Las primeras 200 líneas.
وقتی از حد بگذری همه روابط تغییر میکنن
...امروز من
...یه پسر رو بوسیدم
هی
میخوای فردا با هم صبحونه بخوریم؟
من هیچوقت صبحونه نمیخورم
ببخشید که اینطور
و بعضی روابط اونقدر که فکر میکنی عوض نمیشن
ولی یه چیز حتمیه
اونم اینه که اگه میخوای رابطه عوض بشه باید جرات از خط رد شدنو داشته باشی
آقای کانگ
فکر نکنم دیگه بتونم در حقت لطفی بکنم. ببخشید
باید جرات اینو داشته باشی که رابطهی فعلیو تموم کنی
باشه
انگار نفهمیدی پس بذار باز بپرسم
چرا بهم توتفرنگی دادی؟
چون ازشون خوشت میاد دقیقا
چرا برات مهمه من از چی خوشم میاد؟
و این کار رو فقط برای من کردی تظاهر کردی برات اصلا مهم نیست
چرا این کار رو کردی؟
باید جرات پذیرش رد شدنو داشته باشی
من دوستت دارم
...هه
میبینی؟ میدونستم
حس میکردم
ولی نمیخوام تحت فشار بذارمت
میدونم یه طرفهست پس نگرانش نباش
وقتی انقدر تابلوئه چحوری نگرانش نباشم؟
تابلو بود؟
معلومه
میدونم به هانا توی تمرین کمک کردی تا من حسودیم بشه
این حقیقت نداره
...اونموقع، شرایطم
خب، بگذریم به تو ربطی نداشت
حالا هرچی به هر حال نتونستی کاری کنی حسودیم بشه
اگه بهت اهانت کردم ببخشید
...امروز ازم چیزی نشنیدی بسه
بهم یه کم وقت بده
منظورم اینه که باید یه کم فکر کنم
شوکه شدم چون فکر نمیکردم یه هو بهم اعتراف کنی
...میفهمم. نگران نباش
گفتم بهم زمان بده
وقتی آماده بودم بهت جواب بدم بهت خبر میدم
آسون نبود ولی موفق شدم
هشت ماه پیش اومد بیرون آنلاین همهجا تمومش کرده بودن
پیسی4 پرو
بالاخره به دستم رسید
دست دومه ولی اندازه نو خوبه
...حالا بذار درباره این کنسول بازی بت بگم
یالا
خیلی خب
بذار پیسی4 خوشگلو باز کنم
بیا نزدیکتر
بفرما
فیلم بگیر باشه
خیلی خوب بستهبندی شده
خدایا. اینجاست وای
فیلم بگیر دیدی؟
حواست باشه از همه چی فیلم بگیری نظرت چیه؟
گرفتم. گرفتم
گرفتم تادا
این چیه؟
ها؟
و؟
این ته قصه بود
برای هیچی چهارصد و پنجاه هزار وون داد
قبلا آمارشو نگرفته بود؟
گرفت. ولی اونموقع شمارهش توی لیست نبود
به یکی به اسم لی سه هیون پولو واریز کرد
ولی دیگه نتونست با فروشنده ارتباط بگیره. یه هو غیب شدن کلا
به پلیس زنگ نزد؟ زنگ زد. ولی بعید میدونم دستگیر بشن
پلیس گفت گوشیش یه بار مصرف بوده حتی اگه بفهمن مال کیه
سخته پولو برگردونن گوشی یه بار مصرف؟
خدایا. انگار خلافکار حرفهاین
فقط بدشانسی بود
هیچوقت نمیشه این خلافکارای بدجنسو گیر انداخت
هی
میدونی همه دارن دربارهت حرف میزنن؟
پس پرنس دانشگاه کره شدی؟
مسابقه استعدادیابی چونگرام چهل و هفتمین فستیوال ورزشی
وو یونگ، اینو دیدی؟
ویدیویی که پست کردم رو خیلیا دیدن
پرنس دانشگاه استیجو ترکوند
شماها دزدین قلبمو تو روز روشن دزدیدین
باید جواهر ملی بشن
گفتم درباره فستیوال بنویسی نه مسابقه استعدادیابی
مسابقه استعدادیابی هم بخشی از فستیوال بوده
بازم. ویدیوی برنده باید ویدیوی اصلی باشه
سخنرانی رئیس خیلی کوتاهه ...حالا بیاید چهل و هفتمین فستیوال
بگذریم، ویدیو اصلیو عوض کن باشه
راستی. اردوی آخر هفته خوش بگذره
مرسی
ولی مردم عاشقشن
چرا انقدر کیوته؟
پسر دهاتی خوشتیپ
واسه همین اینهمه کامنت میذارن برات
بگذریم، بهش گفتم صبر کنه کی بهش زنگ بزنم؟
...سه روز شده، پس
باید حداقل یه هفته وایسم
وای، کلاسم
ساختمان تحقیقات و ارائه
از اونجایی که فقط یه لیوان آبجو وجود داره
میتونیم نتیجه بگیریم که قربانی اینجا تنها نشسته و آبجو میخورده
کپسول یخ
فکر میکنم اینجا بیشتر از دو نفر بودن
