Las primeras 102 líneas.
PERSIAN FAN SUB
Encoding : Navid Vali
Timing : Sasan Vali
Typesetting : Navid Vali
پنج-سه-صفر-صفر ، تمام
ما در آسمان هستیم تا نیروی زمینی برسد
هدف شناسایی شد
رها سازی نیرو ، کنترل درجه3
لطفا بیا داخل
یه نوشیدنی نمیخوای؟
...الان میخواهم که روی زانوهام بشینم
و پاهات رو نوازش کنم تا از تمام زیبایت لذت ببرم
اما دیگه برای این کارها جوان نیستم
من خبلی خوشحالم که توی مهمانی با شما آشنا شدم
...من میدونم تو خیلی آدم نازنینی هستی
کی میتونه میزان علاقه من رو توصیف کنه
به نور احتیاجی ندارم
بدون نور هم من کاملا زیبایتون رو حس میکنم
تو بوی خیلی خوبی میدی
کی بود؟
کی اونجاست؟
c وضعیت
...محدود کردن نیروی رها شده
تا زمانی که هدف ساکت است
تو کی هستی؟ چطور اومدی اینجا؟
...فرمان سلطنتی برای شوالیه های مذهبی
چی داری میگی!؟
!صبر کن ! یه لحظه صبر کن
!از سر راه برو کنار ، انسان
!مگه اینکه بخواهی تبدیل به یک غول مرده بشی
!خون...آ..شام
ماموریت تمام شد
فرمان شماره 1 : نامیرا
دوازهم ژوئن این کیشیش به دهکده چدار فرستاده شد
پس از یک ماه مردم دهکده شروع به ناپدید شدن کردن
كلانترى محلى رسيدگی به پرونده رو به عهده داره
اونا دیروز رفتن کلیسا که اون رو دستگیر کنند
اما همه ی اونا کشته شدن
کلانتری دی11 از لندن وارد عمل شدند
ما واحد دی 11 رو به یک گروه تقسیم کردیم
اما در عملیات دیروز نصفشون گم شدند
و از همه بدتر این که مهاجمان پلیس محلی بودند
کی فکر کرده اونها مردند
اونا دیگه انسان نیستند
چی؟
خون آشام از خون آنها تغذیه میکنه، اون از اونها به عنوان غذا استفاده میکنه
آنها تبدیل به هیولاهای آدم خوار شدند
من مطمئنم که شما گزارش خواهید داد
اما حتما بگید که آنها انسان نیستند
گوش کن ستوان من مسئول اشتباهات شما نیستم
اشتباه من؟
...زمانی که این اتفاق در دهکده چدار افتاده
...تو و مامورانت در ساختمان مرکزی پلیس در لندن بودید
باید همه چیز رو کامل براشون توضیح میدادی
تا به طور کامل پی به موقعیتی که در اون قرار دارند ببرند
...ولی به نظر میرسه که فراموش کردی
فقط یک راه برای مرتب کردن اوضاع باقی مانده
...باید فهمیده باشی که منظورم چیه
حتی اگر مجبور شده باشی که نیروی ویژه را اعزام کنی
من هیچگاه ، فرمان سلطنتی برای شوالیه های مذهبی را فراموش نمیکنم
سازمان هلسینگ
...شب داره میاد
...کاملا درسته ، هلسینگ
نیروهای من تا حالا باید وارد چدار شده باشند
دقیقا چند نفر فرستادید؟
یک نفر
یک نفر!؟
...یک شب بزرگ
از اون شبهایی که منو وادار به نوشیدن خون میکنه
...سراس
!جک! لطفا حرف نزن
!آمپولها به زودی میرسه
!تا حالا چیزی شبیه این ندیدم
اصلا خوشم نمیاد
...من میخواهم قوی باشم
نمیخوام دیگه کسی بهم بگه بچه گربه
من قسم خوردم که توی صحنه جنایت گریه نکنم
!!جک
!!جک
!جک!بس کن
!دیگه بسه
...همه دارند بر میگردند
مردند!؟
!همشون مردند؟
!اندی...ایگن...هی! منم! بچه گربه
مگه نمیفهمین؟
من الان در راه چدار هستم
شکارچی من هم کاملا در موقعیت مستقر شده
میتونید همه چیز رو به دستان قوی ما بسپارید
...من نمیتونم
من دیگه نمیتونم با دی-11 باشم
اونها انسان نیستند
...انسان نیستند
ها..!؟
یک شب بزرگ...مگه نه دخترپلیس؟
از اون شبهایی که منو وادار به نوشیدن خون میکنه
!تو انسان...نیستی
پس ، تو شلیک میکنی چون من انسان نیستم؟
دارم چکار میکنم؟
توی همچین جایی به کجا میشه فرار کرد؟
درهای کلیسا همیشه به روی مردم باز است
...پدر
No comments yet. Be the first to leave one.