Información de lanzamiento

Douluo Continent E22 DramaDL
Comentario por AHEE
ترجمه اختصاصي سايت دراما دي ال @DramaDLL

Etiquetas

other
Publicado el: 2021-02-17
Descargas: 22
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

سـرزمیـن ارواح

قسـمت بیسـت و دوم

،بعد از تغییر شکل

نیروی پشتیبان تیم مبارز اهریمنی .پیدام کرد

اونها بهم گفتن که

هرکسی که تنهایی کار کنه، بهش .زور میگن

،ولی اگر ما کنار هم بمونیم

.همه چیز تغییر میکنه

،اگر با هم متحد بشیم

،و به همدیگه کمک کنیم

.میتونیم تقدیرمون رو عوض کنیم

برای همین به تیم مبارز اهریمنی ملحق شدی؟

درسته

.من نمیتونم خودمو با ارباب یه مقایسه کنم

فقط میتونم اول در تیم مبارز اهریمنی .تمرین کنم

وقتی از ارباب یه شنیدم که

،تو قراره توی آزمون شرکت کنی

.خیلی هیجان زده شدم

.از اون موقع منتظرت بودم

ولی من شنیدم که تیم مبارز اهریمنی

.آدمای زیادی رو در میدان مبارزه کشته

.کاری از دستمون برنمیومد

.چونکه اونها خیلی ضعیف بودن

چرا به جای کشتنشون

فقط فراریشون ندادین؟

کاپیتانمون گفت

.ما نباید به هیچکس در مبارزه رحم کنیم

،باید ترس رو گسترش بدیم

.و اونوقت هیچکس نمیتونه بهمون زور بگه

.این خیلی ظالمانس

‌.ولی خیلی هم موثره

،تحت رهبری کاپیتان

شهر شیسی به زودی

.قلمروی تیم مبارز اهریمنی میشه

.میدونم نگران چی هستی

،در تیم ما

چند تا استاد روحی با چهار حلقه روحی هستن‌

.که تو حریفشون نمیشی

،ولی حالا که ارباب یه تو رو معرفی کرده

این مبارزه

.فقط یک آزمون نمایشی میشه

،اگر بتونی برای مدتی تحملش کنی

‌.میتونی موفق بشی

.ریسکش خیلی بالا نیست

تو چرا

داخل اون کوچه شدی؟

اون زن

همسر یکی از اساتید ارواح شکست .خورده است

کاپیتان ازم خواست تا اونو از شهر .بیرون کنم

.و اتفاقی شما رو دیدم

اشکالی نداره. بعدا بهش رسیدگی .میکنم

‌.اون فقط یک آدم عادیه

.درست میگی. منم نمیکشمش

وانگ شنگ

من میتونم بفهمم که

.تو توسط ارباب جوان شیائو شکنجه شدی

ولی تو این حق رو نداری که ناراحتیات رو ،سر بقیه خالی کنی

اونم فقط بخاطر اینکه شیائو چن یو اون .کارو باهات کرده

یادت رفته که تو هم تحت تعقیبی؟

.تو هم مورد آزار قرار گرفتی

یک نفر بهم گفت که

آدمهای خوب ممکنه کار اشتباهی انجام .بدن

آدمهای بد ممکنه کارهای خوب انجام .بدن

.منطقی باش

کاپیتان بهم گفت

.مردمی که با من مهربون هستن، خوبن

درغیرصورت، همشون ادمهای بدی .هستن

پس تو میخوای همشون رو بکشی؟

،اگر انقدر سنگدل باشی

اونوقت با اون آدمهایی که

.ازشون خیلی تنفر داری، فرقی نداری

!دیگه کافیه

تانگ سان

اجازه نده کاپیتانمون

‌.حرفی که گفتی رو بشنوه

.برای خوبی خودت میگم

وانگ شنگ، من فکر میکنم که تو

.در مسیر درستی نیستی

نمیخوای آزمون رو بدی؟

من حتما

.در آزمون شرکت میکنم

عالیه

ولی اگر اینکار رو نکنم چی میشه؟

مگه نمیدونی که

مشکلت

شخصا توسط ارباب یه حل شده؟

.کاپیتان هم اونو جدی میگیره

،اگر در مبارزه شرکت نکنی

فکر کنم کاپیتان تیم رو هدایت کنه

.تا تو رو بازداشت کنه

بعدش من رو میکشه؟

،حالا که تو اینجا موندی

‌.پس ما الان با همدیگه هم رزم هستیم

.خیلی بهش فکر نکن

فردا من و کاپیتان

.تو رو به میدان رزم میبریم

