Jessica

Jessica

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

Jessica1962
Comentario por mortaj

Etiquetas

other
Publicado el: 2024-01-19
Descargas: 37
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

ترجمه وزیرنویس - م.تاج الدینی مهرماه 1401

موریس شوالیه - آنجی دیکنسون نوئل نوئل

درفیلم : جسیکا محصول سال 1962

موسیقی : ماریو ناسچیمینه

فیلمنامه : ادیت سامر

تهیه کننده وکارگردان : ژان نگلولسکو

فکر می کنی خواب بودم؟

هیچ کس اینجا در طول روز نمی خوابه...

به جز یکشنبه ها در کلیسا

اینجا یه روستای معمولی مثل همه روستاهای دیگه است...

جز اینکه اینجا در سیسیله.

زندگی مردم اینجا خیلی ساده است

درفصل بذر پاشی کارشون خیلی سخته

و بیشتر دیم کاری میکنن.

و اگه بارون به موقع بیاد

ما نه تنها محصولات بلکه نوزادان خودمون را هم برداشت می کنیم.

محصولات زراعی و نوزادان، در یک روستای معمولی.

یعنی روستای معمولی بود...

اما بعد از آمدن جسیکا مامای جدید

مشکل برای روستا پیدا شد

دختری کوچولو، با قرو اطفار ولبخند خفیف

یه دختر ظریف، یه آمریکایی ظریف.

یکی از وحشتناک ترین اشتباهات طبیعت.

حالا داستانشو بشنویم

اون کارها رو دوباره مرتب کرد.

اوه.. عشق من.

اون ارتباطات معمولی را به کلی بهم ریخت

بهترین قوری خواهرم

- پپی، قوری منو ندیدی؟ -نه

به خاطر او، مردم از حقوق قانونی خودشون

امتناع میکردند

این باعث یک سیر نزولی در برنامه کشاورزی ما میشد.

از بین همه شوهرها فقط یکی را غرورش را حفظ کرد

شهردار روستا...

اما همانطور که میگن...

وقتی گرسنه نیستی فرار نکن

در همین حین، همسران دیگه در رویای یک غذای حسابی هستند.

آقا ما مشکل داریم

سلام پدر!

بعدا میبینمت.

سلام جسیکا!

کجا میری؟

میرم منزل خانم ریسینو اولین زایمان من

اولین آزمون شما

همه در دهکده به شما نگاه خواهند کرد تا ببینن کارت چطوره

نگران نیستی؟

من پرستار خوبی هستم.

بله، اما آنها قرار نیست شما را به عنوان یه پرستار قضاوت کنند.

میدونم . جسیکا براون ویسکونتی مامای جوان.

مامای خیلی غیرعادی

چون آمریکایی هستم؟

نه . منم سیسیلی نیستم اما اهالی منو به عنوان یکی از خودشان پذیرفتن.

چیزهای دیگه هم درموردشما غیر عادیه

اجازه بده بپرسم برای چه به اینجا اومدی؟

نمی دونم پدر

لازم نیست به من بگی

من واقعا نمی دونم.

من تمام عمر در حال برنامه ریزی هستم.

در مدرسه برنامه ریزی کردم که سر پرستار شوم.

و یک روز در راهروی بیمارستان در شیکاگو...

شاگردی به نام کارلو ویسکونتی دیدم

من باید برنامه های جدیدی می ساختم.

ما در خانه پدری او در پالرمو ازدواج کردیم.

همه چی رو برنامه ریزی کرده بودیم عروسی، پذیرایی...

اما در ماه عسل تنها چیزی که براش برنامه ریزی نکردیم...

درختی در جاده بود و کارلو با سرعت رانندگی میکرد

شوهرم مرد و من اصلاً آسیبی ندیدم.

بعد از آن دیگه برنامه ای نریختم.

پس وقتی نامه شما به بیمارستان رسید...

بلافاصله اومدم اینجا!

این پریسیلا است. در موردش به من گفتن

"به پدر آنتونیو، به دلیل قدردانی از کمک او...

توسط افراد گروهان سوم، ارتش پنجم، ایالات متحده.

پسران شما...

بسیار سخاوتمند و مشتاق هستند

و دختران ما بسیار زیبا هستند

اما این مربوط به گذشته است

به ازدواج مجدد فکر نمیکنی؟

البته پدر، اما تاحالا سرم خیلی شلوغ بوده

...ببینم چه گزینه هائی داریم

پپی توریلو، پستچی شهرداری

که با خواهرش صاحب کارگاه شراب سازی است...

منظورت قوری سازی است؟

پس اونو میشناسی

حق با شماست اصلا باهم جور نیستید

ادموندو رامو هم هست...

