Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Grimsburg S01E11 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏- و آخرین توقف تور خصوصی کوچیکمون‏

‏نمایشگاهی دربارهٔ بزرگ‌ترین صنعت گریمزبرگه‏

‏قتل‏

‏جف قصاب، نگهبان مرگ‏

‏کیلکس با همراهی دی‌جی خالد‏

‏الگویی می‌بینید؟‏

‏همه‌شون مردن‏

‏بااین‌حال زن‌ها نصف جمعیت ما رو تشکیل می‌دن‏

‏- ببین، اگه می‌خوای توی این قرار سوسیسم رو بکشی‏

‏داری موفق می‌شی‏

‏اوه!‏

‏یه ویترین خالی!‏

‏می‌رم توش‏

‏نگام کن!‏

‏نه! نه! نه! نه!‏

‏این نمایشگاه مال کیه؟‏

‏- مال منه‏

‏- چطور مال توئه وقتی من توی جعبه‌ام‏

‏و داره با سرعت از گاز پر می‌شه؟‏

‏- چون من قاتلم و دارم می‌کشمت تا ثابت کنم‏

‏زن‌ها... می‌دونی چیه؟‏

‏بی‌خیال‏

‏- اگه فکر می‌کنی این باعث می‌شه دوباره‏

‏باهات قرار بذارم، شاید هم بشه‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏- ببین هارم، ممنونم که بعد از ول‌کردن خانواده‏

