When Calls the Heart

When Calls the Heart

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 13

Información de lanzamiento

When Calls the Heart S13E01 Up In the Air 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-MADSKY
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 13 قسمت 1 When Calls the Heart 2014 زیرنویس فارسی سریال

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-01-31
Descargas: 38
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

آنچه گذشت در «وقتی دل فرا می‌خواند»

می‌خوام یه پروژه‌ی موندگار توی طبیعت وحشی راه بندازم

می‌خوان اسم پارک رو به یاد «گولدی» بذارن

اوه، خیلی متأسفم

من دیگه با این‌جور چیزا کاری ندارم

این پسرمه، کریستوفر

اولی، بیا برقصیم

در خدمتم دوشیزه مارتل

ممکنه بدنش کم‌آب شده باشه

ولی باز هم می‌خوام برای اطمینان چندتا آزمایش انجام بدم

دیگه چه چیزی ممکنه باشه؟

جکِ کوچولو دیابت داره

الیزابت، برات نامه اومده

یه نامه از طرف مادربزرگته

فکر کنم فقط می‌خواد مطمئن بشه

که جک به بهترین شکل ممکن تحت مراقبته

اگه جابه‌جا شدن به معنی خداحافظی باشه چی؟

با هم یه راهی براش پیدا می‌کنیم

هر جا بری، منم میام

خب، اوضاع چطور پیش میره

با کتابچه‌های راهنمای پارک برای بچه‌ها؟

اوپال قول داده که برای چاپ آماده میشن

تا فردا ساعت ۹ صبح. عالیه

ولی اینو نگاه کن. اوه

برنامه‌های فصلِ تماشاخانه

آره

مایکل، هی، اون آهنگ به کجا رسید

برای مراسم افتتاحیه؟

داره تموم میشه. داره تموم میشه؟

تا دو روز دیگه افتتاحیه پارک ملیه

و هنوز هیچی آماده نیست

چطور این‌قدر آرومی؟

اوه، لی

الیزابت داره برمی‌گرده خونه

دوباره همه دور هم جمع می‌شیم

دنیا به کامه

امیدوارم همین‌طور باشه

خب، اولین کاری که می‌خوای انجام بدی چیه

وقتی رسیدیم خونه، وروجک؟

می‌خوام رابرت و کوپر و توبی رو ببینم

و بیسبال بازی کنم و با «پال» برم سوارکاری

ای جانم

یادت باشه خودت رو خسته نکنی

چرا نمیری برای رفتن آماده بشی؟

باشه مامان

باورم نمیشه بالاخره داریم میریم خونه

تابستون خیلی خوبی بود

نیتن، چرا قبل از رفتن یه استراحتی نمی‌کنی؟

فکر نمی‌کنم شارلوت ازت توقع داشته باشه

که کلِ لیست کارهاش رو تموم کنی

مطمئنم که تا الان دیگه دلش رو به دست آوردی

خب، محکم‌کاری ضرری نداره

و بعد «کایزر» شیرجه می‌زنه

با این فکر که می‌تونه از دستش فرار کنه

ولی نمیشه از دستِ یه «ایرکو دی‌اچ-۴» فرار کرد

آقای ریوینگتون داشت بهم می‌گفت

همه‌چیز رو در مورد پسرعموش توی نیروی هوایی

پسرعمو؟

اسکیت، فکر می‌کردم اون برادرزاده‌ت بود

خب، معلومه که برادرزاده‌مه. منم همین رو گفتم

درسته. بحث سرِ جنگِ هوایی با «آلباتروس» بود

آه. می‌بینی؟

ایشون یه جنتلمنِ واقعیه که خوب گوش میده

پانسیونِ ثورنتون

بله حتماً، اپراتور

لوکاس! سلام. ما داشتیم برای رفتن آماده می‌شدیم

اوه، نه

خب، حتماً یه کاری هست که بتونیم انجام بدیم

ظاهراً فقط یک بازرس وجود داره

که صلاحیت تأیید درمانگاه‌های جدید انسولین رو داره

توی کلِ کشور؟

با اعتصاب راه‌آهن توی شرق

اون توی تورنتو گیر افتاده تا

نمی‌دونیم تا کی

یعنی ما تابستون رو صرفِ گرفتن ژنراتور اضطراری

ذخیره یک سالِ تست گلوکز

و یه فریزرِ پیشرفته کردیم و حالا حتی نمی‌تونیم ازش استفاده کنیم؟

می‌تونیم ازش استفاده کنیم

و این آخر هفته کلی انسولین خواهید داشت، اما

اونا نمی‌تونن تحویلِ بارهای بعدی رو تضمین کنن

تا زمانی که تأییدیه بگیریم

ولی تضمینِ انسولین

تمامِ دلیلی بود که مجبور شدیم بریم

بدون اون

خیلی متأسفم الیزابت

اصلاً می‌دونی ممکنه چقدر طول بکشه؟

امیدوارم اعتصاب تا زمستون تموم بشه

وگرنه، تا بهار نوبتِ اومدنش نمیشه

ولی حداقل این آخر هفته می‌بینیمتون

واقعاً متأسفم الیزابت

مدرسه چی میشه؟

قرار بود از هفته بعد شروع کنیم

