Las primeras 200 líneas.
...آنچه در «عالیجناب» گذشت
پسری که دستگیر کردن مُرده
،در واقع، به قتل رسیده
بعد از شکنجه شدن توسط پلیسِ نیواورلئان
اون مادرجنده داداشم رو کشته بود
داداش کوچولوی من
!من داشتم ترتیبش رو میدادم
مامان که این رو نگفت
هیچ قتلی تو زندانِ من اتفاق نمیوفته
و این اتفاق هرگز نیوفتاده
هنوز حتی به خانوادهاش هم خبر ندادید؟
کوفی مُرده
چی؟
برادرت عضوِ خانوادهی ما بود
این یعنی تو هم عضوِ خانوادهی مایی
هوات رو داریم، پسر کوچولو
شب زنده داری و روشن کردنِ شمع » « به یاد روکو بکستر
حواست بهش باشه
برش گردون
چرا فقط یه موتور واسش نمیخری؟
ببخشید
...عیبی نداره
آدام، بعد از تصادف، جایی وایسادی؟
برای بنزین زدن وایسادم
این تلافیِ گروه آرمان بوده
اگه کاری نکنیم، ضعیف جلوه میکنیم
کل شهر منتظره
جیمی بکستر قراره چیکار کنه؟
« زیرنویس از سینا صداقت » .: SinCities :.
بسیار خب، جنابِ وکیل، قضیه چیه؟
آه، سرقتِ گوشت، از فروشگاه راس تو خیابونِ دگال
و چه حکمی پیشنهاد میکنید؟
چهار سال
برای سرقتِ گوشت؟
گوشت به ارزشِ 502 دلار
چرا این کارو کردید، آقای جیمز؟
میخواستم خانوادهام رو پس بگیرم
منظورتون چیه؟
خب، زنم بهم گفت از نظرش من مُردم
کِی؟ - سه ماه قبل -
چرا؟
مشروب
...به نظر نمیاد
الان 59 روزه لب به مشروب نزدم
خوبه
خب کجا زندگی میکنی؟
خیابونِ کلیبورن
کجای کلیبورن؟
زیرش
اون گوشیِ کیه؟
دهمین سالگرد ازدواجمون بود
تو جشنِ عروسیمون به مهمونها کباب دادیم
فقط میخواستم بهش نشون بدم چیکار کردم
مشروب رو ترک کرده بودم
خودم رو جمع و جور کرده بودم
فکر کردم شاید اگه بتونم زمان رو ده سال به عقب برگردونم من رو ببخشه
...اما پولی نداشتم، واسه همین
واسه همین گوشت رو دزدیدی
...ترک کردنِ
مشروب کارِ سختیه
آره، کافهی موجو جونم رو نجات داد
هر روز صبح هر طور که شده به جلساتِ ترک اعتیاد 6 صبحش میرم
مدرکی براش داری؟
این که الان اینجا وایسادم
مطمئنم برای قضاوت کردن در مورد یه مرد نیازی به یه برگه کاغذ ندارید
راحت میتونید به ذاتِ یه مرد پی ببرید
درست نمیگم؟
خب، من اینجام
اگه حرفم راست نباشه امکان نداره نتونید تشخیص بدید
شرکت تو یه جلسهی روزانه تو کافهی موجو برای
سر و سامون دادن به زندگی این مرد بهتر از حبس تو زندانه
من نگرانِ زندگی خودم نیستم
نگرانِ زندگی پسرمم
میخوام اون پدری داشته باشه که تأمینش کنه و مراقبش باشه
فقط میخوام یه نفر داشته باشه که بتونه بهش افتخار کنه
همین
این تنها دفاعیه که دارم
خدای بزرگ، خواهش میکنم
بیخیال
« شمارهی ناشناس » این گوشیِ جدیدته، آقای قاضی
.میدونم کارِ پسرت بوده خبر داری الان کجاست؟
شرمنده، آقای جیمز، از مصیبت خلاصت میکنم
12 ماه عفو مشروط
تنفس اعلام کن - !تنفس -
15 دقیقه بعد ادامه میدیم
کاری ازم برمیاد، جنابِ قاضی؟
آه، نه
خوبم، آلن. مرسی
اوه، الن، یه لحظه صبر کن
وقتی اولِ صبح میای و اتاق دادگاه رو باز میکنی
زمانهایی هست که دوباره برگردی بیرون؟
آره، یکم میرم و میام
خیلی خب. پس اتاقِ دادگاه باز و خالیه؟
خیلی خب
مشکلی پیش اومده، جنابِ قاضی؟
نه، آه، نه
