HALSTON

HALSTON

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Halston S01 72p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-L0L
Halston S01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos x264-L0L
Halston S01 HDR 1080p NF WEB-DL DDPA5 1 H 265-L0L
Halston S01 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
Halston S01 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
Halston S01 720p WEBRip x264-ION10
Halston S01 720p COMPLETE 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Halston S01 720p 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Comentario por NegarFD
🔴 30nama | تمامی قسمت‌ها 🔴

Etiquetas

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
1080
HD
Publicado el: 2021-09-21
Descargas: 47
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 178 líneas.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫روی!

‫روی!

‫فقط می‌خوام...

‫تمام روز و شب بهم گیر میدی ‫ (سال 1938، اوانزویل، ایندیانا)

‫-ناراحت نشو من... ‫-ناراحت نشم وقتی بیدارم می‌کنی

‫-خوشم نمیاد وقتی... ‫-برام مهم نیست کسی بشنوه یا نه

‫بیا اینجا!

‫یه چیزی برات درست کردم.

‫ هزاران نفر از مردم جمع شده‌اند

‫ تا شاهد مراسم تحلیف ریاست جمهوری ‫جان فیتزجرالد کندی باشند.

‫ ‫ اتومبیل‌ها وارد خیابان "پنسیلوانیا" میشوند

‫ زیرا امیدوارند بتوانند نیم نگاهی ‫به بانوی اول، جکی کندی بیندازند

‫ در لباسی طراحی شده توسط "اولگ کسینی"

‫ همراه کلاه پیلباکسی ساده اما شیک ‫طراحی شده توسط آقای "هالستون"

‫اسمتو گفتن؟؟

‫ببخشید، صبح به خیر...

‫میشه گفت، ظرافت داره....

‫فکر می‌کنم خانم خیلی خوششون میاد...

‫اینجا چه خبره؟

‫چه خبر شده؟

‫ژاکلین کندی یه بار اسمتو به زبون آورد

‫و تا همین الان 50 تا کلاه فروختیم... ‫هنوز ساعت 10 هم نشده.

‫تو خودشی، نه؟

‫تو آقای هالستونی

‫درود بر جکی کندی!

‫گور بابای جکی کندی.

‫هالستون! چرا بعد از همه بلاهایی ‫که سرش اومده این حرفو می‌زنی؟

‫اون تو رو به وجود آورد، هالستون. ‫ (سال 1968)

‫و بعد منو کشت.

‫دیگه کلاه نپوشید تا اون مدل ‫مو‌های داغون غول‌آساش خراب نشن.

‫یه لحظه وقت داری؟

‫ببخشید، همونطور که ‫می‌بینی خیلی سرمون شلوغه.

‫هالستون، گزارش ربع دوم رسید...

‫خوب نیست.

‫فروش کلاه نسبت به 3 ماه پیش، 30% پایین اومده، ‫و نسبت به 3 ماه قبلترش 40% پایینتر.

‫-پس داری میگی کارمون بالا گرفته... ‫-نه، اینو نمیگم!

‫خودت میدونی که چی میگن... اعداد بی معنین.

‫کی اینو میگه؟

‫خب همه! همیشه.

‫مشکل اینجاست که مردم دیگه کلاه نمی‌پوشن!

‫آره هنری، به عنوان یه کلاه‌دوز خبر دارم از این قضیه.

‫خب، منظورم اینه که ‫می‌خوای چیکار کنی؟

‫خب من سخت کار می‌کنم و ‫دنیا رو روشنتر می‌کنم

‫اما تا موقعی که ماشین پولسازم رو ‫،میسازم

‫نمی‌دونم باید چیکار کنم هری

‫به جز این که شاید بعد از ‫این ملاقات نوشیدنی بگیرم.

‫از طرف آقایی که اون ته نشسته.

‫پسش داد.

‫مگه "آمارتوی استون ساور" چِشه که دوست نداری؟ ‫

‫به خاطر هسته‌اش هست.نه؟ خطر خفه‌شدن داره ‫به متصدی بار میگم بردارش

‫نه ممنون.

‫-پس بزار یه چیز دیگه برات بگیرم. ‫-نه ممنون.

