Las primeras 200 líneas.
::.تقديم به تمامي پارسي زبانان در سراسر دنيا.:: ::.(پسر عمه).::
. . . به کجا ميروي . . .
رابرت تايلور دبورا کر
لئو جن پيتر يوستينيوف
اين معبر آپين است
معروف ترين جاده اي که به رم منتهي ميشود
همانطوري که تمامي راهها به رم ختم ميشوند
سپاهيان فاتح رم در اين جاده رژه ميروند
امپراطوري رم در مرکز امپراطوري هاي جهان
وارباب بي چون وچراي دنياست
اما فساد هميشه با اين قدرت همراه ميشود
هيچ مردي به زندگي خود اطميناني ندارد
يک نفر به اجتماع ارجحيت پيدا ميکند
جنايت جايگزين عدالت ميشود
قوانين کشورهاي شکست خورده
ناگزير به بندگي واسارت ميشوند
فقير و غني به بردگان رومي تبديل ميشوند اسراي رومي
راهي براي فرار از تازيانه و شمشير وجود ندارد
به نظر نميرسد که قدرتي در روي زمين وجود داشته باشد
که بتواند شالوده اين قدرت فاسدرا
از اين مصيبت و بردگي بلرزاند
به نظر باورنکردني مي آيد
اما 3 سال قبل
معجزه اي به وقوع پيوست
بر روي يک صليب در يهوديه
مردي به خاطر آزادي انسان جان داد
تا اشاعه دهنده بشارت عشق و رستگاري باشد
به زودي آن صليب مقدس جاي خود را
به عقابهاي مغروري داد که هم اکنون بر بالاي پرچم روميان فاتح نشسته است
اين داستان آن تضاد فناناپذير است
در ابتداي تابستان سال 64 ميلادي
در سلطنت ضد مسيح
که در تاريخ از آن به عنوان امپراطوري نرون شناخته ميشود
سپاه فاتح چهاردهم روم در حال ورود به رم بود
تحت فرمان مارکوس وينيچيوس
ميتونيم رم رو از بالاي تپه ببينيم
خوب اونجاست
رم
سه سال زمان طولانيه اينطور نيست فابيوس؟
بله مارکوس زمان طولانيه
دروسيلا و بچه ها
امشب من توي خونه ميخوابم
مرد خانواده به آخر کار رسيد
خوابيدن چيزي نيست که من ميخوام
به نظر ميرسه برامون اسکورت فرستادن
اين کمترين کاريه که ميتونن برامون انجام بدن
درود بر مارکوس وينيچيوس
به نام خدايگان نرون وکاهن اعظم
درود
کاپيتان فلاويوس به شما خوش آمد ميگه
اخبار پيروزيهاي درخشان شما همه جاي رم پخش شده فرمانده
ما مشتاق رفتن به اونجا هستيم
کا رو راهنمائي کنيد
متأسفم فرمانده من دستور امپيراطوري رو دارم فرمان امپراطوري
يک خوش آمد گوئي گرم پس از سه سال نبرد
ما دستور داريم همينجا اردو بزنيم
براي چي؟چند روز بايد منتظر بمونيم؟
من فقط همين رو ميدونم- رم قرمانان شجاع خودش رو دوست داره-
به اون مرد 10 تازيانه بزن- بيا بيرون-
و اگه شکايت کرد دو برابرش کن
کمپ رو همينجا برپا کنيد بيرون جاده
کجا ميري مارکوس؟
ميرم قصر اينکه معلومه
راه رو باز کنيد
من فرمانده مارکوس وينيچيوس تقاضاي ملاقات با امپراطور رو دارم
خيلي سريع به عرض ايشون ميرسونم
فرمانده قصد فضولي ندارم
شما در جنگ با بريتانيائيها
،،،،با جنبش مردمي شون طرف بوديد يا
ما با شکمهامون ميجنگيديم
بله فرمانده
خوب اينو همونطور که تنظيم کردم بزن
حالا از اول
اووووووه
سنکا به نظرت قدر مطلق بهتر نيست؟
خيلي بهتره سرورم
پس چرا هيچ حرارتي توي صدات نميبينم
منو ناراحت ميکني
پترونيوس تو سليقه خوبي داري کدومش بهتر بود؟
کدومش؟ به نظرم قادر مطلق يکم ضعيف اومد
در حقيقت کودکانه است
کودکانه؟
ضعيف؟
اون اصالت درونش ديده نميشه
روشن و فراگيره
سرورم يک نابغه بايد به محض شنيدنش به فکر فرو بره
در هر موضوعي
پترونيوس عزيز
من بدون اين نظرات شفاف و عالي تو بايد چيکار ميکردم؟
آآآآآه قورباغه بدترکيب
اين درد دورني خلقت برام کافي نيست که تو هم سوزن توي بدنم فرو ميکني؟
ازاينجا ببريدش
کجا بودم؟
ديگه چي شده؟
فرمانده مارکوس وينيچيوس درخواست ملاقات فوري دارند
مارکوس؟ اينجا؟
مارکوس وينيچيوس ديگه کيه؟- خواهر زاده منه سرورم-
همين تازگي با سپاهش از بريتانيا وارد شده
آره بگو بيادش داخل
به نظر ميرسه اينجا کسي به دستورات اعتنائي نداره
شما دستور دادين که وينيچسوس بيرون شهر بمونه
درسته تيگلينوس
خواهر زاده تو فکر کرده
فتوحاتش اين اجازه رو بهش ميده که از دستورات من سرپيچي کنه؟
من فکر نميکنم که مارکوس با سپاهش وارد شده باشه