کی ؟

مارکیز. اون بدرد نمیخوره

شبیه پدرش نیست اون یه گناهکاره

واقعا . چرا پدر؟

بعدی...

جیانی! سلام پدر

حالت چطوره؟

خوبه . ایشون جیانی کروپی هستن

خانم ویسکونتی

گفتی خانم؟

آره. ایشون مامای جدید ما هستند

یه ماما؟ شما؛ نگهداری از نوزادان دیگران؟

چه شرم آور.

امیدوارم سفرت موفق بوده باشه

دو هفته نبودی؟ زمان طولانی.

خیلی زیاد.

نیکولینا هم همینطور فکرمیکنه منتظرم بوده...

نیکولینا؟

جیانی!

باید برم منزل خانم ریسینیو

اون یه بچه خوش شانس خواهد بود.

اولین نفری که او می بیند مال شما خواهد بود.

اگه دیر برم اینطور نیست

اگه پسر باشه صبر میکنه

جسیکا، یه چیز دیگه.

جیانی خیلی خوش شانسه...

یه روز ملک لومباردو را به ارث خواهد برد...

ماریا لومباردو اونو نوه خودش میدونه

قراره با نوه اش نیکولینا ازدواج کنه...

دختر مهربان و خوب

با مادربزرگ پولدار.

نگران نباش. من خیلی تنها نیستم ومشکلی ایجاد نمیکنم

اماخودت یه مشکل هستی!

ماما!

برام دعا کن

باشه.

از وقتی تو اومدی برای همه دعا کردم.

جیانی!

نیکولینا!

-سلام. - روزاریو

کجا بودی؟

داشتم تفریح ​​می کردم.

جیانی! دلم برات خیلی تنگ شده بود.

چرا دیر کردی؟

باهوش ترین دلال نفت را مجبور به معامله کردم.

توانجامش دادی؟

وقتی کارم تمام بشه، حتی مادربزرگ سرسخت شما هم خوشحال خواهد شد.

جیانی

نکن، جیانی.

چرا که نه؛

صدامون رو میشنوند

پس دعوا نکن

چرا توراه معطل شدی؟

داشتی با پدر آنتونیو و جسیکا صحبت می کردی؟

کی؟

خانم ویسکونتی آمریکایی.

اون خوشگله؟

متوجه نشدم

چرا باید با یه زن متاهل حرف بزنم؟

اون بیوه است.

واقعا؟ اسمش هم جسیکاست...

تو چه فکری هستی؟

نمیدونم اون چه احساسی داره؟

کی ؟

جسیکای، ماما.

کسی که دوستش داشته باشه و بغلش کنه

وببوستش . که بیچاره از اینها محرومه

اون مدتهاست که از اینا محرومه

شوهرش روز عروسی فوت کرده.

باکره است؟

خانم لومباردو، ما برای ماما اومدیم.

گفتی بریم ببینیم...

منظورم اینه که بهش کمک کنیم.

خانم ریسینو در شرف زایمانه.

آقای ریسینو، جای هیچگونه نگرانی نیست

میشه اونو ببینم؟

الان وقتش نیست

بعد از تولد نوزاد. حالا باید به کارم برسم

اومدم غذا بخورم

من گرسنه هستم.

بهتره این دوروبر نباشی برو سر کارت

چرا نمیری؟

این فقط یک خراشه. گمشو.

میخوام همسرمو ببینم.

هرجور راحتی . بفرما

اینجا چه میکنی؟

-اومدم ببینمت... -چرا؟

از بچه چه خبر؟

میخوای بگی من بلد نیستم زایمان کنم؟

چه کسی بقیه را به دنیا آورد؟ تو؟ خانم ویسکونتی!

بهش بگو بره

درد داری؟

گفتم برو بیرون . بیرونش کن!

برو

اولین باره که کارشو ول میکنه تا حالا اینکارو نکرده بود

چرا این بار؟

خانم میخوام چیزی به شما بگم

همین حالا میری

...و برنمیگردی

به وقتش یه نفرو میفرستم خبرت کنه

اونو بیرون کرد نمیشه اونو سرزنش کرد

چرا سرزنش کنیم؟

ما اونو به عنوان ماما قضاوت خواهیم کرد.

و اگه خوب باشه؟

لازم نیست که خوب باشه

اگه مثل ماما خوشگل بودی تو نانوایی کار می کردی؟

اونارو شستی؟

-خیلی واضح. -بدون گرد و غبار

بوش هم خوبه.

قبلا معمولا ساعتها طول میکشید

اومدیم واسه کمک اگه مشکلی باشه

نه مشکلی نیست

اون همیشه با مامای پیر کار میکرده

فیلیپلا همیشه با دردسر زایمان میکنه لگنش خیلی باریکه

Jessica subtitles in other languages

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left