When Calls the Heart

When Calls the Heart

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 13

Información de lanzamiento

When Calls The Heart S13E06 720p WEB H264-JFF
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 13 قسمت 6 When Calls the Heart 2014 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-02-08
Descargas: 30
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

آنچه در قسمت‌های قبل «وقتی دل فرا می‌خواند» گذشت

آقای گوان

توبی و کوپر قبل از شروع آتیش‌سوزی، یه آتیش درست کرده بودن

احتمالاً همون باعثش شده

درباره‌ش خوندم

لی؟

چیزی که تجربه کردی یه جور روان‌رنجوری اضطرابی بود

خیلی تمرکز کرده بودم که ارزشم رو بهت ثابت کنم

حماقت بود

از حرف‌های نسنجیده‌ام پشیمونم

شبیه سیمان سوخته‌ست

سوالِ مهم‌تر اینه که این چی بود؟

اوه

حتی بعد از این همه سال، هیچ‌وقت از این منظره خسته نمی‌شم

خب، بد نیست

نه، خوشحالم که اینجام

با وجودِ این وقتِ صبحِ خیلی زود

فقط دارم سعی می‌کنم یکم وقت برای خودمون دوتا کش برم

آره، خب

این از اون مدل دزدی‌هاست که این سواره‌نظام ازش استقبال می‌کنه

نیتن، صادقانه بگو، حالت چطوره؟

راستش رو بخوای، یه جورایی فکر و ذکرم درگیر این

پرونده‌ی آتیش‌سوزی شده که انگار تمومی نداره

این روزها عملاً پشت اون میزت زندگی می‌کنی

این‌قدر به خودت سخت نگیر

نه، منظورم اینه که

منظورم اینه که باید بتونم تمومش کنم

طبق پروتکل و مقررات، تموم شده‌ست

به هر حال، متأسفم

نیومدیم اینجا که در مورد بازجویی حرف بزنیم

نیومدیم اینجا که فراموش کنیم

فقط اومدیم یکم از ماجرا فاصله بگیریم و

قدر داشته‌هامون رو بدونیم

از لحظه لذت ببریم

همین حالا، در همین لحظه

می‌تونیم فقط کنار هم باشیم

از این خوشم می‌آد

صبح بخیر، هنری

اوه! می‌تونم بعداً بیام

اوه نه، حالا که اینجایی

چطور می‌تونم کمکت کنم رفیق؟

اوه، من خوبم

جعبه ابزار برای چیه؟

اوه. الیزابت ازم خواست یه دری که لنگه انداخته رو چک کنم

می‌تونم کمکت کنم؟

ممنون می‌شم

اوه

لولای جدید می‌خواد یا...؟

آره. احتمالاً یه واشر هم بخواد

جوزف، اگه کسی که دوسش داری

کاری کرده باشه که

وحشتناک باشه، چیکار می‌کنی؟

اگه برادرت خطایی کرد، ملامتش کن

اگه توبه کرد، ببخشش

اگه نابخشودنی باشه چی؟

خب، قضاوتش کار ما نیست

می‌دونی هنری، اگه بگم حالم خوبه، دروغ گفتم

وقتی می‌دونم پسرِ خودم

ممکنه اون آتیش رو راه انداخته باشه، حتی اگه اتفاقی بوده باشه

تنها کاری که از دستم برمی‌آد اینه که کنارش باشم

بهش محبت کنم

این تنها کاریه که همه‌مون می‌تونیم انجام بدیم

کوپر بچه‌ی خوبیه

وقتی هم‌سن اون بودم

فقط دنبال یه راه فرارِ آسون می‌گشتم

تا مدت‌ها بعدش هم همین‌طور بود

خب، تو راهت رو پیدا کردی

مهم همینه

گاهی فقط ایستادن کنارِ عزیزانمون

بدون توجه به کاری که ممکنه کرده باشن

همون نورِ هدایتیه که بهش نیاز دارن

و بزرگ‌ترین برکته

بسیار خب

آره

مثل روز اولش شد

یه ضرب‌آهنگی داره

ممنون رفیق

ممنون، جوزف

بقیه‌ی روزت بخیر

تو هم همین‌طور

اوه، اوه، اوه

هر کاری می‌کنم

بیخیال

ای بابا. مگه تو موبی‌دیکی؟

هر چقدر قرقره رو می‌چرخونم، نمی‌تونم بکشمش بالا

و همینه؟

آره، همینه

صبحانه

نه، نه، یه لحظه صبر کن

می‌خوایم ببینیم دکتر فروید در این مورد چی می‌گه

رزی، این فقط یه خوابه

یه خوابِ تکراری

باشه، می‌دونی چیه؟ می‌رم قهوه دم کنم

آها

اینجاست

ماهیگیری نمادِ خواب‌بیننده‌ایه که

