Greatest Events of World War II in Colour

Greatest Events of World War II in Colour

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Greatest Events of WWII in Colour S01E07 Battle of the Bulge 720p NF WEB-DL DDP2 0 H 264-SPiRiT
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 7 Greatest Events of WWII in Colour 2019 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-01-29
Descargas: 18
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

متحدان در سراسر اروپا به سمت غرب می‌تازند

و به نظر می‌رسد در آستانه‌ی پیروزی در جنگ هستند

که هیتلر به‌طور غیرمنتظره‌ای پاتک می‌زند

ناگهان، تانک‌ها و نیروهای آلمانی در میان آن‌ها ظاهر شدند

شوک وارده به نیروهای آمریکایی تمام‌عیار بود

کدام عقل سلیمی یک تهاجم بسیار بزرگ را آغاز می‌کند

آن هم با چنین مقیاسی، در زمینی بسیار دشوار و در دل زمستان؟

ارتش آلمان میلیون‌ها نفر را در جبهه شرق از دست داده است

و نیروی هوایی آلمان (لوفت‌وافه) ضربات سختی خورده است

اما هیتلر مصمم است که به هر قیمتی ضدحمله بزند

منظورم این است که این کار واقعاً دیوانه‌وار است

این یک رؤیای واهی و دور از ذهن است

که توسط کسی طراحی شده که کاملاً از واقعیت فاصله گرفته است

اما این حمله بیش از هر حمله دیگری در طول جنگ

جان سربازان آمریکایی را گرفت

دستاوردهای حاصل از نبرد دشوار «دی-دِی» در معرض خطر قرار می‌گیرند

این به نوعی یک قمار جنون‌آمیز است

این همان تهاجم غافلگیرانه‌ای است که هیتلر امیدوار است با آن پیروزی را چنگ بزند

آن هم درست از دهانه‌ی شکست

«نبرد آردن» یکی از عظیم‌ترین درگیری‌های جنگ جهانی دوم است

اکنون، تصاویر نادری از سراسر جهان که با مهارت به صورت تمام‌رنگی بازسازی شده‌اند

داستان را به‌گونه‌ای بازگو می‌کنند که هرگز ندیده‌اید

۱۹۴۴ در ۶ ژوئن

نیروی عظیمی از متحدان در سواحل نورماندی در فرانسه پیاده می‌شوند

این بزرگ‌ترین تهاجم دریایی در تاریخ است

پس از چهار سال، متحدان سرانجام به خاک فرانسه بازگشته‌اند

و ارتش‌های آن‌ها حمایت می‌شوند

توسط بمباران‌های ویرانگر نیروهای مشترک انگلیس و آمریکا

در جبهه شرق نیز، نازی‌ها متحمل خسارات سنگینی در برابر روس‌ها می‌شوند

نازی‌ها که در دو جبهه تحت حمله هستند، به شکست کامل نزدیک شده‌اند

پیاده‌سازی نیروها در روز «دی-دِی» اهمیت بسیار زیادی دارد

چرا که لحظه‌ای است که نیروهای متحد

دوباره پا به قاره اروپا می‌گذارند و جای پایی پیدا می‌کنند

و سپس ارتش‌های آلمان را در هم می‌کوبند

و در پایان عملیات نورماندی، آن‌ها می‌توانند خیلی سریع

در سراسر فرانسه و کشورهای بنلوکس پیشروی کنند

در ۲۵ اوت، متحدان پاریس را آزاد می‌کنند

بروکسل و آنتورپ نیز در اوایل سپتامبر آزاد می‌شوند

بازپس‌گیری بندر آنتورپ

مسیر تدارکاتی و سوخت مورد نیاز متحدان را تأمین می‌کند

که برای عملیات آن‌ها حیاتی است

