Las primeras 200 líneas.
مترجم : سمیرا / sam_safa5@
اوتسیرای شمالی اوتسیرای جنوبی
جنوب غربی، سه در چهار. خوبه
چهل درجه...
لعنتی، ای بابا! اَه، مزخرف
به درد نخور
کی داره بازی میکنه؟ من یا تو؟
فهرست جا به جاییهای اخیر
-بخونیدش -راستی "رز"
جریان چیه که تو هیچوقت اینجا با کسی معاشرت نمیکنی؟
اینم یه بخش از معامله با "پیکتور" هست؟
اینکه نمایندههاش اجازه خوشگذرونی نداشته باشن؟
"باز"، باعث تعجب منـه
که فکر میکنی هر چرت و پرتی که میگی "بامزه" ست!
به درک
بهتره توی هلیکوپتر، صندلیم کنار پنجره باشه!
متوجهم چی میگی
به محض اینکه شرایط پرواز مهیا بشه، از طریق رادیو در جریان قرار میگیری
باید اطلاعات بیشتری بهم بدی، اونا میخوان زمانش رو بدونن
"کیلسکور" گزارش نمیده. هنوز نمیدونیم قضیه چقدر جدیه
خب، کِی میفهمین؟
بهت اطلاع میدم ، همینکه اولین...
دوباره بگو؟ نمیتونم...
تکرار میکنم،دست نگه دار...
-تکرار میکنم، دست نگه دار... -الو؟ الو؟
لعنتی
از ساحل بود؟ درمورد تحقیقات میدان جدید سوال پرسیدن؟
میدونم "براوو" مثل یه قطره توی اقیانوسه
ولی اگه همینطور بخوای در مورد میدانهای دیگه بپرسی حسودیم میشه
وظیفه من ایجاب میکنه که آیندهنگر باشم ، "مگنوس"
به شرطی که یاد باشه اینجا واسه افرادی که اون بیرونن...
حکم خونه رو داره، نه نردبون پیشرفت
-تازه فهرست رو زدم به دیوار -بدشانسی آوردیم
چون اون بیسیم از فرودگاهِ هلیکوپتر بود و از تغییر برنامه خبر داد
محشره. این خبر خوشحالشون میکنه!
بهیار، بهیار... لعنتی!
واقعاً ما مستحق این همه صدای داد و قال و تیراندازی هستیم؟
-هنوز توی تَرکی، "لِک؟" -من تو ترک نیستم
معلومه نیستی
فقط میگم اینجا بهترین جا واسه ترک کردنـه
بدون هیچ گونه عامل وسوسه کنندهای و تماماً هوای پاک دریا
آره. هوای پاکی که با سرعت 110 کیلومتر در ساعت میاد سمتت
خب، شاید تو نمیتونی تحملش کنی
من؟ اوه. البته "باز"
آخه من بودم که دو هفته اخیر رو ناله میکردم
تا برگردم ساحل، درسته؟
بفرما
واسه سلامتی خودت و اعصاب و روان ما
دیگه چیزی نیست بخوای بذاری رو سرم؟
چرا، شاید بتونیم با یکی از اینا پوزهبند درست کنیم
با دوتا بند
_فرفری! _منو باش که خیال میکردم تو یه کاتولیک خوبی
تازه خیلی هم سرکوب شدم
و با وجود مردهایی که این دور و اطراف هستن
چطور میتونم تحمل کنم؟
اَه! محض رضای خدا
یه مرد نمیتونه توی آرامش مبارزه کنه؟
هوی! داشتم بازی میکردم
چه مسخره همه چیز عوض میشه
هی؟ "آلوین"، "آلوین"، "آلوین"
میتونم کمکت کنم؟
آره. یه مورد انضباطی دارم برات
آه، خب این موقع که بخش منابع انسانی در دسترس نیست
ولی وقتی برگشتم سر شیفتم، میتونی گزارش تهیه کنی
اوه، وقتی تو سر شیفت بعدیت هستی، من توی هلیکوپتر ام
_خوش به حال تو _مطمئنی "باز"؟
_درباره چی حرف میزنی؟ _جای تو رو گرفتن
چند روز دیگه هم در جوارت هستیم، رفیق
_حالا کی جاش رو گرفته؟ _ظاهرا "فلومر"
- دستمزد بررسی کردن اینا رو هم بده "باز" - این مزخرفه!
