Fate/Zero

Fate/Zero

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Fate Zero S01 E01 Uncen BD
Comentario por Dogtor
BD هماهنگ با نسخه

Etiquetas

other
Publicado el: 2018-12-02
Descargas: 35
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

آلمان ، قلعه ي اينزبرن

! کيريتسوگو - ساما

! بچتون به دنيا اومد

. خيلي خوشگله

... ببين چقدر کوچيک و ضعيفه

. ببين کيريتسوگو ، چشماش به تو رفته

. خيلي خوشحالم که اين بچه رو بدنيا آورديم

. آيري

... من باعث مرگت مي شم

. مي دونم

. خاندان اينزبرن نسل ها آرزوي همچين چيزي رو داشته

. وجودِ من بخاطر همين آرزوئه

، دليلِ اينکه الان اين شخص هستم اينه که عقايدت رو

. با جون و دل قبول کردم

. تو منو هدايت کردي

. تو زندگي اي بهم بخشيدي که توش لازم نبود يه عروسک ساده باشم

. لازم نيست ناراحت باشي

. من الان بخشي از توئم

... پس

... من

. من لياقتِ اون بچه رو ندارم

. کيريتسوگو ، فراموش نکن

. تو مي خواي دنيايي رو بسازي که ديگه لازم نباشه هيچ کس اونجوري عذاب بکشه

. اين عقيده ي اميا کيريتسوگوئه

. فقط هشت سال ديگه ، مبارزت تموم مي شه

. و عقيدت به حقيقت تبديل مي شه

. جام مقدس نجاتت مي ده . من مطمئنم

. پس اين دختر ، ايلياسويل رو قبول کن

. و مثل هر پدرِ ديگه اي سرتو بالا بگير

: دنياي انيمه تقديم مي کند

کاري از

Sabzchidori

&

Sfmking

:هماهنگ سازي

Dogtor

تورين ، ايتاليا

علامتِ فرمان ؟

. آره ، همون علامتي که روي دستِ راستته

. نشون مي ده که تو يکي از شرکت کننده ها توي جنگ جام مقدسي

. يه صليب ، که بهت قدرتِ فرمان دادن به يه سرونت رو مي ده

. کوتومينه کيره - کون

. جنگ جام مقدس

... جنگ براي وجودي که معجزه مي کنه

و من يکي از اونام ؟

. جام هفت تا جادوگر رو به عنوانِ اربابِ سرونت ها انتخاب مي کنه

، خيلي غيرعاديه که کسي مثل تو

. که هيچ ربطي به جادو و جادوگري نداره ، به اين زودي انتخاب بشه

... سرونت ها

... هنوزم برام عجيبه

. اينکه روحِ قهرمانان باستاني رو احضار کني تا برات بجنگن

. مي دونم باور کردنش سخته

، قهرمانانِ دوره ها و ملت هاي مختلف دوباره به پا مي خيزن

. و همديگه رو مي کشن تا به پيروزي برسن

. اين جنگ جام مقدسه

، قانون نانوشته اي بين همه ي طرف هاي درگير هست که

. مبارزات بايد مخفيانه انجام بشن

، براي اينکه مطمئن بشن مخفي مي مونه

. ما ، کليساي مقدس ، يه شاهد مي فرستيم

يعني واقعا کسي از ما مي تونه

توي مبارزه ي بين جادوگرا قاضي باشه ؟

جادوگرِ عضوِ جامعه جادوگرا براي

. نمي تونه بي طرف باشه

، براي همين ، پدرت مثل شيش سال قبل

. به مبارزه هامون نظارت مي کنه

پدرم به شهر فويوکي مياد ؟

، اما اينکه پسرِ قاضي

يکي از شرکت کننده هاي جنگه ، مشکلي درست نمي کنه ؟

. توکيومي - کون