این برتری بزرگی نسبت به ارتش آلمان است که از کمبودهای شدید رنج می‌برد

تا دسامبر ۴۴، اوضاع برای هیتلر خوب به نظر نمی‌رسد

او باید با چنان قدرتی به متحدان ضربه بزند

که به باور او، آن‌ها را ترغیب کند

که احتمالاً از جنگ دست بکشند و برای صلح مذاکره کنند

بمباران‌ها خسارات خود را بر جای گذاشته‌اند

و ارتش در حال عقب‌نشینی آلمان، تنها با یک‌چهارم

از نفت و بنزین مورد نیاز خود می‌جنگد

تا سوخت تانک‌ها و خودروهای زرهی‌شان را تأمین کند

با این حال، علی‌رغم وضعیت فاجعه‌بار

هیتلر نمی‌پذیرد که آلمانی‌ها دیگر توان مقابله ندارند

او برای پاتک زدن کاملاً مصمم است

هیتلر این ایده را دارد که مردان واقعی عقب‌نشینی نمی‌کنند

بلکه در این اردوگاه‌های مسلح مستقر می‌شوند

و امروز آلمانی‌ها باید اینجا بایستند و تکان نخورند

بنابراین، نوعی ذهنیت جنگ‌های قلعه‌ای قرون وسطایی در کار است

اما او همچنین بر مهارت ژنرال‌هایش

و کیفیت ارتش و فناوری‌اش تکیه کرده است

در ۱۱ سپتامبر، نیروهای متحد وارد خاک آلمان می‌شوند

و به زودی شهر مرزی آخن را به تصرف درمی‌آورند

بریتانیایی‌ها و آمریکایی‌ها اکنون بلژیک، لوکزامبورگ

و بیشتر مناطق فرانسه را آزاد کرده‌اند

مقصد بعدی قطعاً قلب صنعتی آلمان، یعنی دره روهر، خواهد بود

هیتلر همچنان در وضعیت انکار باقی می‌ماند

علی‌رغم انبوه اخبار فاجعه‌بار، او از پذیرش حقیقت سر باز می‌زند

او آنتورپ را کلید تغییر سرنوشت جنگ می‌داند

اگر سربازانش بتوانند این مسیر تدارکاتی را پس بگیرند

می‌توانند جلوی تهاجم را بگیرند

و همچنان نیروهای مشترک انگلیس و آمریکا را شکست دهند

۱۹۴۴ در این زمان در دسامبر

بندر اصلی تدارکاتی نیروهای متحد، آنتورپ بود

آنتورپ یکی از بزرگ‌ترین بندرهای اروپا است

و مکانی ایده‌آل برای تأمین نیروهای متحد بود

تا برای حمله بعدی به خاک آلمان آماده شوند، زیرا درست پشت خط مقدم قرار داشت

بنابراین، تمام نقشه هیتلر تصرف دوباره‌ی آنتورپ بود

و از این طریق ضربه‌ی بزرگی به متحدان غربی وارد کند

و این به او مجالی می‌داد تا بر جبهه شرق تمرکز کند

هدف نهایی هیتلر تصرف آنتورپ است

اگر آنتورپ را بگیرید و این سپاه عظیم را متوقف کنید

در واقع تمام این واحدهای بریتانیایی، کانادایی و آمریکایی

که در حال پیشروی از فرانسه و کشورهای بنلوکس به سمت آلمان هستند

عملاً زمین‌گیر خواهند شد

و حتی ممکن است به دلیل نبود تدارکات از پا درآیند

این ایده هیتلر است که می‌تواند آمریکایی‌ها و بریتانیایی‌ها را شوکه کند

پیشروی آن‌ها را متوقف کند

و زمان بخرد تا دوباره به سراغ روس‌ها برود

بنابراین، این به نوعی یک قمار جنون‌آمیز است

نقشه هیتلر به دو عامل حیاتی بستگی دارد:

عنصر غافلگیری و هوای بد

با گرفتار شدن دشمن در برف زمستانی

او قمار می‌کند که سنگرهای گلی در دمای زیر صفر

روحیه متحدان را تضعیف خواهد کرد

و دید کم، بزرگ‌ترین مزیت متحدان را از بین می‌برد:

