Las primeras 200 líneas.
یه پیروزی دیگه واسه بزرگترین جاسوس روی زمین
لانا؟ مشروب پیروزی؟ - ساعت 9 صبحه -
آره، شامپاین هم صبحونهی الکلها حساب میشه
تبریک میگم، تیم
موفقیتتون شهرت خوبی به شرکت داده
شهرتی در حد یه اتاق پر از زنبور - در حد زنبورهای کچل -
در حد باز آلدرین - شهرت زیادیه -
و کمک مالی بزرگ رابرت
به سازمان حمایت از محیط زیست، ضرری نداشت
احتمالا بیشترش هم به خاطر همون بود
چک گندهاش داره چیزهای گندهای رو جابجا میکنه
ولی بازم - شهرت عالیایه -
"متوجه شدم همهاش میگین "شهرت
ولی شما رو استخدام کردیم که پیشنهاد کاری برامون بیارین
نگران نباش، الان تو ذهن همهی خرپولها هستین
فقط یه موفقیت گنده لازم دارین - نه که این کارتون موفقیت نباشه ها -
ولی موفقیت نرمالی بود
و حالا یه دونه گندهاش رو لازم داریم - !بترکونین -
ببخشید، نجات یه هواپیما از دست ربایندهها بزرگ نیست؟
...شهرتتون همچنین میگه که تقریبا 80
85 - درصدش اتفاقی بوده -
.اون 15 درصد باقیموندهاش همهاش کار من بود ...ببخشید
همهاش کار من بود البته با کمک بازیگر مکملـم
!بگذریم، به کار خوبتون ادامه بدین
،و یادتون باشه آزاد و رها کار کنین
آلتون، چترت کجاست؟
.ای وای ...اگه سرم به تنم وصل نبود
بیمصرفها - صحبت از بیمصرفها شد -
بچهها، یه چیز معرکه پیدا کردم
داشتم پروندههای قدیمیمون رو مرتب میکردم
و فهمیدم یه قرارداد باز داریم
نوشته خدمات جاری
"برای "جایگزینی باتری با حساسیت بالا توی لندن
وای خدا. چند سالی بود که بهش فکر نکرده بودم
...پس، میخوای - هیس، دارم به یادش میارم -
در مورد مردهای خوشتیپ حرف میزنیم؟ - این یه جلسهی خصوصیه -
آره دیگه. پس فکر کردی واسه چی میخوایم اینجا باشیم؟
حالا از جزئیاتش برامون بگو
.باشه ،اسم اون مرد کرنلیوس وارما هست
برادرزادهی نتیجهی مهاراجهی پادشاهیِ تراوانکور
هیکلش مثل یه ادونیسِ برنزه بود
...و انگشتهاش به قدری فرز بود که - باشه دیگه، مادر. فهمیدیم -
منظورم این بود که شنودها رو سریع کار میذاشت
عجبا، نمیخوام بدونم اسم اونجات رو چی گذاشتی
وایسای ببینم، چرا واسه بریتانیاییها شنود میذاشتین؟
دوران متفاوتی بود - سال 1812؟ -
سیریل، داشتی میگفتی؟ - ،خب، طبق پرونده -
،اگه باتریها جایگزین بشن شنودها یه کد پخش میکنن
اگه اون کد رو به حسابی که
...پول توش هست انتقال بدیم
رو سرمون پول میباره؟ - زدی تو خال -
به انگلیس پرواز نمیکنیم تا واسه 20 دلار یه باتری عوض کنیم
واحد پولشون پوند هست، لانا - میدونی دیگه منظورم چیه -
منم میدونم توهینهام رو چطوری تموم کنم
وای پشمام. حساب بانکی باتری رو چک کردم
با سود بانکیش الان بیشتر از یه میلیون دلار شده
چی؟ - چه بانمک -
فکر کنم برای این کار
کمک یکی رو لازم داری که منطقه رو بشناسه
،یکی که، اگه لازم باشه
بتونه سه سوته با یه متحد مهم تماس بگیره
این شخصی که میگی کیه؟ ترس و دلهرهام که از صدام مشخصه
لباس چسبون واقعا لازم بود؟ - واسه من؟ نه -
بیشتر واسه استفادهی ملته
هنوزم کارت درسته
ممنون، استرلینگ
منظورم از کارت، حک کردن این تصویر
تا آخر عمرم توی قرنیههامه
پس، پسر خوششانسی هستی
.: Arman333 ترجمه از آرمان اسدی :.
