Scenes from a Marriage

Scenes from a Marriage (Scener ur ett äktenskap)

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

Scenes from a Marriage (1973) - All Episodes [BluRay 1080p 30nama]
Scenes from a Marriage (1973) - All Episodes [BluRay 720p 30nama]
Comentario por Amir1373
ترجمه و زیرنویس از: آزاد شاکرمی | زمان‌بندی مجدد: سید امیر حسینی

Etiquetas

BluRay
1080
720p
720
Publicado el: 2021-09-19
Descargas: 66
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

زمان‌بندی مجدد: سید امیر حسینی

این اتاق برای عکس گرفتن عالیه - اینجا روی مبل بشینید -

صحنه هایی از یک ازدواج

خوبه، اینطور نیست؟ همه به دوربین نگاه کنید

:صحنه اول "معصومیت و اضطراب"

لبخند، تو هم مامانشون

دستت خورد به موهام

گرفتیم

کارمون تموم شد؟ - فکر کنم -

بهرحال، دخترها میتونن برن

کارتون خوب بود، دخترا - برید ساندویچهاتون رو بخورید -

دخترای گلی اَن خداحافظ

چطوره چند عکس دو نفره از زن و شوهر هم روی کاناپه بگیریم؟

البته، یه کم بیاید جلو

لَم ندید

من یه خُرده میرم پایین - از نمای نزدیک بگیر -

با هم حرف بزنید

ماریان، کمی نگاهت رو معطوف کن - با علاقه به هم نگاه کنید -

حالا به هم لبخند بزنید

همونطور وایسید، عالیه

گرفتم، ممنون

چند پُرتره هم بگیر

خب، بیاید شروع کنیم، من معمولا از یه سوال روتین و آسون استفاده میکنم

تا خدایی نکرده کسی مضطرب نشه

من کلا با اضطراب بیگانه ام - چه بهتر -

ممکنه خودتون رو در چند جمله کوتاه توصیف کنید؟

اینکه آسون نیست - نیست؟ -

آره، ممکنه سوءتفاهم پیش بیاد - اینطور فکر میکنید؟ -

اگه بگم باهوشم ممکنه حمل بر خودستایی بشه

سرزنده، موفق و جذاب

جهان بینی خاص خودم رو دارم تحصیل کرده ام و اهل مشروب

دیگه چی؟

من دوست خوبی هستم، حتی برای آدمای پایینتر از خودم

اهل ورزشم و هم پدر خوبی هستم و هم پسر خوبی

هیچ بدهی ای ندارم و مالیاتم رو پرداخت میکنم

فارق از تمام مسائل به دولت احترام میذارم

من عاشق خانواده سلطنتی هستم به کلیسای ایالتی نمیرم

کافیه، یا جزئیات بیشتری میخواید؟

معشوق فوقالعاده ای هم هستم مگه نه، ماریان؟

فکر نمیکنم نیازی به تکرار سوال باشه، تو چطور "ماریان"؟

چی میتونم بگم؟

من با "یوهان" ازدواج کردم و ما دوتا دختر داریم

چیز دیگه ای به ذهنم نمیاد - البته که به ذهنت میاد -

بنظرم "یوهان" مرد خوبیه - لطف داری -

ده ساله که ازدواج کردیم - آره، تازه قرارداد رو تمدید کردیم -

من اعتماد بنفس بی حد و حصر "یوهان" رو ندارم

ولی واقعا از روال زندگیم راضی ام

زندگی خوبی دارم متوجه منظورم که هستی

دیگه چی باید بگم؟ واقعا مشکله

اون استایل زیبایی داره - دارم سعی میکنم جدی حرف بزنم -

دوتا دختر دارم، کارین و ایوا - این رو قبلا گفتی -

بیاید بریم سراغ جزئیات شما چند سالتونه؟

من 42 سالمه، ولی نشون نمیدم - من 35 سالمه -

هر دوی ما از خانواده های متوسطی هستیم

پدر "یوهان" پزشکه

