Nikita

Nikita

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 3

Información de lanzamiento

Nikita S03E18 Broken Home WEB-DL x264 KiNGS mRS
Comentario por erosman
erosman هماهنگی و ویرایش

Etiquetas

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
Publicado el: 2013-04-22
Descargas: 40
Para personas con discapacidad auditiva: Yes

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

فكر كردین میتونین به همین راحتی همه رو از اینجا فراری بدین

و بزنین به چاك؟

اونم همه تون؟ - برو تو -

ببین، به نظرت هر اتفاقی كه داره اون بالا میوفته

حاضرم شرط ببندم كه "اماندا" پُشتشه

...نیكیتا" رو گرفته و" - اماندا" اصلاً به این قضیه ربطی نداره" -

الكس" این ماجرا رو راه انداخت" و ما باید تمومش كنیم

الکس؟

هویت جدید

برای باقی عمرت

ممنون

اینم حساب بدون اسم

و پاداش سنوات خدمت

كریسمس مبارك

به محض اینكه همه سهمشونو گرفتند

انسداد رو برمی داریم درها رو باز می كنیم

...و این جا رو می بوسیم و خداحافظ

برای همیشه

تو باید یه كاری بكنی

باید كنترل اینجا رو از "راشل" پس بگیری

بقیه رو وادار كنی که حرف گوش کنند

به چی گوش کنند؟

به واقعیت

حكومت هیچوقت اجازه نمی ده

سیصد نفر آدم گناهكاری كه شدن آدمكُش

یهویی بدون مجوز رئیس جمهور غیبشون بزنه

پس ببین اگه تو كنترل رو به دست بگیری

می تونیم "مایكل" رو آزاد كنیم و فرماندهی رو پس بگیریم

اما تو باید وادارشون كنی كه دیگه از "راشل" اطاعت نكنند

فكر می كردم تو هم تو اینكار باهامونی

نه، اون حرف فقط برا این بود كه این دهاتی های عصبانی

تیكه تیكه ام نكنن

الكس"، اگه ما فرار كنیم"

تا آخر عمرمون دنبالمون میان

این جماعت عاقبت كارشون آزادی نیست

عاقبتشون مرگه

نه. این دفعه نه

من نمی ذارم همچین اتفاقی بیوفته

دوباره؟ منظورت چیه "دوباره"؟

این بار

همشونو می برم بیرون

الکس؟

باید ردیاب ها رو از كار بندازیم

اینجوری، هیچوقت پیدامون نمی كنند

اینو به اون مامورهای یاغی بگو كه الان گیرشون انداختیم

اونا ردیاباشونو قطع كردن و با اینحال ما پیداشون كردیم

شاید حق با تو باشه

می دونم كه هست

راشل"، باید باهات حرف بزنم"

الان نه - چرا، الان -

اگه بخواد امیدی برای زنده موندن ما از امروز به بعد باشه

باید "شدو نت" رو از كار بندازیم

چی گفتی؟

زیادی قدرتمنده

دسترسی مخفی داره

به تقریباً همه شبكه های متعلق به مجاری قانونی در دنیا

میتونه به دوربین های امنیتی سراسر دنیا دسترسی داشته باشه

اگه بذاریم تو "واحد" بمونه یه نفر ممكنه ازش استفاده كنه كه پیدامون كنه

و تو هم تنها كسی هستی كه میتونی از كار بندازیش

بیركاف" رو تا اتاق سرور همراهی كنین"

و اینكارو بكنین

بریم - باشه بابا، خب -

باشه

سونیا" كار انتقال حساب ها رو ادامه می ده"

الكس"، چیكار داری می كنی؟"

"متاسفم، "شان اما نمی تونم بذارم جلومونو بگیری

!نه! صبر كنین

ببین، فقط چون اون با ما نیست

معنیش این نیست كه اون یه تهدیده

فقط داره تجدیدنظر می کنه

راه برگشتی وجود نداره خودت اینو گفتی

معنیش این نیست كه ما باید جلوی هم وایسیم

نیازی نیست كسی آسیبی ببینه

ببرینش بازداشتگاه

هی، همه چی درست میشه حرفمو باور كن

باور كردم

هدف، استفاده از حس گناه زنده موندن الكس" بود"

برا همین هم اینقدر گیر داده بود كاری كنه كه

همه افراد "واحد" از اونجا زنده بیان بیرون

حتی اگه آخرش خودشون به كُشتن بدند

اون مكان داره خودش خودشو از هم میپاشونه

خیلی مطمئن نباش - نیستم -

"اگه بابت تو كما بودن "رایان و زندانی بودن "مایكل" هم نباشه

شاید مطمئن نبودم اگه تو اونجا بودی

اما تو اینجایی

"اگه می خوای همش حرف بزنی، "اماندا

همین الان منو بُكش

هنوز نه

و هیچوقت دیگه

تو نمی تونی منو بُكشی همچین قصدی نداری

خیلی فرصتشو داشته ای

همونطور كه تو هم داشتی و ماشه رو نكشیدی

من نمی خواستم كسی رو بُكشم هیچوقت نمی خواستم

این چیزیه كه تو دركش نمی كنی

همیشه بسیار مُتكبّر

وقت درس آخره

خیلی خب، عزیزم راضی شدی؟

شدونت" از كار افتاد" پرنده های كوچولو می تونن آزادانه پرواز كنند

اگه از من بپرسین شماها یه مشت گورکن هستید؟

واقعاً از كار افتاد؟

اون هیچوقت از كار نمی اوفته

شدونت" اینجا نیست"

