Ito

Ito (糸)

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

Threats 2020(@Jdrama world)
Comentario por Jdrama_world
ترجمه شده توسط اولین و بهترین تیم ترجمه فیلم و سریال های ژاپنی همراه با زیرنویس فارسی . . برای دریافت ترجمه های بیشتر به کانال تلگرام ما یا وبلاگ ما مراجعه کنید . . @Jdrama_world @Jdrama_world @Jdrama_world @Jdrama_world @Jdrama_world

Etiquetas

TS
Publicado el: 2021-03-16
Descargas: 25
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

نام دوره جدید هیسه‌ای است

!هی، تاکه هارا

خیلی دیر کردی ، رن

ببخشید، نتونستم تمرین رو زود تموم کنم. بیا بریم

نمیتونیم به موقع برسیم

به موقع میرسیم حتما میرسیم

خیلی قشنگه

واقعاً قشنگه

!ببین تاکه هارا ، تاکه هارا

!خیلی باحاله

دیگه رسیدیم

!وای نه! دیگه خیلی دیر شد

این پایان نمایش آتش بازی "بیئه" است

منطقه نزدیک محل برگزاری بسیار شلوغ خواهد بود

بنابراین ، لطفاً در راه بازگشت به خانه منوقب باشید

آئویی ، بیا برگردیم خونه

خیلی ممنون که امروز آمدید

... من میخوام

میخوام یکم بیشتر بمونم

اشکالی نداره یومی؟

!اصلا

به موقع نرسیدیم

واقعا؟

!آه نه

درد گرفت

!آخ

لعنت بهش

اینو بگیر

تو خوبی؟

چی؟

بازوت

دستت رو بده

ممنون

چیکار میکنی رن؟

!ببند بابا

اوه عزیزم

خانواده من یک مغازه مکانیکی دارن

هر چند اونها خیلی به تحصیلات من اهمیت نمیدن

تو چطور؟

...خب

خانواده من هم همینطورن

که اینطور

میدونی، من توی تیم فوتبال هستم

من از بین سال اولی ها تنها کسیم که بازی میکنه

!خیلی باحاله

میدونستم که دوباره با هم برخورد میکنیم

تو خیلی بهم پیام دادی، آزار دهنده است.

اینطوره؟

من اخیراً موسیقی کار میکردم

اگه بتونم خودم رو به بودوکان برسانم تو با ما میای اونجا؟

بفرما

آه ، ممنونم

واییی

ممنون برای غذا

خوشمزه اس تا حالا همچین غذای خوشمزه ای نخوردم

واقعا؟

اون پسره، کی حرکت زده اخه؟

این اولین بار که می بینم آئویی خیلی خوشحال به نظر میرسه

میتونم اینو داشته باشم؟

برای چی؟

این میتونه باعث خوش شانسی من باشه

یک روزی تو آینده ،

دوست دارم توی استادیوم ملی بازی کنم

میخوام عضوی از تیم ملی ژاپن باشم

و در صحنه جهانی فعال باشم

تو میتونی رن

ممنون

تو چطور؟

من فقط میخوام یک زندگی عادی داشته باشم

من تمایل زیادی به دیدن بقیه جاهای جهان ندارم

متوجهم

من...