مادرم هم از اوناست که خیلی حس مادرانه اش فعاله

پدر من هم وکیله

از همون اول تصمیم گرفتن که من هم باید وکیل بشم

من کوچیکترین فرزند از بین هفت فرزند هستم

مادرم یه خانواده بزرگ رو اداره میکرد

این روزا دیگه راحت شده - اوه، واقعا؟ -

به طرز عجیبی ما از معاشرت با والدین-مون لذت میبریم

ما اغلب همدیگه رو میبینیم و به ندرت به اختلاف میخوریم

بهتره کمی هم در مورد کارتون بگید

من استادیار موسسه فناوری روانشناسی هستم

تخصص من هم حقوق خانواده ست

توی یه شرکت حقوقی بزرگ کار میکنم و بیشتر با طلاق سر و کار دارم

...نکته جالب در مورد کار من اینه که

تکون نخورید، همین ژست رو نگهدارید

یه عکس در همین حالت ازشون بگیر

خوبه، عالیه

...اوه، این باعث میشه احساس کنم - بهش عادت میکنی -

چطوری با هم آشنا شدید؟

"اینو میسپارم به "یوهان

داستانش جالبه

عشق در نگاه اولی در کار نبود

هر دوی ما اهل معاشرت بودیم و اغلب با هم برخورد داشتیم

سالها به شدت درگیر مسائل سیاسی بودیم

و توی مدرسه هم عضو یه گروه تئاتر بودیم

ما خیلی علاقه خاصی به هم نداشتیم

حدس میزنم "ماریان" فکر میکرد من خیلی مغرورم

اون روزا "یوهان" با یه خواننده پاپ تو رابطه بود

و همین باعث میشد خودش رو بگیره و از خود راضی بنظر بیاد

ماریان" هم در 19 سالگی با یه پسری ازدواج کرد" که تنها فضیلتش این بود که پدر پولداری داشت

اون خیلی مهربون بود و من واقعا عاشقش بودم

ازش باردار هم شدم

...پس چطور شد که - ما دوتا به هم رسیدیم؟ -

راستش این ایده "ماریان" بود

بچه ام بلافاصله بعد از تولد مُرد و من و شوهرم از هم جدا شدیم

اون خواننده هم "یوهان" رو ترک کرده بود

هر دوی ما تنها و پریشان حال بودیم

بنابراین من پیشنهاد دادم که همدیگه رو ببینیم

ما عاشق هم نبودیم ولی هر دو درمانده بودیم

رفته رفته متوجه شدیم که میتونیم با هم کنار بیایم

و تونستیم به درسمون هم برسیم

بنابراین تصمیم گرفتیم با هم زندگی کنیم

ما انتظار داشتیم که مادرامون شوکه بشن، ولی اینطور نبود

اونها خیلی زود با هم دوست شدن

...همه ما رو پذیرفتن

و ما شش ماه بعد ازدواج کردیم

اون موقع عاشق هم شده بودیم - به طرزی دیوانه وار -

یه زوج نمونه به حساب میومدیم - و تا الان هم هستیم -

بدون هیچ مشکلی؟

ما مشکل مادی نداریم

با دوستان و فامیل رابطه خوبی داریم

از شغلهامون راضی هستیم در سلامت کامل هستیم

و قس علیهذا، تا چیزای خُردتر

امنیت، انظباط، رضایت، وفاداری

ما به طرز فجیعی خوشبختیم

اختلاف نظر داریم، ولی در کل به خوبی با هم کنار میایم

هیچوقت با هم دعوا نمیکنید؟ - چرا، "ماریان" دعوا میکنه -

یوهان" خیلی دیر عصبانی میشه و" همین باد از بادبان های من میکِشه

همه چیز فوقالعاده بنظر میاد

...دیشب یه نفر به ما میگفت

که عدم وجود مشکل خودش میتونه یه مشکل بزرگ باشه

ما به خوبی از خطرات زندگی ای مثل زندگی خودمون آگاه هستیم

خطرات؟ منظورت چیه؟

دنیا داره رو به زوال میره و من ترجیح میدم بر اساس عقاید خودم زندگی کنم و کاری به بقیه نداشته باشم