‫من از غریبه‌ها ‫نوشیدنی قبول نمی‌کنم.

‫پس اسمت رو بهم بگو تا ‫دیگه غریبه نباشیم.

‫تو اول بگو

‫-اریک ‫-تو چیکاره‌ای اریک؟

‫قوش‌بازم

‫چرت میگی.

‫من و شاهینم قهرمانیم واقعا... ‫جمعیت موش‌هارو کنترل می‌کنیم.

‫خیلی کارمون باکلاسه.

‫اون دستکش چرم بلندی که می‌پوشم با اون ‫کلاه مخصوصی که روی سرش می‌زارم...

‫خیلی سکسیه.

‫بزار برات نوشیدنی بگیرم.

‫میشه بپرسم چی راجع ‫به من نظرتو جلب کرد؟

‫از چه لحاظ منظورته؟

‫منظورم اینه که چرا می‌خوای مخ من رو بزنی... نه بقیه؟

‫چون من مثل بقیه نیستم.

‫فقط فکر نمی‌کردم ‫به سلیقه‌ت بخورم.

‫و سلیقه‌م چیه؟

‫یه مرد سفیدپوست با کت‌شلوار ‫برند بروکز برادرز.

‫آی.

‫یا... شایدم فقط سایز آلت برات مهمه.

‫یا...

‫شایدم منم تمام زندگیم ‫احساس غریبی می‌کردم.

‫و کت‌وشلوارپوش‌های "براک برودرزی" به خاطر هویتم

‫به خاطر چیزا و کسایی که دوست ‫داشتم یا کسی که خودم بودم.

‫تا اینکه یه روز، دیگه به هیچ جام نبود.

‫اد

‫اسم من اده.

‫از آشنایی باهات خوشحال شدم اریک

‫ولی اریک اسم واقعیت نیست، هست؟

‫روی

‫اونم اسم واقعیم نیست ولی

‫دوست دارم مردم هالستون صدام کنن

‫شوخی نکن!

‫همون طراح کلاهی؟

‫همیشه برام سوال بوده، چی میشه ‫یکی میره سراغ طراحی کلاه؟

‫یه نوع مجسمه‌سازیه واقعا

‫همیشه انجامش می‌دادم... کلاه درست ‫می‌کردم تا مادرم سر حال بیاد.

‫اوه عزیزم

‫تو زیادی برای اینجا خاصی

‫من دوران بچگی ‫فوق‌العاده‌ای داشتم.

‫ولی به محض اینکه تونستم از ایندیانا رفتم. ‫اول رفتم شیکاگو و بعدم اینجا.

‫خودم رو از هیچی ساختم...

‫فقط پارچه نخی اگر راستشو بخوای.

‫مردایی مثل ما

‫از یه جای دور اومدن اینجا ‫تا خودشون رو بسازن

‫تا از هیچ، چیزی به وجود بیارن.

‫من اونقدر راهم دور نبود...

‫فقط از رودخونه‌ی نیوجرسی رد شدم ولی

‫اون آدمی که بودم ‫خیلی برام غریبه.

‫خب، الان می‌خوای چیکار کنی؟

‫خانما دیگه کلاه نمی‌زارن.

‫خب، اد، یه نقشه دارم.

‫تا حالا راجع به "رالف لیفشیتز" شنیدی؟

‫کی؟

‫اخیراً "رالف لیفشیتز" وارد دفتر کمپانی "بلومینگدیلز" میشه ‫

‫با یه دست کراوات که عرضش یه اینچ ‫از همه کراوات‌های توی بازار بیشتره

‫با اسم برند "پولو"

‫بهش گفتن"اگر یه اینچ باریکترشون کنی

‫و در عوض اسم برند ما رو روش بزاری، می‌فروشیمشون."

‫اونم گفت نه

‫و از اونجا رفت. ‫دو هفته بعد

‫"بلومینگ دیل" اومد پیشش.

‫بهش گفتن"اشتباه کردیم.

‫عاشق کراوات‌ها شدیم. مجذوبشون شدیم.

‫میتونی اسم خودت رو روشون نگه ‫داری، نیاز نیست باریکشون کنی

‫و ازت میخوایم پیراهن‌هایی ‫درست کنی که بهشون بیاد"

‫من از سال 1961 برای"برگدورف" کلاه طراحی می‌کردم.