نیاز داره چیزی رو به سطح بیاره

خب، نکته‌ش هم همینه. نمی‌تونم

دقیقاً. فکر می‌کنم

دلیل اینکه نمی‌تونی از آب بکشیش بیرون

اینه‌ که ذهنِ ناخودآگاهت

داره هر چیزی که اون ماهی نمادشه رو سرکوب می‌کنه

پس فکر می‌کنی اون چیه؟

نمی‌دونم. شاید یه نیزه‌ماهی؟

یا یه قزل‌آلا؟ یه تن‌ماهی بزرگ؟

ها ها

با این خنده‌هات برمی‌گردی همون بهداری

یا حتی بدتر

اوه، بیخیال عزیزم

نه، تو بیخیال شو

تو مجبور نبودی تماشا کنی که عشقِ زندگیت

سینه‌ش رو چسبیده و برای نفس کشیدن تقلا می‌کنه

کاملاً حق با توئه

عزیزم

بهت قول می‌دم، دقیقاً همون کاری رو بکنم که تو می‌گی

بسیار خب

باشه، باشه

به محض اینکه از اداره برگردم خونه

نه

باید با پیمانکار جدید قرار بذارم

نه! فرناندو. آره

کار تعطیل

اداره هم تعطیل

می‌شه هر روز صبح من رو ببری درمانگاه؟

تو «کیپ فولرتون» بهمون خوش گذشت، مگه نه؟

دلم برای چرخ‌وفلک سواری با تو تنگ شده

آخی. منم همین‌طور

ای کاش خواهرِ من بودی

اون وقت می‌تونستیم همیشه همه کار رو با هم انجام بدیم

سلام عسلکم

کارت با دکتر کارتر تموم شد؟

مثل همیشه، یه بیمارِ نمونه

آلی و نیتنِ سواره‌نظام برای شام می‌آن

امشب؟

برای همیشه

اوم، پس دعوت‌نامه‌ی من برای این شام کجاست، مرد جوان؟

شما هم می‌تونی بیای

نمی‌خوام مزاحم بشم

اصلاً. برای همه جا هست

آره، منم می‌تونم تو آشپزی کمکت کنم

می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟

بسیار خب بچه‌ها. بریم ببینیم مینی مافین داره یا نه

اوم‌هوم

خداحافظ

خب، آخرین نقشه‌ها از طرف شرکت «پایونیر الکتریک» رسید

و؟ به بن‌بست رسیدیم

هیچ‌کدوم از تجهیزاتشون نزدیکِ منشأ آتیش‌سوزی نبود

متأسفانه راهی وجود نداره که بفهمیم

اون بتن از کجا اومده بود

سرنخ‌های زیادی برامون باقی نمی‌مونه، مگه نه؟

فقط یکی

منتظر کسی هستی؟

جرمه؟

نه، فقط

نمی‌دونستم هر دوتامون منتظریم

اسمم المور بریگز هست. پاسبان گرانت؟

بریگز. به «هوپ ولی» خوش اومدی

سلام، بیل

از دیدنت خوشحالم

سلام، جورجی

اوه. یکم از مافین‌ها رو هم بذار برای ما بمونه

سلام، آلی

این‌ها همه‌ش برای خودم نیست

پدرت ازم خواست یکم بگیرم

پدرم واقعاً مافین دوست داره

و به عنوان پاسبان، این حق رو داره که

هر چقدر که می‌خواد رو ضبط کنه

اوم‌هوم

خب، من باید برگردم. فعلاً

خداحافظ، آلی

اسم این چی بود؟

دستگاه دروغ‌سنج، قربان

قراره کارِ کارآگاهی رو متحول کنه

تو در جریانِ این بودی؟

بله

مرکز فکر کرد که برای بازجویی مفید باشه

من و این پاسبان جوان

توی قطار یه بحثِ داغ داشتیم

علم در مقابل غریزه

وقتی بحثِ تشخیصِ دروغ باشه

دستگاه دروغ‌سنج خیلی قابل‌اعتمادتره

بینش یا غریزه‌ی انسانی

می‌تونه تحت تأثیر عوامل زیادی قرار بگیره

یه ماشین چنین نقص‌هایی نداره

خب، حسِ ششمِ یه سواره‌نظام از جنس دیگه‌ایه

این رو یادت باشه، جوون

هر دوتا رو امتحان می‌کنیم

من می‌رم وسایل رو بچینم

اوه، الیور

می‌بینم که عملیاتِ مافین با موفقیت انجام شده

برو به پاسبان بریگز کمک کن

میز رو خلوت کنه و دروغ‌سنج رو راه بندازه

بله، قربان

قاضی ایوری، بازرس مک‌گیل

اوه، بهش مافین تعارف کن

خب جورجی، چقدر پیشِ ما می‌مونی؟

تا هر وقت که طول بکشه تا به خانم مارتل کمک کنم

شرکت بیمه‌ی ملی رو وادار کنم سهمش رو بده

به بیمه‌گذارهای «بنسون هیل»

اون‌ها دارن با زرنگ‌بازی درخواست‌های خسارت رو رد می‌کنن

More Farsi Persian subtitles for When Calls the Heart

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left