Las primeras 200 líneas.
...در دره آبراهام
سرزمين انسان، خدا او را وادار کرد ...با غرور کاذب خود مقابله کند
...با شرم و خشمش
چيزهايي اتفاق ميافتد که انگار ...از دنيايي خيالي ميآيند
دنيايي از نفاق مطلق...
...آبراهام طبق عادتي قديمي
براي خلاصي از مشکل... از ظاهر همسرش استفاده ميکرد
ميگفت او خواهرش است
باعث ميشد وقتي مردان بهش تمايل پيدا ميکردن زندگي آسونتر بشه
" دره آبراهام "
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه
ترجمه ش
ترجمه شد
ترجمه شده
ترجمه شده
ترجمه شده ت
ترجمه شده تو
ترجمه شده توس
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط
ترجمه شده توسط D
ترجمه شده توسط DR
ترجمه شده توسط DR.
ترجمه شده توسط DR.
ترجمه شده توسط DR. L
ترجمه شده توسط DR. LE
ترجمه شده توسط DR. LEC
ترجمه شده توسط DR. LECT
ترجمه شده توسط DR. LECTE
ترجمه شده توسط DR. LECTER
ترجمه شده توسط DR. LECTER
ترجمه شده توسط DR. LECTER
ا
ار
ارا
ارائ
ارائه
ارائه
ارائه ش
ارائه شد
ارائه شده
ارائه شده
ارائه شده ت
ارائه شده تو
ارائه شده توس
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط
ارائه شده توسط @
ارائه شده توسط @P
ارائه شده توسط @Pi
ارائه شده توسط @Pis
ارائه شده توسط @Pish
ارائه شده توسط @Pishg
ارائه شده توسط @Pishgu
ارائه شده توسط @Pishgum
ارائه شده توسط @PishgumT
ارائه شده توسط @PishgumTe
ارائه شده توسط @PishgumTea
ارائه شده توسط @PishgumTeam
ارائه شده توسط @PishgumTeam
ارائه شده توسط @PishgumTeam &
ارائه شده توسط @PishgumTeam &
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @C
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @Ci
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @Cin
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @Cine
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineD
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineDr
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineDre
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineDrea
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineDream
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineDreami
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineDreamin
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineDreaming
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineDreaming
ارائه شده توسط @PishgumTeam & @CineDreaming
در قرن هجدهم ...رودخانه پايوا
جنوبيترين کرانه در لامگو بود...
...دکتري باهوش و متخصص مخاط
بنام آبراهام پايوا... در آنجا زندگي ميکرد
او را با زني اهل مويمنتا ...در رختخواب غافلگير کردن
که بعدا تن به يک ...سقط جنين سخت داد
بنابراين به بالسميو رفت ...و ناپديد شد
که در واقع مستحق تمام اينها بود...
دره آبراهام همچين جايي است با سايهها و خانههايش
هنوز آثار يک جاده اسپانيايي ...در آن ديده ميشه
که از آن براي تجارت... با مسلمانان گرانادا استفاده ميشه
امروز، خون پايوا ...در رگهاي کارلوش جريان دارد
...او در پورتو پزشکي خواند
با يک بيوه ازدواج کرد... و در ملکي در دره آبراهام ساکن شد
يک روز، کارلوش پايوا به لامگو در مجاورت دره آبراهام آمد
مراسم ريمديوس بود
در آنجا ...دختر 14 ساله مردي محترم را ديد
که در رستوران... مشغول خوردن خوراک مارماهي بودن
در ستاره بيرون اِما يک طالع ديد
با عسل درست شدن
!حرف ندارن
!نه، نه
شما بخوريد اونا اختصاصي هستن
از آقاي محترم تشکر کن
آقاي؟
کارلوش، کارلوش دوپايوا
کارلوش؟ ممنون آقاي کارلوش
دکتر و کشاورز، در خدمت شما
!دکتر و کشاورز ...يه مدت مريض بودم
لطفا بشينيد
...بعضي وقتا يه علايمي نشون ميده
ولي به مرور برطرف ميشن ...اما عجيبتر از همه
از ملاقات با يک دکتر و کشاورز به وجد اومده بود
تاريخچهاي از بيماريهاي بيشمارش رو ...براش تعريف کرد
اما چيز زيادي از همسرش نگفت...