. فک کنم ديگه وقتشه باهات روراست باشم

. کيرئو ، تا الان هر چي که شنيدي به بقيه ي شرکت کننده ها هم گفته مي شه

اما يه دليل ديگه اي وجود داره که من

. امروز تو و توساکا توکيومي رو خبر کردم بيايد

چه دليلي ؟

راستش ، سال ها قبل ما فهميديم

که جام مقدسي که توي شهر فويوکي پيداش مي شه

. اثرِ افسانه ايِ پسرِ خدا نيست

. فکرشو مي کردم

، اگه واقعا اون اثر افسانه اي پسر خدا بود بايد

. به ما ، هشتمين گروهِ سوگندِ مقدس داده مي شد

. اما جام مقدسِ شهر فويوکي اونقدر قويه که نمي تونيم ناديده بگيريمش

. اون وسيله مي تونه آرزوها رو برآورده کنه

، معلوم نيست اگه دستِ آدم نااهلي بيوفته

. چه مصيبتي به بار بياد

، براي همين ، براي اطمينان

، بايد کاري کنيم که حداقل دستِ آدم درستي بيوفته

. وگرنه توي بد مخمصه اي ميوفتيم

، خاندان توساکا جادوگرن

. اما جادوگرايي که دوستي ديرينه اي با کليسا دارن

، ما توکيومي - کون رو خوب مي شناسيم . و مهم تر از اون

... معلومه که اگه جام رو بدست بيارن ، چه آرزويي دارن

. رسيدن به ريشه ي درخت دانش

. اين تنها چيزيه که خاندان توساکا مي خواد

... اما خونواده هاي اينزبرن و ماتو اون آرزوي مشترکمون رو يادشون رفته

. بقيه ي ارباب ها که ديگه هيچي

. هيچ معلوم نيست چه نقشه ي پليدي ممکنه براي جام داشته باشن

پس مي خوايد بگيد دليل شرکتِ من توي اين جنگ اينه که

. توساکا توکيومي هر جوري شده پيروز بشه

. البته طبيعتا جلوي بقيه دشمنِ همديگه ايم

، اما مخفيانه با هم کار مي کنيم

. تا پنج تا ارباب ديگه رو شکست بديم و پيروزي قطعي رو بدست بياريم

. نقشه اينجوريه ، کينث - کون

تو از کليسا به جامعه ي جادوگرا

. منتقل مي شي و اونجا شاگرد من مي شي

. کاغذ بازي هاشو خودم انجام دادم

، تو بايد بري ژاپن و جادوگري ياد بگيري

و اينقدر توي جادوگري قوي بشي

. که تا سه سال ديگه توي جنگ جام مقدس يه سرونت تحت فرمانت باشه

... خب

سوالي داري ، کينث ؟

. فقط يه سوال

جام موقع انتخابِ ارباب ها ، چه چيزي رو در نظر مي گيره ؟

. جام بيشتر دوست داره کسايي رو انتخاب کنه که بيشتر از همه به جام نياز دارن

پس يعني همه ي ارباب ها به يه دليلي دنبالِ جام هستن ؟

. الزاما نه

مي گن توي جنگاي قبلي ، مورد هايي بودن که علامتِ فرمان

. روي دستِ کسايي که هيچ کس فکرشونو نمي کردن ظاهر شده

. که اينطور

، کينث - کون

هنوزم بخاطر اينکه انتخاب شدي ناراحتي ؟

. فک نمي کردم به اين راحتي قبول کنه

. پسرم براي خاطر کليسا جونشو حاضره بذاره کف دستش

. راستشو بخواي ، تقريبا نااميد شدم

، از نگاهِ اون

. خودش رو درگيرِ جنگي مي بينه که بهش هيچ ربطي نداره

. نه ، فک کنم اينجوري براش بهتر باشه

. همين چند روز پيش زنش رو از دست داد

يه جاي جديد و يه ماموريت جديد

. شايد همون چيزي باشه که لازمش داره

شهر فويوکي ، ژاپن

