Las primeras 194 líneas.
!درستش کن، شروع کن
!سلام به همگی! الان دارید "هایاتی نو گوتوکو" رو تماشا میکنید
سه سال از آخرین مجموعه تلویزیونی گذشته
من نمیتونم اینو بلند کنم
و یک سال بعد از فیلم
!درستش کردم
!امشب، بالاخر مجموعه تلویزیونی جدید شروع میشه
!سه نفری میتونیم باهم انجامش بدیم
!با شماره، 3،2.1
سازندها تمام سعیشون رو کردن
!تونستیم
!هی بچه ها! منو ببینید
که طوری مجموعه رو بسازن
که طرفداران مانگا و سری های دیگه
داری چه غلطی میکنی، یوکیجی؟
خیر سَرت معلمی؟
و طرفداراهای جدید ما رو راضی نگه داره
!خیلی بیرحمی، کاتسورا - چان
راحت بشینید و از سریال لذت ببرید
!ببخشید! ببخشید
...بسیار خوب، شب دیگه
!آیاساکی - کون! آیاساکی - کون
" با مجموعه هایاتی نو گوتوکو:" نمیتونی از جلوی چشام دور بشی
!کمکم کن، آیاساکی - کون! دارن منو میکشن
!نمایش شروع میشه
...چرا، یه لحظه خفه خون نمیگیری
...مرگم حتمی
...من میمیرم
تو این خراب شده کسی دنبال بدنم میاد!؟
زیبای ناشناس تو صحرا ناوادا
تو هم برام لات شدی؟
!دزد، اون مال منه
!!!چطور جرات کردی ازم بدزدی؟ کاکتوس لال
!بهم برش گردون! بهم برش گردون حال حوصله ندارم
که اینطور، یه کاکتوس احمق چلاق میخواد اعصابمو خرد کنه
مطمئن باش پشیمون میشی
!داغه! دستم داره میسوزه
!چشام! چشام پر خاک و سنگ شدش
هایاته
دنبالم نمیادش
به هرحال، دیگه پیش خدمتم نیست
نه ماه از وقتیکه من پیشخدمت خانم ناگی شدم گذشته
!خانم
!دیگه ظهر شده
وقت بیدار شدنه
خانم
ظهر شده ببینید، خانم
...دردت چیه؟ این تازه نور سپیده دمه
نه، الان لنگ ظهره
ببینید؟
با برگردوندن زمان چیزی تغییر نمیکنه
!اذیتم نکن، هایاته
نمیتونم روز روشن هم بخوابم؟
بهتون اجازه دادم تا ظهر بخوابید، درسته؟
!خفه شو
!هایاته احمق! کودن
زود باشید لباستون رو بپوشید، خانم
داری سعی میکنی که منو بکشی؟
بیدار شدن لنگ ظهر تو رو میکشه؟
...بازم
سلام! منزل سانزنینه، بفرمایید
...سلام؟ اینجا سانزنینه
...نه، من ماریا خدمتکار اینجام، خب
پلیس؟...
جرم جنایت مثل بارون میباره
من تنهام، ولی خودم رو نمیبازم
قول میدم که فردا زنده باشم
حتی اگه شیطان منو گمراه کنه
در قلبم قدرت حکاکی شده
به لرزش در آوردن همه چیز و شکست دادن ناامیدی
...همانطور که نور تو آسمون میدرخشه
سویرنجی روکا البوم جدید به نام " انجیل " و آماده برای فروش
سویرنجی روکا
انجیل
!اجرا زنده به زودی در لاس وگاس
نمیتونم باور کنم که آخر ماه سپتامبر
بریم اونجا میتونیم کیف کنیم، هایاته؟
...بهتون گفتم، خانم
اگه دروغ بگی
میتونم لباس زیرت رو ببینم
!شما یه دختری، مقام کوچیکی ندارید، مقامتون بالاست
تنهام بزار
و اگه صحبت کردن با خودت، برات خسته کننده شده
و شروع کردی به فکر کردن درباره تفریح های خسته کننده
...فقط حرف میزنی، اما
چه تابستان های فعالی داشتم، حالا همه چیز تموم شدش
حالا احساس میکنم که یه سوراخ بزرگ تو قلبمه
...خانم
و برای پر کردن این سوراخ تو قلبم
تا دیر وقت بیدار میمونم
بازی میکنم، مانگا میخونم
بعد انیمه نگاه میکنم، و لشم میفته رو زمین
میدونم به خاطر این همه بازی کردن و خوندن مانگا
و نگاه کردن انیمه و افتادن رو زمین هیچ کمکی بهم نمیکنه
...احتمالا داری فکر میکنی که من دارم وقتمو تلف میکنم، ولی واقعا
!!!هیچ راه دیگه ای وجود نداره
میخوام بیشتر فعال باشی
با این حساب انرژی برات نمیمونه
تا سال دومت رو تموم کنی
