Las primeras 32 líneas.
پول باعث انگيزه ميشه پول باعث بحث و جدل مي شه
تو ميري مسافرت ما بايد پولش رو بديم
ما رو کمپاني نشستيم اما فقط به خاطر خانواده اين کار رو مي کنم
اين کاري که ما به هر حال انجام ميديم فقط به خاطر اينکه خودم رو مي شناسم
آره . اين زندگي که خودم انتخاب کردم
تير اندازي تو تاريکي با يه چشم بسته
و ما يه حفره درست مي کنيم مثل يه اجاق تک شعله
تو فقط مي توني من رو موقعي گير بياري که دارم دوست دخترم رو مي بوسم و جفت چشمام رو بستم
عشق من خالصه ممنون که پرسيدي
سرعتم رو کم نمي کنم پس بايد سرعت رو بشکنم
تو از پلاستيک استفاده مي کني و پولت رو به گا مي دي
من حتي مردمي رو ديدم که تخم همين کار هم ندارن
من هرگز از مرگ و مردن نترسيدم
من فقط از تلاش نکردن مي ترسم
من هميني ام که هستم
فقط خدا مي تونه درباره ام قضاوت کنه ...حالا
يه شانس دارم . امشب همه چيز در حال مسابقه است
حتي اگه 3 مسابقه پشت سر هم داشته باشم کم نميارم و بازم ميرم طرفش
تو اين لحظه ما رأس همه هستيم
و من بازيچه ي هيچکس نيستم
چون مي تونه خيلي خطرناک باشه
به اين کسايي که باهاشون مسابقه ميدم نگاه کن
تو اين لحظه ما رأس همه هستيم
من مثل خودش باهاش مسابقه ميدم و مثل خودش باهاش ميميرم
هر چي مشکل داري بذار پشت خطه مسابقه ...اگه به من نگاه کني سرعت رو توي وجودم مي بيني
توي ماشين جديدم يا توي خدمتکارام... اين جنده ي جديدم تيکه ي خوبيه
و من با اين جوخه ي شگفت انگيز کشيده ميشم زير
چي ميگي . به من بگو داري چي ميگي
سخت کار مي کني تا خونه واسه سگ هام درست کني اونم هر روز هفته
از جا بلند مي شي همه چيز رو چک مي کني که ببيني ما تخمش رو داريم يا نه
مثل ماب تمام کارات رو با تلفن انجام ميدي اگه سقوط کني من مي گيرمت به من مي گيم خليفه ي جوان
من هرگز از مرگ و مردن نترسيدم
No comments yet. Be the first to leave one.