Las primeras 200 líneas.
بله؟
نه
چی داری میگی؟ منظورت الانه؟
آره فکر کنم
کاراگاه هاردی ، باید از اینکه دادگاه امروز بالاخره آرامش را به شهر برمیگردونه خوشحال باشید
دادگاهِ امروز فقط به دادخواست متهم و بررسی پرونده مربوط میشه
ولی باید از اینکه بالاخره متهم اصلی رو دستگیر کردین خوشحال باشید
این دیگه چه جور سوال کردنه؟ خوشحالم؟ اینطوری بهش روزنامهنگاری یاد میدی؟
" کِلِیر "
اگه میخواید میتونید جواب بدین
خیلی خب
جلسه دادرسی امروز نتیجه تحقیقات کامل و بیوقفه توسط تیمی از ماموران پلیسی هست
که شب و روز و در شرایط سخت دست از کار نکشیدند
و احساستون در مورد دیدن دوباره جو میلر چی هست؟ - نه ، نه . این موضوع در مورد من نیست -
این مرد شوهرِ کاراگاهی هست که با شما همکاری میکرد مسلما شما هم مثل ما خواستار یه چیز هستین
جو میلر برای کاری که کرده متهم شده هر چه زودتر گناهکار اعلام بشه بهتره
خوب میدونید که من نمیتونم در مورد دادگاه امروز اظهارنظری کنم
دلتون برای کاراگاه بودن تنگ نشده؟
همیشه روی اعصاب همه راه میری الیور؟ - فکر میکردم که بعد از این پرونده از اینجا میرید -
الان که دیگه دلیلی برای اینجا موندن ندارین - خیلی خب ، چندتا عکس لازم داریم -
اگه ممکنه اون سمت بایستید
اینجا؟ شوخی میکنی؟ - اون صخره اخیرا خیلی فرو میریزه -
همه چیز همیشه در حال از هم پاشیدنه - اگه ممکنه سرتون رو بالا بگیرید -
لبخند بزن
خیلی خب ، عالی شد
" کلیر : لطفا جواب بده "
تامی چطور داره با این ماجرا کنار میاد؟ - من و مادرم تمام سعیمون رو برای کمک بهش میکنیم -
"ولی هنوزم نمیخواد برگرده پیش "اِلي
اِلي" رو دیدی؟"
تو چی؟
"Broadchurch" فصل 2 قسمت 1
: مترجمین pinklotus-mestry
من واقعا متاسفم . متوجه نبودم - سرعتتون خیلی بالا بود -
من یه قرار دکتر توی بیمارستان دارم
نتیجه نمونهبرداریهام هست وقتِ قبلی دکترم رو از دست دادم
مطمئنم همینطور بوده
ببینید ، اینکارت وقتِ دکترم هست
بیخیال ، گناه داره
گواهینامهتون لطفا
اینجا ما معمولا زیاد به مردم گیر نمیدیم
خداوندا به ما قدرت مواجه شدن با مشکلات امروز رو عطا بفرما
معرفت به ما عطا بفرما تا راه درست را در پیش بگیریم
و به ما کمک کن تا عواقبِ بد کارهای خود بر دیگران را درک کنیم
همیشه بر سر دو راهی قرار میگیریم و از تو میخواهیم که ما را از تاریکی
به سمت روشنایی هدایت کنی
ما را ببخش و به ما رحم کن
و ما را به سمت رستگاری راهنمایی بفرما
آمین
باید از اینجا بری
کسی میدونه که اومدی ملاقات من؟ - نه . کسی نمیدونه -
سعی کن امروز قوی باشی جو
داره کار میکنه؟ - نه دقیقا -
فشار به اندازه کافی نیست - پس درستش کن . اگه این مخزن پر از آب نباشه - ...و من وسط انقباضهام باشم
توی بیمارستان که مخزن آب دارن - تو رو خدا دوباره شروع نکن -
میخوام تو خونهام بچهمو به دنیا بیارم
چی شد نایج؟ درست شد یا نه؟
نه هنوز . دارم روش کار میکنم
بذار برم برات یه پمپ قویتر بیارم . باشه؟
ممنون
تو کجا بودی؟ - هیچی . به کارام میرسیدم ، میدونی که -
نه نمیدونم
باید راه بیفتیم "لباست رو عوض کن "کلوئی
تو همچین موقعیتی چی باید گفت؟ موفق باشی؟
آقای میلر ، اَبی تامپسون هستم
بله ، خاطرم هست
چیزی هست که توی پروندهها نباشه و من باید ازش اطلاع داشته باشم؟
نه ، نیست - خوبه -
همین که دادرسی شما ثبت بشه و گناهکار اعلام بشید برای اجرای حکم دوباره به زندان برمیگردید
میبینمتون پس
در مورد پرونده اظهار نظری دارین؟
میشه یه عکس ازتون بگیرم؟
کِلِیر : میشه بهم زنگ بزنی؟ " " یه ثانیه هم طول نمیکشه