من فردا باید یک گروه رو از شهر به بیرون .هدایت کنم

داری فرار میکنی؟

.نمیکنم

.خیلی وقته که در انتظار این مبارزه ام

،خوبه پس. تا زمانی که فرار نکنی

،دوستات، به علاوه شیائو وو

.به مشکل نمیخورن

منظورت اینه که اگه سعی در فرار داشته ،باشم

شما به اونها آسیب میزنین؟

.‌کاپیتان برات ارزش زیادی قائله

کسی که فقط میدونه چطوری مردم رو .بکشه، بدترین استاد روحه

!تانگ سان، مراقب حرفات باش

به هر حال، به محض تموم شدن ،مبارزه ی فردا

‌‌.ما تو یک تیم خواهیم بود

.دیگه حرفایی که الان زدی رو تکرار نکن

حالتون چطوره؟ خوب خوابیدین؟

‌.من هنوز میتونم یک روز دیگه هم بخوابم

.منم میتونم همراهیت کنم

.وقت رو تلف نکنین

.من به همراهی تو احتیاجی ندارم

.بیاین زودتر به شهر تیاندو بریم

باشه

مدیر

چی شده؟

من شما رو تا بیرون شهر همراهی .میکنم

تانگ سان، منظورت از این حرف چیه؟

مگه تو نمیای؟

.من باید بمونم

چرا؟

کار خیلی مهمی

.در شهر شیسی دارم

چی باعث شده که ما رو ترک کنی؟

برادر سان

درسته

.ما هفت شیطان شی لان که هستیم

.همه برای تو اینجاییم

.مشکلت رو با هم حل میکنیم

.درسته

.ما میتونیم بهت کمک کنیم

.از همگی ممنونم

.ولی من میخوام مشکلم رو خودم حل کنم

.نمیخوام شما رو توی دردسر بندازم

.درست میگی

.تو نباید برادر دای و بقیه رو درگیر کنی

.پس، بذار اول اونا از اینجا برن

.و من پیشت میمونم

،شیائو وو

.تو باید با اونا به شهر تیاندو بری

اونجا اساتید ارواح و منابع بهتری .وجود دارن

.این امر قابل مذاکره نیست

،شیائو وو هر جا که تانگ سان باشه .همونجا میمونه

،مهم نیست که بخوای کجا بری

.من همیشه پیشت میمونم

از تصمیمت مطمئنی؟

.از تصمیمم مطمئنم

تو چی فکر میکنی؟

مدرسه شی لان که

.از زمان تاسیس فقیر بوده

‌.ولی من به یک چیز افتخار میکنم

،جدای از آموزش دادن و قوی کردنتون

بهتون یاد میدیم که چطوری شخصیت .مستقل خودتون رو پرورش بدین

،پس، تانگ سان

،مهم نیست که چه تصمیمی گرفتی

.مدرسه همیشه ازت حمایت میکنه

،آقای مدیر، حتی اگر من ترکتون کنم

همیشه عضوی از مدرسه ی شی لان که .باقی میمونم

.منم همینطور

منم همیشه عضو مدرسه شی لان که .باقی میمونم

.استاد، من همیشه شاگرد تو هستم

منظورت از این حرف چیه؟

.البته که تو شاگرد منی

.من تنهات نمیذارم

...استاد

.‌باشه. تموم شد

بیاین

.اول بقیه رو بدرقه کنیم

،استاد

میخوای برادر سان رو همینجا تنها بذاری؟

همه ی شما یک روز

.از شی لان که میرید

نکنه میخوای شی لان که

تو رو برای همیشه نگه داره؟

.ولی تو فرق میکنی

،تو اول باید بدهیت رو به مدرسه بپردازی

.تا بتونی فارغ التحصیل بشی

...من

.استاد، من شاگرد رسمیتم

.میتونم از سودش کم کنم

،برادر دای

تانگ سان چرا باید بمونه؟

اون دلایل خودشو داره

.که بهمون چیزی نمیگه

.هرکسی رازهای خودش رو داره

.لزومی نداره که دنبال جواب بگردیم

.فقط باید باورش داشته باشیم

تو به کمکمون احتیاجی نداری؟

.نه تنهایی از پسش برمیام

خیلی خب

.ما بزودی از شهر میریم

.دیگه دنبالمون نیاین

‌.خیلی خب. به سفرتون‌ ادامه بدین

امیدوارم، دوباره بتونیم

.در شهر تیاندو همدیگه رو ببینیم

تانگ سان

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left