Las primeras 200 líneas.
جوئی آر؟
ویو کی، خودِ خودمم
پس واقعاً وجود داری
خودتم خیلی واقعی به نظر میای
هوم. خب
خب، کجای کار میلنگه؟
اوه، خب، نکتهاش خودتی
به زودی شروع میکنی به
نشون دادن چراغ قرمزها و ایرادهات به من
پس بیا همین الان از شرش خلاص شیم و بگی قضیه چیه
انگار یه نفر دلِ خونی از این برنامههای دوستیابی داره
آخرین پسری که باهاش بودم، مجبور شدم حکم منع مزاحمت بگیرم
هم برای خودش و هم برای مامانش
واو. آره
اشتباه برداشت نکن، من دنبال یه چیز خستهکننده نیستم
یه چیزی که... یه ذره ماجراجویی داشته باشه
خب، من یه مورد مشکوک دارم
من یواشکی با خودم شکلات و تنقلات میبرم سینما
دیدی، میدونستم یه جای کار میلنگه
میدونستم. خب
اگه این موضوع فراریت نداده، چرا اونجا نگه نمیداری؟
خب، تنقلات مورد علاقهت چیه؟
ازم بدت نیاد ولی من اصلاً اهل شیرینی و شکلات نیستم
چیپس دوست داری؟
تند. اومم
از چیزای بیمزه متنفرم
منم همینطور
اوکی
فقط تراولهای درشت
سریع هم انجامش بده. یه نفر منتظرمه
ماشین رو روشن کن. برو، برو، برو، برو
برو، برو. اوه خدای من، اون چیه؟
چی؟ چیزی نیست. یه تفنگ آبپاشه
چی؟ ولی اونا که اینو نمیدونن
باید حرکت کنی. باید راه بیفتی. اوه خدای من
همین الان، الان، الان! اوه خدای من
اوه، بیا پایین، بیا پایین، بیا پایین
۷۲۷-ال-۳۰، گزارش یه سرقت مسلحانه دارم
در تقاطع فیگوروآ و ویلشایر
من توی برادوی هستم و دارم میرم اونجا
لازم نیست، مظنون داره میاد سمت شما
شاهد میگه یه ماشین چهار در مشکیه، با پلاکِ
۴ ۶، ادوارد، سام، تام، ۱، ۰،
راننده زن و سرنشین مَرد، مسلح
آخه تو چه مرگته؟
خب، بلیط سینما گرونه. بیخیال بابا
دیدمشون
خدای من، من نمیتونم رانندهی فراری دادن دزدا باشم
من حتی رانندهی خوبی هم نیستم
اوه، تا وقتی امتحان نکنی از کجا میفهمی؟
اوه خدای من. پلیسها اومدن
این پلیس لوسآنجلسه
بکش کنار جاده
دارم نگه میدارم
نه، نه، نه، نه. حق نداری نگه داری
از پسش برمیای
خیلهخب، من بهت ایمان دارم ویو. حسش میکنی؟
چی رو حس کنم؟ قلبت رو. داره تند میزنه؟
آره. آره. این همون هیجانه
مگه دنبال همین نبودی؟
ماجراجویی. یه چیزی که نفست رو بند بیاره
خودِ خودشه عزیزم
فقط من و تو
من و تو؟ من و تو
مظنون به سمت خیابون اسپرینگ میره. درخواست پشتیبانی هوایی دارم
فقط تختهگاز برو، برو، برو، برو
وو، وو، وو، وو
اوه
دو تا سرنشین زیرِ ماشین گیر کردن. حرکتی دارن؟
هیچی. خیلهخب، قلابها رو بیارین. باک
سمت راننده. هِن، ادی، شما برید سمت شاگرد
سریع باشید
یالا، این بلوکها رو بردارید. زود باشید
ویو؟
کمک
کمک
هِن
فکر میکنی بشه از اینجا درشون آورد؟
فکر نکنم چارهی دیگهای داشته باشیم
باشه، رئیس
فکر کنم یه راه نفوذ زیر کامیون پیدا کردیم
داریم وارد میشیم. مفهومه
دارم میام پیشت ادی. خیلهخب، به کندن ادامه بدید
این طرف اوکیه
آتشنشانی لوسآنجلس. ما رو از اینجا بیارید بیرون! بیارید بیرون
من اینجام. نمیتونم در رو باز کنم. خیلهخب، صبر کن
یک
دو. سه
سرت ضربه خورده؟
نمیدونم... نمیدونم ولی اون بیدار نمیشه
مراقب سرت باش
خیلهخب
باشه، دارم سرنشین رو میارم بیرون
یه زن بیهوش روی صندلی راننده است
حسابی گیر کرده
ما اینجاییم. یالا، یالا
مراقب باش. هوای خودت رو داشته باش
جراحت ظاهری نداره
صبر کن، صبر کن. ویو چی؟ اون هنوز اون توئه
