Las primeras 200 líneas.
- عاشق اینم دستت رو بگیرم
- منم عاشق کارهای دستی با توام
- هیچچیز نمیتونه جدامون کنه
وای خدای من!
- تکون نخور، قاتل چرخفلکی!
حرکت تموم شد، فرود بیا
- وقتی دست جدیدت رو گرفتی
حتماً سری بستنیسازش رو هم بگیر
کم استفادهش میکنی، ولی وقتی بکنی...
- سامرز، زندگیشون نابود شده
بریم
- خانم، اگه موزی له شده
اداره با خوشحالی جایگزینش میکنه
سامرز، دست از وایستادن بردار
و شروع کن به... شروعکردن
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
- ببخشید بابت این شلوغی
تو به گردکردن نیوکی ادامه بده
منم مارینا... - لعنت، سامرز
نیوکی باید با سس کرهٔ قهوهای و مریمگلی باشه
تازه داره فرار میکنه!
کمتر وراجی، بیشتر برو!
- ببخشید، ببین، من... میتونم درستش کنم
نگران نباشید!
تا وقتی ملاس...
- همکارت افتضاحه
- نه، تو افتضاحی... در اشتباهبودن
چون حق با توئه
همکارم افتضاحه
- ملاس خوب رو هدر نمیدم
- ببخشید، ولی کار من و سامرز تمومهزو
یه همکار تازه میخوام که کندم نکنهزو
یکی بیشتر شبیه خودم
- و دقیقاً کی میشه؟
- اون یارو چطوره؟
- انعکاس خودت توی آینهست
- باشه، اون یکی چی؟
- عکسهای پرترهٔ خوشسلیقهٔ خودتن
- هر چی، پس اون یاروی
اون یاروی صورتقوسدارِ وارونه رو برمیدارم
- خودتی توی قاشق
لعنت، فلوت
تا حالا فکر کردی شاید مشکل خودتی؟
میدونستی همکارهای قبلیت
گروه حمایتی تشکیل دادن؟
- فلوت چطور باهات بدرفتاری کرد؟
- فلوت گفت زیادی نگران خانوادهمم
پس، اِم، اونها رو فرستاد
برنامهٔ حفاظت از شاهد
اوه، اشکالی نداره، جاشون امنه
فقط... فقط باید پیداشون کنم
- درکت میکنم، رفیق
منو هم اخته کرد
- همهشون یه مشت احمق بودن
فکر کنم اون سگ هم مشکل جدی مواد داشت
- فقط سامرز رو ببر سایبرنتیک گریمزبرگ
و فلوت، میدونم فکر میکنی همکار
دقیقاً شبیه خودت میخوای، ولی خوبه
که سامرز یککم نرمه و تو یککم سفتی
- کاملاً سفتم
- چون توی یه شراکت خوب
همکارها همدیگه رو متعادل میکنن
- چرا نمیتونم خودم رو
با یکی مثل... اون یارو متعادل کنم؟
- کدوم یارو؟
- این یارو - بیرون
- چرا نمیری روی مرغها شرط ببندی
با بقیهٔ بچهها؟
کلاک لیدل نگاه خیلی
خونخواری توی چشمهاش داره
- نه ممنون، خوبم
- جدی؟ فکر نمیکنی شاید
دوست پیدا کردن برات خوب باشه؟
- چرا؟ تو که هیچ دوستی نداری
- آره، خب، اون بهخاطر اینه که
خرسوالدهام طوری بزرگم کردن که به کسی نیاز نداشته باشم
خرسها موجودات تنهاییان، پس دوست ندارن
مهم نیست «پدینگتون ۲» چی میخواد باورتون کنه
- شروع شد
- تمام چیزی که برات میخوام اینه که چیزی رو داشته باشی که من نداشتم
یه بچگی عادی و انسانی
- خب، میتونه با این شروع کنه که بهش نگه
«بچگی انسانی»
بجنبید! اولین نفر تا ده
امشب توی خشککن میخوابه
- خوبم مامان
میرم بازی کنم
- آره، آره، حالش خوبه
دارم کارم رو خوب انجام میدم
- خب، حداقل داره هوازی کار میکنه
- هی، میخوای یه چیز باحال ببینی؟
۵۸۰۰۸ رو تایپ کن
بعد مانیتورت رو برعکس کن
- لازم نیست «BOOBS» تایپ کنم
خودم پستان دارم
- خیلی پز میدی، نه؟
اونجا داری چی کار میکنی؟
- اوه، فقط دارم دستورهای اصلی سامرز رو بهروز میکنم
قانونهای شکستناپذیریان که توی نرمافزارش برنامهریزی شدن
که باید رعایتشون کنه
- «از رئیس محافظت کن
قانون رو اجرا کن، بیگناهها رو نجات بده»
نمیدونستم با یکی از اعضای
