The Children's Hour

The Children's Hour

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

The Childrens Hour 1961 720p BluRay
Comentario por abedd
زیرنویس و ترجمه از عبد

Etiquetas

BluRay
720p
720
Publicado el: 2016-07-15
Descargas: 66
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

شما دخترا پیش اندازا و بشقابا رو بیارید

بجنب برو اونطرف مامانتو پیدا کن

عمه لیلی

عمه لیلی

میشه لطفا کمکم کنی؟ این وظیفه ی من نیست مارتا

خیلی ممنون اما باشه

رسیدیم

مامان بزرگ

مامان بزرگ

عزیزم

مامان بزرگ خیلی خوشحالم که اومدی

از ذوق اینکه امروز قرار بود ببینمت دیشب به سختی خوابیدم

خانم تیلفورد من بر گردم سرکارم بله حتما

خدای من

لباس جدیدت مثل خودت دوست داشتنیه

و باید بگم که به نظر خوب و سرحالی سرحال؟

اون طوریکه اینا آدمو اسیر می کنن خوش شانسم که موهام هنوز خاکستری نشده و نرمی استخوون نگرفتم

همه ی این کارا به خاطر خودته از هر چیزی بدم میاد انگار به صلاحمه

به هر حال خوشحالم که اینجایی

خانم دابی حالتون چطوره؟ خوبم دوشیزه رایت

در مورد مدرسه ی ما چی فکر می کنید؟ من که خوشم اومده شما چطور؟

زوده گفتنش ولی فکر کنم بشه موند

فکر می کنم برای ترم بعد دو یا سه دانش آموز جدید داشته باشیم

مارتا فکر می کنم بشه امیدوار باشیم

نباید اینجا بایستیم و رویاپردازی کنیم

باید یه نفر رو برای کمک تو آشپزخونه بگیری

این دیگه خیلی زیاده رویه، کل روز تدریس کنی بعد آشپزی و آخرش هم شستن ظرفا

عمه لیلی ده دقیقه برای یه لیوان خیلی زیاده

مارتا من نمی خوام که سریع باشم هدف من در زندگی کامل بودنه

میشه سعی کنی یه چند تا دیگه رو هم به کمال برسونی؟

با عرض معذرت من دوباره سردرد گرفتم

فکر می کنم بهتره برم تو اتاقم و برای کلاسهای فردا آماده بشم

شب بخیر شب بخیر

خوب بخوابی عمه لیلی امیدوارم تو خواب به کمال برسی

کارن

تو می دونی من اگه می تونستم به هر روش دیگه ای ازش حمایت کنم اونو اینجا نمیاوردم

اون خیلی نگراننه ....شاید اگه یه روز پول کافی بدست بیاریم

پول یادم رفته بود بهت بگم

من صورت حسابا رو پرداخت کردم برای این ماه نود دلار برامون پول مونده

مونده؟ باورم نمیشه زیاد نیست ولی برای اولین بار خوبه

بالاخره از منطقه خطر خارج شدیم

بالاخره باید با پول چکار کنیم؟

نگهش دار تو لباس می خوای

خودت چی؟ من همیشه بلوز دامن می پوشم

ما همیشه خوشتیپیم ولی تو نیستی

تو یه خیابون پنجمی هستی

تو باید همون طور بمونی آره مثل سربازای باقی مونده از جنگ

جدی میگم

یادم میاد تو تو دانشگاه چطور لباس می پوشیدی

اولین بار که دیدمت داشتی از روبه رو می دویدی

موهات پرواز می کردن

داشتم از دست استاد شیمی فرار می کردم

با خودم فکر می کردم چه دختر زیبایی

وقت خاموشیه

برو یه جور بخوابونشون من کارا رو تموم می کنم

سریع بیا که بریم قدم بزنیم باشه منم دوست دارم قدم بزنم

خیلی خب دخترا آماده اید؟

خانم رایت انگشتر جدیدم گم شده نمی تونم پیداش کنم

نگران نباش فردا با هم پیداش می کنیم

خیلی خب وقت خوابه

چراغا خاموش همه

ادامه بده بخون

زنی که آواز می خونه یعنی داره با خوشحالی کار میکنه

کی همچین حرفی زده؟

جوزف کاردین اسمشو شنیدی؟

نه آقای دکتر اخلاق نمی تونه اجازه بگیره

دکتر اخلاق داره از گرسنگی می میره

فکر می کردم شبای یکشنبه باید تو بیمارستان باشی؟

بودم با دکتر مالوری عوض کردم

یکشنبه با چهارشنبه؟

نمیشه گفت عوض کردیم خلاصه باید بیست وچهار ساعت شیفت بدیم

چرا مثل کرم سینه خیز همه جا سرک نمی کشی؟

می دونی امروز صبح چکار کردم؟ چی؟

صدمین بچه رو هم به دنیا آوردم

تبریک می گم

تو چند تا بچه می خوای مارتا؟ قبلا بیستا دارم

طبقه بالا

کارن کجاست؟ رفته بچه ها رو بخوابونه

تمرین خوبیه

تو چرا شهریه نمی دی؟ بعد راحت می تونی بیای روزی سه وعده غذا بخوری

مارتا تازگی ها فکر میکنم با من کمی تند شدی

واقعا

شاید من اینطور فکر می کنم

شاید

صبر کن

ماری تو این کتابو از کجا آوردی؟ عجله کن من این کتاب رو دوبار خوندم

خیلی خب ورق بزن

داره اینوری میاد

چقدر آرامش بخش

همه در حال مطالعن

کاترین کجاست؟

واسه امروز بسه کاترین

ماری این کتاب تاریخ پارساله

من یه حس عجیبی درونم دارم نمی دونم باید چکار کنم

