Las primeras 200 líneas.
حافطه پاک کن پیداش شده ؟
دو روز پیش پسر یکی از فرمانده هامون
به خاطر یه حمله ی تروری کشته شد- کی ؟-
فرمانده کل چون کی سو
و ؟
حافظه پاک کن دیروز رفته بود دنبال یه آتش نشان توی شیمبه، ولی موفق نشد
موفق نشد ؟
دونگ بک هم دخالت داشت ؟
بله، از کجا میدونستین ؟
دونگ بک کجاست ؟
داریم سعی میکنیم بفهمیم
و اون آتش نشانه ؟- بله؟-
آتش نشانی که حافظه پاک کن بهش حمله کرده بود کجاست ؟
توی بیمارستان مرکزی شیمبه بستری شده
احیانا، آتش نشانه هیچ کدوم از دکتر های اونجا رو میشناسه ؟
از کجا میدونستید قربان ؟
هی
یادت نره، من بهت اجازه ندادم سوال بپرسی
متاسفم قربان
زنش به عنوان دکتر اونجا کار میکنه
یونگ سو- بله-
اگه نتونی حافظه پاک کن رو بگیری
شغل تو به عنوان یه فرمانده به پایان میرسه
متاسفم- ولی من مثل تو نیستم-
ممکنه یکم به غرورم صدمه بزنه
ولی تو مقامت در خطره
یادم می مونه قربان
دادستانی داره به حافظه پاک کن علاقه نشون میده
احتمالا سعی میکنن با پلیس تحقیقات مشترک انجام بدن
حتی اگه تو حافظه پاک کن رو بگیری، همه ی اعتبارش برای اوناست
و اگه شکست بخوری ، اونا پلیس رو به خاطر بی کفایتیشون سرزنش میکنن
قبل از اینکه اون ها بخوان دخالت کنن، حافظه پاک کن رو بگیر
تو حداکثر سه روز فرصت داری، باید قبل از سه روز بگیریش
من اینو به خاطر خودم نمیگم
به خاطر خودت میگم
چشم
بله قربان- برنامه های صبحم رو کنسل کن-
به کیم دو سو از بخش اطلاعات زنگ بزن
منظورتون فرمانده هست قربان؟- نه فرمانده نه-
بازرس کیم دو سو
چرا بیدار نمیشه ؟
اینو دیگه نمیشه با دستگاه فهمید
ما محض احتیاط تحت نظر داریمش
چرا الان نمی بریدش به مرکز تحقیقاتی خودتون ؟
علایم حیاتیش پایدارن ، واسه همین به زودی منتقل میشه
لطفا محرمانه این کارو انجام بدید، دادستانی دنبالشه
نگرانشید ؟
من هفت ساله آقای دونگ بک رو میشناسم
اولش فکر میکردم اون یه شیاده
ولی متوجه شدم که دروغ نمیگه و یه هویی حس یه ناجی رو داشت
من واقعا هاله ای از نور رو دیدم
ولی الان، اون مثل یه داداش کوچتره برام
من واقعا نگرانشم
فکر کنم کم کم مهرش به دلم افتاده
من فقط میخوام سالم و سلامت باشه
اون سالم نیست ؟
توی وضعیت خوبی قرار نداره، این روز ها هر از گاهی غش میکنه
شما باید جلوشو بگیرین
اون نباید دیگه ذهن مردمو بخونه، خطرناکه
منظورتون چیه ؟
من نمیتونم مطمئن بگم چون کسی نیست که باهاش مقایسش کنم
ولی اون بدون شک داره می میره
چرا بهش نگفتین؟- گفتم، هزاران بار گفتم-
ولی اون دست بردار نیست
مثل اینکه فکر میکنه مقدر شده برای اینکار
خوندن ذهن های بیشتر مثل خودکشیه براش
اینم هشتاد سنت
دیدی وقتی دستش رو گرفتم لبخند زد ؟
به نظر که می اومد حالش به هم خورده- هی-
قلبم براش به درد میاد
باورم نمیشه همچین اوپای خوب و مهربونی توی یتیم خونه زندگی میکنه
خیلی براش متاسفم
سلام- سلام-
من تمام شب اینو داشتم می نوشتم، امیدوارم که بخونیش
منم برات نامه نوشتم- بفرما-
اونا خیلی سنشون زیاده
چرا میخوان مخشو بزنن ؟
من شنیدم اون هیچ دوستی نداره
واقعا ؟- آره-
برای همین همیشه تنهاست و ساکته
پس اون یه تک پره؟- هی-
کدوم تک پری انقد خوش قیافست آخه ؟
خوشحالی ؟
خوشحال نیستم
چرا ؟ بذار ببینم