قراره روز جمعه با پسرعموم، توی پراگ مهمونی برم
_چرا همیشه این اتفاق واسه من میفته؟ _تقصیر ما که نیست
یه چیزایی رو باید از مردِ طبقه بالایی بپرسی
از "کینلوک براوو" به "پیکتور"
از "کینلوک براوو" به "پیکتور"
_معطلم نکنین بچهها _"فلومر" اتاق توجیهی
بله، بله فرمانده
و وقتیکه کارمون تموم شد، میخوام تلفنها رو درست کنی
تازه ارتباطم با فرودگاه هلیکوپتر قطع شد. تغییر برنامه داریم
_دوباره؟ دیگه داره عادی میشه _زندگی توی لونه کلاغ چطوره؟
گلایهای نیست
زود باشین. بیاین این قائله رو ختم بخیر کنیم
از ساحل نگفت چقدر تاخیر داره؟ اونا میخوان بدونن
واقعاً خوشحال نیستی که فقط با اعداد سر و کار داری؟
_اعداد چیزی هست که ما بخاطرش اینجاییم _منو باش که خیال میکردم بخاطر گروهه
فکر کنم هر چی زودتر بشه، بهتره
دلو بزن به دریا
این اصول زندگیه یا نصحیت همسرانه؟
دوتاش
"مگنوس" بهتر باهاش کنار میاد تا اون کت و شلواری های توی "پیکتور"
باید بهش بگی
_هی "کت" جلسه توجیهی شروع شد -دارم میام رفیق
باشه. اگه بتونم ازش وقت بگیرم، بهش میگم
قول میدی؟ ازت میخوام سر قولت هم بمونی
قول میدم
خیلیخب
-رو صندلی من نشستی - انقد دروغ نگو
منو نمیبرن
بخاطر کی نمیبرنت؟
حدس بزن
همیشه منافع به نور چشمیها میرسه. آره؟
خب. بسپارش به من
بسیار خب، خانما... و خانمای واقعی
بشینید... بقیهاش رو خودتون میدونید
قبل از اینکه بریم سراغ برنامه کاری امروز
میدونم بعضیاتون منتظر پرواز بودین که برید خونههاتون
اما باید بیشتر یکم صبر کنید
امروز صبح گزارشی درباره خرابی برق...
...توی سکوی "کلیسکور" شمالی دریافت کردیم
چقدر تاخیر داره "مگنوس"؟
هلیکوپترهای بخشمون دارن تغییر میسر میدن به اونجا، که تا برقراری مجدد برق...
...کارکنان رو تخلیه کنن
بینشون هلیکوپترهای جا به جایی ما هم هست
بنابراین یه مدت صبر میکنیم تا ببینیم چی پیش میاد
گفتم چقدر طول میکشه؟
هر تغییری پیش بیاد، از طریق بلندگو مطلع میشن
آره. ولی گفتم چقدر طول میکشه لعنتی؟
میدونم همهتون میخواین از اینجا برین، خودمم همینطور
ولی شرایط کاری ما اینطوریه. این کاریه که ما میکنیم
خب. میدونی که تلفنها دوباره از کار افتادن
ما حتی نمیتونیم به خونه زنگ بزنیم و بگیم نمیایم
"فلومر" داره تلفن ها رو راه میندازه
به محض اینکه درست شدن، فرصت داری تماس بگیری
اَه لعنتی!
-مورد دیگه ای نیست؟ -بخاطر همینه که اون داره زود از اینجا میره؟
چی؟
"فلومر" رو گذاشتن جای من
گمونم هممون دلیلش رو بدونیم
شرکت درخواست یه اپراتور رادیویی با تجربه...