!من خیلی دوست دارم آئویی

!باعث خوشحالیمه

من نمیخوام برگردم خونه

فردا دوباره می بینمت

پدرو مادرت نگرانت میشن

!فردا می بینمت

!روی تپه ی بیئه

یومی؟

آئویی امروز مدرسه نیومده

هیچکس داخل نیست

همیشه یه چیزی توی اون خونه بود که منو نگران میکرد

منظورت چیه؟

پدر خونیش فوت کرده

اون هرگز نمیخواست در مورد خانواده اش صحبت کنه

اینجاست

من مطمئنم که اون اغلب وعده های غذاییش رو در اینجا میخورد

امروز صبح زود رفت

اون سعی داشت فرار کنه

من همیشه صدای فریاد عصبانی اون جوون رو میشنیدم

...من چندین بار برای گزارشش به شهر رفتم، اما

!مادرش جلوش رو میگیرفت

...دیروز بود

وقتی جعبه ناهارش رو آورد

از من خواست بهش آشپزی یاد بدم

وقتی این حرف رو زد خیلی خوشحال به نظر میرسید

بعدی اینجاست، رن- بله-

متاسفم- هی رن داری چیکار میکنی؟-

!خیلی متاسفم

هی هانائوکا، بگیرش

!باشه

برو شیر سویا رو آسیاب کن

!باشه

من این کار رو میکنم

ممنون بابت غذا

زدم بهت- ... اوه-

ببینم از دست دنیا عصبانی هستی؟

یا از خودت عصبانی؟

چی میگی تو؟

تو همیشه عصبانی هستی

اول بگو چرا میخواستی اینجا کار کنی؟

یک ماشین جدید خریدم

نیومدی با دوچرخه کار کنی؟

اون رو با تراکتور تصادف کردم و شکست

و من هنوز چهار سال وام دارم

پس، برات مهم نیست چه شغلی باشه فقط میخوای کار داشته باشی

... فقط

فکر کردم ممکنه اینجا، توی بیئه، چیزی پیدا کنم

چرا بیئه؟

هیچی

رن !! من و یومی تصمیم گرفتیم که ازدواج کنیم! تاکه هارا

ما این رو نگه میدارم

میز پذیرش اینجاست لطفا بفرمایید

...آه ، این

!به عروسی خوش اومدید

!ممنونم

!دست بردار ، احمق !داری منو عصبی میکنی

!خوب من قبلا هرگز این کار رو نکردم

!تاکه هارا! تاکه هارا

این لباس اصلا بهت نمیاد

!به تو هم نمیاد

تبریک میگم

!هی ، هی ، هی - چی؟-

چی؟ چی؟

سونودا آئویی

!اون هم میاد

چی!؟

درسته، یومی؟

من اونروز توی شیبویا دیدمش

کسی داخل هست؟

رن؟

آئویی!؟

من توی مدرسه از یومی شنیدم که اینجایی

چه اتفاقی برای چشمت افتاده؟

متاسفم. من چیزی نمیدونستم

فقط 2 سال دیگر باقی مونده

من بعد از فارغ التحصیلی دوره متوسطه شروع به کار میکنم

تا اونموقع صبر میکنم

من فقط باید تحملش کنم

...ایرادی نداره

...این چیزیه که باید پشت سر بگذارمش

!هی، برو کنار

گفتم اینجا نشین

!آخ

!بچه بوگندو

...مامان

این چیه؟

این کارا هیچ فایده ای نداره

گه

!درد میکنه

بیا فرار کنیم

نمیتونی اینطوری زندگی کنی

من قبلاً برای اردو اینجا میومدم

توی زمستان هیچکس اینجا نیست

پس برای یک شب جامون اینجا خوبه

سایت حملات تروریستی نیویورک

اواخر این ماه برای عموم باز خواهد شد

سه ماه بعد از آنچه در سپتامبر اتفاق افتاد

باقی مانده ها هنوز در مرحله پاکسازی هستند

و جستجوی افراد گمشده ادامه دارد

اطراف ساختمان اکنون محلی برای دعاکنندگان است

وقتی این فیلم رو دیدم واقعاً اعتقاد داشتم که زندگی از دست رفته غیرقابل برگشت است

...رن فکر می کنم کاری که ما کردیم

مردی که یک باغ سیب توی آموری داره.

شاید بتونه به ما کمک کنه

ما میریم هاکوداته

و با کشتی به آموری میریم

اولین آهنگ پخش شده امشب

و هر دومون توی باغ سیب کار میکنیم

از ناکاجیما میوکی ITO

من ازت منوقبت میکنم

کسی اونجاست؟

!ممنونم

بیا اینکار رو نکنیم، رن

بیا برگردیم

هی

!صبر کنین

!فقط یک دقیقه! بچه ها ، صبر کنید

چه غلطی می کنی احمق؟

بس کن

!آئویی

!خیلی نگران بودم

مامان؟

کبوذی صورتت، بگو وقتی زمین خوردی کبود شده

متوجه شدی؟

!آئویی

!آئویی

!آئویی

ببخشید غذاتون آماده است

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left