‏و دنبال‌کردن استعدادم در الکلی‌شدن‏

‏گذاشتی برگردم زیرزمین‏

‏ولی اگه طبقهٔ بالا راهم ندید، چطور رابطه‌م رو‏

‏با تو و استن درست کنم؟‏

‏هر کاری می‌کنم تا نظرت عوض بشه‏

‏و وقتی می‌گم هر کاری، منظورم بیشتر کارهاست‏

‏استن، برو اتاقت!‏

‏- وقتی برگشتی دو قانون ساده گذاشتم‏

‏اول، توی زیرزمین بمون‏

‏دوم، شب فیلم‌های وین دیزل ممنوع‏

‏باشه، کانون هواداری تعطیله!‏

‏- کانون هواداری نیست‏

‏یه خانواده‌ست‏

‏- خانواده‏

‏- بیرون‏

‏- ببین، باید اجازه داشته باشم بیام بالا‏

‏خانواده‌م اونجاست‏ ‏- خانواده‏

‏و دست‌شویی خوبه با مجله‌هایی‏

‏که خودم نمی‌خرم ولی به توصیه‌هاشون وابسته شدم‏

‏- این کار رو برای استن می‌کنم‏

‏به پدری نیاز نداره که هربار نتونه پرونده‌ای رو حل کنه‏

‏یا سر چهارراه توقف تجربهٔ بدی داشته باشه، فرار کنه‏

‏- ولی من عوض شدم‏

‏حالا فقط چشم‌هام رو می‌بندم و گاز می‌دم‏

‏- می‌گی عوض شدی، ولی هیچ‌وقت عوض نمی‌شی‏

‏پس تا وقتی این رو عوض نکنی‏

‏و ثابت نکنی واقعاً‏

‏برای تنوع هم که شده عوض شدی، بالا نمیای‏

‏حالا باید برم لباس عوض کنم‏

‏مسابقهٔ «گریمزبرگ استعداد دارد، نمایش استعداد» نزدیکه‏

‏و من برای داوری رقابت می‌کنم‏

‏- خانواده‏

‏وای، چطور یه سطل رو می‌گیری؟‏

‏- زود بگیر!‏

‏باشه، بچهٔ ورزشکاری نیست‏

‏- پروژهٔ هنری‌م تموم شد، آقای فلش‏

‏- هاها!‏

‏ببین کی برای پدر و مادر طلاق‌گرفته‌ش قاب عکس ساخته‏

‏تا روزهای خوش قدیم رو یادشون بیاره‏

‏- فکر کردم شاید کمک کنه‏

‏- کی می‌خوای توی اون کلهٔ کلفتت فرو کنی‏

‏استن، هان؟‏

‏نمی‌تونی درستشون کنی!‏

‏ تایگ هیلدن ‏

‏ پدر و مادرت اومدن بی‌دلیل بغلت کنن ‏

‏- امروز شانس آوردی، استن‏

‏تقریباً به‌اندازهٔ من که از پدر و مادری به دنیا اومدم‏

‏که عشق‌ورزی رو ساده نشون می‌دن‏

‏گفتم تقریباً‏

‏- ستون فقراتشون رو بکشیم بیرون‏ ‏و مثل اسپاگتی هورت بکشیم‏

‏به سبک «بانو و ولگرد»!‏

‏- یا می‌تونیم با برگردوندن پدر و مادرم‏

‏ثابت کنیم اشتباه می‌کنن‏

‏- باشه‏

‏ولی حالا باید یه چیزی بخوریم‏

‏چون هوس پاستا کردم‏

‏یا سگ‏

‏- قربانی هورت جومزه‏

‏دو سال پیش مسابقهٔ استعداد رو برد‏

‏سه شمشیر و جایزه‌ش رو قورت داد‏

‏معلوم شد بیشتر وسواس بوده تا استعداد‏

‏- دلم برای قورت‌دادن تنگ شده‏

‏- باز این مسابقهٔ استعداد؟‏

‏انگار همه فقط دربارهٔ همین حرف می‌زنن یا آدم می‌کشن‏

‏وقتشه ببینیم ذهن جنایی‌م چی پیشنهاد می‌کنه‏

‏ پیشنهاد می‌کنه، پیشنهاد می‌کنه... ‏

‏اگه انگیزه رو بفهمیم، قاتل رو می‌گیریم‏

‏اوه! این دوچرخه‌ها کمک‌فنر ندارن؟‏

‏- دیوآمای قاتل وُثط اتاق بود‏

‏تا توجه‌مون رو جلب کنه‏

‏- پس قاتل حس می‌کنه دیده نمی‌شه و...‏

‏آه، آره!‏

‏اون توپ الان توی بدنمه‏

‏- و چه راهی بهتر برای نشون‌دادن‏

‏نارضایتی از اینکه جامعه چطور‏

‏استعداد رو به رسمیت می‌شناسه، جز با...‏

‏- کشتن شرکت‌کننده‌های مسابقهٔ استعداد...‏

‏برنده‌هاش‏

‏افتاد، ممنون‏

‏اه، دلم برای دههٔ هشتاد تنگ شده‏

‏تا می‌تونید از مایکل جکسون لذت ببرید‏

‏ولی باهاش وقت نگذرونید‏

‏البته می‌تونید‏

‏وینونا، اخیراً برنده‌های دیگهٔ مسابقهٔ استعداد رو‏

‏توی سردخونه دیدی؟‏

‏- در واقع برنده‌های سه‏

‏چهار، پنج، شش و هفت سال پیش هم این هفته مردن‏