اينکه بتازگي مرده بود و دلش براي زيباييش تنگ شده بود
اِما، تنها دخترش مراقبت از اونو بعهده داشت
اِما درست مثل اونه
يه عمو در استرمادورا دارم
خانواده خودم اونجا هستن
استرمادورا بعنوان يک وجه اشتراک باعث نزديکيِ بيشتر شد
...پيرمرد آدرسش رو بهش داد
و گفت اگه ناخوش بود... باهاش تماس ميگيره
خيلي بهتر شدم و فرقي با يه آدم سالم ندارم
!تقدير يک دکتر همينه فقط براي حجامت و پاکسازي با من کار دارن
اِما فکر کرد چه احمقيه
ديگه کسي حجامت و پاکسازي نميکنه
...از لطف جوانمردانهش تشکر کرد
...و ديگه اونو نديد
يا بهش فکر نکرد...
کارلوش پايوا به خانه برگشت
همسرش مشغول شستن پاهاش بود
بين انگشتانش قارچ داشت و روي اونا پماد زردي ميماليد
عبوس و بدلباس بود و با صداي بلند داد ميزد
ناگهان، کارلوش ...به تمام اينها پي برد
و رفتار مهرباني با او در پيش گرفت...
تمام حرفاش رو تاييد ميکرد اونقدر که همسرش شک کرد
يه نفرو ديده
مانند کسي که به اعدام محکوم شده اين فکر به ذهنش رسيد
شروع به جاسوسيِ اون کرد
زمان گذشت و هيچ اتفاقي نيفتاد
هيچوقت نميدونيم ...که آيا قلب بدرد مياد
يا اينکه براي حفظ گرما... سوخت خودشو تامين ميکنه
رومسال کجاست؟
رومسال کجاست؟
!بهش بگو
رومسال؟ مستقيم !اما بايد مراقب باشي
!آره، مراقب باش
وقتي پائولينو بهش زنگ زد چيزي براي گفتن نداشت
يه کت قديمي به تن داشت
...يه روز سرد پاييزي بود
و در اتاق طبقه بالا... هيچ وسيله گرمايشي وجود نداشت
چي باعث شد به اينجا بياي، دکتر کارلوش؟
...کارلوش
پايوا، کارلوش پايوا
درسته، دکتر کارلوش پايوا
...دنبال يه شراب خوب ميگردم
...و از اونجايي که شما تخصص داريد
...حتما چيز خوبيه
همينطور از يه سرداب خوب...
من خودم ندارم
اما مطمئنا پيدا ميکنيم
خيلي گرون درمياد
!نوشيدنيِ سلطنتي
هرچند حتي پادشاهان شراب بيکيفيت ميخورن و فکر ميکنن عاليه
...قسم ميخورم که من
اِما حتي زيباتر بنظر ميومد
...گيسوان بلوندش
بروي پليور ماهيگيريِ... بافتدرشتش ريخته بود
دکتر کارلوش رو يادت مياد از لامگو؟
نه، يادم نمياد
ولي اِما بياد ميآورد
فکر کرد با اون دندانهاي مرتب و مثل فروشندههاش، جذاب بنظر مياد
اِما فکر کرد فروشندهها بايد دندانهاي مرتبي داشته باشن تا بتونن زياد بخندن
در لامگو؟
بله، در لامگو
بايد به بيمارهام برسم
...فکر کنيد منم بيمارتون هستم
اِما، يه ليوان شراب با چندتا بيسکويت بيار
بيسکويت نداريم
لازم نيست تو زحمت بيفتين
يک محراب عتيقه نظر کارلوش رو جلب کرد
با يک زيباييِ بديع و اصيل
اثر فوقالعادهايه ...يک ميراث
که خواهرم آگوستا اونو ميپرسته... اما امروز خونه نيست
!خفه شو، جوردائو چه مرگت شده؟
کارديانو راه خروج رو به کارلوش نشون داد ...همون راهي که ازش اومده بود
از دروازه اصلي... که اصلا ازش استفاده نميشد
بطور غيرمعمولي کارلوش با اوقاتي تلخ از اونجا رفت
با خودش گفت اون دختر فکر کرده کيه؟
اِما در شش سالگي يتيم شد
يبار، وقتي دچار گوشدرد شد شير مادرش رو در گوشش ريختن
اون قطرهها رو مانند احساس شير خوردن از سينه مادر بياد ميآورد
No comments yet. Be the first to leave one.