Las primeras 157 líneas.
این همهچیز رو تغییر میده
باشه،فکر کنم یه انفجار پلاسمای دیگه کار ما رو راه میندازه
کارت خوب بود!
خوبه،من میتونم مستقیم افق رو ببینم
این باید کار رو برای کسی که میخواد جاسوسی مارو کنه سخت کنه
من در عجبم که برج مراقبت دوقلوها چجوری شده
من فقط یه فکر دارم
آره
یه چیزی برای تو بد نیست؟
آره،این باید خیلی وقت پیش میافتاد
شاید ما واقعا یه کار،نه این امکان نداره
- بگو - یه کار....درست؟
من یه حس عجیب دارم،این حس مسئولیت پذیریه؟
منم همین حس رو دارم،سریع بیا بریم بکوبیمش توی صورت هیکاپ
خیلی جالبه
باشه،دختر بیا بریم سراغ آزمایش سنگها
موضوع سوم... سنگ رودخانه
- هی!چیکار میکنی،فیشلگ؟ - هی،اسناتلود،اگه از من میپرسی
دارم آزمایش میکنم که سنگهای مختلف چه تاثیری روی شعلهی میتلاگ داره
و این چجوری تصویر توی چشم اژدها رو تغییر میده
باشه درسته
من همین الان یادم اومد،که تو خسته کنندهای،و من برام مهم نیست
منم نمیتونستم به این خوبی بذارم دختر
حتی باحال ترم شد
هیکاپ!هر کاری میکنی نکن،و صورتت رو بیار جلو
اماده باش که مالیده بشی
سوارکارهای اژدها؛همونطور که خواستید،ما ساختیم ـش،تقدیم میکنیم بهش ما...
- با برج سنگی نگهبانی جدید شما - آره!
شماها هیچوقت ناامید نمیشید نه؟
چی؟نه!صبر کن!یه دقیقهی پیش اینجا بود
- رافنات،باهاش چیکار کردی؟ - من هیچکاری نکردم
ای جونور دروغ گو،تو همیشه به برج مراقبت سنگی ـه من حسودی میکردی
برج سنگی تو؟
برج سنگی من بود
باشه،باشه،باشه
همگی اشیاء تیز رو کنار بذارید
باشه،شاید این کار برای شماها سخت بود که تنها انجامش بدید
من میتونم همیشه آسترید رو توی پروژهها با شما بذارم
هیکاپ،از کیسهی خلیفه نبخش
- ولی ما ساختیمش،راست میگیم - اعتماد کن ،بهم،هیکاپ
هیچکس بیشتر از ما دربارهش هیجان زده نبود
هیکاپ! هیکاپ!سریع بیا
به نظر که خوب نمیاد
فیشلگ؟
مراقب جای پات باش
فیشلگ،مشکل چیه؟
مشکل؟ چیزی مشکل نداره
به جز اینکه من بزرگترین کشف
در تاریخ شهروندان برک رو انجام دادم
فیشلگ،این خیلی...
این یه گرانکله
و اینم یه تخته سنگه که توسط آبها محاصره شده
و یه سری قلهی کوه دوگانه
- اعماق تاریکی! - خونهی اجدادی گرانکل ها
واقعیت داره،هیکاپ،و ما بالاخره پیداش کردیم
چیه این خیلی جالبه؟
من باید توضیح بدم واقعا؟
- کشف خسته کنندهی تو؟بله - اعماق تاریکی یه جزیرست
که تا الان ما واقعا مطمئنم نبودیم که وجود داشته
توی هیچجای کتابب اژدها هم نبوده
هرچند،در کتاب های بورک،یه سری اشاره بهش شده
ولی فقط برای مقدمه و به طور خلاصه
به یه سری گونههای کاملا متفاوت
اگه ما میتونستیم اعماق تاریکی رو پیدا کنیم
خیلی از رازهامون رو جواب میده،نه فقط برای گرانکل ها
بلکه تمام گونههای اژدهاهای تخته سنگی
میفهمی این چقدر جالبه؟
اینو ببین؟ برای من اصلا مهم نیست
هیکاپ؟من تونستم مسیر رو از
این رمزینهها پیدا کنم
این جزیره خیلی دوره دورتر از همه چیزهایی که ما تا الان پرواز کردیم بهشون
و من هیچوقت میتلاگ رو اینقدر هیجان انگیز ندیدم
من قرار اولین شهروند برک باشم که پامو توی اعماق تاریکی میذاره
- چه افتخاری - باشه،من فهمیدم،فیشلگ
ولی من و بی دندون هم باهات میایم
- فقط شاید کمک بخوای - باشه،تو هم میتونی بیای
ولی من اولین کسیم که پاشو میذاره،باشه؟
