Las primeras 195 líneas.
باد خوشی که پوست ُ غلغلک میده ...
خورشید داغ و سوزان ویتامین دی تولید میکنه .
هوا عالیه .
هی یوکو ، جدی باش .
چه اشکالی داره؟
رئیس موقت امروز اینجا نیست.
باید یکم انرژی خورشید بگیرم
وگرنه همه جام چروک میشه.
چروک میشه ؟
فک کنم همینجوریش مغزت چروکیده .
میدونی که ، واسش دارو هست .
در موقعیت .
دکتر ، دستورات .
میکامی کون ؟
به گوشم .
آراشی هستم .
آماده ایم .
رنگ لیبل هدف، سیاه ـه .
شرایط بحرانی .
حالا عملیات رو شروع می کنیم .
شروع میشه.
مفهوم شد .
پنجاه متر تا دروازه .
آتش .
لعنت بهشون !
برید دنبالشون !
نمیشه ، نمیتونم بذارم همینطوری ول بچرخین .
خب ، بیماران من ،
حالا نوبت منه .
بپیچ و به انتهای سالن برو .
اتاقش سمت راست ِ .
لعنتی !
کاریش نمیشه کرد .
تـ ...تو کی هستی ؟
میدونی من کیم ؟
تومور بدخیم ، آرانامی هیدئو.
شرت رو از این شهر کم میکنم .
تو پلیسی؟
احمق .
روی هر کسی از رئیس اداره پلیس گرفته تا مجلس نفوذ دارم .
دستگیر کردن من فایده ای نداره .
تو مرتکب جنایات فراوانی شدی .
تو عین جراحت میمونی و امروز ،از بین میری.
رنگ لیبل تو ، سیاه ِ.
ارزش زندگی کردن نداری .
راه نجاتی برای تو نیست .
اما درصورتی که بخوای به عنوان انسان بمیری این ُ بهت میدم .
به زندگی خودت پایان بده .
چرا اینکارو میکنی ؟
میخوام یه چیز ُ ببینم .
چی رو ؟
وجدان انسان ُ .
بمیر !
همونطوری که فکر کردم ، هیچ راه علاجی نداری .
تو بلک سطح صفر هستی.
آراشی ، چیکار میکنی ؟
نود ثانیه برای فرار کردن وقت داری .
وگرنه نابود میشی.
گند زدی توش .
توی راه برگشت تو میرونی .
اوریها ، بخش آخر کارمون چی شد ؟
همچی آماده س !
به طور کامل شروع کن.
دریافت شد !
Animworld
scorpion کاری از
تریاژ ایکس
ماموریت با موفقیت انجام شد .
رئیس موچیزاکی .
عالی بود ، بلک لیبل.
تونستین شهر رو از شر جراحت دیگه ای خلاص کنین .
مانع صدمه رسیدن به بافت سالم شدیم .
یه شهر پرجمعیت فرقی با بدن آدمی نداره .
سیستم های گوناگون اون به طور سازمان یافته همکاری میکنن، بزرگ میشن و پیشرفت میکنن .
اما گاهی اوقات تومور ها شکل میگیرن که به بافت سالم این بدن حمله میکنن .
باید هر جراحتی رو که با
قواعد پزشکی درمان نمیشن از بین ببریم .
بلک لیبل تشکیلاتی از جراحان ـه که شیطان رو از این شهر خارج میکنه .
مشتاقانه خواستار دیدار شما توی عملیات دوباره هستم .
بیا قهرمان بازی کنیم !
من قهرمان میشم .
تو میشی آدم بده.
نامردیه ، ریو .
منم میخوام قهرمان باشم .
چی؟
آه ، فهمیدم .
میتونیم هردوتامون قهرمان باشیم .
هردوتامون ؟
آره .
بیا آدم بدا رو جمع کنیم .
هی ، آراشی .
اونجا چی شد ؟
اونجا ؟
میدونی منظورم چیه .
چرا بهش اسلحه دادی؟
میخوام بدونم میخواستی چیکار کنی ؟
واسه نشون دادن وجدان.
