Las primeras 200 líneas.
من فعالیتهاتون روی اون سایت حتما نگاه میکنم!
همم؟
(سویم سویم؟ (شناگر
آلو؟
.به کمکت احتیاج دارم
هاه؟ چی گفتی ؟
.بهم کمک کن و من رو ببر کوهستان میشو
هاه؟
بهشت دوستداران انيمه و انيميشن و مانگا و کمیک استریپ
!اطلاع به روز رسانی
!رئیس عصبانیه
!باورم نمیشه تاریخ رو اشتباه کردی
...سویم-چان
.من سریع میام اونجا
!هی
اولین باره همدیگرو از نزدیک ملاقات میکنیم، نه ؟
سویم سویم.
خب چی شده؟
چرا یهویی لازمه بری کوهستان؟
من فکر کردم قرارمون فرداست.
....ولی اشتباه کردم
پس آمدی سراغ من؟
.مطمئنم اگه دیر کنی شاهزاده خانم تیکه تیکه ات میکنه
...رئیس یه بار به ما گفت
«از هر چی میتونین استفاده کنین»
جلو روی خودم این حرفمو بهم میزنی؟
!مثل اینکه من و تو با هم کنار میایم
،رئیس این رو هم گفت
،ممکنه رئیس ها زیر دست داشته باشن»
«.ولی رابطه ی ضعیفی مثل دوستی ندارن
!خوبه! ازت خوشم امد
! من میبرمت اونجا
!خیلی خوب
.با سرعت میریم
.مراقب باش نیفتی
میخواین بالای این کوه چی کار کنین؟
.تماشای برگ ها
تماشای برگها؟
!چه خوش میگذرونین
موقعی که همه دارن در به در دنبال آبنبات میگردن.
همم؟
برگها ی پاییز؟
اونجا.
!اوه
!اوه، آمدش
و یه همراه داره؟
ما رسیدیم.
سویم-چان، اینجا چه خبره؟
...راستش
!دیر کردی
! تو دیر کردی احمق
...و بدتر از اون
چرا این دختر همراهته؟
خب حالا، آشنایی ما مال خیلی وقت پیشه ، نه؟
.انقدر راحت بهم دست نزن
!اخ، اخ، آخ
چقدر بی احساس. مگه ما باهم دوست نیستیم؟
کی با کی؟
تو و من
هاه!؟
بگذریم، برای دیدن برگ ریزون پاییز یکم زود نیست؟
تماشای برگ ریزان؟
.اوه، درسته. بیا
چیه؟
یکم خوراکی برای تماشای برگها
خوراکی؟
!برای نشون دادن دوستیم
،میدونم یه عضومون کم شده
.ولی بقیه ما باید خوش بگذرونن
!مسخره بازی رو بزار کنار
!خب، خوش بگذره
این چه معنی داره سویم سویم؟
.من دیر کرده بودم
.تنها راهی که سریع میتونستم برسم اینجا اون بود
... وقتی پرسید چرا
...گفتی بود که رازه، برای همین
بهونه بهتری به ذهنت نرسید، خنگ؟
!وای اوبنتو
!قیافه اش که خوشمزه است
...ا-اممم
واقعا میخواین برین برگها رو نگاه کنین؟
نه
.نمیخوایم
!تاما
.یه ماموریت دارم که به دردت میخوره
.پس ازم ممنون باش
.بله... خیلی ممنونم
.واقعا، بدردنخوری
باورم نمیشه کندن یه چاله تنها کاریه که میتونی انجام بدی
فکر میکنین چقدر آبنبات تو این اشغالا دفن شده؟
یه چیزی بین 100 یا شاید 200 تا؟
!زود باشید برید سر کارتون تنبلا
یادتون باشه تا قبل از شب همه رو دفن کنید
!بله
تاما، داری چی کار میکنی!؟
!کمک یونائیل
!بله
!هی ، ریپل
.ببخشید
.امشب هیچ غذایی ندارم
نیازی به عذرخواهی نیست
خوشحالم که مجبور نیستم چیزی به زور بخورم
اینو میگی ، ولی همیشه با لذت غذا میخوری
با اون قیافه به چی نگاه میکنی؟
اخبار محلی
یکی از دوستات دستگیر شده ؟
:مرگ غیر طبیعی زنی حدودا بیست ساله سکته قلبی در خانه؟
بیست و سوم آپریل، دیشب، شهر نابوکا سانجو نمو-سان، 24 ساله، کمک خانه دار، بر روی تختش بی حرکت افتاده بود که توسط مادر و به بیمارستان فرستاده شد جایی که فوتش را تایید کرد گفته شده علت مرگ سکته قلبی بوده است
عصبانی نباش، فردا برات بیشتر غذا درست میکنم.