دارن تلاش میکنن بیارنش بیرون
الان باید تو رو معاینه کنیم، باشه؟
رئیس، ما حواسمون هست. یالا، بریم
اوکی بچهها، یالا. آجر به آجر
بکشیدش بیرون
حالش چطوره؟
نبض ۱۶۰، خیلی ضعیفه
ولی میزنه. فشارش چنده؟
فشارش ۹ روی ۵ئه. فکر کنم خونریزی داخلی داره
باید همین الان تزریق مایعات رو شروع کنیم
مفهومه
سرم رو وصل کن
رگ پیدا نمیکنم
دریل آیاو رو میارم
از توی جناغ سینهاش وارد میشیم
اوکی، خوبه
اسمت یادت میاد؟ آره، اممم، جوئیام
جوئی روزاتو. یه عالمه سابقهی قبلی داره
کارش زدن پمپبنزینها و دکههای تاکوئه
فکر میکردم تکی کار میکنی
ببینید، این کار پیشنهاد اون نبود، باشه؟ اون آدم خوبیه
خدایا، چیکار میتونم بکنم؟
دعا کن که قتل غیرعمد به پروندهات اضافه نشه
دریل
هر لحظه ممکنه قلبش وایسته
چیزی نمونده
ادامه بده
سرم رو بیار
خیلهخب، وصل شد
مسیر رو باز کن
تزریق سریع، برو
۲۱۰ ضربان قلبش پرید روی
هنوز نفس نمیکشه
رئیس، هنوز واکنشی نداره
باکلی، در چه حالی؟
تقریباً تمومه. یالا، عجله کن
تختهی پشت رو بیارید اینجا
خیلهخب، بیاریدش بیرون. یالا، زود باشید
تخته داره میاد
بذارید زیرش
اوکی، آروم بکشیدش بیرون
خیلی نرم و راحت. هوای پشت سرت رو داشته باش. خیلهخب
ویلسون، دیاز، بیاید اینجا
تپش قلبش نامنظمه (وی-تک)
ماساژ قلبی رو شروع میکنم
برن کنار
یالا ویو. تغییری نکرد
برن کنار
یالا ویو
داره علائمش برمیگرده
داره پایدار میشه. خودشه، ایول
سلام ویو، من هِن هستم
تصادف کردی ولی ما الان اینجاییم، باشه؟
باشه
خیلهخب، بیاریدش بیرون
تیم تروما توی بیمارستان پرسبیتریان بهترینن
حسابی هوات رو دارن
باورم نمیشه از دست پلیس فرار کردم
آره، طرفی که باهاش قرار داشتی واقعاً اعجوبهای بود، نه؟
حداقلش اینه که آدم بیمزهای نبود
صبر کن، صبر کن
صبر کن، صبر کن. وو
اون اجازه داره یه تماس تلفنی بگیره، درسته؟
این فقط مالِ تو فیلمهاست؟ نه، واقعیه
تو شمارهمو داری
خیلهخب، برید
آدمهای معمولی واقعاً دستکم گرفته شدن
کتابهای بهتری واسه روی میز نداشتی؟
میشه آروم باشی؟ باشه، مامان و بابا
قرار نیست متوجهِ چیزایی که واسه خوندن گذاشتم بشن
بابا که نمیفهمه
ولی مامان رو مگه نمیشناسی؟
کاش فقط زودتر خبر میدادن دارن میان
بازنشستهان دیگه. زمان واسشون معنی نداره
ولی باز هم، اگه قرار باشه پیش تو بمونن
ببخشید، اونا قرار نیست پیش من بمونن
توی یه کاروان (RV) هستن. آره
که میتونه تا ابد توی حیاطت پارک باشه
خیلهخب، اومدن
حلالزاده اومد
هی، هی. سلام، سلام
بیاین تو. آه. اوه
کجاست؟ اوه، ایناهاش. مامانبزرگ، بابابزرگ
قسم میخورم هر بار میبینیمت کلی قد کشیدی
آره، واقعاً همینطوره
ما هم که خیلی کم عکس به دستمون میرسه
اوه، این همون صورتیه که ارزش داره بخاطرش
کل کشور رو رانندگی کنی و بیای ببینیش
بیا اینجا ببینمت رابرت کوچولو
اوه مامان، ما بهش میگیم نَش
تو و این لقبهات. اوه، آره
روجیکِ وروجک. فکر کنم یه نفر
نیاز به پوشک عوض کردن داره. اوه، من انجامش میدم
بفرمایید. ایوان، مشکلی نداره اگه
کاروان «ماهعسلی» رو توی خیابون پارک کنم؟
آره، تا وقتی نخواین بیشتر از پنجشنبه بمونید مشکلی نیست
که البته اونم مشکلی نداره
فقط برای نظافت خیابون باید جابهجاش کنید. ردیفه
اوه. دکوراسیون رو عوض کردی
آه... خیلی محیطش صمیمی و خونگیه
آره، فکر کنم. نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.