‏شاید باید زودتر می‌گفتم‏

‏- باشه، نقشه اینه‏

‏بعدی برندهٔ سال قبله‏

‏و وقتی اون روانیِ بی‌استعداد پیداش شد‏

‏ما هم اونجاییم‏

‏- پرونده بسته شد‏

‏کارت خوب بود، وینونا‏

‏- چی؟‏

‏نه، این... اه‏

‏- شنیدم برگشتی خونه‏

‏اوضاع با هارم چطوره؟‏

‏- تا ثابت نکنم عوض شدم‏

‏توی زیرزمین گیر افتادم‏

‏ولی اگه هیچ‌وقت نبینتم، چطور بفهمه عوض شدم؟‏

‏- من تمام روز توی زیرزمین گیر افتادم‏

‏ولی دورم پر از جنازه‌ست، پس زیاد بد نیست‏

‏- پس باید هارمونی رو بیرون از خونه ببینی‏

‏تا ثابت کنی عوض شدی‏

‏- فکر خوبیه، کانگ‏

‏مثل یه مجلهٔ دست‌شوییِ متحرکی‏

‏همیشه بهترین توصیه‌ها رو می‌دی‏

‏- خب، منم توصیهٔ خوب می‌دم‏

‏فلوت، شلوارت زیادی تنگه‏

‏- بابت خوش‌تیپ‌بودنم عذرخواهی نمی‌کنم‏

‏- به مسابقهٔ سالانهٔ‏

‏«مسابقهٔ داوری مسابقهٔ استعداد گریمزبرگ» خوش اومدید‏

‏مسابقه‌ای برای انتخاب داورهای مسابقه‏

‏می‌دونم، گیج‌کننده‌ست‏

‏ولی قانون قانونه، دوستان‏

‏و یه بچهٔ نه‌ساله نوشته‌شون‏

‏که مسابقهٔ دیگه‌ای رو برای نوشتن این قوانین برده‏

‏اینم از گریمزبرگ، عزیزم!‏

‏- اینجا چی‌کار می‌کنی؟‏

‏- فکر کردم شاید این نمایش استعداد احمقانه و مسخره‏

‏اون‌قدرها هم مسخره و احمقانه نباشه‏

‏می‌شه گفت عوض ش...‏

‏این برنامه منطقیه‏

‏داور باید آمادگی جسمانی داشته باشه، پس مسابقه می‌دیم‏

‏و تو داری می‌دوی‏

‏ولی مثل خرس، چون خرس‌ها بزرگت کردن!‏

‏- اوه، فهمیدم!‏

‏داور خوب باید تصمیم‌های برق‌آسا بگیره‏

‏درحالی‌که بین سایمون کاول بودن‏

‏و هر دیوای پاپی که دنبال اقامت وگاسه تعادل داره‏

‏با چوب‌فنری...‏

‏از میدان مین قدیمی رد بشه؟‏

‏باشه، این فقط «بازی مرکب»ه‏

‏- و انگار سه داورمون رو پیدا کردیم‏

‏مثل همیشه، هارمونی فلوت، خشکشویی‌دار شهر اسکید مارکوس‏

‏و ماروین فلوت!‏

‏باشه، برگردیم «فورتنایت»‏

‏- اوه، داوری‌کردن کنار هم خیلی خوش می‌گذره‏

‏- خوش؟‏

‏هر جا می‌ری، جرم دنبالت میاد‏

‏- طوری می‌گی انگار خیلی باحال نیست‏

‏- تولد پسرمون رو به عملیات تله تبدیل کردی‏

‏- فکر می‌کنی من چه حسی دارم؟‏

‏تو عملیات تلهٔ من رو تبدیل به تولد استن کردی‏

‏تازه اون منِ قدیمی بود‏

‏می‌تونم خاموشش کنم‏

‏بفرما، خاموش شد‏

‏- هوم، پس الان داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏- اِم، کار جنایی نیست‏

‏روز خوبی داشته باشی، اسکوئیگلز‏

‏می‌بینی که عوض شدم‏

‏نمی‌ذارم کار اصلاً مزاحم‏

‏داوری دوتایی‌مون بشه‏

‏- هی! اون دلقک داره هر کی رو می‌بینه می‌کشه!‏

‏- مردم واقعاً از هیجان‏

‏داوری مشترکمون جیغ می‌زنن‏

‏- عملیات کمین مخفیانهٔ‏

‏برندهٔ مسابقهٔ استعداد آغاز شد، تمام‏

‏- شاهین خوش‌تیپ در ساحله، تمام‏

‏- سر اسم رمز توافق نکرده بودیم‏

‏- صدات قطع‌و‌وصل می‌شه، ضدحال‏

‏نمایندهٔ بیمه‌مون چطوره؟‏

‏اثری از قاتل هست، جیک؟‏

‏- سخته بگم‏

‏سرم گرم اینه بیمهٔ خونه و ماشین یکی رو یک‌جا بفروشم‏

‏- هی فلوت، نباید برای نمایش استعداد آماده بشی؟‏

‏- مشکلی نیست‏

‏قاتل رو می‌گیرم، جمعش می‌کنم‏

‏و به‌موقع می‌رسم تا به یه هنرمند جوون‏

‏واقعیت رو نشون بدم‏

‏چکی به نام «افتضاحی»‏

‏به مبلغ «هیچ‌وقت موفق نمی‌شی» دلار‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left