Las primeras 200 líneas.
آره، حتماً
دفتر مرکزی فکر میکنه همه چی خوب پیش میره
فقط یه ماهه که رستوران باز شده
و پیتزای دوطبقهی جدید حسابی گل کرده
اوه
نگران نباش
با بخش بازاریابی دربارهی تابلوهای جدید پیتزا مایداس صحبت میکنم
آره
اوهوم؟
عالیه
وضعیت نونهای پروتزل جدید چطوره؟
مرسی
سلام زویی. چای لاته
دستت درد نکنه، بعد از کار جبران میکنم
همه تازه رفتن برای جلسهی گزارشِ عملکرد
یه لطفی میکنی اینو بذاری روی میزم؟
حتماً
از کفشهای جدیدت خیلی خوشم اومد
برند "فرانک هیلزه"؟
مرسی، آره، و دیگه باید برم
خوشحالم که امروز صبح همه اینجا هستن
خب، بسیار خب
شروع کنیم
فصل چهارم برای "برندهای شرکتی بینالمللی" عالی بود
پیشبینی میکنیم که
یکی از سودآورترین سالهامون رو داشته باشیم
خب، بچهها لطفاً تمرکز کنید
با "جانگل جوسری" شروع کنیم
پارسال تعداد شعبههای این زنجیره به ۵۰ تا رسید
که از هر نظر یه موفقیت بزرگ به حساب میاد
برای خودمون رزرو کردم
توی رستوران اریما، امشب ساعت ۷:۳۰
ویلهلمینا جونز
بیا دفترم
ای وای
اسم کامل، یعنی اوضاع خوب نیست
آره
قربان، اگه موضوع درمورد دیر اومدنمه
واقعاً معذرت میخوام
بشین
آیسیبی بهتازگی یه مجموعه رستوران محلی رو خریده
که دفتر مرکزی میخواد برندش رو عوض کنه و گسترشش بده
میخوان هر چه سریعتر کار رو شروع کنن
پس باید مطمئن بشیم که تمام شعبهها
با استانداردهای شرکت هماهنگ باشن
لوگوهای جدید، تابلوها و البته منوها
دقیقاً
فکر میکنیم پتانسیل کشوری شدن رو داره
فعلاً چند تا شعبه داره؟
شش تا، توی دو تا ایالت
مدیر هماهنگی کیه؟
خودت
من؟
تو برای حساب پیتزا مایداس
حسابی جون کندی
و فکر میکنم وقتش رسیده که
رهبریِ پروژهی خودت رو بر عهده بگیری
واو. لری، ممنونم
فعلاً همهی شعبهها دارن خیلی راحت
طبق استانداردهای آیسیبی پیش میرن
خب، این کار منو راحتتر میکنه
به جز یکیشون
اونا نه جواب تلفنهامون رو میدن نه ایمیلها رو
و این فقط یه شعبهی معمولی نیست
اولین و شعبهی اصلیِ اونجاست
و هنوز هم خونوادهی مؤسس دارن ادارهش میکنن
خب، پس موضوع یه کم پیچیدهتره
آره، و ازت میخوایم که این پیچیدگی رو حل کنی
مفهوم بود
خانم جونز، این فرصتیه که
خودت رو به ما ثابت کنی
اگه زود ردیفش کنی، ترفیع میگیری
پس برو وسایلت رو جمع کن
میخوام از فردا صبح اونجا باشی و
کلاً روی این برند نظارت کنی
بله، ممنونم. خیلی ممنون
اوه، نزدیک بود یادم بره
اسم برند چیه؟
اه... هارتس
و اون شعبهای که مشکل داره کجاست؟
یه شهر دورافتاده توی تنسی
سایکامور... یه چیزی
اسپرینگز؟
آره، خودشه
سایکامور اسپرینگز
تو اهل سایکامور اسپرینگزی؟
ولی تو که خیلی باکلاسی
مرسی
آخرین بار کی اونجا بودی؟
سال پیش ۱۵
پدر و مادرت هنوز اونجا زندگی میکنن؟
نه، رفتن فلوریدا
اوه، طبیعیه
ولی عمه تالیِ دیوونهم هنوز اونجاست
غرق در هنرشه