کِلِیر : میدونم سرت شلوغه " " خواهش میکنم . مهمه
صبح بخیر . اوضاع چطوره؟
فقط یه دادرسی سادهست . همین که متهم اعلام بشه برای اجرای حکم به زندان برمیگرده
قاضی در مورد گزارشات روانپزشکی سوالاتی میپرسه و ما هم تاثیرات روحی ناشی از این مقتول رو تایید میکنیم
دادگاه طبقه بالا هست و بعد از دادگاه من با شما صحبت میکنم
خیلی خب
نیازی نبود امروز اینجا باشین - چرا ، لازمه -
باید با گوشهای خودم بشنوم که بگه گناهکاره - تمام افراد مربوط به پرونده میلر به دادگاه 1 مراجعه کنند -
تمام افراد مربوط به پرونده میلر به دادگاه 1 مراجعه کنند
باورم نمیشه
"بهش توجهی نکن "بِث
ممنون
ببخشید ، دادگاه کِرَون و میلر کجاست؟ - طبقه دوم ، دادگاه اول -
ببخشید
میلر
فکر نمیکردم جرئت اومدن رو داشته باشه - "بسه دیگه "بِث -
چیه؟ - فقط بذار این ماجرا تموم بشه . باشه؟ -
دِوِن چطوره؟ - وحشتناکه -
عموم باید این قسمت بشینن . ممنون
هی ، هی ، هی ، هی ، بیرون . همین الان
اینجا چه غلطی داری میکنی؟ میدونی امروز چقدر مهمه؟
متاسفم . نگران بودم و گوشیت رو خاموش کرده بودی - نمیتونی اینجا باشی -
معذرت میخوام . خیلی ترسیده بودم - و نمیدونستم چیکار کنم همین الان برو -
فکر میکنم که اون برگشته و داره دنبالم میگرده
چی داری میگی؟
نه . نمیتونه برگشته باشه امکان نداره
میفهمیدم اگه برگشته بود . چرا اینطوری فکر میکنی؟ - امروز صبح 9 تماس بیپاسخ بدون شماره روی گوشیم بود -
...معنیش این نیست که - خودشه -
نه . اون مردِ نیست و تو هم باید آرامش خودت رو حفظ کنی
خودم میدونم کجاست یه نفر مراقبشه
حتی توی کشور هم نیست
"بهتره که مطمئن باشی "اَلِک چون اینقدر ترسیدم که نمیتونم نفس بکشم
همه چیز مرتبه . فقط آروم باش و نگران نباش همین که کارم اینجا تموم شد میام پیشت
حالا لطفا برو خونه دیگه
همه چیز روبراهه
بهتره از در پشتی بری بیرون
اون زنه کی بود؟
همه لطفا بایستید
...همهی افراد درگیر پروندهی میلر
بهم نگاه نکن نامَرد
آیا اسمتون جوزف مایکل میلر هست؟
بله - جوزف مایکل میلر ، شما متهم به قتل هستید -
دلیل این اتهام این است که شما در تاریخ 18 جولای 2013
شما دنیل لاتیمر را در شهر برودچرچ به قتل رساندید
چطور از خودتون دفاع میکنید؟ گناهکار هستید یا بیگناه؟
گناهگار نیستم - نه -
نمیتونه اینکار رو بکنه
ببخشید عالیجناب
ببخشید ، میتونم درخواست اعلام جرم مجدد کنم؟
مَرد باش جو خودت میدونی چیکار کردی
لطفا بشینید
گفتم بشینید
خانم تامپسون ، از واکنش شما میتونم بفهمم که شما هیچ اطلاعی از این موضوع نداشتین
خیر ، اطلاعی نداشتم عالیجناب - میتونید دفاعیهی خودتون رو دوباره تایید کنید آقای میلر؟ -
حداقل برای اینکه نمایندهی شما از این موضوع اطلاع پیدا کنن
گناهکار نیستم
اشغال شده - میدونم . بیا بیرون میلر -
برو بیرون . اینجا دستشویی زنونه است - نمیتونی بیای اینجا چیکار داری میکنی؟ خیلی وقته اون تویی -
آهای ، مگه اون تابلو رو نمیبینی؟ دارن اینجا رو تمیز میکنن . برو بیرون ، بیرون
خودت رو کنترل کن - خیلی ممنون بابت نصیحتت -
خدای من ، تو که جو رو دستگیر کردی
اون تلفن دنی رو داشت . خودت دستگیرش کردی و ازش بازجویی کردی . مقاومتی نکرد . گناهکاره
همهی مدارک علیه اون هستن و سازمان رسیدگی به جرایم هم شَکی در متهم بودنش نداره
نمیفهمه با این کارش چه بلایی سر "بِث" و مارک میاره؟ چه بلایی سر ما میاره؟
کی میخواد به تام خبر بده؟ - الان مدرسه است . اگه دوستاش زودتر بفهمن چی؟ من با خواهرت حرف زدم -