من درد دارم؟ درد؟

کل روز درد داشتم کجا؟

همه جا

کاری هست که بتونم برای درد همه جات کنم؟ فکر کنم بهتره که به مادربزرگم زنگ بزنم

شاید خوابیدن برای امشب بهترین چیز باشه

فردا من به دکتر کاردین زنگ می زنم و در مورد دردهات ازش می پرسم

باشه؟

کاترین بند شونت

همه بخوابید شب بخیر

شب بخیر خانم رایت شب بخیر

هی میگه دکتر کاردین دکتر کاردین

همش تو حرفا پای اونو وسط میکشه

خب عاشقشه دیگه

پس چرا با هم ازدواج نمی کنن؟

من یه بار پایین پله ها شنیدم که دکتر همینو ازش می خواست

کتتو آوردم آماده ای؟

ببین کی اینجاست

ببین کی اینجاست کی اینجاست؟

تو امروز که یکشنبست چه اتفاقی افتاده؟

همه ی مریضا رو کشتم و بیمارستان رو تخلیه کردم که بیام اینجا

بجنب

اما بجنب مارتا

برای دو تا دختر زیادی خستم من و مارتا داشتیم می رفتیم قدم بزنیم

خب برید

تو برو کارن من خستم تازه باید برگه ها رو هم تصحیح کنم

بعدا می بینمت مارتا

می خوای بریم سینما؟ نچ

کنار دریاچه قدم بزنیم؟ نچ

آبجو بزنیم

بیزارم ازش

چکار دوست دااری کنیم؟

بیا یه کاری که تا حالا نکردیم انجام بدیم

مثلا ازدواج کنیم

حتی بعد از ازدواج هم باید کارای تکراری انجام بدیم

....فیلم، قدم زدن کنار دریاچه من دوست ندارم این طوری فکر کنم

نه منم نمی خوام

...خیلی خوب میشه که کنار هم تو خونه ی خودمون بشینیم و

کتاب بخونیم

کتاب بخونیم؟

دوشیزه رایت این تمام کاریه که می خوای بعد از ازدواج انجام بدی؟

خوندن کتاب؟

چت شده جو؟

همون چیزی که هفته قبل ماه قبل و سال قبل شده

خودت می دونی ما چرا باید صبر می کردیم مارتا رو نمی تونستم

قبل از اینکه امورات رو کامل دست بگیره ول کنم اره می دونم

هرگز ندیده بودم این طوری حرف بزنی؟

چرا امشب عصبانی هستی؟

نمی دونم

چرا نمی دونی؟

چرا نمی دونی؟

آدم اون چیزی رو که باید حس کنه حس می کنه همین

من احساس تنهایی می کنم احساس خستگی میکنم

و هیچ برنامه ای برای آینده نمی تونم بریزم

احساس عاشقی هم یمکنی؟ همش بچه های مردم

ازت پرسدم حس عاشقی هم داری؟ لوس بازی درنیار

چیزی که سعی دارم بپرسم و تو پر حرفی می کنی اینه که

می تونیم تا دوازده ماه آینده یه بچه داشته باشیم؟

خیلی خب بچه سال دیگه این موقع اینجایی

چقدر دوست دارم

عاشقتم عاشقتم عاشقتم

مارتا

من و جو امشب تصمیم گرفتیم

دو هفته بعد از تعطیلی مدرسه ما ازدواج می کنیم

چقدر زود

جو که اینطور فکر نمی کنه

نه فکر نمی کنم

مبارک باشه

قشنگ نمیشه مراسم عروسی رو همینجا تو مدرسه برگزار کنیم؟

باغ پر از شکوفست و رزها هم در اومدن

میشه یه سایبون قرار داد

و بعد هم خداحافظ مدرسه ی دابی رایت

ازدواج من هیچ خللی تو کار مدرسه ایجاد نمی کنه

میذاره کارن خودت هم می دونی کاریش هم نمیشه کرد

همش همین حرفا رو می زنی ما قبلا با هم حرف زدیم

می دونی که جو از من نمی خواد مدرسه رو ترک کنم بعدشم من هرگز این کارو نمی کنم

نه البته که نه اما نمی دونم چرا این فکر به سرم زد

من نمی فهممت

به چه مصیبتی این مدرسه رو ساختیم

تازه که همه چیز داره خوب پیش میره می خوای همه چی رو به گند بکشی

مارتا محض رضای خدا انتظار نداری که من هیچ وقت ازدواج نکنم؟

نه

نه البته که نه معذرت می خوام

نمی دونم چرا اینقدر خودخواه شدم

لطفا منو ببخش

طوری نیست

روز طولانی داشتیم هر دو باید استراحت کنیم

بله حق با توئه

کی صبحونه رو آماده کنه؟

من می کنم

کارن

می دونی که من بهترین آرزوها رو برات دارم؟

می دونم

این به من اثبات می کند

اگر او ابندا با آنتونی برخورد کند

از او درخواست ازدواج خواهد کرد و او را خواهد بوسید

...کدام بهشت من خواهد اولین اولین

نمی تونی خودت رو جای کلوپاترا بزاری که داره با افعی حرف می زنه؟

این گره جاودانه است

"که بیشتر از یکبار باز نخواهد شد

ای نادان بیچاره

عصیان کن و در شتاب باش مری

چرا ماری الان به کلاس بیان رسیدی؟

...اگه علاقه ای به کلاس نداری

خانم مورتار رفته بودم این گلها رو براتون بیارم

شما گفته بودید که گلها رو دوست دارید منم رفتم که برای شما گل بیارم

ای کارت واقعا مفکرانه بود مری

More Farsi Persian subtitles for The Children's Hour

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left