...وای، گرد و خاک اینجا در حدِ
یه صحرا موقع طوفان شن؟ - تعهدنامهی من برای آسیب نرسوندن به بقیه؟ -
کس النور روزولت؟ - اگه واقعیت داشته باشه ناراحتکنندهاس -
.بس کنین خودم یه چیزی به ذهنم میرسید
لانا رفت رو اعصابم - اصلا کار سختی نیست -
.عذر میخوام بستهی پستی برای لانا کین؟
،لعنت بهت، کریگر فکر کردم گفتی اینجا سرّیه
بهت گفتم، یا فکر کردی که بهت گفتم؟
فقط بذارشون کنار در
بسیار خب - نه، برشون گردون -
اگه رابرت واسه یه لحظه هم فکر کرده
که یه مشت علف تجملاتی
،میتونه حرفی که بهم زد رو جبران کنه
...کارش اشتباهتر از - ازدواج کردنت باهاش بود؟ -
!بازم برگشتم، جیگر - ،تمرکز کنین. طبق اسناد بایگانیمون -
تا سه سال پیش که باتریها تموم شد
شنود هنوز فعال بوده
،از اونجایی که خاموش شده
احتمالش زیاده که توسط دستگاهها پیدا نشده باشه
پس، اینطوری پسش میگیریم
...استرلینگ و لانا، شما دخول میکنین
مطمئن نیستم واسه این کار وقت داشته باشیم
اه، منظورش اون نیست
از پنجرهی طبقهی دوم...
سیریل، تو روی زمین بمون
و محوطه رو واسه نیروهای پشتیبانی چک کن
سعی کن چیز مهمی رو نخوری
این آخرین شکلاتم تا آخر عمرمه
داری به ما میگی یا به ده تا شکلات توی جیبت؟
،پم و شریل
شما از میدان اونور خیابون مراقب اوضاع باشین
...و لباس
خانمهای انگلیسی باکلاس رو میپوشیم
کلاهم گندهاس
میدونی، ما بریتانیاییها کلاههای گنده رو اختراع کردیم
تا جمعیت کفترهای عصبانی رو کنترل کنیم
وایسا
این واقعیه؟ - ،همزمان، من با کریگر توی ون -
با دقت بینظیری نقشه رو به اجرا درمیاریم
.مثل گروه رقص راکتس پاهای رقصان
...وقتی توی موقعیت بودین
بعد از مقاربت - بعد از دخول -
هردو یه چیزن
کریگر سیستم هشدار رو مختل میکنه
شنود چی؟ - یکی از بهترین کارهامه -
بد نبود، مادر
سینههاش رو از مال خودم الگو گرفتم
امکانش هست که اینطوری نکنی؟
و خوشحال میشی که بدونی هنوزم عین همدیگهان
قبل از اینکه این رو بدونم خوشحالتر بودم
حالا چطوری کد رو از شنود برداریم؟
یه چیزی سر هم کردم
شرمنده، چیزی بزرگتر از این نداری؟ - پسر، این تکنولوژی عهد بوقه -
رابط کاربریش با تکنولوژی مدرن همخونی نداره
و چراغهای بزرگ چشمکزن چی؟ - اونا واسه من هستن -
کد رو گرفتم
خوبه. حالا وسط سینههام رو بمال تا فعال بشه
چی؟ - ببخشید، سینههای اون رو -
من وحشت دارم یه تابوی اجتماعی رو زیر پا بذارم
که یه دلیلی هست که وجود داره - ای خدا -
اینقدر سخت بود؟ - نه -
تو فقط یه معتاد به قند و خودتخریبگر نیستی
تو جزئی از یه تیم جاسوسی درجه یک هستی
.اینم مدرکش یه نفر داره نزدیک میشه
.داره درست به من نگاه میکنه حالا داره بهم دست تکون میده
و منم دارم بهش دست تکون میدم؟ سلام
فکر کنم خیلی خوب پیش رفت
نه، نه، نه. خبرهای بد - چیه؟ -
