Las primeras 200 líneas.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
آنچه در رزیدنت گذشت
صبح بخیر اینا همون انترنهای هستن که در موردشون بهت گفتم
زک هستم، مراقبتهای اولیه
بیاین شروع کنیم..باشه؟
ببین من از این مردهایی
نیستم که یوگا انجام بدم
.....پس راه خودم رو میرم
ایجی، طبق تجربهی شخصی میگم که
یکم انعطاف پذیری بیشتر، خیلی برات خوب
بیا دراز بکش
و یکی از زیراندازها رو بردار
من نمیدونم بچه میخوام یا نه
حداقل الان نه
چیزی که پادما میخواد به هردومون کمک میکنه
میتونم تخمکی که انقدر دنبالش رو بهش بدم
تا بتونه بچه دار بشه و همزمان برای خودمون
یکم فریز کنم
اون چی؟_ اون یارو؟_
آره، دو ماراتن انجام میده
ویولن سل میزنه
لیلا، اون صورت تپل رو ببین
کاش میشد این آدمهای قد بلند و با استعداد رو از نزدیک دید
،یا حداقل عکس بزرگسالی شون نه مال بچگیهاشون
اینجوری اهداکنندهی ناشناس اسپرم
دیگه خیلی ناشناس نمیشه، مگه نه؟
من فقط میخوام پدر بچهات
به اندازهی تو عالی باشه
لیاقت خواهر من یه اسپرم درجه یک
ممنونم که این کار برام میکنی
چی، فکر میکنی به خاطر تو این کار میکنم؟_ نه_
تخمکم رو بهت میدم که بتونم خاله بشم
خب، قرار بهترین خاله بشی
باید بریم پیش چِستِین_ صبر کن_
این چی؟
"موارد صحیح؟"_ آره_
عاشق یوگا، سفر و باسکیاست
بیماری ژنتیکی نداره و اهل آسیای جنوبیه
فکر کنم این یه نشونه است
خب، چرا به بانک اسپرم پیام نمیدی
ازشون یه نمونه صدا نمیگیری؟_ لی، خودش، میتونم حسش کنم_
نه، نه لازم نیست الان تصمیم بگیری
پادما، مطمئنی؟_ اره_
پس شد "موارد صحیح"
ببخشید، میدونم سرت خیلی شلوغ
مشکلی نیست، خوشحالم میتونم کمک کنم
معمولا بهت پیام میدم که کارهای ..باحال تری بکنی
اره
احتمالا یه دل درد ساده است
اما جیجی اصرار کرد که تو چک کنی؟_ واقعا؟_
به پیتر گفتم تو وقتی دل درد میگیره خوبش میکنی
پیتر من رو یادت؟
بابای جیجی هستی
اره چی شده رفیق؟
بابایی داشتیم فضا بازی میکردیم
کل روز رو میتونن بازی کنن
اون فضانورد و این یکی آدم فضایی
پیتر گفت نمیخواد بازی کنه
اما همیشه دلش میخواد بازی کنیم
من یه لحظه دستم رو میذارم
روی دلت باشه؟
باشه
بابای پیتر داره میاد
بهش بگو بیاد اورژانس دیدنم
سواری دوست داری؟
منم همین فکر رو میکردم بیا بریم
بابایی میشه منم بیام؟
آدم فضایی کوچولوی من تو همینجا بمون
خیلی زود میام و بهت میگم حال پیتر چطوره
بچهها قرار بریم سفر
یه سفر سرنوشت ساز
وقتی مثل شما سال اولی بودم
دکتر هاکینز من رو برد و حالا نوبت شماست
نوبت چی؟
،از اولین سالی که انترن شدین
اینجا بهتون یاد دادن چطوری دکتر بشین
حالا وقتش برین بیرون از چستین
برای درمان یکی از چالش برانگیزترین مریضها
جایی که توش با پروندههای پزشکی پیچیدهای روبهرو میشین
که بهترین دکترها رو میسازه
دکتر ووس و دکتر بل هم باهامون میان
پس بیاین بریم
کجا میریم؟
دکتر پروش بهتون نگفت؟
بیا سورپرایز رو خراب نکنیم
باشه
خب، رسیدیم
بریم؟
بازی مون دادن
خدایا سالمندان؟
خب آقای فضانورد
میتونی بهم بگی دردش از کی شروع شد؟
فقط یه جا درد میکنه یا متغیر؟
الان خوبم
بابام میاد؟
آره، تو راه
که من ببره خونه؟ من نمیخوام برم خونه
قرار نیست بری خونه عسلم
قرار پیش ما بمونی تا بفهمیم
چرا حالت خیلی خوب نیست
سلام_ سلام بابایی_