شک ندارم که اون براي اداي احترام
و تجديد بيعت با امراطور و خدايگانش وارد شده
بله
بله البته من فکر کنم تئاضع طبيعي
اغلب منو کورم ميکنه
بله
درود بر نرون امپراطور
فرمانده،،،درود
بيا جلو
دائي محترمت
از شجاعت و احترام ووفاداريت به من صحبت ميکرد
اين باعث مسرته که براي فرماندهانم منبع الهام هستم
وفاداري و زندگي من به سزار تعلق داره
مردان من مدت زيادي براي امپراطوري شون نبرد کردند
اونها هفته ها راهپيمائي کردند تا به خونه برسند
تا خانواده و همسرانشون رو ببينند
همونطور که گفتي پترونيوس چقدر وفادار و سر سپرده
تأخير اونها در رسيدن به خونه
امکان داره که در روجيه شون اثر بذاره
براشون توضيح ندادي؟ شايد تيگلينوس عزيز اين کار رو جزو وظايف خودش نميدونسته
دستورات امپراطور نيازي به دليل نداره
تيگلينوس چقدر خشن
چقدر قدر نشناس
ما ميخواستيم شما منتظر بشيد
تا به سپاهياني که از آفرقا و آسيا ميان ملحق بشيد
بايد به زودي برسن
فردا پيروزمندانه وارد ميشن
مردم بيشتز و بيشتر به شادي نياز دارن
يا شايد اينهم توي روحيه شون اثر ميگذاره
اونها دوست دارن قهرمانانشون رو ببينند
اونها به اينطور نمايشها نياز دارند
يکم ديگه طاقت بيار فرمانده
حالا متوجه شدم
سرورم ميشه به اتفاق خواهر زاده ام مرخص بشم؟
ما حرفهاي زيادي با هم داشتيم
طبيعتاً توي جشن پيروزي ميبينمت وينيچيوس
بايد يک کاري کنيم مفرح تر باشه
با مراتب احترام امپراطور
حالا دوباره
نه بازوهات رو از دست دادي نه پاهات رو
سعي کردم سلامت خودنم رو براي اينجا حفظ کنم
به نظر مياد اين مدت خوب بهت ساخته
من فنا ناپذيرم
قصد داري قبل از رفتن به سيسيل يک مدتي رو با من بگذروني؟
قصد دارم يک ماه در رم بمونم
و تا اوجا که يادم مياد منزل تو بهترين جا براي اين کاره
من چندتا برده خوشگل خريده ام
يکي شون اسپانيائيه با پوستي بينهايت لطيف
موهاش به درخشندگي پر کلاغهاست
اون مال توئه- پس من دوماه ميمونم-
امشب تو در قصر پلاتيوس اقامت کن نزديک اردوگاه
الوئوس پلوتيوس همون ژنرال پير؟
اون آدم غم زده ايه زنش هم جوون نيست خيلي هم مومنه
با اين حال از چادر هاي کمپ خيلي بهتره
خداي من تمام روز مجبور بودم بهش گوش بدم
به نظر ميرسه صداي منحصر به فردي دادره
اين که شنيدم حقيقت داره؟ اون همسر و مادرش رو کشته؟
خداي من تو بايد زبان درباري ها رو ياد بگيري
بهتره بگيم آگريپينا و اوکتاويو به نفع امپراطوري کنار رفتند
همسر جديدش پاپيا به نظر جالب مياد
يک هرزه در نقش همسر امپراطور
چه اظهار نظر غير متمدنانه اي يک زن وقتي همسر خدا ميشه
ديگه گذشته اي نداره
خوب اون امپراطور ماست
بعضي ها توي سنا دل خوشي ازش ندارن
ميخوان ژنرال گالبا رو جايگزين نرون کنند
من هيچي از سياسيت نميدونم
تا زماني که بتونن به ارتش حقوق بدن
مطمئن هستم که رم پا برجا ميمونه
من بهتون خوش آمد ميگم مارکوس وينيچيوس
بهژنرال اداي احترام ميکنم
ما از جاده هاي زيبائي که در بريتانيا و فرانسه ساخته بودند عبور کرديم
همسرم بانو پامپونيا
باعث افتخار ميهماني مثل شما داريم
معاون من فابيوس نروا
اين مردان جوان حتماً ميخوان برن حمام ولباسهاشون رو عوض کنند
حمام اماده است ممکنه نشونشون بدي عزيزم؟
ازاينطرف فرمانده- شام ساعت نه آماده است-
شما منتظر مهمان ديگه اي بودين ژنرال؟
اميدوارم که مزاحم نشده باشيم
نه ما اينجا زندگي آرومي داريم
نه ما اينجا زندگي آرومي داريم
ما بايد خودمون رو مثل گل خوشبو کنيم
فقط جهت شکوفه کردن در مزرعه
ميدوني مارکوس دورسيلا پيغام داده که بزرگترين پسرمون الان هم قد خودش شده
وقتي داشتم ترکش ميکردم اونو روي شونه هام ميذاشتم
اون برده اسپانيائي که پترونيوس در موردش ميگفت
ميتونه بشينه روي شونه اهم
صحبت از بزرگي کردي يک نگاهي به اين يکي بنداز
براي حمامتون
قدراست کن ببينم رفيق
خداي من عجب هيکلي
توي ميدون مسابقات چه خبره؟
کرونا هنوزم قهرمانه؟
نميدونم
No comments yet. Be the first to leave one.