Las primeras 139 líneas.
بزودي گرفتار حيله سه دم خواهيد شد
در کل روشهاي معمولي جواب نميده
...خوبه، زياد مهم نيست من بايد حرکت بعدي رو شروع کنم
H.M.K ترجمه و زيرنويس توسط قسمت 100
درون مه
هي، حالت خوبه
آره، بد نيستم
بنظر نميآد نينجاهاي کونوها اينطرفا باشن
اما من نميتونم موقعيت رو مشخص کنم
بگو، اون موج بزرگ ديگه چي بود؟
...اون صداي فرياد يه چيزي بود
گورن و بقيه دارن چکار ميکنن؟
شايد براي ما بهتر باشه که ندونيم
اوه، گوزو... تو زنده اي
آره، گورن کجاست؟
نميدونـم
!تو ميتوني پيداش کنـي
ما هم دلمون ميخواد ولي يدفعه خفاشهام ارتباطشون قطع شده
رک بگم، گيج شـدم
معلوم هست کجا داري ميري؟
...ممکنه که صدمه ديده باشه
هي پيداکردنش... هي گوزو
اوه،پسر، عاشقش شده
وووووه
لعنتي، عجب جهنمي بود
من چقدر از اونجا دور شدم؟
فهميدم
اون...؟
اون با افراد اروچيمارو چيکار داشت؟
گوش کن، برو دنبالش
!نزار که اون از دستت بره
او، هـا
اون بچه ...ميتونه که تقصير من باشه
...لعنتي، اين مـه
من کجام؟
!ساسکه؟
مزاحم نشو
...چرا تو
ميخواي باساکه چيکار کنـي؟
ميخوام تکنيک جابجائيم رو شروع کنم
چي...؟
اين آرزوشـه
اون خواهان قدرته، منم بهش اون رو ميدم
بهت اجازه نميـدم
ما ساسکه رو به شهرمون برميگردونيم
چه ابلهانه اون همچين چيزي رو نميخواد
ساکت شو خونه جائيه که به بهت فکر ميکنن و بهش اعتقاد دارم
...جالبه اگه حقيقت داشته باشه
...ساکت شو
تو... پشيمون ميشي
خفه شو
وايسا، ناروتو
پييو، نزديک بـود
کاکاشي-سنسي؟
ببين، بالاخره پيدات کرديم داري چيکار ميکنـي؟
...ها؟ ولي اروچيمارو اينجا بود
ها؟ من که هيچي حس نکـردم
بنظر ميآد... اون يه توهم بوده
ها...؟ اما...؟
حالت خوبه، ناروتو؟
ما همه رو جمع کـرديم
اما به اين معني نيست که مشکلمون حل شده
هووم؟
ببيـن...؟
ايـن...؟
حرکاتشون عجيب شده
جهت يابيشون از بين رفته براي رد يابي نميتونيم ازشون استفاده کنيم
هي،هي، جدي ميگـي...؟
زماني شروع شد که مه غليظ تر شد
اينطرف، ناروتو يه توهم ديده
بنظر يه مه ساده نميآد
ناروتو... تو اون درياچه چه اتفاقي افتاد؟
هـا؟
اونجا.. يه لاکپشت بزرگ وحشي شده بود
اون کسائيکه باهاشون مبارزه کرديم با اون درگير شده بودن
هـا؟
چي...؟ يه لاک پشت...؟
هي... داري ميگي که اون چاکراي زياد براي يه لاکپشت بوده
ساکت شو، دارم راستشو ميگـم
بهرحال، يه لاکپشت علت اون بود
گاماکيچي اون رو ديد، نظرش اينه که اون سه دمه
سه دم...؟ هيولاي دم دار اينجا ظاهر شده
احتمالاً...بنظر ميآد نديده که اون چنتا دم داره
سنپاي
درست همون موقع که ما متوجه هدفشون شده بوديم
درگير يه معمـاي ديگه شديـم
ناچاراً، بايد عقب نشيني کنيم جائيکه مه بهمون نرسـه
تمام اطلاعاتمون رو جمع کنيم و يه نقشه ديگه بکشـم
براي چي اون رو نکشتي؟
اين ديگه چي بود...؟
...گورن
يوکيمارو...؟
فهميدم... داشتم با سه دم ميجنگيدم که بيهوش شدم
هيچ موقع تصور نميکردم که سه دم انقدر قدرت داشته باشه
تو اين اوضاع وقت استراحت کردن نيست
اگه کونوها مشغول کار شدن
ميخوام برم پيش رينجين و بقيه ...ولي اين مـه
چه اتفاقي براي سه دم افتاد؟
نميدونم... يکدفعه ساکت شد
....فهميـدم
...اما خوشحالم که شما بهوش اومدي
...شما تمام مدت ناله ميکـردي
شما بيدار نميشـدي
هر چقدر که شما رو صدا ميکردم
...متوجـه شدم
اون تمام مدتي که من بيهوش بدوم کنارم بوده
پس حالا، بايد بريم ديگران رو پيدا کنيـم؟
...هـا، اما من نميـدونم
چـي؟
برام عجيبـه ...هيچ نيروئي تو بدنم نيست
!تو دوباره تب داري از اون موقع...؟
بياکوگان
اوه، جالبـه
چيزي ديدي؟
بله، بيايد برگرديم
بسيار خوب
چطور پيش رفت؟
بله... مطمعناً اين يه مه معمولي نيست
مقداري چاکـرا درونش وجود داره
ازاين گذشته، اون تمام درياچه رو پوشش داده
اون مقدار قابل توجهي چاکرا هستش
حدس ميزنم، درست به اين نتيجه ميرسيم که اين مه توسط سه دم درست شده
...بله
با توجه به اون چيزهائي که ناروتو گفت
اون مه قدرت داره که دچار توهمت کنه
شبيه يه حصاره
نزديک شدن به درياچه خطرناکه
بد شد ...اون هنوز اونجاست
اون...؟
ساکورا يادته، قبلا بهت گفتم تو راه اينجا ديدمش
اوه، درسته
...او، اون موقع که دروغ ميگفتي
مزخرف نگو بهرحال، اون هنوز اونجاست
تويه اون مـه
درياچه؟
خواهش ميکنم کاکاشي-سنسي اون نينجا نيست
...بايد پيداش کنم، اگه زنده باشـه
متاسفم، ناروتو. نميتونم اجازه بدم
کاکاشي-سنسي
No comments yet. Be the first to leave one.