‫من خودم اون لامصبو معروف کردم.

‫قراره کاری که "رالف لیفشیتز" کرد رو انجام بدم... فقط بزرگتر!

‫چرا من اسمش رو نشنیده بودم؟

‫چون فامیلی لعنتیش رو ‫به "لورن" تغییر داد!

‫من یه بینش دارم اد

‫پس... یه مغازه تو یه مغازه‌ی دیگه؟

‫ببین؟ ساده‌ست.

‫ولی چی می‌فروشی؟

‫هالستون

‫میخوام اولین نفر باشم، که ‫اتفاقا خط تولیدش هم کامله.

‫خانما میان پیش من

‫و منم تجربه طراحی سفارشی ‫کامل لباس رو بهشون میدم.

‫سرتاپاش رو با هالستون می‌پوشونم.

‫لباس، سوتین، شورت، جوراب، کفش.

‫نمیدونم هالستون

‫هیچکس دیگه از تقلید کارای ‫اروپایی خوشش نمیاد...

‫اگر"برگدورف گودمن" بتونه اولین فشن ‫شوی کوتیور آمریکا رو برگزار کنه چی؟

‫-با کارای تو؟ ‫-نه

‫هالستون

‫که منم.

‫جالبه

‫چرا اول چندتا لباس ‫برامون درست نمی‌کنی؟

‫ آره

‫اوکی خب بعد چی شد؟ چند تا فروختی؟

‫خب، باورت نمی‌شه.

‫یه فاجعه‌ی غیر قابل کنترل بود... ‫بدون فروش. یه شکست کامل.

‫اوه خدای من. خیلی متاسفم. ‫حالت خوبه؟

‫خوبم. منظورت چیه؟ من یه نابغه بودم. ‫اونا احمقن.

‫بزار سر حالت بیارم

‫-ولی چیکار می‌خوای بکنی؟ ‫-ادامه میدم

‫اون شو جواب نداد. اشکال نداره. ‫می‌دونم چیکار باید بکنم.

‫و اون چه کاریه؟

‫من برای آدمای اون ‫اتاق زیادی بزرگم.

‫باید خودم تنهایی دست به کار شم.

‫خیلی چشمگیری مرد...

‫منظورم اینه که می‌دونم تو ‫عاشق آدمای "بله" گویی.

‫و من خیلی بیشتر از"بله" حرف برای گفتن دارم.

‫امتحانم کن. یه چیزی بهم بگو که فکر می‌کنی خوشم نمیاد.

‫اوکی باشه

‫اون کالکشنی که برای "برگدورف" ‫طراحی کرده بودی، عین سیمان بود.

‫برای همینم فروش نرفت. هیچکس نمی‌خواستشون.

‫هیچکس درکش نکرد.

‫تو نمیخوای مجبور باشی یه لباسو درک کنی... ‫میخوای عاشقش بشی.

‫میخوای مثل بالنسیاگا باشی؟ ‫یه دونه بالنسیاگا داریم بسه.

‫چیزی که نیاز داریم اینه که ‫تو اثر خودتو پیدا کنی.

‫چیزی که باعث می‌شه یه زن زیبا ‫رو تو یه مهمونی شام ببینم

‫در حالی که کل ست لباسش افسانه‌ایه

‫و بگم"هالستون تنشه"

‫خب این یعنی پایه‌ای؟

‫عصر به خیر

‫باید بهتون بگم که ‫گاهی یه مشکلی دارم...

‫اونم اسممه.

‫برای مثال، ممکنه یکی تو خیابون بیاد ‫بهم بگه" سلام لیسا، حالت چطوره؟"

‫و منم میگم"خوبم، ممنون. ولی اسمم لایزاست. ‫توش ز داره."

‫یا یکی ممکنه بگه"لیسا، عجب ‫کلاه قشنگی سرت کردی!"

‫و منم میگم"خیلی ممنون، ‫ولی اسم من لایزاست."

‫-لایزا! ‫-و اونم کلاه نیست، موهامه.

‫دوباره میگم

More Farsi Persian subtitles for HALSTON

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left