من حق دارم دنبال اون چیزی باشم که از نظر خودم بهترینه

از شنیدن حرفهایی که در مورد رستگاری میزنن حالم بد میشه

من با "یوهان" موافق نیستم - نظر تو چیه؟ -

من به همبستگی و شفقت میان انسانها معتقدم

ممکنه یه کم بیشتر توضیح بدی؟

اگه همه از بچگی یاد بگیریم ...که به همنوع-مون اهمیت بدیم

دنیا جای متفاوتی میشه

همینطور وایسید به دوربین نگاه کنید

بهتره یه سر به آشپزخونه بزنم

دخترا دندوناشون خرابه و من میترسم یواشکی قند و شیرینی بخورن

خداحافظ

صادقانه بگم، به این سادگی ها هم نیست

که اینطور

منظورتون چیه؟

روزگاری احساس امنیت میکردیم

امروزه متوجه شدیم که اتفاقات بد در هر زمانی ممکنه رخ بدن

تفاوت اینجاست

از آینده میترسید؟

اگه روی آینده تمرکز میکردم احتمالا از ترس فلج میشدم

به همین دلیل خیلی بهش فکر نمیکنم

من این مبل قدیمی و اون چراغ رو دوست دارم

اونها توهمی از امنیت ایجاد میکنن یه توهم مسخره ی شکننده

من قطعه "شور سنت متیو" باخ رو دوست دارم، با وجود اینکه آدم معتقدی نیستم

چونکه یه احساس پرهیزگاری و اجتماعی به وجود میاره

من به شدت به معاشرت با فامیلام وابسته هستم

چونکه تجربه ی احساس امنیت و محافظت شدن دوران کودکی رو برام تجدید میکنه

من از صحبت های "ماریان" در مورد همبستگی و شفقت لذت میبرم

این وجدان رو تسکین میده که گاهی اوقات جوابه

برای احساس خوشبختی در بقیه اوقات یه تکنیک خاص وجود داره

باید تلاش کنی که به هیچ چیزی اهمیت ندی

من واقعا به آدمای بیخیالی که همه چیز رو به شوخی میگیرن غبطه میخورم

من نمیتونم اینطوری باشم

حس شوخ طبعی من اونقدرا توسعه نیافته که همچین آپشنی در من فعال بشه

میخواید یادداشتش کنید؟

...نه، با عرض معذرت از شما

این موضوع به درد مخاطبین خانم ما نمیخوره

حالا در مورد چی باید صحبت کنیم؟

من سوالات زیادی دارم

اشکالی نداره قبلش یه تماس بگیرم؟

البته

ببخشید که اینقدر طول کشید - اصلا اشکالی نداره -

یوهان" کجاست؟"

رفت یه تماس بگیره

فکر کنم باید خودمون ادامه بدیم

میدونی، فکر نمیکنم از زمان مدرسه همدیگه رو دیده باشیم

نه

تو اغلب بچه های قدیمی رو میبینی؟

نه راستش

خیلی خوشحالم که میبینم تو و "یوهان" زندگی خوبی دارید

تو واقعا خوشبختی، مگه نه؟

تمام چیزایی که میگید فوقالعاده به نظر میرسه

بالاخره یه نفر باید سزاوار یه زندگی کامل باشه دیگه

کامل بودنش رو نمیدونم ولی آره، ما خوشبختیم

ما خوشحالیم

ممکنه "خوشبختی" رو تعریف کنی؟

حتما باید این کارو بکنم؟

این مجله ویژه خانماست بهتره این کارو بکنی

اگه در مورد خوشبختی چیزی بگم یوهان" منو دست میندازه"

نه، من نمیتونم یه سوال دیگه بپرس

طفره نرو

خوشبختی قناعت و رضایته

یه چیز خیلی ماورائی نیست

من همه چیز رو همونطوری که هست میپذیرم

وفاداری چطور؟

واقعا، همین الان؟

بیخیال، کمکم کن تمومش کنم

یوهان" برام عزیزه، ولی تا وقتی اون" این دور و بر باشه تو چیز زیادی نمیگی

وفاداری

آره، وفاداری توی یه رابطه عاشقانه

چی باید بگم؟

حتما در حوزه کاریت به این موضوع برخورد کردی

عقیده شخصی من اینه که وفاداری یه موهبته

اون یه تعهد یا قانون نیست

تو نمیتونی قول وفاداری بدی

یا وفادار هستی یا نیستی

من به "یوهان" وفادارم چونکه از وفادار بودن لذت میبرم

نمیدونم فردا یا هفته آینده چه احساسی خواهم داشت

تا حالا به "یوهان" خیانت کردی؟

این کمی بیش از حد شخصیه

متاسفم

تا "یوهان" داره با تلفن حرف میزنه سوال آخرم رو هم بپرسم

عشق چطور؟

More Farsi Persian subtitles for Scenes from a Marriage

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left