Las primeras 200 líneas.
آنچه در سوپرگرل گذشت
خون من داره تو رو تبدیل به یه مریخی سفید می کنه
تو هنک هنشاو هستی هنک هنشاو واقعی
هنک هنشاو مُرده
من "سایبورگ سوپرمن" هستم
اونا چه کارت کردن؟ - خونم رو گرفتند -
سلام کارا زور ال
امروز چه کمکی ازم برمیاد؟
میخام هرچی درباره پروژه ای به اسم مدوسا میدونی بهم بگی
هیچوقت از دیدن این کارت خسته نمی شم
میخوام بهش بگم - ... فقط -
بزار من شروع کنم خب؟
من به طور اتفاقی میگم که چقدر لباسه خفن بوده
یا خدا - آره آره بعد احتمالا میگه -
اوه اوه چقدر خوبه
انگار یه نفر از "ب ع غ " ساخته اش
دیگه لباس رو بیخیال خب؟ آره لباس خفنیه
ولی منم که تو اون لباس خفن هستم
پس منم که باید بهش بگم
آره - چی رو به کی بگی؟ -
...الکس
اوم..خب ما درباره چیزی که گفتی فکر کردیم
درباره کارا
آره اینکه رازی رو ازش مخفی نکنیم
درباره اش حرف زدیم و
من میخوام اونی باشم که بهش میگم گاردیَن هستم
نه - آره - نه نه نه تو اینکارو نمی کنی -
نه چون من میخام یه چیزی بهش بگم یه چیز خیلی مهم
و نمی زارم شما دو تا امشب رو ازم بدزدید
با این پارتیزان بازی کوفتی تون
خیلی ببخشید من دیشب پلک رو هم نگذاشتم
نه نمیتونم صبر کنم - واسه چی صبر کنی؟ -
هویج های طعم داده شده ی الیزا
اوه آره
آره یعنی
وین از جشن شکرگزاری قبلی تا حالا تو نخ اوناس
سنت خانوادگی
اوه من باز می کنم
جشن شکرگزاری باحال باد - مرسی -
مرسی و درستش اینه که جشن شکرگزاری مبارک
اوه درسته ...مبارک باد - این چیه؟ -
اوه این؟ گفتی چیزمیز بیارم
پس منم تشکم رو پاره کردم و چیزاش رو بیرون آوردم
اوه دقیقا منظورم این نبود
کارا این همون دوست دَکسامی ات هست که بهم گفته بودی؟
!آره
این مادرخونده ی منه - دکتر دنورس -
این یک افتخار و یک امتیازه
لطفا بهم بگید الیزا - الیزا -
خب کارا بهم گفته بود شما دانشمند فوق العاده ای هستید
باید جالب باشه
من باید درباره دانش یه چیزایی بفهمم دانش که میگن چیه؟
خوبی؟- آره -
چیه؟ - آره -
فکر می کنم مون اِل داره مخ الیزا رو می زنه
عمرا - اوم -
و اون چیزمیز آورد
اوه پسر
نه تورو خدا
....خب
واقعا با مون اِل جور شدی
اوه کارا اون باهام گرم گرفته بود چون من مادرتم
چی؟ - اون تورو دوست داره -
اوه نه نه - آره -
میخواست از طریق من کاری کنه که تورو تحت تاثیر قرار بده
امکانش نیست اصلا
باور کن یه مادر می فهمه
کارا بهمون افتخار میدی؟
آره آره باشه باشه
خب این سنت خانواده دنورسه...قبل از غذا
نوشیدنی می زنیم و میگیم که سپاسگزار چیا هستیم....پس
خوشم آمد
کی میخاد اولی باشه؟
خب - اول من میرم -
کارا بعنوان کسی که میخاد بگه
چقدر سپاسگزارم که همچین دوست فهیمی دارم
آره تو خیلی فهیمی - آره هستی -
نه نیست - چرا هست -
نه نیست
آره منم من میخام یه چیزی بگم
منم برای تو سپاسگزارم کارا
چون علاوه بر فهیم بودن دلپذیر هم هستی
هرکسی میتونست منو تو اون محفظه پیدا کنه
ولی من خوش شانس ترین آدم جهانم که اون آدم تو بودی
منم میخام بلند شم و بگم
خیلی چیزا هست که من بخاطرشون سپاسگزارم
و بخام صادق باشم
هیچوقت اندازه الان شبیه خودم نبودم
و این یه دلیلی داره
و اون دلیل
خب اون دلیل چیزی نیست جز
این اتفاق رایجی در جشن شکرگزاریه؟
پس شب گذشته پیوستگی فضا-زمان
تو وسط آپارتمان شما به فنا رفت
که باعث میشه ملایم تر از شکرگزاری سال گذشته تون باشه
نظری داری که چی باعثش شده؟
شاید بعضی موجودات فرا-بُعدی
هوس دستپخت مامانت رو کرده بودند
آره
وقتشه اسکن تاکیون
و سایرا حروف شکننده واقعیت رو ادامه بدیم
خیلی خب بچه ها تعطیلات تموم شد بیایید برگردیم سر کار
خب سوال روز کدموس با سوپرگرل چی میخاد بدست بیاره؟