خب، همین‌جا با الیزابت شروع می‌کنی

همیشگی که نیست

فکر کنم برم و بعضی از وسایلم رو باز کنم

شاید لازم نباشه همه‌مون اینجا بمونیم

نه. ما با هم توی این شرایط هستیم

قرارمون همین بود، الیزابت

من به «هارگریوز» زنگ می‌زنم

نیتن، اصلاً دوست ندارم ببینم توی اون کارِ پشت‌میزنشینی گیر افتادی

اشکالی... نداره

دارم کلی چیز درباره کارهای اداری یاد می‌گیرم

جکِ کوچولوی بیچاره

خیلی آماده بود که برای همیشه برگرده خونه

چه خبر شده؟

شنیدم فقط برای آخر هفته میرید

اگه مشکلی ندارید

انگار توی راه‌اندازیِ درمانگاه انسولین اونجا تأخیری پیش اومده

نمی‌تونن بازرسی پیدا کنن که تأییدش کنه

پس تا وقتی که بتونن

البته که تا هر وقت لازم باشه همین‌جا می‌مونید

خیلی ممنونم، شارلوت

خب، من باید برم به جکِ کوچولو توی باز کردن وسایلش کمک کنم

اگه بخوای من می‌تونم بهش کمک کنم. نه، نه. مشکلی نیست

خودم باید خبر رو بهش بدم

خب، حداقل حالا می‌تونم به دخترت یاد بدم

چطور یه دست پوکرِ درست‌وحسابی بازی کنه

این دختر اصلاً بلد نیست بلوف بزنه

گمانم این نشانه‌ی صداقتیه که از شما به ارث برده

خب، منم بالاخره می‌تونم لیست کارهای شما رو تموم کنم

نیتن؟

من

همه‌ی این حرف‌ها رو برای وقتی که امروز می‌خواستیم خداحافظی کنیم آماده کرده بودم

ولی بهتره همین الان بگم

وقتی شنیدم که قراره صاحب یه نوه بشم

انگار که

یه تیکه‌ی کوچیک از پسرم جک رو بهم پس داده بودن

و اصلاً راحت نبود که به کس دیگه‌ای فکر کنم

که بخواد براش پدری کنه

اما

با وجودِ تمام نظراتی که ممکنه درباره‌ی اون سبیلِ مشکوکت داشته باشم

تو مردِ شریفی هستی

و مهربونی

و همون‌قدر مردِ خوبی هستی که پسرم بود

به روشِ خودت. اومم

و اگه ذره‌ای شک داشتم

تنها کاری که باید می‌کردم این بود که

یه نگاه به اون دخترِ مثلِ جواهرت بندازم

تا بفهمم که نوه‌ی من

نمی‌تونست آرزوی پدری بهتر از تو رو داشته باشه

ممنونم، شارلوت

ولی ما هنوز... من

من هنوز... اوه

پیشنهاد ازدواج ندادی. می‌دونم

ولی میدی

بیا اینجا

خرابش نکن

و آخر هفته‌ی خوبی داشته باشی

ببین کی برگشته

اوه خدای من! رسیدین

جک کوچولو، ای جانم

از دیدنت خوشحالم

هیجان‌انگیز نیست؟

بالاخره دوباره پیشمون برگشتی

فقط یک بازرس توی کل کشور هست؟

بعد از اون‌همه تلاشی که کلِ تابستون کردیم

که فقط به خاطرِ یه بازرسی کارمون گره بخوره

گرهی که به خاطر اعتصاب راه‌آهن افتاده

گوش کن، ما فقط باید از این آخر هفته در کنار هم لذت ببریم

و امیدوار باشیم که به‌زودی برمی‌گردیم خونه

هی، قهرمانِ ما برگشته خونه

آه. به نظر میاد شما دوتا به‌خوبی اوضاع رو کنترل کردید

از دیدنتون خوشحالم قربان. جناب پاسبان

سبیلِ قشنگیه

نمی‌دونستم که تو هم... من نبودم

حدس می‌زنم هر دوتامون سلیقه‌ی خوبی داریم

من تمام وسایلم رو از خونه‌ی شما بردم

می‌دونم که «اسکات» از برگشتنت خوشحال میشه

هی، جکِ شیطون

ببینتت

سلام، الیور. خانم ثورنتون

خوش اومدید

واو. عجب دست‌دادنِ محکمی

داشته روی قدرتِ دستش کار می‌کرده

با اون نامه‌هایی که کل تابستون برای «آلی» می‌نوشت

بابا

چرا نمیای اینجا یه کمکی به من بدی؟

سلام. موهات... کوتاه‌تر شده؟

آلی

خداروشکر که برگشتی

می‌دونم

اما خب، فقط برای آخر هفته‌ست

چی؟ چرا؟

یکی اینجا هست که می‌خواد بهت سلام کنه

دلم برات تنگ شده بود

اوه

جکِ کوچولو

دوست داری درمانگاهِ جدیدت رو ببینی؟

آره

اینجا که خوب به نظر می‌رسه

خب، حداقل یه چیز سرِ وقت تموم شد

به لطفِ اون پسرِ شما

اوه، پس کریستوفر کمک کرد، مگه نه؟

فکر نمی‌کنم بدون اون می‌تونستم از پسش بربیام

به نظر می‌رسه اون کارِ جدید توی شرکت برق

داره خیلی خوب پیش میره

خب، ظاهراً که این‌طوره

ببین کی اینجاست

سلام عرض شد

از دیدنت خوشحالم پسرم

More Farsi Persian subtitles for When Calls the Heart

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left