می خوام اینا رو بدم به بچه های کوچیک تر یتیم خونه
چرا ؟ اینا مال توان
همینجوری
چه جوکی
خودت بهم گفتی که توی یه خواربارفروشی کار پاره وقت انجام بدم
میخواستم هر وقت که دست مردم رو لمس میکنی تمرین کنی
من که نگفتم فن کلابت رو هم بکشونی اونجا
من هیچ وقت نکشوندمشون اونجا
بیخیال حالا ، خب چه حسی داشت ؟
من اصلا خوشم نیومد
منظورم اون نبود، تمرین کردنت رو میگم
اوه ، تمرین
حالا، تقریبا میتونم کنترلش کنم
قبلا، حتی اگه یه تماس کوچیک هم بود، کنترل کردنش سخت بود
ولی الان ، میتونم چیزی که میخوام رو ببینم
حتما خوشت میاد ، وقتی اون دختر ها همش دستت رو میگیرن
...ولی
دیگه نمیخوام این کارو بکنم
چرا ؟
....کامل کردن استعدادت با تمرین
دوست ندارم
دوست ندارم خاطراتشون رو بریزم توی خودم
تو که گفتی میتونی کنترلش کنی
ولی چند تا چیز هست که هنوز هم نمیتونم جلوشونو بگیرم
درد و غمشون
غم انگیز ترین خاطرات اول از همه میان به سراغم
دیگه نمیخوام انجامش بدم
ممنونم
برای چی ؟
اگه به خاطر تو نبود
من به فکرم نمیرسید اینجوری تمرین کنم
ولی تو چرا تا حالا ازم نخواستی کمکت کنم ؟
توی چی ؟
تمرین ، چرا تا حالا ازم نخواستی ؟
درسته، تمرین
خب
...چیزه
من دیگه میرم
روی تو کار نمیکنه
نمیتونم جوری که میخوام
ذهنت رو بخونم
چرا ؟
نمیدونم
چرا نمیدونی ؟
ذهنم
...قفل میشه
کارآگاه
نباید بلند بشید
لطفا آروم باشین
بیمار به هوش اومده
کارآگاه دونگ
چرا اومدی ؟ مردم دارن نگاه میکنن
حافظه پاک کن یه زخم بزرگ روی دست راستش داره
میدونیم، حالا برگرد به اتاقت
اون یه چیزی به آقای نو داد ، آقای نو کجاست ؟
فرار کرده
اون بدون هیچ رد و نشونی نصف شب ناپدید شده
حافظه پاک کن چی بهش داد؟
اون یه چیزی رو
گذاشت توی دماغش
دماغش ؟
همه ی دوربین ها ی مدار بسته به غیر از دوربین های آسانسور خاموش شدن
توسط یه شرکت خارجی کنترل میشن
طبقه ی دوی زیر زمین ؟
اونجا پارکینگه ، و ما داریم همه ی دوربین های جعبه ی سیاه ماشین ها رو بررسی میکنیم
آخه چرا دزدیدنش ؟
یعنی نو کوان کیو چی دیده ؟
نه ، این ربطی به حذف کردن شاهد نداره
خود کشتنش هدف بوده
کشتن آقای نو
براش لذت بوده
اینا همه ی ماشین هایی ان که پارکینگ رو ترک کردن ؟
....بله، بعد از نیمه شب بوده پس
برانکارد چی ؟
بله ؟
برانکارد توی پارکینگ بود ؟
نه
ون ها و کامیون ها چی؟
همرو چک کردیم
راهرو ها چطور؟
هیچی پیدا نشد
...ممکنه
چی؟
اون هنوز تو ساختمونه- چی؟-
اگه آقای نو رو روی برانکارد برده باشه
به یه ون یا آمبولانس نیاز داشته
فقط ماشین های شخصی از پارکینگ رفتن
...پس اگه پارکینگ نباشه
دیگه تو زیرزمین چی هست؟
خیلی چیز ها فکرکنم
خفه اش میکنه- خفه اش؟-
اون یه بار شکست خورده,پس حتما دوست داره دوباره امتحان کنه
چطور؟- بازم همون کارو میکنه-
شما سه تا از اون راه برین
بله
بریم اونجا رو چک کنیم
سالن غذاخوری- سالن غذاخوری؟-
یخچال
درسته
ما پلیس هستیم
میتونیم یخچالتون رو چک کنیم؟
فریزرتون کجاست؟
طبقه پایینه
بریم
میرم کمکشون کنم
لعنتی
در گیر کرده بود واسه همین به یه مهندس زنگ زدیم
لعنتی
سهون کدوم گوری رفته؟
بله؟چی؟
اتاق فریزر
چی کار میکنید؟
من یه پلیسم ,دنبال یه بیمار گمشده میگردم
اینجا فقط برای مرده هاست
اجازه بدین چکش کنم
No comments yet. Be the first to leave one.