Las primeras 200 líneas.
شما میترسیدید... چون فکر میکردید شاید شما رو بکشه؟
ما مخالفِ صدور قرار وثیقه هستیم
،10 میلیون دلار ضمانت نامه .2 میلیون دلار نقد
...هر تقصیر و خطایی که داشتم
...عشقم نسبت به تو
تو یه دختر داری
زنتون برای اختلالاتِ روانی تحتِ درمان بود؟
خیلی مراقب باش، دکتر فریزر
باید واسه خودت وکیل بگیری
پلیسها میخوان همکاریت رو تضمین کنن
یه حسی بهم میگه دخترتون یه چیزی رو پنهان میکنه
یه دوربینِ فعال تو فاصلهی یه بلوکیِ صحنهی جرم بود
این چیه؟
تنها اشخاصِ مربوطی که میتونیم ثابت کنیم اون موقع تو منطقه بودن
شما و شوهرتون هستید
تو به هیلی فیتزجرالد اشاره کردی
آدمها من رو استخدام میکنن که خرابکاری کنم
این چیزیه که میتونم به تو و شوهرت بدم
خرابکاری
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
دانلود زیرنویس از کانال تلگرام .: @SubSin :.
رفته بودم قدم بزنم
رفته بودی قدم بزنی
بله
رفته بودم قدم بزنم. کاریه که میکنم
اینجوری خودم رو آروم میکنم. قدم میزنم
واقعاً درکش انقدر سخته؟
این که اتفاقی داشتی خودت رو با پیاده روی تو چند قدمیِ
محل به قتل رسیدنِ معشوقهی شوهرت آروم میکردی؟
آره، آزارم میده
نمیگم بده
شاید بتونم بگم که تو اون رو کشتی؟
تو کشتیش؟
داری شوخی میکنی؟
من شوخی نمیکنم. آدمِ شوخ طبعی نیستم
...از شانسِ خوبِ تو، نه جاناتان
پلیسها عکسهای بیشتری ازت ،در حالِ آروم کردن خودت دارن
که بعد از زمانِ مرگ داری قدم میزنی
دیگه به عنوانِ مظنون بهت نگاه نمیکنن
ولی هنوز فکر میکنن یه چیزهایی رو مخفی میکنی
چرا؟
چون این کاریه که آدمهای ثروتمند
و حق به جانب وقتی تهدید بشن انجام میدن
،اونا حقایقِ کثیف رو مخفی میکنن
تا از خودشون، خانوادهشون، جایگاهشون تو جامعه و آبروشون محافظت کنن
،و فکر میکنن میتونن از زیرش در برن
چون ثروتمندن
من چیزی پنهان نمیکنم - ...چه چیزی پنهان کنی یا نه -
لطفاً به من نگاه کن
هرگز این کارو با من نکن
چیزِ دیگهای نیست؟
به جز پیادهرویِ آرامبخشت؟
رازِ دیگهای نداری؟
نه
بیشتر از شوهرِ النا برام بگو
گفتی تندخو به نظر میومد
خیلی
خیلی یعنی چی؟ - خیلی دیگه -
این اصلاً جوابِ واضحی نیست
داریم از چیزِ بیشتری حرف میزنیم؟
یالا
از دید یه روانشناسِ بالینی باسابقه تحلیلش کن
چرا داری امتحانم میکنی؟
چون شاید پای تو به این پرونده باز شه
،و قبل از این که ببرمت روی جایگاه شهود
باید آمادگیت رو امتحان کنم
روی جایگاه شهود؟
نه
نه
من نمیرم روی جایگاه شهود
هیلی رو دیدی؟
ازش خوشم نمیاد
که چی؟
تو بهش پول نمیدی که دوستت باشه، گریس
وکیلها مثلِ مکانیکِ ماشین هستن
بهشون پول میدی مشکلاتت رو حل کنن
،واسه روحیه دادنِ الکی .همیشه تو رو دارم
اوه، پس حالا من دشمنم
نه، این حرف رو نزدم
چیزی میل دارید براتون بیارم، خانم؟ - اوه، نه مرسی، ایرما -
میل ندارم. گرسنه نیستم
پس منظورت چیه؟
الان فقط یکم حمایتِ بی قید و شرط
...از پدرِ عزیزم میخوام. این خیلی
این خیلی خوب میشه
خب، خیلی ممنون که این کارو میکنید
این کارو به خاطر فرانکلین میکنم
صورتت واسه چی کبود شده؟
یکی از دوستهام تو اینجا بهم حمله کرد
و تو گازش گرفتی
گازش گرفتم، بله
،یه جایی وسط الم شنگه
وقتی نصفِ زندان به دعوا ملحق شدن
دفاع از خود بود، میدونی
کسِ دیگهای رو گاز نگیر
خیلی خب، باید بیارمت بیرون
بهتره یه راهی واسه برگردوندنِ بخشی از آزادیت بهت پیدا کنیم
.وثیقه دو میلیون دلاره .گمونم این پول رو نداری
نه. ندارم - و خانوادهات چی؟ -