و یه جورایی صاحب رستوران رو میشناسم
این که خوبه، نه؟
نه
اون بابای همون پسریه که دوران دبیرستان باهاش دوست بودم
ای وای
و الان خیلی ضایعست چون اون ولت کرد؟
نه
من باهاش به هم زدم
وقتی بالاخره از اونجا زدم بیرون
اون واکنشش چی بود؟
اصلاً خوب نبود
ولی آخه باید چیکار میکردم؟
تمام عمرم رو توی سایکامور اسپرینگز بمونم؟
اونم وقتی که اهدافِ دوستپسرم توی دبیرستان
فقط ماهیگیری و آبجو خوردن بود؟
من کاملاً براش روشن کردم که
از زندگی چیزهای بیشتری میخوام
و فقط به خاطر اینکه اون ترجیح داد توی اون شهر خوابزده و کسلکننده بمونه
معنیش این نیست که منم باید
باقی عمرم رو هدر بدم
به نظر میرسه هنوز یه سری مسائل حلنشده داری
اونا هستن که مشکل دارن
شاید بتونی از این سفر مثل یه تعطیلات کوچولو استفاده کنی؟
"رید" هم باهات میاد؟
رید
قرار بود تا یه ساعت دیگه بیاد دنبالم
باید آماده شم
کجا میبرتت؟
اریما
واو! چه عالی
فکر میکنی ممکنه
بهت پیشنهاد ازدواج بده؟
فکر میکنی میخواد...؟
اوهوم
یه چیزی برات دارم
سورپرایز
این آپارتمانِ جدیدمونه
آپارتمانِ ما؟
مینا، ما دو سال و یک ماه و
پنج روزه که با همیم
فکر کنم وقتشه که رابطهمون رو
یه مرحله ببریم جلوتر
حاضری بیای با هم زندگی کنیم؟
واو
واقعاً... شوکه شدم
مگه نه؟
عکسش ماهِ پیش روی جلدِ مجلهی "دکوراسیون مدرن" بود
نظرت چیه؟
یه بخشی از وجودم میخواد بگه آره
و همین فردا اسبابکشی کنم
و توی اون بالکنِ
بهطرز عجیبی بزرگ، مهمونی بگیرم
خب پس فقط بگو آره
ولی یه بخشِ بزرگتری از وجودم
همیشه تصور میکرد که اول ازدواج میکنم
میدونم، میدونم
یه کم قدیمی فکر میکنم، ولی
اینطوری بزرگ شدم
عزیزم
یه زندگی مشترکِ مادامالعمر
یعنی انتقالِ آگاهانه
از یک مرحلهی زندگی به مرحلهی بعدی
با هم زندگی کردن
فقط قدم اوله
همهی اینا بخشی از برنامهی پنجسالهی منه
برنامهی پنجساله؟
اوهوم
دو سال با هم دوست میمونیم
حدود یک سال با هم زندگی میکنیم
تا به ریتم زندگیِ همدیگه عادت کنیم
هر دومون ترفیع میگیریم
و بعد، وقتی از نظر مالی خیالمون راحت شد
ازدواج میکنیم
و یک سال بعدش هم میتونی کارت رو ول کنی
و تکفرزندمون رو بزرگ کنی
یک دونه بچه؟
میدونی که داشتنِ بچهی بیشتر
نه مسئولانهست و نه برای محیطزیست خوبه
درسته، حتماً
فکر کنم فقط تصور میکردم خودم هم توی این مسائل حقِ نظر دادن دارم
دارم کلافهت میکنم
دارم میبینم
من همیشه همینطوریم
وقتی بابت چیزی هیجانزده میشم
دیگه یهو
گوش کن رید
آپارتمان خیلی قشنگیه
فقط
باید برای یه مأموریت کاری
از شهر برم بیرون
و الان واقعاً توی موقعیتی نیستم که
بخوام همچین تصمیم بزرگی بگیرم
بذار دربارهش فکر کنم
خب، حق با توئه
چی؟
اوه
ای بابا
کفشهای فرانک هیلزم؟
هی، بچهها
هی
واقعاً؟
امروز؟
کیش
رفیقهات رو هم با خودت ببر
راه بیفتین دیگه
No comments yet. Be the first to leave one.