Las primeras 200 líneas.
در اوج شکوه و جلالش
لژیون خارجی فرانسه، متشکل از مردانی
که تفالههای جامعه به حساب میآمدند
ارتشی از مزدوران در مستعمرات شمال آفریقا بود
و جنوب آسیا، اما سربازان سوگند
وفاداری به فرانسه نمیخوردند، بلکه فقط به لژیون و خودشان وفادار بودند
لژیون از گذشته کسانی که ثبتنام میکردند نمیپرسید
اما هیچ امیدی هم به آینده نمیداد. آنها تا آخرین نفر میجنگیدند
فارغ از اینکه دعوا یا هدف چه باشد
این راهی دشوار برای به دست آوردن فرصتی دوباره در زندگی بود
۱۹۲۵ مارسی،
ماکسیم. رنه. چیزی مینوشید؟
نه، بیا حرف بزنیم
گفتی نیمهشب
نگران نباش. میاد
برادرم از انتظار خوشش نمیاد. این بیاحترامیه
بهت قول میدم. ۱۰ دقیقه دیگه
فقط همین
خانومها
آلن، فکر کردی داری چی کار میکنی؟
دارم میبینمت. قرار بود یه ساعت پیش اینجا باشی
نمیتونی یه بار هم که شده بهم کمک کنی؟
تو چی، میتونی یه بار بهم کمک کنی؟ خوشت میاد
چرا دوست داری قضایا رو پیچیده کنی؟ به این راحتی قسر در نمیری
گالگانی روی این معامله خیلی سرمایهگذاری کرده. پول خوبی به جیب میزنیم
میتونه معاملهی خوبی باقی بمونه
ژولو، فکت در چه حاله؟
مسیو گالگانی، ایشون آلن لوفوره
دیر کردی. باز هم دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه
این دلقک دیگه کیه؟ فکر میکردم یه مبارز میاد
منو ببخش، من هیچوقت در حضور
زنها معامله نمیکنم، کلاً
خانومها
بفرمایید سر میزِ بار
ژولو بهم میگه که میتونم بهت اعتماد کنم
ببخشید اگه میرم سر اصل مطلب
به نظرم منصفانهست
بلیتفروشی خوبه. دمِ باجه شلوغه
بهت پیشنهاد یه مبارزه با ژولو رو میدم، با قیمتی
دو برابرِ معمول
بد نیست
یه مسئلهی کوچیک هست
اون چیه؟
اینکه توی راند دوم ببازی
من اهل باختِ عمدی نیستم
زیادهروی نکن
اون برادرمه، دوسش دارم، ولی عجوله
بذار وضعیت رو برات روشن کنم
یا برای من مبارزه میکنی
یا دیگه هیچوقت مبارزه نمیکنی
کاترینا
لوسین، میدونی که از انتظار متنفرم
الان نه کاترینا. داریم معامله میکنیم
یا میاید
یا خودم تنهایی میرم
قبول کردنِ پیشنهاد من تصمیم عاقلانهایه
با من بیا
جوابتو گرفتی، مغرور؟
میگیرمش
اون چی بود؟
چطور میتونی اینطوری منو سکه یه پول کنی؟
اون همون روموئه که دمِ محراب ولت کرد. اون
متعلق به گذشتهی بیارزشته
چرا این کار رو با من میکنی؟
بعد از اون همه کاری که برات کردم
بدون من هنوز یه مهاجرِ بدبخت بودی که تابلوی دستباف میفروخت
مجبورم میکنی کارایی کنی که بهت آسیب میزنه
خواهش میکنم
با ما این کار رو نکن
میدونی که دوستت دارم
اول رفاقت، بعدش بقیه چیزها
ماکسیم
جفتوجور شد
لوسین
معامله رو جوش دادم
چرا باید نظرم عوض بشه؟
تو تنها گالگانیای نیستی که توی بیزنس خوبه
حیف که همه نمیتونن به این سرعت یاد بگیرن
کمکی از دستم برمیاد؟
نه
همیشه همینقدر لجبازی؟
من همیشه خودم گلیممو از آب میکشم
میدونستم میای
