزی که باید یک دارایی باشد، به یک تهدید بدل شد
زمانی که شکارچیان قانونی و غیرقانونی
نرهایی با بزرگترین عاجها را هدف گرفتند
پارک ملی «آمبوسلی» پناهگاهی امن فراهم کرد
اینجا همچنان یکی از معدود پایگاههایی است که
عاجداران برتری چون کریگ هنوز میتوانند در آن زندگی کنند
کریگ یک اسطورهی زنده است
مانند هر عاجداری که پا در جای پای او میگذارد
در شورهزارهای کنار دریاچهی آمبوسلی
عاجدارِ دیگری ماموریت خود را به انجام رسانده است
«پاسکال» به دنبال مادهای با دُم کج است
او در اوج دوران باروری است
و آنها در دو روز گذشته در حال جفتگیری بودهاند
اما نرهای فرصتطلب در حال چرخش در اطراف هستند
پاسکال از پشت سر از او محافظت میکند
تا زمانی که دورهی باروری ماده تمام شود
او نرهای دیگر را دور نگه میدارد
تنها حضور پاسکال چنان رعبآور است که
یک حرکت ظریف یا یک غرشِ مخصوص، اغلب کافی است
اما حتی عالیرتبهترین نرها هم باید محتاط باشند
چرخهی مستیِ پاسکال رو به پایان است
یک نرِ جوانتر در اوج دوران مستی
میتواند بهزودی او را به مبارزه بطلبد و پیروز شود
«ایساو» بوی یک رقیب را در جنوب حس کرده است
حتی از راه دور، او میتواند بو را تشخیص دهد
نرِ دیگر نیز در حالت مستی است
«ایساو» برای یافتن نشانههای بیشتر گوش میدهد
نرهای بالغ هرگز جنگیدن را دستکم نمیگیرند
No comments yet. Be the first to leave one.