پدر و مادر؟ خواهر و برادر؟ عموی مورد علاقه؟
خب، ارتباطم رو با خانوادهام قطع کردم
علتش چیه؟
مهمه؟
بله
مخصوصاً چون به نظر میاد ارتباطت رو با همه قطع کردی
خب، من از وقتی رفتم دانشگاه با خانوادهام حرف نزدم
،اونا نه توانش رو دارن
و نه تمایل دارن که به تأمین وثیقه کمک کنن
الناهای دیگهای اون بیرون هستن؟
زنهای دیگهای که در طول زندگیِ مشترکت باهاشون رابطه داشتی؟
من میفهمم
و شاید بهتر باشه الان بهم بگی
زنهای دیگهای بودن؟
یکی بود
فقط یه رابطهی یه باره که سالها قبل بود
...یه بیمار رو از دست داده بودم و
.میدونی، اوضاعم داغون بود ...پریشون بودم و
و پات لغزید
آره
و چندتای دیگه؟
نه، همونطور که گفتم، فقط یکی بود
تو میتونی ازم دفاع کنی هیلی، یا نه؟
اگه غافلگیر نشم بهتر میتونم ازت دفاع کنم
خب، هیچکس دیگه در کار نبود، غیر از النا
النا و اونی که تو پریشونی باهاش بودی
سکسِ غمگین
این باید خندهدار باشه؟
من شوخ طبع نیستم
اسمِ اون زنه رو میخوام
ممنون که اومدید - از دیدنتون خوشحالم -
من اغلب واسه تنبیه خودم پرخوری میکنم
...این پرونده
یه جورایی مهمترین دادگاه عمرم بود
پس فرصتِ این که از دست دادنش ...رو دوباره تجربه کنم
...متأسفم - شوخی میکنم -
میدونید، اگه پای یکی از عزیزهای ...خودم تو دادگاه گیر بود
منم میخواستم جای خودم هیلی فیتزجرالد وکیلش باشه
...پس
به نظرت ممکنه بیگناه باشه؟
جاناتان
این چیزی بود که میخواستید ازم بپرسید؟
،حتماً یه نظرِ بیطرفانه در این مورد دارید ...واسه همین فقط میخوام
«دلم بهم میگه «آره
میتونه بیگناه باشه
میدونید، مغز به دل وصله
الان به طور علمی هم ثابتش کردن
البته خودتون میدونید چون روانپزشک هستید - آره -
البته بازم فکر میکنم یه عوضیه
فقط عوضیای نیست که مرتکبِ قتل بشه
هیلی فکر میکنه مهمه که با وثیقه آزاد شه
فکر میکنه وجههاش رو جلوی اعضای هیئتمنصفه بهتر میکنه
و بهتر میتونه تو دفاع از خودش مشارکت کنه
گمونم الان همون موقعست که پدرِ عزیزت
حمایتِ بی قید و شرطش رو امتحان میکنه؟
قصد دارید دوباره مثلِ یه خانواده پیش هم زندگی کنید؟
نه. نه - خیلی خب -
،جاناتان تو آپارتمان زندگی میکنه ...و... و
،هنری و من هم پیشِ شما زندگی میکنیم .البته اگه اشکالی نداره
مارک - قربان -
روز بخیر، قربان
ممنون، رابرت
!تکون بخورید
!یالا
!تکون بخورید! یالا
خب، نمیتونم تصور کنم چه فکری در موردم میکنی
قطعاً درک میکنم
چرا ممکنه برای تأمین وثیقهی من احساسِ راحتی نکنی
...ولی - بس کن -
من واسه درکت نیومدم اینجا
اومدم بهت نگاه کنم
اومدم مطمئن شم که متوجه منظورم میشی
من فکر میکنم تو گناهکاری
فکر میکنم تو اون زن رو کشتی
گریس... احتمالِ بیگناه بودنت رو رد نمیکنه
،و شاید چون خیلی به ندرت ازم کمک میخواد
...احساس میکنم
توانایی ردِ درخواستش رو ندارم
،ولی اگه فرار کنی
...اگه کاری بکنی که بیشتر به دخترم ،و نوهام صدمه بزنی
هر جا باشی پیدات میکنم
و با دستهای خودم میکشمت
ممنون
همه چی رو برای دخترت جبران میکنم
برای هنری
و لطفی رو که در حقم کردی جبران میکنم
من دیگه کاری ندارم
پاشو. بریم
لطفاً راه باز کنید
،من... من این رو میگم
و بعدش ممنون میشم اگه تنهامون بذارید
،من به وضوح خیلی خوشحالم که آزاد شدم
،و علاوه بر این
بیصبرانه منتظرم که تو ،دادگاه خودم رو تبرئه کنم
و ثابت کنم که این جرم رو مرتکب نشدم
خیلی ممنون. به سؤال دیگهای جواب نمیدم
مرسی، هیو
ببخشید
ببخشید
سلام
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.