جدی؟
یه دوست قدیمی رو اینطوری سلام میدی؟
دوست؟
ما این بودیم؟
کاترینا
عوض شده
من یه آدم دیگهام
آلن، چی میخوای؟
رویای رفتنمون به آمریکا رو یادت رفته؟
اون رویا دیگه از دست رفته
تمام روز رو با یادداشتِ تو توی اتاق موندم
داشتم فکر میکردم بیام یا نه
اون روز که نیومدی
انگار همه چیز دور و برم فرو ریخت
بذار برات توضیح بدم
این کار برام راحت نیست
اما به مشکل خوردم. باید از لوسین دور میشدم
اگه این کار رو نمیکردم، بدجوری بهم آسیب میزد
کشتیهای مقصد آمریکا از تولون حرکت کردن
میتونیم به قطارِ نیمهشب برسیم
خانمها و آقایان
مبارزهی اصلیِ امشب
در جایگاه آبی، با وزن ۸۸ کیلو و نیم
آلن لوفوره
و در طرف مقابل، در جایگاه قرمز
با وزن ۸۸ کیلو، ژولو گوتیه. ممنون
کاترینا؟
میدونی که از دعوا متنفره. همیشه دیر میاد
آلن! بذار فکر کنم
حالت خوبه؟ آره
داریش؟ اینجاست
خوبه. بذار توی جیبت. چیه؟
بعداً برات توضیح میدم
یه مبارزهی جوانمردانه میخوام. کلک تو کار نباشه
موفق باشی
با صدای زنگ شروع میکنیم
راند اول
مبارزه
نه به این راحتی
آخرین باری که مبارزه کردیم، بهم پول دادن تا ببازم
دو، سه
برو توی گوشه
یک... دو... سه
شش... هفت
بلند شو. یه راند دیگه مونده. بلند شو
درست به موقع
خوبه. همینه
این همون رانده
جوری نشون بده که واقعی به نظر بیاد
به من نگاه کن
تمرکز کن. بذار شکستت بده
فهمیدی؟
فهمیدم. خوبه
راند دوم
به پول فکر کن
گالگانی صاحبِ دنیای توئه
الان دیگه مالِ اونی
آخرین حرفات چیه؟
نظرتو عوض کن
داری به کشتنمون میدی
خائنها
شمشیر. چاقو
نمیتونستی ببازی، اما حالا همه چیزت رو میبازی
ما میمیریم
همه چیز هماهنگ شده
معذرت میخوام. بیا بریم
تو، کاترینا و من امروز میریم آمریکا
ما هیچوقت زنده از اینجا فرار نمیکنیم
بلیتها رو داری؟
از کدوم طرف؟
رنه، ماشین
بیارش
از اولین تقاطع رد میشیم
عالی شد، یه ماه پرید
واسه چی غر میزنی؟ داریم میریم آمریکا
دیگه چی میخوای؟
دیگه چی میخوام؟
آرومتر، داریم گمشون میکنیم
نمیخوام ریسک کنم
صلیب رو بهم بده. صلیب؟
اونا رفتن. بهم اعتماد کن
برگرد عقب، آلن! برگرد
متأسفم
بلند شو
این همه عجله برای چیه؟
به گالگانی خبر بدید
بلند شو
اینجاست
رنه
بگیرش
بکشیدش
از این طرف رفت! لوفوره، کارت تمومه
لژیون خارجی
دیگه هیچوقت رنگشو نمیبینی
اگه دوباره سعی کنی فرار کنی
میمیری
یا با یه مأموریت میای
یا با یه راز
بفرمایید بشینید
۱۹۱۸ سوآسون،
۱۹۲۲ مراکش...
چطور میتونم کمکتون کنم؟
میخوام توی لژیون ثبتنام کنم
جای درستی اومدی
اسم، لطفاً
باید یه چیز رو خوب بفهمی
جناب
دوشان. وقتی امضا کردی، دیگه هیچ امیدی به بازگشت نیست
سه راه برای برگشتن به فرانسهی زیبا داری. یک
پایان قرارداد. دوم
از کار افتادگی
و سوم
توی یه تابوت
مراکش، شمال آفریقا
بگیر
از سر راهم برو کنار
حرکت کنید، کثافتها
No comments yet. Be the first to leave one.