و چرا لیلیان لوتر خون تو رو گرفت؟
یعنی چرا راحت تورو نکشت؟
فکر کنم احتمالا یه نقشه شیطانی تر کشیده
اوه آره اون لوترها این طرح های حماسی جنایی رو دوست دارند
فقط باید ببینم لنا چی میدونه
خواهیم فهمید من تلفنا رو گوش میدم
و هر کامپیوتری رو هک می کنم
نه اینکارو خودم می کنم
یعنی میشناسمش
شرط می بندم میتونم کاری کنم هرچی میدونه رو بگه
چطور؟ - مهارت خبرنگاری -
و حرکات آب زیرکاهانه ی از مدافتاده
نقشه خوبیه - مشکلی نیست - صد در صد -
بچه ها من هروقت بخوام میتونم آب زیرکاه باشم
صد در صد
به نظر نقشه خوبیه
به هرحال لنا رو هک کن - باشد -
خب مصاحبه واقعا برای چیه؟
اوه مال بخش تبلیغاته
زنان قدرتمند و مادرانی که الگویشان بودند
اوه یعنی البته که از کمک بهت خوشحالم کارا
فقط مطمئن نیستم من و مادرم خیلی جالب باشیم
اوه من مطمئنم مادرت شگفت انگیزه
ببین کارا میتونی هرچی به نظرت خوبه بنویسی
ولی حقیقت اینه که
بعنوان یک دختر همیشه حس کمبود داشتم
ما هیچوقت سر چیزی توافق نداریم
سر چه چیزایی توافق ندارید؟
منظور تجارته یا
اوه خدا نه مادرم نمیتونه کمتر از این به ال کورپ بی توجه باشه
قدیم چطور که لکس کورپ بود؟
چه حسی بهش دست داد وقتی سمت و سوی شرکت رو عوض کردید؟
منظورت وقتیه که من عوضش کردم
از سمت و سوی کشتار و سلطه گری؟
البته آره
فقط یادمه که بهم گفته بودی
میخای ال کورپ نیرویی در مسیر خوبی باشه
باید به این افتخار کنه
آره منم همین امید رو داشتم
ببین کارا...میدونی من یه احمق کاملم
یادم رفت یه جلسه داشتم
من به عادل بودن تو اطمینان دارم - آره -
خوشحال شدم از دیدنت
مامان؟
باید حرف بزنیم
چیزی میتونم برات بیارم؟
نه
هرجور عشقته
واو... باید مشتری ثابت باشی
پس دنبال یک همراه می گردی؟
من همراه خیلی خوبی ام
آره مطمئنم که هستی
و منم واقعا دنبال همراهی هستم ولی یکی دیگه
متاسفم...ببخشید
!جان
هی چی شد؟ - اونا مُردن. کل بیگانه ها مُردن -
واقعا لازمه؟
من چیزی نیستم میتونم یه دستی هزار تا شنا برم
با اینکه بسیار چشمگیره
ما نمیتونیم خطر سرایت هرچی که تو بار معرضش بودی
رو به بقیه مون بپذیریم
که این سوال رو پیش میاره که
در معرض چه کوفتی قرار گرفته بود؟
دوباره بگو چی شد؟
گفتم که بچه ها
تو رو دیدمت خودت که نه
خود واقعی ات هنک هنشاو واقعی
تا بیرون دنبالش رفتم مبارزه کردیم و باختم
و بعد صدای فریاد شنیدم
اگه دنبالش بیرون نرفته بودم میتونستم جلوی این اتفاق رو بگیرم
تنها دلیلی که زنده هستی
اینه که دنبال هنک هنشاو رفتی
هیچوقت نشنیدم سلاحی...سلاح بیوشیمی یا هرچیزی
فقط بتونه بیگانه ها رو هدف بگیره
و اون همه موجودات اون بار رو کشت
بجز انسان ها رو
دوست دارم مامانم رو بیارم که صحنه جرم رو بررسی کنه
اون متخصص "اخترزیست شناسی" ـه به نظرم واقعا میتونه کمک کنه
نظر خوبیه
عالیه .. بزنید بریم - نه نه نه نه -
من و تو اینجا در "ب ع غ" قرنطینه می مونیم
تا بفهمیم دقیقا با چه سمی روبرو هستیم
جان...قضیه کدموس ـه
میدونم که برنامه ای دارند
خواهر بیگانه ی من از اینجا جایی نمیره
تا بفهمیم چطور کدموس فقط بیگانه ها رو هدف می گیره
امنیت به همه چیز مقدمه
عجب چشم انداز افسرده کننده ای
عادت دارم تعطیلات آخر هفته رو تنهایی رو میزم جشن بگیرم
زیاد کار کردن تو خون خانواده اس
حالا میدونم تو عشق تعطیلاتی
این تفکر معمولا یه جواب دندان شکن داره
که من واقعا یه لوتر نیستم
هیچوقت نزاشتی یادم بره که به فرزندی گرفته شدم
وقتی بحث بچه هات بود لکس بیشتر از همه محبوب بود
و تو هم همیشه محبوب پدرت بودی
به نظر حسود میومدی
No comments yet. Be the first to leave one.