The Last Empress

The Last Empress (황후의 품격)

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

황후의 품격 An Empress Dignity~The Last Empress E37-E38❤
Comentario por f971
F971

Etiquetas

other
Publicado el: 2019-01-24
Descargas: 13
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

قسمت سی و هفتم-

کانگ جوسونگ

یادت میا، مگه نه؟

این چیزا که رو دیواره چیه؟ بهم بگو

کانگ جوسونگ

-کانگ... -به خودت بیا

به یاد بیار

و اسم خودت و ملکه سوهیونُ پاک کن

لطفا

چیکار دارین میکنین؟

تا کِی باید صبر کنم؟

بهش تصاویر و اخبار حوادث اخیر رو نشون دادیم

اما سرعت بهبودش واقعا کنده

دیگه هیچ عذر و بهونه ای رو نمی شنوم

وقتی برگردم، بهتره که هشیار باشه

اطاعت

یورا

یورا

چرا میگفتن کانگ جوسونگ با ملکه سوهیون رابطه داشته؟

این امکان نداره

میخواست با من ازدواج کنه که یهو ناپدید شد

خاندان سلطنتی چیکار کردن؟

آریِ من قراره فرمانروا شه؟

فرمانروای این امپراطوری میشه؟

درسته، هفت سال پیش تصمیم درستی گرفتم

سو کانگ هی

تو واقعا کی هستی؟

اتفاقی افتاده؟

این عکسها چیه ان؟

اینا چیه ان؟

چرا از من عکس گرفتی؟

شنیدم مین یورا اینارو پیدا کرده

مین یورا؟

من واقعا از چیزی خبر ندارم

مین یورا حتما اینارو تو اتاق من مخفی کرده

تا منو متهم کنه

منم همین فکرُ میکردم

مین یورا واقعا آدم وحشتناکیه

میدونستم تو هرگز همچین کاری نمیکنی

ببخشید یه لحظه دچار سوء برداشت شدم

اشکالی نداره، کاملا درک میکنم

ممنونم که بهم اطمینان دارید، ملکه

فعلا

دروغگو

سو کانگ هی، تو واقعا چجور آدمی هست؟

امری داشتید؟

جرات کردی اتاقمو بگردی؟

منظورتونو نمی فهمم، من همچین کاری نکردم

دروغ تحویل من نده

دنبال من برگشتی تو قصر؟

بهت هشدار داده بودم

من مثل تو یکی نیستم که جرات کنی بهم ناخنک بزنی

نمیتونید اینطور باهام بدرفتاری کنید

من آدم ملکه ی مادرم

فکر میکنی ملکه تا کِی ازت محافظت میکنه؟

همین که ازت استفاده کنه، میندازدت دور

اگه میخوای توی قصر بمونی

مثل یه بانوی دربار رده پایین صدات درنیاد

اون زبونتو نچرخون

برو بیرون

گفتم کار من نبود

چرا بهم مظنون شدی؟

یه بانوی دربار رده پایین، آدم نیس؟

من دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم

روانی

دیوونه

تو...

تو...

نشونت میدم

ملکه

پس کار تو بود

سو کانگ هی بهت پول داده

تا از ملکه عکس بگیری

حتما میدونی که این جرمه

غلط کردم، ملکه

دیگه تکرار نمیشه

خواهش میکنم

نه، نگهش دار

بله؟

به عکس گرفتن ازم ادامه بده

قدم به قدم بیا دنبالم و همه رو به سو کانگ هی گزارش بده

البته هر چی که میگم

اگه اینکارو نکنی

سو کانگ هی یکی دیگه رو اجیر میکنه

حالا که گرفتمت، بهتره خودت اینکارو بکنی

در عوض

هر چیزی در مورد سو کانگ هی فهمیدی، برای من میاری

در اونصورت گذشت میکنم

از پسش برمیای؟

نه

باید بربیای

بله

عالیجناب

کجا رفته بودید؟

همه جارو دنبالتون گشتم

باید یه بادی به سرم میخورد، رفتم یکم قدم بزنم

کل دنیا دارن شما رو میپان

خطرناکه که بدون محافظ پرسه بزنین

باید صدام میکردین

چرا؟ میترسی در برم؟

نه، اینطور نیسن

شوخی کردم

دارم میرم اتاق ملکه ی مادر، پس بیا دنبالم

بیمارستان روانی سلطنتی

تو این وضعیت، خودش رفته اونجا؟

آخه کی اونجاست؟

چی گفتی؟

ملکه ی مادر گفتند که نمیخوان شما رو ببینن

فرمودند تشریف ببرید

حالا داره منو پس میزنه؟

چیزی از جسد ملکه سوهیون پیدا کردی؟

مردم طوفان به پا کردن، کالبدشکافی رو دقیق انجام بدید

باید بفهمیم مجرم کیه، مهم نیست چقدر طول میکشه

هر کسی باید به سزای جرمش برسه

حتی اگه امپراطور باشه

موافق نیستید، دادستان عمومی؟

حالا که کارتتو رو کردی، ذاتتو خوب شناختم مادر

حالا داری دورم میندازی بعد اینکه بهم...

