Las primeras 170 líneas.
دنیای انیمه تقدیم مینماید
:کاری از hossein2
دنیای انیمه تقدیم مینماید
:کاری از hossein2
!عشق من، دوباره ازم دور نشو
!بهت نیاز دارم، چقدر که دنبالت گشتم
!دوباره من رو بدون عشق رها نکن
!دیگه نمیخوام عاشق کسی بشم
...چه شگفتانگیز بود لحظهی دیدارت
.و میخوام تا همیشه اون لحظه رو تو قلبم حفظ کنم
...تا دیروز، دستهام فقط واسه بغل کردن زانوهام بود
.ولی از امروز به بعد، قلبهامون رو توی دستهام نگه میدارم
!عشق من، دوباره من رو تنها نذار
!خوب میدونم بهت نیاز دارم
!دوباره من رو بدون عشق رها نکن
!تو چشم هم خیره شدیم و به دام عشق افتادیم
!لاستیکهای ماشینم آسفالت رو میخراشن
!از میون تاریکی میگازم و رد میشم
!سر هر هیجان کوچیک و بزرگی، جونم رو میذارم
!ولی هنوز هم از فرداها میترسم
درد تو، درد من، یا درد یکی دیگه؛
!اگه کسی باشه که واسش زندگی کنی
رویای تو، رویای من، یا رویای یکی دیگه؛
!از هیچی باکی ندارم
!قوی باش و بخروش
.دست تنها از پس حل معمای عشق برنمیام
!قوی باش و بخروش
!تو این شهر جایی واسه آدمهای ضعیف نیست
!بخت و اقبالت رو بچسب
!حتما یه جایی، یه چیزی هست که فقط تو بتونی ازش حفاظت کنی
!بخت و اقبالت رو بچسب
!میتونی برگردی و رویاهای شکسته رو از نو بسازی
hossein2
! ایروبیک موکوری
یادداشت مترجم: موکوری در زبان ژاپنی، اصطلاحی نه چندان .جدید به معنای صدای چسبیدن دو چیز به یکدیگر است
موکوری از زبان سیتی هانتر، کسی یا چیزیست که برای !او جاذبه داشته و میخواهد به آن بچسبد
ای بابا، ماکیمورا. اینقدر تکون نخور .وگرنه نشونه گیریم خراب میشه
مطمئنی درست "هدف" گرفتی؟
مچم رو گرفتی ، هان؟
، ماموریت تو نابودی اون شمشیره
.گنجینه ای بین المللی که اون بیشتر از زندگیش براش ارزش قائله
.این شغل در حد سویپر حرفه ای مثل من نیست
.سویپر: در این انیمه به مامور مخفی گفته میشود که شهر را از وجود تبهکاران و قاتلان پاک میکند
.ترجیح میدم مثل قدیما ایروبیک تماشا کنم
.وقتی کارت رو انجام دادی، هرچقدر دوست داشتی تماشا کن
.باشه،حالا خوب شد
! ماموریت انجام شد
.خیلی خب،من رفتم
.باشه،باشه
.باشه،باشه
...من از قشر نر خوشم نمیاد
! سویپر خونسرد
کوکتل خطرناکیه XYZ
ببخشید.میشه یه کمکی بهم بکنید؟
تالار شینجوکو از این طرفه؟
،بله.همین خیابون رو مستقیم برین .چراغ راهنمای بعدی رو برین سمت راست
... بعدش
! یوکو ! ببخشید معطلت کردم
... یه کاری برام پیش اومد
یوکو، چی شده؟
!یوکو؟ حرف بزن ! یوکو ! یوکو
.قتلهای زنجیرهای با اسلحه توی شینجوکو
.با اینکه در محلهای شلوغ رخ دادند ، ولی هیچ شاهدی وجود نداره
. تعداد قربانی ها به پنج نفر رسیده
،یکی از قربانی ها، دانش آموز دبیرستانی به نام آزوکی یوکو
. که وقتی منتظر خواهر بزرگش بود کشته شده
ببین، ریو، میشه به حرفام گوش کنی ؟
.نه که نمیشه. موضوعاتی مثل این حوصله ام رو سر میبرن
. ای بابا
. دختره وقتی بفهمه که دست رد به سینهش زدی، خیلی ناراحت میشه
دختره ؟ چرا از اول نگفتی!؟
.خدای من
.مشتری تو خواهر اون دختر دبیرستانی، آزوکی ناتسومیه
. بهتره که جیگر خوشملی باشه
. بستگی به سلیقه خودت داره
! قبول میکنم ! وقتی اینطور میگی، میفهمم طرف حسابی موکوریه
.بهش بگو برای دیدنم به پاتوق رییس بیاد
هی! اونجا ! جدی میگی؟
محلهی کابوکیچو