نگران نباش
بعد از مدرسه تو خونه میمونم
...تا هزینه هام رو کمتر کنم
اصلا خوب نیست
اگه اینطور ادامه بده، دیگه خانم ناگی مفدش فایده نداره
یه بازنده بیشتر از یه بی فایده تبدیل میشه
...باید سعی کنم جلوشو بگیرم
...خسته ام، داره سرم گیج میره
...اما حالا
چی اتفاقی دارم واسم میفته؟ این چه حالی که من دارم؟
باعث تعجبه که تلویزیون یه چیز درست حسابی پخش کنه
...یه شی پرنده شکل ناشناس
این پرنده ناشناس تو نزدیکا منطقه 51 مشاهده شده، ناوادا
!در نزدیکا منطقه 51 ناوادا دیده شده، و در حال کشف این راز هستیم
خبری از ظاهر شدن یه بشقاب پرنده است!؟
!ببینید
ما از کارکنان نظامی سوالاتی پرسیدیم
واقعا بشقاب پرنده رو دیدید؟
بله، دیدم
اشتباه نمیکنم میتونید تو صحرا پیداش کنید
اون واقعا یه بشقاب پرنده بود
!اطلاعاتمون اشتباه نبود
...نمیتونم این چیزای که داره تو تلویزیون پخش میشه رو باور کنم
...خیلی تلاش میکنن تا این چیزا رو پخش کنن تا مخاطب جذب کنن
...مکان اسرار آمیزی تو ناحیه 51 آمریکا داره داد میزنه
هان؟
خانم ناگی به اندازه کافی باهوشه
ولی باید تلاششو بکنه که نمراتشو تو مدرسه ببره بالا
ولی اون جنجالي و فراموشکاره
...هنوز 13 سالشه
...اگرچه این داستان های بشقاب پرنده کلیشه ای شده
کالبد شکافی یه آدم فضایی؟
این که جدید نیست خانم ناگی
!ناگی
!ناگی
خانم ناگی، ماریا - سان داره شما رو صدا میزنه
!بعدا
!مشغول تماشا کردن مستندی که تلویزیون داره پخش میکنه هستم
!خواهش میکنم، عجله کنید
اداره پلیس نوادا زنگ زدش
هان؟
چی؟
وسایل پدر مرحومت؟
اره
اونا میخوان منو تو آمریکا ببینن
...و تاکید میکردن این
وسایلی که پیدا کردن متعلق به پدرمه....
مگه اونا نمیتونن براتون بفرستن؟
خب... دلیلشو نگفتن
ممکنه وسایلی که پیدا کردن تو حمل نقل بشکنن
و اونا به طور کامل مطمئن نبودن
...نا... وا... دا
اداره پلیس نوادا امنیتش رو خیلی سفت و سخت میگیره
خانم ناگی، مگه پدرتون کی بودش؟
ظاهرا تو حادثه رانندگی مردش
نزدیکا لاس وگاس بود قبل از اینکه من متولد بشم
ناوادا منطقه 51
هیچ وقت ندیدمش، هیچ خاطره ای هم ازش ندارم
...حتی نمیدونم آخرین کلامتش چی بود
نمیتونم باور کنم چون اونا گفتن میخوان از شرشون خلاص بشن
اگه تا 10 روز دیگه نیاید ببریشون
...میخوای از مدرسه
چی دارید میگید؟
!چیزهای مهمتری از مدرسه وجود داره
هان؟
مجبورم برم من واقعا پدرم رو دوست دارم
منطقه 51
بعد از این، من چطور میتونم برم مدرسه و راحت درس بخونم؟
...به نظر میرسه
داره برای رفتنش بهونه میاره...
هرچند من اونو نشناختم
!من باید پدرمو بفهمم کی بود، واقعا منو دوست داشت
قبل از این هیچ وقت بهش اهمیت ندادم
اما الان میدونم
باید به این سفر دور برم
!مدرسه رو فراموش کن! آمریکا رو بچسب
و اگه ما وقت داشتیم
اون یه ذره اهمیت هم به پدرش نمیده
!میرفتیم به منطقه 51 و بیگانه ها رو میدیدم
!اگه ما کمی وقت داشتیم
واقعا باعث تعجبه که پدرش اونو ترک کرده
...خب
ولی عکسش یه عاشق غم انگیز نشون میده، نه؟
...م - ماریا - سان
ادامه دارد
تئاتر
A پارت
میخوام شروع کنم 140 کارکتر تو نقش های مختلف رو بنویسم
که اینطور، چه ایده جالبی
!اما خیلی دیر شده، سومی - چان
!من خودم قبلا تو نقش 140 کارکترم
چی؟ شما قبلا تو 140 کارکتر ایفا نقش کردی، مادر؟
!و نام کاربری من گاگا
گاگا؟
ادامه دارد
No comments yet. Be the first to leave one.