نه، ولی میشه لطفاً به بتی بگی
مجبور شدم برم جایی
گندش بزنن
به آدام زنگ بزن
آدام هستم. پیغام بذارید
آدام، تو رو خدا گوشیت رو جواب بده
کجایی، پسرم؟ بهم زنگ بزن
خودروی قاضی در تصادف و فرار مرگبار » « مورد استفاده قرار گرفته
جنگو؟
!لعنتی! نه
هی، شرمنده، رفیق
باشه. باشه، بیا بریم
بیا بریم، بیا بریم، یالا
بیا بریم، بیا بریم
خیلی خب، برو که رفتیم
من یکی رو دیدم
ایمی، اون تشنج داره و ممکنه بازم تشنج کنه
باید همین الان ببرمش دامپزشک
من یکی رو دیدم
ایمی، تو رو خدا الان نه
اون تو خونه بود - ...جنگو -
خب، کی؟
مرد سفیدپوست، تویوتا کمریِ سبز داشت که رو شیشهاش عکسِ نعل اسب بود
نعلِ اسب؟
U نه، یه شکلِ - آره -
قطعاً دو تا حمله بهش دست داده
ولی ممکنه بازم تشنج کنه - بذارش اینجا، مایکل -
آخری 20 دقیقه قبل بود
برو بریم، خیلی خب
خیلی خب، رسیدیم، رسیدیم، رفیق
دراز بکش، دراز بکش - الان شروع میکنیم -
میشه لطفاً تبش رو بگیرم؟
حتماً - آره، حالش خوب میشه؟ -
مایکل، ما بهش رسیدگی میکنیم
اوه، آره، باشه
هی، رفیق، باشه
خیلی خب، رفیق
آفرین پسرِ خوب - ،خیلی خب، بعد از علائم حیاتی -
بهش اکسیژن وصل میکنیم
...به نظر
چی؟
بزرگتر شدی
اوهوم
آره، خب چیکارها میکنی؟
چیکارها میکنم؟
میدونی، همون کارهای قدیمی
کلی مشروب خوردن و خوابیدن با این و اون
...هر پسری نزدیکِ خواهر کوچولوی من بشه
کی گفته پسره؟
همیشه شوخی میکنی، نه؟
مردم میگن انتقام کمکی نمیکنه
...کاری که کردی، حرکتی که کردی
،اون رو برنمیگردونه
قلبِ من هرگز التیام پیدا نمیکنه
احساسِ بهتری دارم؟
قطعاً
هی، پسر، قوی باش
...به نظر میاد
به نظر میاد هنوز نرفته تو فِر
پسر کوچولو
چرا تو بهش توضیح نمیدی؟
توضیح بدم؟
این که چطوری همه چی تحتِ کنترلت بود
چطوری به عنوانِ بزرگتر همهی ...تصمیمها رو تنهایی میگرفتی
و باعث شدی مامانش و اون بچهها رو توی خونهی خودشون منفجر و تیکه تیکه کنن
یالا، مو کوچولو، بهش بگو
...پلیسی که هوای ما رو داره
،میخواست یه ماشین دزدیده شه ...واسه همین مجبور شدم بدم بدزدنش
مجبور نبودی هیچ غلطی بکنی
واسه همین هفتهای 5 هزار دلار بهش پول میدم
حالا این بچه رو دستم مونده که به خاطرِ از دست دادنِ خانوادهاش دلش شکسته
و یه سرکردهی تبهکارها که آمادهی جنگه
حالا میریم جنگ
و تقصیرِ توئه
دنبالم بیا
تو پولِ مراسم خاکسپاری مامانم رو دادی؟
همه میگن تو پولش رو دادی
من هرگز در این مورد حرف نزدم
به هیچکس نگو
میشنوی؟
،وقتی مادرم مُرد
تو تختش مُرد
هیچکس نیومد
فقط من اونجا بودم
فقط سه سالم بود
بعد از مرگش با پتو و غیره
...گرم نگهش داشتم، ولی
هیچکس نیومد
حرفِ دیگهای نداری؟
بکسترها باید تقاص پس بدن
تقاص پس میدن، پسر کوچولو
ولی مو بزرگه نقشهی بلندمدت داره
پس میخوام واسه بعضی کارها صبر و حوصله به خرج بدی
اگه این کارو بکنی، آرمان هواتو داره
...اگه نکنی
میتونی راه خودت رو بری
بابات خیلی خایه داره، داداش
قطعاً
چی باعث میشه این حرف رو بزنی؟
نشتِ گاز تو اون خونه
نشتِ گاز بود دیگه
آره
نشتِ گاز بود
آره
No comments yet. Be the first to leave one.