زحمت نکش
!چی؟ این حرفو نزن
.خب، امشب دیگه کاری نداریم
ببخشید که ازت خواستم اینکارو بکنی
اون هم تو همچین زمان مهمی
نه، جمع کردن آبنبات ممکنه مهم باشه
ولی امتحانا هم مهمن.
آه، وقتی اینو میگی سریع به واقعیت برمیگردم
ببخشید
ولی دارم فکر میکنم برای بقیه دخترای جادویی چطوره
چطور؟
خب، همونطور که ما امروز امتحان داشتیم،
بقیه هم زندگی معمولی دارن،نه؟
آره، شک دارم بقیه مثل نمورین تو خونه دراز کشیده باشن
...نمورین
نمیدونم حالش خوبه یا نه
یه پیام؟
از طرف خواهر ناناست.
ببخشید هر دوتون رو صدا کردم.
فقط ما؟
بله. اول میخواستم با اونهای که بهم نزدیکن مشورت کنم.
تو و خواهر نانا صمیمی هستین؟
!خواهر نانا مسئول تمرین من بود
!فقط همین
منظورت چیه؟
اوه...نه...هیچی
ولی خیلی کم پیش میاد ماجیکالوید رو ببینیم.
من یه کاراکتر نادرم ولی خواهر نانا یه مشتریه خاصه
مشتری خاص؟
خواهر نانا راجع به چی میخواستی صحبت کنی؟
چیز منفعت داریه؟
...راستش
...غیر باور، یا حتی ترسناکه
میبخشید. وینتر پریزون. میشه تو بگی
چند روز پیش داشتم سعی میکردم
از حافظه پشتیبانی هر چیزی که نمورین گفته جمع کنم
من ازش خواستم
میخواستم چیزی از نمورین برای ما باقی بمونه
همچین کاری میشه کرد؟
همون موقع چیزی پیدا کردم
چی پیدا کردی؟
این رو ببینید
اشکالی نداره میخوام چیزی بپرسم؟
چه چیزی پون؟
وقتی دختر جادویی قدرتش رو از دست میده چه اتفاقی میفته؟
دختر جادوی میمیره، پون.
منظورت به صورت مجازیه که دختر جادویی میمیره؟
یه جور استعاره؟
نه، جسمیت واقعیش،پون
این گفتگوی فاو و کرنبری
اونا... میمیرن؟
!امکان نداره!
...چون این یعنی...نمورین
...اگه درست باشه، پس
تا الان مرده.
!کلی آبنبات جمع کردیم
!امدن به کوهستان ارزشش رو داشت
!ارزششو داشت
همینطوره
خب، بقیه اش رو میسپارم به شما
باقیش؟
اگه همونطوری ولش کنیم، غیر طبیعیه احمق
از درختا و علفا استفاده کنید که معلوم نشه
ممنون
که مراقب ما هستی
،اگه یه دختر تنبل میرفت بیرون و واقعا آبنبات جمع میکرد
!لازم نبود اینکارو بکنم
!به عنوان رئیستون، نمیتونم بزارم هیچکدوم از زیردستهام بیرون برن
نمیتونیم خلاف حرفش کاری کنیم
قدرت جادویش خیلی قویه
وقته امتیاز بندیه
جدی؟
...ولی با اون
سفید برفی عجب دردسریه، مگه نه؟
آره، دردسره
کاش یه نقشه ای بود که میشد رتبه اول رو گرفت
تو این مورد باهم توافق داریم
از کسی هم نمیتونیم کمک بگیریم
رئیس میگه «آبنبات جمع کنین احمقا» و و همه چیز تموم میشه
پس سویم چطور؟
اون مثل خدمتکار وفادار شاهزاده خانم ما رفتار میکنه، برای همین برمیگرده و به ما دری وری میگه
هاپو چطور؟ احتمالا میتونیم ازش استفاده کنیم
!افرین خواهر، تو خیلی باهوشی
من کارم رو انجام دادم، میرم خونه
!خسته نباشی
شما نمیرین خونه؟
شهرت! شهرت!
!این چیزیه که ما فرشته ها نداریم
خب؟
!برای همین میخوایم رتبه ی اول سایت باشیم
این اخرین نظر سنجی محبوبیه
No comments yet. Be the first to leave one.