دو تا ته سیگار توی زیرسیگاریه
و از مارکهای مختلف هستن
سیگاریا فقط به یه مارکی که دوست دارن میچسبن
ممکنه یکیش واسه مجرم باشه
خوبه. دیگه چی؟
نشونی از ورود اجباری نیست
امکانش هست کار آشنا باشه
کسی قربانیو همراهی کرده؟
وقتی اومده تو با دوست پسرش بوده
پس دوست پسرش مجرم احتمالیه
گزارش میگه اسپرم دوست پسرش روی بدنش پیدا شده
با توجه به این که وسایل قربانی روی زمینن
انگار مجرم بهش تجاوز کرده و کشتتش بعدم فرار کرده
اول تحقیقات
کارآگاهها هم فکر میکردن دوست پسرش مجرمه
به خاطر این که دیانای اسپرم و روی سیگار
با دیانای دوست پسرش مطابقت دارن
...ولی توی این پرونده
یه گره وجود داره
کسی چیز دیگهای توی صحنه جرم پیدا نکرده؟
امکانش هست مقتول توی این اتاق کشته نشده باشه
اینجا لکه خون هست
فکر میکنم مقتول از قبل خونریزی داشته
یعنی از وقتی وارد اتاق شده
شاید اینجا با قاتل درگیر شده
بعیده
چون روی وسایل و دیوار لکه خون نیست
و اتاق خیلی تمیزه
سخته تصور کرد اینجا درگیر شده باشن
فکر میکنم منطقیتره که فکر کنیم بیرون از اینجا زخمی شده
و بعد از این که به این اتاق آورده شده زخمی شده
گاهی یه سرنخ کوچیک توی صحنه جرم
میتونه کل جریان تحقیقاتو عوض کنه
و این اتفاق توی این پرونده افتاده
شش ساعت قبل از حادثه
کارآگاه اصلی پرونده
جلوی در لکه خون پیدا کرده
واسه همین از اتاق بیرون رفته و کل راهرو رو گشته
و یه لکه خون دیگه از مقتول پیدا کرده
که این لکه وقتی مقتول داشته جا به جا میشده رد گذاشته
سرنخها رو هی دنبال کرده و در نهایت
از همین راه قاتلیو پیدا کرد که دو تا زن دیگه هم کشته بود
پس دوست پسرش چی؟
بهش ربطی نداشت؟
...شش ساعت قبل از حادثه
شش ساعت قبل از حادثه
نرو
بعد از رابطه جنسی با هم بحثشون میشه
دوست پسرش عصبانی شده و رفته خونه
زنه تنها مونده و مشروب سفارش داده
بعدش به بار توی طبقه همکف رفته تا حالش خوب بشه
اونجا با مردی آشنا میشه که تقریبا بهش تجاوز کرده بود
ولی بعد کشتش
مجرم با استفاده از کلیدش اونو به اتاق میبره و روی تخت میذارتش
اتاقو جوری میچینه که انگار تجاوز صورت گرفته
و فرار میکنه
ولی متاسفانه نتونستن حقیقتو آشکار کنن
واسه همین دوست پسر بیگناهش
سه سال توی زندان مجبور میشه زندگی کنه
پس مجرمو چجوری گیر انداختن؟
بذار اول یه سوال بپرسم
سه اصل تحقیقات جنایی چیه؟
میشه من بگم؟
شروع سریع، حفظ شواهد
و همکاری خوبه
درسته. اما این جوابی نیست که میخواستم
سه اصل تحقیقات جنایی
خون، اشک و عرقه
حتی یه قطره خونو از دست ندید
تا وقتی پاهاتون عرق کنه بدویید
و در نهایت اشکهای قربانی و خونوادهش رو پاک کنین
اینا سه اصل تحقیقات جنایی هستن
حالا بذارین بگم چجوری مجرم اصلیو گیر انداختن
مردی که اشتباه مجرم شده بود یه جمع آوری امضا راه انداخت
و کارآگاهی که امضاها رو گرفت پرونده رو از نو باز کرد
...اگه کارآگاه وسط کار بیخیال شده بود
این پرونده حل نشده باقی میموند
و نمیتونستن مجرم واقعیو بگیرن
در حقیقت
صحنههای جرم اصلا شبیه فیلما و کتابا نیستن
هرجور شده رد مجرمو بگیرین
اگه ناامید نشید
در آخر مجرم واقعیو میگیرید فهمیدید؟
بله قربان
خوب بود؟
هی وایسا عرق و اشک و خون
بچهها. فردا بیکارید؟
چرا؟
میخوام خودم اون عوضیو گیر بندازم
چی؟
ببین
این فاکتور بستهست که سه هیون برام فرستاده
رد گیرنده رو گرفتم و ببین
این بسته اول
توی انبار غربی چونگیو استان گیونگی بستهبندی شده
No comments yet. Be the first to leave one.