شدونت" اینجاست"

و اینجا

درسته

تا وقتی كه تو اینجا باشی

واحد" همیشه می تونه ما رو ردیابی كنه"

تا حالا كسی رو كُشتی، "كریس"؟

نه

اما مگه چقدر میتونه سخت باشه؟

سخت تر از اونی كه می تونی فكرشو بكنی

باور كن

خیلی خب، بچه ها

كریسمس تموم شد

بابانوئل دیگه بهتون کادو نمی ده

اینجا مسدود شده و من نمی تونم بزنم بیرون

اونوقت پیشنهادت اینه كه چیكارش كنم؟

مواجب بگیرها، مزدورها یا هر کی میشه، بفرست

كه حمله كنن به محوطه بیرونی اینجا

كه حواسشونو پرت كنن

اینجوری، من میتونم از اینجا بزنم بیرون

با جعبه سیاهی كه تو بهم گفتی برش دارم

نقشه ات یه خورده ابتداییه

تو فكر بهتری داری؟

آسانسورها یه دسترسی اضطراری دارند

اونا رو میشه از اتاق سرور فعال كرد

برو فعالش كن

همین؟ - همین -

حالا، اگه اجازه بدی جلوی مهمونم داره بی ادبی میشه

تو باهام چیكار كردی؟

چیز دائمی نیست

فقط لازم بود قسمت هایی از مراكز تجسمی رو تحریک کنم

توی مغزت

"همون هنرنمایی "اوستیای جنوبی

...می خوای كاری كنی كه

یه اتاق خیالی ببینم با یه دختر ساختگی؟

نه. مردمی كه باهاشون ملاقات می كنی تخیلی نیستند

"سرگرد "متیو كالینز متخصص روانشناسی و اعصاب

و دخترش حوالی سال 1987

یه اتاق 8 در 10 ه

كمد سبز رنگ دیوارهای صورتی مایل به نارنجی

بالش های با گل صورتی روی یه تختخواب نامرتب

با یه ‌آینه روی در

خوابت برده روی تختت

ببخشید كه دیر کردم

با جماعت علاف سرِ كار گرفتار شدم به حرف زدن

اما شام رو با خودم آوردم

بهتر نیست تا من دست و صورتم رو می شورم تو هم میز رو بچینی

اماندا"، من روز خیلی سختی داشتم"

الان وقتش نیست كه بهم استرس وارد كنی

پس لطفاً، كاری رو كه ازت خواسته شده انجام بده و میز رو بچین

من "اماندا"م

من "اماندا"م

تو "ژنو"، ازم خواستی بهت بگم چی منو ساخت

مراقب باش چه درخواستی می كنی

S A R M A Proudly Presents: S03E18 خانه ویران

ما چیز زیادی نداشتیم

اما خیلی هم لازم نداشتیم

ارتش بیشتر چیزها رو در اختیارمون میذاشت

و بابا، خب، خیلی اهل تزئینات و چیدمان نبود

بجز اون اردك ها

همیشه روی اون اردك های لعنتی حساس بود

اونا سالادت رو فراموش كردن دارم زودی می رم كه بیارمش

اوضاع تقریباً به همون سادگی بود كه می تونی تصور كنی

این چیزها برای چیه؟

مشخص نیست؟

می خواستی بدونی همه چی از كجا شروع شده

خب، اینجا جایی بود كه من بزرگ شدم

پس میخوای بهم نشون بدی كه یه زندگی سخت بهونه ایه

برای چیزی كه شده ای؟

نیست پس یه راست بپر برو سراغ ته داستان

نمیتونم بپرم برم ته داستان

این كه تهش چه جوریه به تو بستگی داره

دارم سعی می كنم بهت بگم

كه از زندگی اونوقتم چیا یادمه

و با تشكر از عمل های روان درمانی كه من بی نقص درشون آورده ام

تو می تونی تصورات خودت رو ازشون شبیه سازی كنی

من فقط دارم چهارچوب داستان رو آماده می كنم

اما ذهن تو جزئیات رو پر می كنه

و به انتخاب خودت

من صحنه رو آماده می كنم

اما چیزی كه اینجا اتفاق میوفته توسط تو تعیین میشه

شبیه اون چیزیه كه من تو "اوستیای جنوبی" با "الكس" كردم

جز اینكه اون نمی دونست همه این چیزا تو مغز خودشه

من بهت این هدیه رو می دونم كه خودت در جریانش باشی

اگه میخوای عمیق ترین، تاریك ترین رازهات رو

"برام رو كنی، "اماندا قسمت های تئاتریش رو قیچی كن

نه

این چیزیه كه باید حسش كنی

نه اینكه فقط بشنوی

این تنها راهیه كه یاد بگیری هیچی نمی دونی

درباره اینكه كیو میشه نجات داد و كیو نه

اون كیه؟

برو بیرون

تو حالت خوبه؟

!"گفتم، "برو بیرون

اون اینجا نیست

رفته بیرون

اون باهات چیكار كرد؟

اماندا"، خواهش می كنم"

More Farsi Persian subtitles for Nikita

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left