خوبی؟ چی شده؟
سلام اسپنسر ایشون پرستار هاندلی هستن
اسپنسر تو بخش ایتی کار میکنه
خوش وقتم
پیتر دل درد داره
معمولا همچین چیزی نگران کننده نیست
دمای بدنش یکم پایین
شاید نشونهی عفونت باشه
امروز صبح حالش خوب بود
گفت قرار با جیجی برن فضا
این چند وقت مریض نشده؟
چند روز پیش سرما خورده بود
اما غیر عادی نبود
امروز صبح چیز جدیدی نخورده؟
به عنوان جایزه براش اسموتی درست کردم
موز، ماست، مکمل و آب میوه
یعنی منم خوردم، اما حالم خوب
از دردش برامون نمیگه
همش میگه که حالش خوبه
فکر میکنم برای اینکه نمیخواد بره خونه
آره؟_ اگر تو پیشم بمونی_
میرم خونه بابا
هرچی بشه من پیشت میمونم
باشه رفیق؟
هرچی بشه
من همه چیز آماده میکنم که آزمایش بگیریم
یه لحظه میرم اونجا باشه؟
میشه باهات حرف بزنم؟_ البته_
اینجا مشکلی نداریم مگه نه عسلم؟
اضطراب جدایی داره
مادرش سه ماه پیش ترکمون کرد
از اون موقع نه اومده پیشمون نه تماس گرفته
دوست پسر جدید و مشکل مواد
داستانش طولانیه
خیلی متاسفم این رو میشنوم
حالا پیتر میترسه که تو هم ناپدید بشی؟
آره
اینجا احساس امنیت میکنه چون
میدونه تو این ساختمون کار میکنم
شاید دلیلش اضطراب جدایی باشه
میتونه دل درد بیاره
خون میگیریم و آزمایش میکنیم
بعدش از اونجا ادامه میدیم باشه؟
دکتر میلنر به اورژانس
دکتر میلنر به اورژانس
ایناهاش
کسی که توی بروکهان زندگی میکنه
و قهرمان مراقبتهای پزشکی من_ دکتر کراویتز؟_
آره
فقط یادت باشه که یکم اختلال حواس داره
آدمها و اتفاقات گذشته رو خیلی خوب یادش
اما حافظه کوتاه مدتش مشکل داره
باشه، متوجه شدم
دکتر کراویتز_ کیت، خیلی خوشحالم میبینمت_
وقتی که رزیدنت بودم با
دکتر کراویتز دورهی "پیرپزشکی" انجام دادم
یکی از بهترین معلمهام بود
ایشون دکتر راندولف بل هستن
باعث افتخار من
شما یه افسانه تو پیرپزشکی هستین
میدونین، کتابتون
مراقبت دلسوزانه از سالمندان
خیلی وقت که توی کتابخونهی من
ببخشید، اسمت چی بود؟
راندولف بل
راندولف، راندولف، راندولف
پس تمام دوستهاتون میان اینجا تا مجانی مراقبشون باشین؟
البته که نه، اجازه نمیدیم
آرتور دیگه کامل بازنشسته شده
دیگه لیاقت این رو داره که بقیه ازش نگهداری کنن
...گلوریا عزیزم این کیت و ایشون
عزیزم لازم نیست معرفی کنی
همه دکتر راندولف بل مشهور رو میشناسن
فقط قلب من رو تصاحب نکرده
دیگه شده ذهن و مغز من
همه جور ازم مراقبت میکنه
خب، دو طرفه است
خیلی لطف کردی امروز اومدی
میدونی یکم سخت که
پیرهای مثل ما چکاپ دورهای انجام بدن
خب ما یه دلیل مهم
برای آوردن انترنهامون به اینجا داریم
امیدواریم که از شما الهام بگیرن و کار شما رو ادامه بدن
این کشور پیر پزشکیهای بیشتری لازم داره
حتی بعضی وقتها بهترین پزشکها
نیازهای خاص شهروندان سالخورده رو درک نمیکنن
متخصصان پیر پزشکی نسبت به سایر تخصصهای
پزشکی رضایت شغلی بیشتری دارن
اما درآمدش...مثل جراحی نیست
میشه با چندتا از انترنهای ما
در مورد کارتون صحبت کنین؟
...بزار
فکر میکنی وقتی به این سن برسیم
بازم انقدر عاشقیم؟
چرا نباشیم؟
پادما، حالا که اهداکننده اسپرم پیدا کردی
تزریق روزنهی هورمون به لیلا رو شروع میکنیم
تا بدنش رو تحریک کنیم که تخمکهای
بیشتری نسبت به حالت عادی تولید کنه_ ما خیلی هیجان داریم_
No comments yet. Be the first to leave one.