آخه کی آدم رو به همچین جایی دعوت میکنه؟
.اینجانب
.ببخشید منتظرتون گذاشتم
! اوه، واقعا ته موکوریه
! کمک ! مرتیکه هنتای
... اه، من
.یه مرتیکه منحرف اینجاست. زیر میزه
! لطفا پلیس رو خبر کنین
.من منحرف نیستم. سایبا ریو هستم
جدی میگی؟
.آره،سایبا ریو
.من انتقام خواهرت رو میگیرم
.بله، درسته
ازت میخوام که قاتل رو پیدا کنی
. و تحویل پلیس بدی
.جدی؟ ولی چهره ات یه چیز دیگه میگه
.میگه به محض اینکه اون رو پیدا کردم ، میخوای خودت انتقام بگیری
! نخیر اینطور نیست
.ولی ظواهر جور دیگهای نشون میده لامصب
! نظرم عوض شد
. درخواست از تو اشتباه بود
! با اجازه
.اگه بری ، پشیمون میشی
! اصلا از اینکه اینجا اومدم پشیمونم
. تو این شهر اتفاقات زیادی میوفته
.وظیفه ی من به عنوان سویپر اینه که آشغالهای گوشه و کنار رو جمع کنم
.سر زدن به همچین جایی واسه پیدا کردن همچون آدمی لازمه
ولی آخه تو اینجا چی دستگیرت میشه؟
. سامولیک ، رییس
.هان ؟ چه کوکتل خطرناکی XYZ
امروز از اون روزاست، رییس؟
. سر میز پنج یه مرد با یه دختر فراری نشسته
.ناتسومی-سان، چند لحظه منو ببخشید
.بوی دردسر میاد
دردسر؟
دردسر؟
.XYZبه این کوکتل میگن
.به عبارت دیگه ، آخر خط
.هر وقت رییس به کمک نیاز داشته باشه از این علامت استفاده میکنه
.مثل اینکه پای آدمکشی وسطه
آدمکشی؟
.یادت میاد چی گفتم ؟ اینجا اتفاقات زیادی میوفته
! عمراً! من تو هیچ سرقتی شرکت نمیکنم
! خفه شو
چی شده؟
مثل اینکه مجبورم در ازای جونت
!این کاباره رو به هم بریزم
! از سر راهم برین کنار
دختر فراری مردم رو برای دزدی کردن تهدید میکنی ، هان؟
بهتر نیست دست از مسخره بازی برداری و گورت رو گم کنی؟
تو دیگه کی هستی؟ پلیسی!؟
چه حرفا! به نظرت پلیس جماعت، مگنوم 357. داره؟
.شلیک کردن به امثال شما فقط هدر کردن گلوله اس
.قبل از اینکه نظرم عوض بشه اون دختره رو ول کن بره
جدی ؟
! زود باش شلیک کن، با اون اسلحهی هیولا کش
اینطوری گلوله از بدن من رد میشه
.و به یکی اون بیرون میخوره
، ما درست در وسط منطقه خرید و فروش هستیم
. و رفت و آمد مردم تمومی نداره
.پس تفنگت روغلاف کن
! همین الان! وگرنه معلوم نیست چی به سر این دختر میاد
فکر کردی من با این شر و ورها خر میشم؟
بهتر نیست دهنت رو ببندی و امتحانش کنی؟
سایبا سان !؟
!اینطوریه .... خودت خواستی
...چ-چطور ممکنه
! پنجره نشکسته
، قدرت گلوله خیلی زیاده
. باید با یه چیزی جلوش رو بگیری تا از شدتش کم بشه
...ریو-چان، دستت
.گلوله کلاهک فلزی داشت. دستم رو داغون نکرد. حالم خوبه
.زخمش وخیم نیست
.بقیه اش رو به شما میسپرم
، من جلوی دردسرهای این شکلی رو میگیرم
. و در عوض، رؤسا بهم اطلاعاتی میدن که پلیس هم خبر نداره
...پس تو اینجا رو واسه این انتخاب کردی که
.این دستمال رو تا وقتی ماموریت تموم بشه قرض میگیرم
...باشه، ولی
. نگران نباش.دیگه تموم شد
،حالا که دارم فکر میکنم
.انگار میشه بهش اعتماد کرد
!آیی ! درد میکنه
! وقتی خودم رو خونسرد نشون میدم همین بلا سرم میاد ! آیی
.من دیگه با تو کاری ندارم
.نه از وقتی پای اون به قضیه باز شده
. نمیخوام با این یکی شاخ به شاخ بشم
.جونم رو دوست دارم
منظورت همون یارو سویپره که اسمش سایبا ریو یا همچین چیزه؟
.حرفها خیلی زود میپیچه
تو کار اون دختر دبیرستانی رو ساختی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.