«گشت پنجهای» کار میکنم
ببخشید، باید برم
یه میلیاردر رو برای لباس مکانیکی اندازه بگیرم
تا شخصاً اتحادیهها رو سرکوب کنه
- اگه گیر افتادم که همکارت باشم
باید «باحالترترت» کنم
یا اونطور که تو اصلاحم میکنی، «باحالتر»
چون اصلاً باحال نیستی
- تا حالا کسی گفته تو اون «کیوت»ی هستی
که وسط «شارکیوتری» پنهان شده؟
- نه - و تا حالا کسی گفته
تو اون «زبون»ی هستی
که باید بذاری توی دهنم و تکونش بدی؟
- بهعنوان شهردار، دوستهای زیادی دارید
درسته؟ - معلومه
نمیدونستم به این چیزها علاقه داری
- نگرانم استن دوست لازم داشته باشه
ولی چیزی ازشون نمیدونم
برای همین یه قسمت از «فرندز» دیدم
ولی انگار فقط دربارهٔ
آدمهایی بود که با هم میخوابن
و نوک سینههاشون عجیب بیرون زده
- بهترین راه یاددادن هر چیزی به بچه
اینه که خودت جلوش انجامش بدی
مثلاً من از پنجسالگی دخترم
بهش باجگیری یاد دادم
از اون موقع هم همیشه نمرههاش بیسته
- راست میگی، اگه استن به این نیاز داره
پس انگار اول خودم باید چندتا دوست پیدا کنم
اوه
یادم رفته بود زنت اینجاست
- من یادم نرفته بود
- این تمیزکاری یهکم قلقلکم داد
ولی خوشبختانه عاشق ریزریز خندیدنم
ده مدل خندهٔ محبوبم ایناست
هاها، هههه، هوهو، هوهوو...
- اه، هیچوقت خفه نمیشی؟
اوه، اوه، اوه، سامرز، نگاه کن
این آدمها خیلی بیگناه به نظر نمیرسن؟
موهامون رو تراشید
تازه همین یهذره برامون مونده بود
- با اینکه هیچ مسئولیتی قبول نمیکنم
برای اتفاقی که افتاد، نگران نباشید
چون لونی بهترینه
خدا رو شکر از اون شکاف زمانی
توی آسمون افتاد بیرون
چیزی که سال ۱۹۸۴ از دست داد، نصیب ما شد
- توپ کوش منو بگیر
قاضی محترم، امروز بهعنوان زنی جلوتون ایستادم
که همهچیز داره
خانواده، شغل
و توانایی عبور از فضا و زمان
تنها چیزی که کم دارم
اینه که موکلم رو بیگناه اعلام کنید
میخوام اولین شاهدم رو فرا بخونم
تلفن همراهم
- اعتراض دارم
نمیشه یه دستگاه رو به جایگاه شاهد آورد
- فهمیدم، پس اگه یه دستگاه نمیتونه شهادت بده
میشه محکومش کرد؟
چون موکل من، که تنها بخشهای انسانی باقیموندهش
چشمها، بینی
و نیازش به دستزدن موقع فرود هواپیماست
یه دستگاهه
قاضی محترم، خواهان اعلام بطلان محاکمهام
و یه نخ سیگار
- سامرز، چرا فقط نصف بالای صورتت وا رفته؟
آزادی
- نشنیدی چی گفت؟
من مرد نیستم
من یه دستگاهام
اگه قانون آدمها نتونه منو مسئول بدونه
من کی باشم که عدالت رو اجرا کنم؟
ببخشید، ولی نشانم رو تحویل میدم
اِ... قبلاً درست درمیاومد
سامرز، لااقل یه فایدهای داشته باش
و تبدیل شو به درامماشین یا یه چیزی
باشه، برو، خودت هم حال مهمونی رو گرفته بودی
- خب، چرا اومدیم اینجا؟
سامرز رو آهنقراضه حساب میکنیم؟
چون خیلی دوست دارم کنار میزم یه سطل زبالهٔ دوم داشته باشم
فقط برای پوست میگوها
- در واقع اومدی همکار جدیدت رو بگیری
- چی؟ ولی میخوام خودم همکارم رو انتخاب کنم
هیچوقت حق انتخاب ندارم
از اینجا متنفرم
- در واقع قراره خودت همکار جدیدت رو بسازی
- آره! اینجا رو دوست دارم
- فقط همکار ایدهآلت رو توصیف کن
اون هم برات میسازتش
- باید خطوط صاف و شیک
یه میز عسلی نوگوچی رو داشته باشه
با جانسختی یه هوندا سیویک مدل ۹۴
گونههای برجستهٔ کریستین بیل
و باسن گازگرفتنی کریستوفر ملونی
باید قدرت مشاهدهٔ
No comments yet. Be the first to leave one.