خواهرت و "اُلی" دارن میرن وقت ناهار بیارنش خونه - میتونم باهاشون برم و ببینمش -
خودت میدونی که تام نمیخواد تو رو ببینه
ولی من مادرشم
اگه نرم بیشتر از قبل منو سرزنش میکنه اگه دادگاهی باشه چطور میتونم دوباره بدستش بیارم؟
چطور زندگی من به اینجا رسید؟
متاسفم
میخوای بغلت کنم؟ - چی؟ نه - خیلی خب -
این چه طرز رفتار کردنه؟ همدیگه رو بغل کنیم؟ - میخوام کمکت کنم . معمولا مردم اینکار رو میکنن -
خب تو از اون آدمها نیستی - بهتره امروز تنها نباشی -
من تنها هستم قربان - نیازی نیست بهم دیگه بگی قربان - میدونم -
بهخاطر خدا ، تو اینو گذاشتی اونجا؟
خب ، حالا چی میشه؟
متاسفانه به دادگاه کشیده میشه
باورم نمیشه اینطوری شد
باید مطمئن بشیم که دادگاه سلطنتی بهترین وکیل مدافع رو براتون بگیره که ممکنه کار سختی باشه
میتونی برامون یه وکیل خوب پیدا کنی . درسته؟
میدونم شما کی رو میخواین ولی کار وکلالت رو کنار گذاشته
خیلی وقته که روی پروندهای کار نکرده
اون زن توی کارش بهترینه . از اهالی برودچرچ هست و دادگاه سلطنتی هم قبولش داره
من میدونم کی رو دارین میگین - باید چیکار کنیم که بهمون کمک کنه؟ -
مگه 5 دقیقه قبل از اینکه بری توی جایگاه باهم حرف نزدیم؟
مگه باهم حرف نزده بودیم که چی بگی؟ - میدونم ، میدونم . متاسفم -
من فقط اینجا هستم تا از طرف تو صحبت کنم
منو یه احمق جلوه دادی
حداقل میخوای بهم بگی چی تو سرت میگذره؟ - خیلی وقت برای فکر کردن داشتم . باشه؟ -
نمیتونم برای مرگ دنی به زندان برم
یه وکیل رو برام پیدا کن تا پرونده منو قبول کنه
هی ، داشتم بهت زنگ میزنم - راست میگی . متاسفم ، متاسفم -
به هوای تازه احتیاج داشتم تا خودمو جمع و جور کنم
باورت میشه جو اینکار رو کرد؟ - با خودش چه فکری میکنه؟ واقعا نمیدونم -
تو حالت خوبه؟ - آره ، آره . الان نمیتونم بیام -
باید یه کاری انجام بدم
خیلی خب پس بعدا حتما بیا برات غذا درست میکنم
این دیگه چه وضعشه - مگه بهت نگفته بودم؟ -
20پوند شرطت رو رد کن بیا پسر جون
آخه چطوری در مورد این نفهمیده بودم؟
به نظرم بهتر از اون دختره میتونه گیرش بیاد - من که این فکر رو نمیکنم -
به نظرم بکا براش کاملا مناسبه من که ازش خوشم میاد
چیه؟ فقط یه بار فقط برای اینکه باهاش باشم
الیور - خیلی خب ، مقاله تمام شد -
آماده برای گذاشتن تو وب و منتشر شد
عالیه - "اُلی" -
کجای دادگاهی شدن عموت عالیه؟ در مورد تام فکر کردی؟
آره ، نه . معلومه که فکر کردم پسر بیچاره
باید بریم مدرسه دنبالش
فکر کنم امروز باید شهادت بدم
تو چرا باید شهادت بدی؟
نمیدونم . فقط فکر میکنم همهی ما احتمالا باید شهادت بدیم . حالا میای بریم یا نه؟
سلام
نباید میومدی دادگاه - میدونم . کار احمقانه ای بود -
معلومه که کارِت احمقانه بود دیگه از اینکارا نباید بکنی
بهخاطر امنیت خودته که کسی نباید بدونه اینجا هستی - گفتم که معذرت میخوام -
...فقط بهخاطر اون تماسها خیلی دلهره داشتم و
بهت احتیاج داشتم
باید قراری که باهم گذاشتیم رو انجام بدی - "بهم قول بده که جام امنه "اَلِک -
بهت گفتم که جای هیچ نگرانی نیست - پس میمونی پیشم؟ -
نه . یه سری کار دارم که باید انجام بدم - دوست ندارم اینجا تنها بمونم -
اینقدر نگران نباش - نمیدونی که چه کارایی از دستش برمیاد -
چرا ، خوبم میدونم خیالت راحت باشه . حواسم به همه چی هست
وای ، اینجا چقدر گرمه . تمام رادیاتورهات رو روشن کردی هوای به این خوبی . دلت میاد؟
وای خدا
اینقدر حرف نزن . منو تنها بذار
نه
No comments yet. Be the first to leave one.