پشتیبانی هوایی

او نیاز دارد که آسمان ابری باشد

تا متحدان نتوانند قوی‌ترین برگ برنده خود را به بازی بیاورند

یعنی نیروهای هوایی‌شان را

پیش‌بینی هوا حاکی از هوای بد به مدت دست‌کم ده روز است

و تئوری طراحان و البته هیتلر، این است

که این وضعیت به یگان‌های زرهی او فرصت می‌دهد

تا خطوط را شکسته و تمام مسیر تا آنتورپ را طی کنند

اما این نقشه به تداوم وضعیت آب و هوا

در تمام آن مدت بستگی دارد؛ زیرا اگر هوا بد باشد

هواپیماهای متحدان قادر به برخاستن از زمین نخواهند بود

و اگرچه از نظر فنی برتری هوایی دارند

اما زمین‌گیر می‌شوند و این توازن قوا را

دوباره به نفع آلمانی‌ها تغییر می‌دهد

دستاوردهای حاصل از روز «دی-دِی» اعتماد به نفس آمریکایی‌ها را به شدت افزایش داده است

تا جایی که آن‌ها از منطقه پردرخت آردن

برای آموزش نیروهای تازه استفاده می‌کنند

و به سربازان خسته از نبرد اجازه می‌دهند تا تجدید قوا کنند

فرمانده منطقه، ژنرال عمر بردلی

تنها به این دلیل در این منصب ارشد قرار دارد

که ژنرال بااستعداد، جورج پاتون، تنزل رتبه یافته بود

سربازی درخشان اما با انضباطی سخت‌گیرانه؛

پاتون به دلیل بدرفتاری با سربازانش در طول عملیات سیسیل

در جریان نبردهای سیسیل مجازات شده بود

اما فرمانده کل متحدان، ژنرال دوایت آیزنهاور

تشخیص می‌دهد که پاتون برای تلاش‌های جنگی ضروری است

و او را در اروپا نگه می‌دارد

عمر بردلی به نوعی در نبودِ جایگزین به آنجا رسیده بود

پاتون در واقع به دو سرباز آمریکایی که در بیمارستان بودند ضربه زده بود

چون فکر می‌کرد خودشان را به موش‌مردگی زده‌اند

آن‌ها احتمالاً از شوک ناشی از انفجار

و خستگی نبرد رنج می‌بردند، اما او فکر کرد ترسو هستند و به آن‌ها سیلی زد

و البته وقتی این خبر به ستاد فرماندهی رسید

او نه تنها توبیخ شد

بلکه عملاً از سمت فرماندهی‌اش برکنار شد

اما علی‌رغم بیزاری‌اش از سربازانی که

در برابر چهره هولناک جنگ خود را می‌باختند

سربازان پاتون همیشه می‌دانستند در میدان نبرد با چه چیزی روبرو خواهند شد

او جمله مشهوری به آن‌ها گفته بود:

«تا گردن در خون و امعا و احشا غرق خواهید شد.»

و بدین ترتیب، این ژنرال جنجالی

لقب «پیرمردِ خون و جرئت» را برای خود کسب کرد

در مقایسه، بسیاری بر این باورند که بردلی دچار خوش‌خیالی شده بود

آیا بردلی سربازی به خوبیِ پاتون بود؟

تقریباً با قطعیت می‌توان گفت نه

او به عنوان یک فرمانده ارشد میدانی، نسبتاً بی‌تجربه بود

و مسلماً تا زمان شروع تهاجم آردن

احتمالاً آنچه را که در مقابلش بود، دست‌کم می‌گرفت

نوعی حسِ، می‌دانید، بی‌خیالی و سهل‌انگاری در او وجود داشت

دوستی بردلی و آیزنهاور به سال‌ها قبل برمی‌گشت

آن‌ها در جوانی با هم هم‌دوره بودند

در آکادمی آموزش نظامی «وست پوینت»