. آئويي - سان

. کاريا - کون ، خيلي وقت بود نديده بودمت

سفر کاريتون تموم شد ؟

. اين يکي خيلي طول کشيد

. آره ، فک کنم

! کاريا - اوجي سان

. کاريا - اوجي سان ، خوش اومدي

. رين - چان

بازم برام کادو آوردي ؟

! رين

! اينجوري بي ادبيه

. بفرما

! ممنون ، آقا

. خوشحالم خوشت اومده

ساکورا - چان کجاس ؟

. ساکورا ديگه اينجا نيست

آئويي - سان ؟

. ساکورا ديگه نه دخترِ منه ، نه خواهرِ رين

. رفته پيشِ خاندان ماتو

چرا ؟

تو که مي دوني چرا خاندان ماتو دنبالِ بچه هايي

. با خونِ جادوگريه

، بزرگاي خاندان توساکا تصميم گرفتن به متحدِ قديميمون

. ماتو ، چيزي که مي خوان رو بدن

. ديگه من حرفي نمي تونستم بزنم

اونوقت تو اصلا ناراحت نيستي ؟

وقتي با يکي از افراد خاندانِ توساکا ازدواج کردم

، و يه جادوگر رو به عنوان شوهر انتخاب کردم

. براي اين شرايط خودمو آماده کردم

و تو بخاطر اين ناراحت نيستي !؟

خانداني که خون جادوگري تو رگهاشه

. هيچ وقت نبايد به فکرشم خطور کنه که يه خونواده ي معمولي داشته باشه

! اين درست نيست

... وقتي شوهرت رو انتخاب کردي ، دنبال خوشبختي بودي

. اين ماجرا بين توساکاها و ماتوهاس

. تو دنياي جادوگري رو ول کردي

. ديگه به تو ربطي نداره

. اگه ساکورا رو ديدي ، باهاش مهربون باش

... اون هميشه دوسِتون داشت

. باورم نمي شه بازنده اي مثل تو روش شده که خودشو دوباره اينجا نشون بده

. بهت گفتم ديگه نمي خوام قيافه ي نحستو ببينم

. کاريا

. شنيدم دخترِ دوم توساکا رو گرفتي

. اخبار زود مي پيچه

واقعا اينقدر مهمه جادوگري رو توي خاندان ماتو نگه داري ؟

مي خواي بگي اشتباه مي کنم ؟

اونم تو ؟

فک مي کني وضعِ گند الانِ ما تقصير کيه ؟

. کاريا

، اگه با موندن توي خانواده موافقت کرده بودي

، و اسرار ماتو رو ياد گرفته بودي

. اوضاع اينجوري نبود

. اينقدر مزخرف نگو ، مرتيکه خون آشام

. تو فقط جام رو براي اين مي خواي که ناميرا بشي

. سالِ بعد ، ششمين سالي مي شه که از اون موقع مي گذره

. اما خاندان ماتو مهره اي نداره که براي جنگ چهارم جام مقدس ازش استفاده کنه

، درسته که تو قدرتشو داري

. اما برادرت بياکويا قدرتِ اينو نداره که يه سرونت رو کنترل کنه

، اما حتي اگه نخوايم توي اين دوره جنگ شرکت کنيم

. بايد جنگ بعدي رو برنده بشيم

. از رحمِ اون دختر ، يه جادوگر قوي بدنيا مياد

. اون دختر واقعا پتانسيلشو داره

، تو فقط اون جام برات مهمه

مهم نيست توساکا ساکورا باشه يا يه نفر ديگه ، مگه نه ؟

چه نقشه اي داري ؟

. يه معامله ، زوکن

. توي اين جنگ ، من جام رو بدست ميارم

. در عوض تو اون دختر رو آزاد مي کني

. مزخرف نگو

. تو يه بازنده اي ، اين چند وقت که حتي يه روز هم تمرين نکردي

More Farsi Persian subtitles for Fate/Zero

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left