مختلکنندهی سیستم هشدار من خودش داره مختل میشه
!دارن اختلال دوبل میاندازن - پس سیستم هشدار داره دوباره فعال میشه؟ -
!استرلینگ، از اونجا برو بیرون
وایسا، حالا داره یه سنگ برمیداره
آره، سنگ رو میاندازه
نزدیک بود بزنه به دوربین امنیتی
.و حالا دارم به دوربین دست تکون میدم سلام
واسه یه بارم که شده میتونم بگم تقصیر من نبود
!فرار کن، اسکل
،سیریل، قرار بود حواست به خیابون باشه
!نه اینکه بشینی شکلات بخوری
حواسم بود. و نخوردمشون
.شکلات رو گذاشتم کنار لحظهی خیلی بزرگی بود
خب، به لطف تو، لحظهی بزرگ بعدیمون زندان بریتانیاست
احتمالا زندانش خیلی قشنگه
...امروز داشت خیلی - مثل همیشه بد پیش میرفت؟ -
وای، درد داشت؟
چمدون رو بگیر، بیشعور - درسته، درسته، آره. البته -
وضعیت ماموریت به روز میشه، شکست خوردیم
و لانا از یه شعبدهباز مشت خورد
یک مظنون برای دزدی آخر شب
در پلاک 10 خیابان داونینگ شناسایی شده است
عزیزم، حتما باید مستقیم به دوربین خیره میشدی؟
مگه نیمرخش بهتر از اینه؟ - مالوری، خواهش میکنم -
اشتباهیه که ممکن بود از هرکدوممون سر بزنه
گمان میشه سارق آمریکایی است
چون کاغذهای شکلات آمریکایی در صحنهی جرم پیدا شده
اگر دولت آمریکا در این موضوع دست داشته باشد
این اولین عمل خصمانه بین دو کشور
از زمان جنگ 1812 تا به حال خواهد بود
این حرکت گندهای حساب میشه؟
خب، تیم، نیازی به وحشت کردن نیست
بیاین آرومآروم ببینیم در چه حالیم
خب، چمدون پرید - حقوقمون هم همینطور -
"سیریل، اینقدر از شکلات حرف نزن، مردک "صفر
"وایسا، بهترش رو دارم. "سه تفنگدار
"صد هزار دلار میدن تا تو رو بفرستیم "مریخ
بوم، زدم تو خال
کسی به حرفم یه "لبخند" هم نمیزنه؟ - یکی منو بکشه -
اگه باعث نمیشد توجهات روی ما بیشتر بشه قبلا کشته بودمت
حالا یه گوشه وایسا و به زمین نگاه کن
!گزینه میخوام، بچهها
خب، یه ردیاب روی چمدون گذاشتم
چی؟ - یه فرستنده توی ردیاب هم گذاشتم -
تا دادههای شنود رو ضبط کنه
پس واسه نخستوزیر بریتانیا شنود گذاشتیم؟
واقعا عین 1812 شده - ،لانا و استرلینگ -
دزد رو پیدا کنین و چمدون رو پس بگیرین
احمق شماره یک و احمق شماره دو رو واسه نگهبانی دادن ببرین
مامانی میخواد بریم گردش
!چه هیجانانگیز - مسلما -
لباستون واقعا حرفهایه - یه آقای محرم از کلاهمون تعریف کرد -
خب، اینطوری حرف زدنشون اصلا رو اعصابمون نمیره - اون خانم هم یه عجوزهی پیره -
و سیریل؟ - بله؟ -
یه نقشه برات دارم
،طبق ردیاب کریگر
چمدوندزد توی جاهای پرجمعیت میگرده
چمدوندزد؟ طرف آدمِ بد توی شعر کودکانه؟
.حالا هر کی به نظرت کیه؟
.احتمالا مامور آیآیاِی هست چطوره وقت رو هدر ندیم
و توی مقرشون منتظرش بمونیم؟
چون توی لندن مقر آیآیاِی وجود نداره، نابغه
No comments yet. Be the first to leave one.