- تو میتونی دوم باشی - باشه،من قول میدم
خب،پس بزن بریم،هیکاپ
زودباش،میتلاگ،باید بریم وسایلمون رو جمع کنیم
راف،تاف؟
داد نزن،میشه؟
ما داشتیم کل شب برج رو درست میکردیم
خوبه!پس من باید بهش یه نگاهی بندازم یا نه؟
آماده باش که چشمات جشن بگیرن
باشه،دقیقا چشمای من باید روی چی جشن بگیرن؟
خب،برج دیگه... اوه،بیخیال
صبر کن،شاید ما سمت اشتباهی وایستادیم
نه،همینه،سمت چپ مرغ سلام،مرغ
یه کسی برج مارو دزدیده
بیخیال!میدونی که هیچکس حرف مون رو باور نمیکنه
پس بیا بریم دوباره اون چیز احمق رو بسازیم
نمیشه به هیچکس توی این مقر اعتماد کرد
آره،شماها همتون دروغ گویید
فیشلگ،من تورو اینقدر هیجان زده ندیدم
زمانی که جشن اسناتلاگ بود توی صبح،اون زمان ما هفت ساله بودیم
میدونم،من حتی نتوسنتم صبحانهی سوم رو تموم کنم
امیدوارم،گشنم نشه
اعماق تاریکی،بگیر که اومدیم
آره،آره،فیشلگ
باورم نمیشه واقعا اینجام
ببخشید،دختر،ما اینجاییم
باید روی قسمت آخرش کار کنم،هیکاپ
هیفنه ببین،من از آهنگ خوشم اومد فقط یه نکته
گرانکل های پرسه زن کجان؟
فکر میکنی،ممکن روی یه جزیرهی اشتباهی فرود ....
نه،این دریاچهی شن ـه واینم دو تا قلهی کوه
هیکاپ،اینجا اعماق تاریکی ـه
آره،من با توئم رفیق
ببین،میتلاگ دوستای جدید پیدا کرده
بهت گفتم اینجا گرانکل هست
رفتار عجیبیه برای یه گرانکل
معمولا خیلی دوستانه ذفتار میکنن
شاید زمین لرزه حالشون رو بد میکنه هیچکس زمین لرزه دوست نداره
دیدی؟
راناوی بولدر
میتلاگ!
فیشلگ!
خیلی نزدیک بود
هی،فیشلگ؟ آخرین باری که یه
- دیدی یه سنگ سربالایی قل بخوره - هیچوقت؟
آره،منم
- چجوری امکان داره؟ - وقت فهمیدنش نیست
نمیتونی ازش دوری کنیم
سریع،این پایین
به نظر میاد نتونیم پرواز کنیم بیرون،رفیق
مشکلی نیست،فکرکنم گم ـش کردیم
پس بیاین بریم بیرون،آروم
چی؟این اتفاق میفته اگه صبحانهی سوم رو نخوری
- هیکاپ؟ - دیدمش،فیشلگ
جالبه مدل تخته سنگی ـه
هیکاپ،نظرت دربارهی
- کتستراکفبک کوئاکن به عنوان اسمش - خب من فکر کنم،ما باید
بعدا براش اسم بذاریم،و الان تمرکز کنیم رو اینکه یه وقت کشته نشیم
تا زمانی که به اونن توپ تبدیل نشه فک کنم ما جامون امنه
فیشلگ،اون گرانکل هارو پروازشون بده
باشه،فکر کنم ما اصلا در امنیت نباشیم
- فیشلگ،میتلاگ،عقب نشینی - فکر میکردم هیچوقت نپرسی
باشه،زودباش
واقعا؟بازم گرانکل؟
فقط چندتا گرانکل ـان ما میتونیم از پسشون بر بیایم
گفتش که فقط چندتا ولگرد
آره،تو باید .واقعا یه نگاه به این بندازی
خب اینجا جایی که تمام گراانکل های اعماق تاریکی رفتن
باورت میشه اینا همهی راه رو پرواز کردن؟
گرانکلها شاید کند باشن ولی سر سختن
آره،به منم دربارهش بگو
هی!ان سنگ رو توی اون دهنت نذار
هیچ فکری نداری از اینکه کجا بوده،آقا
هیکاپ،اینا دارن از کنترل خارج میشن ما باید
- برشون گردونیم به جزیر ـشون - یه مشکلی با این حرفت هست
اونا توی خونشون توسط یه اژدها مدل تخته سنگی مورد تعقیب بودن
- کتستراکفبک کوئاکن اگه یخوایم دقیق باشیم - کوئاکن اشمیکن(معنیه خاصی نمیده)
تو گذاشتی یه اژدهای تنبل بتونه کنترل جزیرهی میتلاگ رو بگیره؟
- به این سادگی ها نوبد،اسناتلود - مطمئنم هست
کوئاکن،یک، میتلاگ،مایه تاسف
باشه،میشه ولش کنید یه مشکل بزرگتر داریم
No comments yet. Be the first to leave one.