برچسب یه شوهری که زنشو کشته زدی؟

من احمق بودم که باز برگشته بودم پیشت

ترجمه و زیرنویس ♥♥*ღ* F971*ღ* ♥♥ Instagram/Telegram:@F971korea

عالیجناب

-خوبید؟ -خوب نیستم

آخه چرا یهویی از پشت بغلم کردین؟

عالیجناب

چیکار میکنی؟ زود باش پاشو وایستا

ولیعهد بودن تنها یه وظیفه اس

باید یاد بگیری وقتی افتادی چطور بلند شی

بله، مادر

جلوی عالیجناب خودتو ضعیف جلوه نده

اگه بفهمه دست و پا چلفتی هستی و افتادی، تنبیهت میکنه

ولیعهد نباید از خودش ضعف نشون بده

فهمیدی؟

بله، مادر

نمیمیری که، مُردی؟

پاشو دیگه، واسه چی زل زدی به من؟

میتونین راه برین؟

نه، نمیتونم

برم یکیو بیارم

فکر کنم با کمک ملکه بتونم راه برم

زنگ زدم درمانگاه براتون کیسه آب یخ بیارن

فعلا

حالا که اینجایی

برام کافی میکس درست کن

چی گفتی؟

واقعا الان احتیاج دارم قهوه بخورم

خودت که می بینی، حالم خوب نیس

خب، قهوه رم درست کردم

ملکه، میخوای یه مریضُ به امون خدا ول کنی بری؟

حداقل یه چسب درد برام بچسبون

دستام و پشتم درد میکنن

واقعا ملکه دلت به حالِ

یه مرد صدمه دیده نمیسوزه؟

بخاطر تو صدمه دیدم

نه، یخورده بالاتر

اینجا؟

نه، یخورده پایین تر

یکم اونورتر

از همونجا برو سمت ساعت 8

نه، نه...ساعت 4

بسه دیگه بیشعور

خیلی سر و صدا نکنین، عالیجناب

ملکه، دلم میخواد برام بخونی

یادمه وقتی موزیکالتو می شنیدم، صدات فوق العاده بود

شما مریضین، اون دهنتونو ببندید بگیرین استراحت کنین

نرو ملکه

قوزک پاتون...

بنظر کاملا سالمه

نه، هنوزم درد میکنه

الان وقت این کارای مسخره نیس

واقعا چه فکری پیش خودتون میکنین؟

کل امپراطوری بخاطر تفحص مجدد پرونده ملکه سوهیون به هم ریخته

اونوقت شما خودتونو میزنین به جراحت و سیریشم میشین براتون آواز بخونم، عالیجناب

رقت انگیزین، رقت انگیز

ملکه، ملکه

یخورده بیشتر باهام وقت میگذروندی

خوشحال بودم، چون به چیز دیگه ای فکر نمیکردم

بازم ممنون

اوه سانی

-داداش -ساکت

بزار یه نگاه بهت بندازم

-خوبی؟ -خوبم

برا دونگ شیکم سیب زمینی کبابی شیرین آوردم که دوست داره

بزودی از اینجا میبرمت بیرون

پس طاقت بیار، فهمیدی؟

بخور

سر و کله زدن با شاهزاده خانم جالبه

ملکه هم خیلی باهام مهربونن

من خیلیم خوبم، نگران من نباش

سوء هاضمه میگیریِ، یواشتر بخور

بیا، یخورده آبم بخور

راستی، داداش

بخور صدات درنیاد

اینجا چیکار میکنی؟

من میخوام اینو ازت بپرسم

فرمانده چون، چرا از اون اتاق اومدی بیرون؟

ملکه ازم خواستن یخورده خوردنی براش بیارم

چیه؟ نمیتونم؟

بهت گفتم بدون اجازه من نری اونجا

دلیلی داره که حرفتو گوش کنم؟

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left