چی؟
اگر اون وجدان داشت،
لیبل نمی خورد .
با تریاژ دکتر موچیزاکی مخالفی ؟
تریاژ به معنی دسته بندی و کلاسه کردن
نه .
میخواستم وجدان خودم رو نشون بدم .
چی؟
طبق تریاژ عمل کردم.
ماموریت کامل شد .
منو دست ننداز ـــ
بدنت ...
آرانامی هیدئو مرده ؟
بله ، به نظر میرسه بدست سازمان ناشناخته ای کشته شده .
چیکار میکنی؟
با مرگ اون پول کمتری داریم !
فک کنم مشکلی نباشه .
هنوز پسرش هست .
گاریو ، ازت میخوام دنبال اون سازمان بگردی .
نمیتونم بذارم افراد بدون مجازات توی شهر من فرار کنن .
فـ ... فهمیدم .
کیوجی - ساما .
و ...
چی؟
چیز دیگه ای هست ؟
محموله کشتی ای که بحثش رو کردیم طبق نقشه بندرگاه رو ترک کرد .
ریری چان خودم ...
میکامی - کون .
آهای ، میکامی آراشی - کون .
کجا رو نگاه میکنی؟
ببخشید ، گوش نمی دادم .
تمام وقت کلاس ، موندی
که اغلب این اتفاق نمیوفته ، پس بیاین بهش پایان بدیم.
حتما برگه اطلاعات روز هایی که نبودی
رو از نماینده کلاس بگیری.
روت حساب میکنم ، کومیناتو سان !
کومیناتو سان ؟
بله ! منم گوش نمی دادم !
هم ؟ آراشی کون کجاس ؟
میکامی اینطرفی رفت .
واقعا ؟ ممنونم ، یو چان .
خواهش میکنم .
فرصت خوبیه برات .
موفق باشی .
اینطوریا نیست.
اوه ، آراشی کون ـــ
اون کیبا سنپای از کلاس سال سومی هاس؟
هم ؟
کومیناتو .
متاسفم ! متاسفم !
نمیخواستم جاسوسیت ُ کنم .
اشکالی نداره .
تنها داشتم با یه دوست حرف میزدم .
اوه ، دوست .
پس جریان از این قراره .
عجب دوست بی نظیری .
آره .
ولی با یه کلاس بالایی دوست شده ؟
چه خبره ؟
چی شده ؟
خب ، برگه اطلاعات و یادداشت های مخصوص هیناکو رو آوردم .
دیروز نبودی ، درسته ؟
پس بیا .
برای همه چی ممنونم .
کمکم کردی .
میدونی ، آراشی کون ...
میدونی ، داشتم فکر میکردم اگر بخوای میتونیم با هم به خونه برگردیم ...
باشه .
درهرصورت میخواستم توی رستوران شما غذا بخورم .
خب آراشی کون ، الان چقدر گرسنه ای ؟
هم ؟
میکوتو ، سوار میشی؟
سوروگی سنسی ، سرکار میری؟
شیفت شبم .
چه خبر از میکامی کون ؟
ظاهرا با یه خوشکله میره خونه .
که اینطور .
هم ؟
خوش اومدین .
برگشتم .
اوه ، آراشی کون .
خوش اومدی .
ممنونم .
غذا میخوری ؟
یه لحظه وایسا .
هیناکو ، برو لباس عوض کن .
باشه .
انفجار در ملک رئیس آرانامی هیدئو
انفجاری در اقامتگاه آرانامی هیدئو ،
رئیس عمارت آرانامی رخ داده است .
انفجار در ملک رئیس آرانامی هیدئو
یک بازرسی بنا به گفته بعضیا که زدوبند بین همراهان اون و
حزب های سیاسی بوده شروع شده است.
تریاژ ، رنگ لیبل ، سیاه .
ببخشید منتظر موندی .
الان همه چی رو آماده میکنم ، آراشی کون .
چی؟
پدر ، آراشی کون کجاس ؟
No comments yet. Be the first to leave one.