دوستی نزدیک آن‌ها یکی از دلایلی است

که چرا آیزنهاور پست فرماندهی را به او داده است

آیزنهاور، یک سازمان‌دهنده‌ی درخشان که در میان مردم آمریکا به «آیک» معروف بود

به عنوان فرمانده کل متحدان انتخاب شده بود

او یک دیپلمات تمام‌عیار و در مدیریت افراد استاد بود

این تصمیم او بود که علی‌رغم آن رسوایی

پاتون، آن جنگجوی کهنه‌کار را، در نزدیکی جبهه غرب نگه دارد

او در مدیریتِ

شخصیت‌های بسیار متفاوتی که تحت فرمانش بودند، واقعاً استاد بود

او در حفظ آرامش در شرایط دشوار مهارت داشت

که این را در عملیات آردن و موارد دیگر ثابت کرد

و بدون دستپاچگی، تصمیمات درستی می‌گرفت

آمریکایی‌ها چنان احساس اعتماد به نفس می‌کنند

که افراد مشهور را برای سرگرم کردن سربازان با هواپیما می‌آورند

سربازانی که در جنگل آرام آردن مستقر شده‌اند

با حضور ستاره‌هایی مثل «مارلنه دیتریش» روحیه می‌گیرند

مارلنه دیتریش که البته متولد آلمان بود

اما در این زمان به شدت طرفدار متحدان بود

برای خدمات سرگرمی ارتش آمریکا کار می‌کرد

که به نام «یو-اِس-او» (USO) شناخته می‌شد

ظاهراً او علاوه بر خواندن تمام آهنگ‌های کلاسیکش

یعنی «لی‌لی مارلین» و دیگران، در واقع جوک‌هایی هم درباره هیتلر می‌ساخت

و به نوعی مردانگی او را زیر سؤال می‌برد

و می‌گفت به همین دلیل است که او اینقدر مصمم به جنگیدن است

چون، می‌دانید، در مسائل جنسی ناتوان بود

خلاصه اینکه او هم بامزه بود و هم خواننده‌ای زیبا

حس رضایت و آسودگی خاطر در جبهه متحدان کاملاً محسوس است

جنگ بدون شک در مرحله نهایی خود قرار دارد

هنوز مشخص نیست که این مرحله چقدر طول خواهد کشید

اما از نظر بازپس‌گیری شمال غربی اروپا

این قطعاً به معنای آغازِ پایان است

نه عمر بردلی و نه ارتش او فکرش را هم نمی‌کردند

که قرار است هدفِ

یک تهاجم بزرگ از سوی آلمان در منطقه آردن باشند

منظورم این است که آن‌ها فکر می‌کردند در یک بخش آرام هستند

زمستان بود و آلمانی‌ها کاملاً مشغول

دفع حملات شوروی در جبهه شرق بودند

بنابراین، بردلی فکر می‌کرد این روند ادامه خواهد داشت

یعنی همان پیشروی مداوم... خونین اما مداوم به سمت غرب

و ناگهان جهنم به پا می‌شود

دسامبر ۱۹۴۴، ساعت ۵:۳۰ صبح ۱۶

از هیچ‌کجا، لشکر‌های آمریکایی

هدف بمباران توپخانه‌ای شدیدی قرار می‌گیرند

که حدود ۹۰ دقیقه طول می‌کشد

و پس از آن سونامی تانک‌ها به راه می‌افتد

ارتش ششم زرهی اس‌اس آلمان حمله غافلگیرانه‌ای را

به قلمرو متحدان آغاز می‌کند

آمریکایی‌ها از حمله آلمانی‌ها

کاملاً غافلگیر شده‌اند

آلمانی‌ها در بسیاری از نقاط خیلی سریع

به موفقیت و رخنه دست می‌یابند، به خصوص ارتش پنجم زرهی

در بخش مرکزی

اِف. کیت دیویس، که در گردان

شانزدهم دیده‌بانی توپخانه صحرایی آمریکا خدمت می‌کرد

Greatest Events of World War II in Colour subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left