...واسه شرکت تو جلسه ارتباطات رو داده
منم "فلومر" رو انتخاب کردم
خب این درست نیست "مگنوس"
آره. من، من واسه یه مناسبت خونوادگی بلیط هواپیما رزرو کرده بودم
بیشتر شبیه استراحت و تجدید قبا هست
روشن شد؟
همون اول متوجه شدم
احتیاجاتِ "پیکتور" نسبت به لیست مسافرهای هلیکوپتر، الویت قراردادی داره
_هر چی باشه داریم هزینهاش رو میدیم _الزامات ضروری
خب "رز"، خودت هم احیاناً به این...آه...
"جلسه ارتباطات" میری؟
_من... _هیچکس جایی نمیره...
...تا خدمه "کلیسکور" امنیتشون تامین بشه. بنابراین همه جایگزین شدن
"دانلین" در ادامه لیست رو بازبینی میکنه
کار دنیا اینجا برعکسه "مگنوس"
کافیه "هاتون"، به اندازه کافی حرف زدی
حالا غر نزن، دهنت رو بنند و اضافه کاری وایسا
خب این عادلانه نیست
اگه یادت رفته، محض اطلاعت خانواده یه سری از ما، منتظرمون هستن
اگه میخوای درمورد این بگی که چی عادلانهست، بعداً بیا دیدنم
بیخیال، شما همتون کاربلدین
بیاین از زیر کار در نریم. ها؟
تا زمانی که وسیله رفتن محیا شه، هممون کارایی داریم که انجام بدیم
دوباره نه
لعنتی طبق معمول
خیلیخب، خیلیخب
این مانور نیست، این مانور نیست
روند خروج از تاریکی در حال اجراست
"رز" باهام بیا بریم بالا
"آلوین" برو ماژور مولد رو بررسی کن
بقیه افراد چمدونهاتون رو بردارید و برید ایستگاههای اضطراریتون
لباس ایمنی بپوشید
جریان چیه؟
تمام ژنراتورها از کار افتادن. باطریهای پشتیبان تازه شروع به کار کردن
چاهها دچار مشکل شدن
چاه شماره 4 رو مجدداً بازنشانی میکنیم
تغییر نکرد. کار نمیکنه
چاه شماره 1 رو امتحان کن
- "هاتون" - حاضر!
-"میلسون" - حاضر
-"کانِلی" -حاضر
-"تَرن" - حاضر
-"برار" -حاضر
-"ایوانز" - حاضر
-"برایت" -حاضر
-"والکر" -حاضر
-"شاو" - حاضر.
-"رابرتز" - حاضر
-"گارو" - حاضر.
-"هاتون" - حاضر
-"ویلسون" - حاضر
-"مورفی" -حاضر
-میریم داخل؟ -خانما مقدم ترن
بهتره مواظب باشی رفیق. دوباره صندلی کنار پنجره رو از دست میدی
آره، خب. اگه تو بخوای از این طرف بری داخل، من به پایین دید ندارم
خب، فعلاً جایی نمیریم. همینجا میمونیم تا دستور بیاد
میتونستم مدیریتشون کنم
نباید مدیریتشون کنی، چون نباید تغییرشون میدادی
-این عملیات "پیکتور"ــه - پس بذار عملی بمونه
با چی مواجهیم؟
قطعی برق در محل اقامتگاه
- یه چیزی باید سوخته باشه -برقِ اضطراری چی؟
- برق اضطراری داره کار میکنه - مراقب آتیش و سوخت باش
ماژول تولید چطور شد؟
خب، اُفت کرده اما اقدامات ایمنی دارن اجرا میشن
-فشار؟ -الان روی 4 هزار پوند بر اینچ مربع ثابت مونده
"آلوین" تو راهه
-اگه جهش پیدا کنه... -خودم میدونم اگه جهش پیدا کنه، چی میشه
به کشتی نجات پیام بده. بگو ممکنه بهشون نیاز داشته باشیم
سعی کن با سکوی "چارلی" ارتباط برقرار کنی. انگار اونا هم مشکلی براشون پیش اومده
از "براوو" به "کینلوک"، کشتی نجات اضطراری
No comments yet. Be the first to leave one.